The first 200 lines.
دیگه خزندهبازی بسه، پاشو!
یانگچن رو دست نزن! نوه منو نزن!
بده من.
بذار پدربزرگ بغلت کنه.
دختر خوب.
دلماست.
آره، خاله.
ببین، خاله دلما اینجاست.
خاله دلما میاد خونه ما.
یه چای بخور، دلما.
باشه.
تو بارداری. نباید میاومدی.
همش تقصیر برادرم دولا گیالئه.
زنش ترکش کرد چون معتاد الکله.
و حالا یانگچن هم به خاطر اون فلج شده.
بذار پاشو یه نگاهی بندازم.
لوبسانگ!
بله؟
میشه بیای بیرون؟
باشه.
سلام، رئیس تسچوک!
من اومدم مشکل شما رو حل کنم.
یه سیگار بکش!
دولا گیال هم اینجاست.
باید رو در رو در مورد مشکلتون صحبت کنید.
سعی کنید آروم باشید. دعوا نکنید.
باشه؟
نوربو!
سلام!
داری گوشت سال نو چینی رو آماده میکنی؟
حوصله جشن گرفتن ندارم.
سال بدی بود.
دولا گیال
نوه من به خاطر تو فلج شده.
چطور میتونی اینو درست کنی؟
وقتی پدر و مادرش پیر بشن،
میتونن بهش تکیه کنن؟
وقتی بمیرن،
کی قراره مراسم خاکسپاریشون رو برگزار کنه؟
ما هر کاری میکنیم تا پای یانگچن رو به هر قیمتی درمان کنیم،
حتی اگه
تمام ثروتمون رو از دست بدیم.
من فقط میخوام خوب بشه.
ولی دکتر گفت
که نخاعش آسیب دیده
و دیگه نمیتونه راه بره.
بذار ازت بپرسم.
اگه جای من بودی چیکار میکردی؟ جواب بده!
اگه آسمون میخواد منو مجازات کنه،
من زندگیمو میدم تا یانگچن دوباره راه بره.
خیلی دلم میخواست این کارو کنم.
ولی تو هیچ کاری برای درست کردنش نکردی! هنوزم انسانی؟
از وقتی تصادف شده،
تا حالا با خاتا اومدی مارو ببینی؟
تا حالا به خاطر این موضوع بهت فحش دادیم
یا بهت دست زدیم؟
جون در برابر جون. خیلی بده که جون من ارزشی نداره.
به بودا قسم میخورم.
من و خواهرم تمام پولمون رو خرج کردیم.
کاش رعد و برق بهم بخوره.
اینجوری آزاد میشم.
آه، نوربو.
فکر کنم باید یه بچه دیگه داشته باشی.
نوربو، حرفای منو یادت باشه.
بابا،
دلمون برای یانگچن شکسته.
به خاطر یانگچن،
باید حداقل دو سه تا بچه دیگه به دنیا بیاری.
هرچی بیشتر، بهتر.
اون به خواهر و برادر نیاز داره.
هیچ چیز دیگه ای نمیتونه کمک کنه.
تو و لامو هم زودتر از اون میمیرین.
اون موقع کی ازش مراقبت میکنه؟
همین کاری که میگم رو بکن و بچه دار شو،
وگرنه وقتی مردم آرامش ندارم.
جشنواره بهاره نزدیکه.
فردا،
برادرت شراب رو از معبد بیار خونه.
برادر، بذار کمکت کنم.
این ماه فقط ۸۰۰ یوان حقوق گرفتم.
باید الکل خریدن رو تموم کنی.
میتونی برای دورجه بیشتر پول قرض کنی تا خرج زندگیش باشه؟
از همه به جز بانک قرض گرفتم.
باید سیگار و مشروب خوردن رو کم کنی.
اول شهریه بچه ها رو بده.
همش تقصیر منه که فقیر شدیم.
متاسفم که باعث رنجت شدم.
پالتوتو بپوش. سرما نخوری.
باید از تمام خانواده لوبسانگ عذرخواهی کنی.
اونا کسانی هستن که به خاطر تو رنج میکشن.
هیچکس نمیتونه این نوع رنج رو تحمل کنه.
بریم اول خونه شما.
باید لباسای بچهها رو بشورم
و ملافه های تختت رو عوض کنم.
زنت رو فراری دادی.
به جز من کی بهت کمک میکنه؟
تا زد
کاش میمردم و تاوان
کاری که با زندگیم کردم رو میپرداختم.
