Every Year After

Every Year After

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Every Year After 2026 S01E08 WEB Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-18
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏سم! سم!‏

‏داداش، بجنب. باید بریم!‏

‏داداش، چه مرگته؟‏

‏ده بار زنگ زدم‏

‏باید فامیل مامان رو‏ ‏از فرودگاه بیاریم‏

‏نه، کاری نمی‌کنم‏ ‏تو هم نمی‌تونی مجبورم کنی‏

‏پس قرار نیست‏ ‏یه لحظهٔ برادرانه داشته باشیم؟‏

‏می‌خوای بری خانوادهٔ مامان رو بیاری‏ ‏یا من برم؟‏

‏می‌خوای تو بری فامیل مامان رو بیاری‏ ‏یا من؟‏

‏- چند سالمونه، دوازده؟‏ ‏- آره، دقیقاً‏

‏وقتی بچه بودم و زورم نمی‌رسید‏ ‏زور می‌گفتی‏

‏ولی حالا می‌تونم جوابت رو بدم، نه؟‏

‏من باهات دعوا نمی‌کنم‏

‏چرا؟ چون می‌دونی می‌بازی؟‏

‏نه، چون دوستت دارم‏

‏آره، خیلی روش عجیبی برای نشون‌دادنش داری‏

‏- دیروز هیچ اتفاقی نیفتاد‏ ‏- اصلاً برام مهم نیست‏

‏آره، جز اینکه می‌دونم مهمه‏

‏هی‏

‏از رانندگی تا فرودگاه لذت ببر‏

‏دلیلا!‏

‏هی، دلیلا‏

‏خوبی؟‏

‏آره، چرا؟‏

‏آه‏

‏قرار نبود «تاورن» رو آماده کنی‏

‏- برای مراسم یادبود سو؟‏ ‏- نه، نمی‌کنم‏

‏هیچ‌کس اهمیت نمی‌ده؛ فقط منم که اهمیت می‌دم‏

‏اون هم سر چیزهای مسخره‌ای مثل‏

‏رومیزی و رابطه‌هایی که به‌جای احساس واقعی‏ ‏بر پایهٔ ظاهر ساخته شدن‏

‏آه، لع…‏

‏پرسی، چطور کارم به اینجا کشید؟‏ ‏خیلی گند زدم‏

‏همه‌مون تصمیم می‌گیریم و پشیمون می‌شیم‏

‏ببخش که اون همه سال‏ ‏بی‌خبر ولت کردم‏

‏همیشه برام سؤال بود چرا، ولی…‏

‏فکر کنم حالا می‌فهمم‏

‏می‌دونی که قضاوتت نمی‌کردم‏

‏شرم و عذاب وجدان خودم‏ ‏نمی‌ذاشت چیزی رو ببینم‏

‏من… هیچ‌چیز رو نمی‌دیدم‏

‏جز اینکه… فکر می‌کردم‏ ‏لیاقت هیچ چیز خوبی رو ندارم‏

‏حتی دوستیِ تو رو‏

‏و حالا؟‏

‏حالا دارم روش کار می‌کنم‏

‏چون سو هم می‌خواست همین کار رو بکنم‏

‏و فکر کنم سو می‌خواست‏ ‏همین‌جا تو تخت ولو بشم‏

‏و این چیپس‌های کچاپی رو بخورم‏

‏از این نظر خیلی باحال بود‏

‏آره، بود‏

‏باشه، تو همین‌جا بمون‏ ‏من می‌رم‏

‏«تاورن» رو برای مراسم‏ ‏آماده می‌کنم‏

‏اون هم ظرف… دو ساعت‏

‏آره، غذاها رو آماده می‌کنم‏ ‏سالن رو هم می‌چینم؛ کاری نداره‏

‏- وقت زیادی نیست‏ ‏- از پسش برمیام‏

‏قبل از اینکه سم و چارلی اصلاً بفهمن‏ ‏اونجا بودم، کارم تمومه‏

‏مثل آب خوردن‏

‏مطمئنی نمی‌خوای همین‌جا بمونی‏ ‏و بگی «به درک»؟‏

‏خیلی هم دلم می‌خواد، ولی فکر کنم‏

‏بعد از همهٔ این اتفاق‌ها‏ ‏باید این کار رو بکنم‏

‏باید اون‌طور که شایستهٔ سوئه‏ ‏باهاش خداحافظی کنیم‏

‏کمترین کاریه که ازم برمیاد‏

‏- داری استعفا می‌دی؟‏ ‏- فکر کنم باید‏

‏برگردم سیاتل‏

‏امروز چه خبره؟‏

‏منظورت چیه؟‏