چطور میتونی این حرفو بزنی؟
آخه من چه زندگیای دارم؟ خانواده که ندارم هیچی!
بیا، این گوشی بابائه.
یه لحظه.
داور منم.
بیاین ببینیم بابا و عمو چطور مچ میندازن.
با هم بشمریم.
یک، دو، سه!
یک، دو، سه!
با انگشتای کوچیکمون امتحان کنیم.
یک، دو، سه!
تو حریفش نیستی.
خیلی قویه. از پسش برنمیام.
تو خیلی زور داری.
عمو شرابت حریفت نیست.
یک، دو، سه!
میخوام برقصم.
هنوز داری می خوری؟ چه حالی می کنی برای خودت!
آخه الان چه جوری می تونی بخوری؟
بچههای دیگه میتونن برقصن و حال کنن.
چرا نوه من نتونه؟
ها؟
یه چیزی بگو!
وکیل پرونده رو ثبت کرده.
وقت دادگاه نزدیکه.
به زودی رای میدن.
عالی!
بابت کاری که با یانگچن کرد، ازش متنفرم.
بهتره دیگه نبینمش.
وگرنه می زنمش، شاید حتی بکشمش.
الان دردسر درست نکن.
میفهمی؟
بشینید لطفا.
رئیس تسچوک، میدونید،
دولا گال گواهینامه رانندگی نداره.
نباید رانندگی کنه.
اون قوانین رو زیر پا گذاشت.
این یارو هم قانون رو شکسته، هم جرم کرده.
دولا گال کلی عیب و ایراد داره.
اون موتورش رو کوبید به ماشین پلیس.
و نزدیک بود بمیره.
بعدش به عنوان معلول درجه یک ارزیابی شد.
راستشو بخوای، اونم یه بدبخت بی چاره است.
اما بازم بدون گواهینامه تراکتور خرید.
اگه اون مست نمیکرد و رانندگی نمیکرد
یانگچن هنوز میتونست راه بره و بدوئه.
اون دو تا بچه داره که باید بزرگ کنه.
و زنش هم ولش کرده رفته.
بچههاش بهش نیاز دارن.
اون الان دیگه هیچ راهی نداره.
اگه دولا گال بره زندان،
کی میخواد از بچههاش مراقبت کنه؟
مردم ده باید بارشو به دوش بکشن.
من مشکلی ندارم که کمک کنم بچههاش رو بزرگ کنم.
اگه اون بره زندان.
یانگچن حقش رو میخواد.
من تو زندگی قبلیم چیکار کردم؟
چرا همچین چیزی برای من اتفاق افتاد؟
بچههای دیگه دارن میپرن و میدوند.
بچه بیچاره من حتی نمیتونه راه بره.
حتی تو روز جشن هم فقط میتونم کنارش باشم.
اون نمیتونه بره بیرون.
اون دیگه خوب نمیشه.
الان اون خیلی کوچیکه که بفهمه.
وقتی بزرگ شد بهش چی بگم؟
چطور ازدواج کنه و خانواده داشته باشه؟
کی عاشقش میشه؟
تو آینده کی میخواد باهاش ازدواج کنه؟
من تو زندگی قبلیم چه بدیای کردم
که لایق این مجازات باشم؟
هیچ کدوم از اینا اتفاق نمیافتاد
اگه اون روز مست نمیکردم.
حرومزاده!
حرومزاده، امروز باید حالتو جا بیارم.
ولش کن! ولش کن!
بیا منو بزن!
یالا!
یالا! باید بکشمت!
عالی! یالا!
بس کن!
دیگه بسه!
آخه چطور میتونم دست رو دست بذارم؟
اگه پاهای من بچگی میشکست.
داد نزن!
مگه میشه ناراحت نبود؟ مگه میشه نزد؟
من اونقدر تحمل کردم که فقط زدمش،
به جای اینکه بکشمش.
بابا داد نزن. اینقدر عصبانی نباش.
تو هر روز داشتی میگفتی
که هر روز بندازیش زندان.
نمیتونم فقط بزنمش؟
راجع به دختر خودمه،
نه یه حیوون!
من و لاهومو فقط همین یه دختر رو داریم.
و تو هم فقط همین یه نوه رو داری.
بچه رو بگیر.
حالم افتضاحه!
بابا، من میخوام برم بیرون بازی کنم و برقصم.
دختر خوبی باش.
تو نمیتونی برقصی و همش تقصیر دولا گاله.
بابا، من بازم میخوام برم بیرون و برقصم.
No comments yet. Be the first to leave one.