‏چارلی صبح وسایلش رو جمع کرد و رفت‏

‏گفت باید زودتر‏ ‏برگرده دانشگاه تورنتو‏

‏- چارلی رفته؟‏ ‏- آره‏

‏شما دوتا چه‌تونه؟‏

‏هیچ اتفاقی بین ما دوتا نیست‏

‏فقط منظورم این بود که‏

‏می‌دونم چقدر برات مهم بود‏ ‏آخرین لحظه‌های طلایی تابستون رو غنیمت بشمری‏

‏- برای هر دوتون‏ ‏- آره، بود، ولی بعدش…‏

‏سم ازم جدا شد‏

‏آه عزیزم، خیلی متأسفم‏

‏می‌فهمم ماجرای تو و سم‏ ‏چقدر سخت بوده‏

‏بوده‏

‏پس توی سیاتل چی منتظرته؟‏

‏احتمالاً بارون؛ و منی که منتظرم‏ ‏دلیلا از سفرش برگرده‏

‏پس همین‌جا بمون‏

‏پسرهای فلورک صاحب این شهر نیستن‏ ‏ما هستیم‏

‏می‌دونی چیه؟‏

‏می‌مونم‏

‏خوبه‏

‏حالا خودت رو جمع‌وجور کن‏ ‏و برای سرو شام کمکم کن‏

‏چشم‏

‏بله، باید دربارهٔ این هزینه‌های پنهان‏ ‏توی صورتحسابمون حرف بزنیم‏

‏چیزی پنهان نیست‏

‏سی دلار برای چیزی به اسم «⁦TIF⁩»؟‏

‏عوارض توسعهٔ گردشگری‏

‏- شهرداری بَریز بِی تعیینش کرده‏ ‏- باشه‏

‏- روزی ده دلار برای پارکینگ؟‏ ‏- این مورد‏

‏توی توافق‌نامه‌ای بود که موقع ورود امضا کردید‏

‏لای ریزنویس‌های حقوقی قایمش کرده بودید‏ ‏که معمولاً از خوندنشون کیف می‌کنم‏

‏ولی چون موقع ورود به‌جای دو اتاق‏ ‏یک اتاق بهمون دادید، حواسم پرت شد‏

‏من… دوست دارم همه‌چیز روشن گفته بشه‏

‏باشه‏

‏مرزهای روشن‏

‏وگرنه حس می‌کنم کنترلم رو از دست دادم‏

‏می‌تونم هزینهٔ پارکینگ رو تخفیف بدم…‏

‏من خیانتکار نیستم، باشه؟‏ ‏من… نامزد دارم‏

‏آه‏

‏حدس می‌زدم پشت این عصبانیت‏ ‏چیز بیشتری باشه‏

‏ولی تو خیانت نکردی‏

‏یک‌جورهایی حس می‌کنم کردم، چون…‏

‏- آدم بدی‌ام‏ ‏- باشه، تو خیلی چیزهایی‏

‏ولی آدم بد یکی‌شون نیست‏

‏نه، نه. چرا؟ چرا؟‏

‏چرا این‌قدر راحت می‌شه باهات حرف زد‏ ‏و وقت گذروند؟‏

‏خیلی خونسردی‏

‏ولی درعین‌حال خیلی باملاحظه‌ای‏ ‏و این واقعاً اعصاب‌خردکنه‏

‏می‌دونم ساده به نظرش میارم‏ ‏ولی خونسردیِ باملاحظه زحمت داره‏

‏باشه؟ باید واقعاً بخوای‏ ‏خونسرد باشی‏

‏فکر کنم تو هم داری‏ ‏همین کار رو می‌کنی، نه؟‏

‏بس کن. نه، بس کن‏

‏بس کن… این‌قدر خودت نباش‏ ‏و می‌دونی چیه؟ من…‏

‏باشه؛ تخفیف پارکینگ رو‏ ‏قبول می‌کنم، باشه؟‏

‏باید این رو درستش کنی‏

‏آه، سلام سم‏

‏پرسی اینجا نیست‏

‏آره، می‌دونم‏ ‏اگر بود، نمی‌اومدم‏

‏درسته‏

‏از جوردی خواستم‏

‏یه چیزی برام چاپ کنه‏

‏ببین، می‌دونم زیاد همدیگه رو نمی‌شناسیم‏

‏ولی حس می‌کنم‏ ‏خیلی چیزها درباره‌ات می‌دونم‏

‏- باشه‏ ‏- و دربارهٔ مامانت‏

‏پرسی همیشه از باحال‌بودنش تعریف می‌کرد‏

‏آره، خب… فکر کنم‏

‏داستان این رو برام گفت که، ام…‏

‏پدربزرگ‌ومادربزرگت انباری داشتن‏ ‏قرار بود خرابش کنن‏

‏مامانت کلی اسپری رنگ خرید‏ ‏تا اول با هم رنگش کنید‏

‏گفت آخرش شبیه نقاشیِ جکسون پولاک شد‏

‏آره، تا هفته‌ها موهام رنگ آبی داشت‏

‏به‌هرحال… برای سو خیلی متأسفم‏

‏کاش فرصت می‌کردم بشناسمش‏

‏ممنون‏

‏- خب، هم خوب بود هم غافلگیرکننده‏ ‏- باور کن‏

‏همه‌چیز دربارهٔ اون زن غافلگیرکننده‌ست‏

‏چندلایه‌ست‏

‏مثل پیازیه که وسطش‏ ‏بستنی نعناییِ شکلاتی باشه‏

‏این خوبه؟ چون خیلی چندش‌آور به نظر می‌رسه‏

‏شاید؛ ولی به‌شدت جالبه‏

‏هیچ‌وقت نمی‌دونم قراره چی بگه‏

‏- ولی…‏ ‏- نامزد داره؟‏

‏آره، البته انگار هنوز معلوم نیست‏

‏مرد حسابی، هیچ‌کس توی این شهر‏ ‏آخرش سر و سامون نمی‌گیره‏

‏دلیلا گرفت، ولی آره‏

‏- بفرما‏ ‏- دلیلا…‏

‏یعنی حالا مجرده‏

‏آره‏

‏دل‌کندن از عشق قدیمی آسون نیست‏

‏آره، واقعاً نیست‏

‏یا در مورد من، با یه انفجار حسابی تموم می‌شه‏

‏اون هم هست‏ ‏شاید واسه همینه هنوز مجردم‏

‏سمِ قدیمی بهت می‌گفت‏ ‏فقط به عشق ایمان داشته باش…‏

‏ولی هرچه بیشتر فکر می‌کنم‏ ‏می‌بینم حق با توئه‏

‏تنهایی بهتره‏

‏- خودت هم باورش نداری‏ ‏- راستش نمی‌دونم به چی باور داشته باشم‏

‏اول این هفته، یکی رو داشتم که‏ ‏چیزی نمونده بود نامزدم بشه، یه برادر داشتم‏

‏یه عشق سابق که ده سال بود‏ ‏باهاش حرف نزده بودم‏

‏و مادری که فکر می‌کردم‏ ‏همه‌چیز دستشه‏

‏بی‌خیال، رفیق‏ ‏می‌دونم دوران سختیه، ولی…‏

‏اینکه خوبی آدم‌ها رو می‌بینی‏ ‏چیز خوبیه‏

‏آره، یا شاید فقط یه احمقم‏ ‏که باید پوست‌کلفت‌تر بشه‏

‏دلیلا؟‏

‏کسی هست؟‏

‏آه‏

‏دلیلا؟‏

‏نه، منم‏

‏چی پوشیدی؟‏

‏و چرا؟‏

‏راز تخم‌مرغ هم‌زده اینه:‏ ‏حرارت کم، پخت آروم‏

‏اگر صبور باشی، آخرش‏ ‏ابرهای پف‌دار و خوشمزه نصیبت می‌شه‏

‏وای، باید نویسنده می‌شدی‏ ‏فکر کنم این جمله رو بدزدم‏

‏مال خودت‏

‏حالا چرا دامن باله و تاج؟‏

‏چون گاهی مسخره‌بازی همه‌چیز رو عوض می‌کنه‏ ‏و این…‏

‏- نهایت مسخره‌بازیه‏ ‏- هوم‏

‏تاجم رو می‌خوای؟‏

‏فکر نکنم هنوز آمادهٔ تاج‌گذاشتن باشم‏

‏یه روز می‌شی‏

‏فکر نکنم پسرهای من تاج رو بخوان‏

‏- پس چشم امیدم به توئه‏ ‏- مسئولیت سنگینیه‏

‏هست؛ اگر تاج رو به سر بذاری‏ ‏باید قول بدی‏

‏برای شام فقط صبحانه بخوری‏

‏فکر نکنم هیچ‌وقت‏ ‏برای شام صبحانه خورده باشم‏

‏- جدی؟‏ ‏- آره‏

‏اگر می‌دونستم‏ ‏تخم‌مرغ بندیکت درست می‌کردم‏

‏من اگر می‌شد، هر سه وعده‏ ‏غذای صبحانه می‌خوردم‏

‏این رو ملکهٔ پیروگی می‌گه‏

‏بذار یه رازی رو بهت بگم‏

‏- قسم می‌خوری به کسی نگی؟‏ ‏- قسم‏

‏از پیروگی متنفرم‏

‏چی؟ نه!‏

‏ببین، هفت سالم بود‏

‏پدربزرگم هم خیلی سنتی بود‏

‏من رو برد یه رستوران لهستانیِ محلی‏

‏و من می‌خواستم‏ ‏یه بشقاب خیلی بزرگ پیروگی سفارش بدم‏

‏گفت: «نه! چی؟ این خیلی زیاده»‏

Every Year After subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Every Year After

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left