The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
بال یک برای جانی دیمن؛ بازی شروع شد.
دیمن در ۱۸ نوبت ضربه، هشت هیت داشته؛
یک دابل، یک تریپل و دو بیسِ دزدیدهشده.
در بازی اول این سری چهار هیت داشت.
استرایک.
توپ روی خط سمت راست زمین؛ ضربهٔ دیمن داخل محدودهست.
توپ از اسپنسر رد میشه.
و دیمن با خیال راحت با یک دابلِ آغازین به بیس دوم میرسه.
به سمت راستِ مرکز؛ چوب شکست، اما توپ میافته؛ هیت.
دیمن رو میفرستن جلو. امتیاز میگیره.
و جیسون جیامبی هم کار رو درمیاره،
با یک سینگل امتیازآور در همین اینینگ اول.
و اتلتیکس یک بر صفر جلو افتاده.
بجنب، زود باش. باید بچرخونیمش.
یالا یانکیز!
یالا یانکیز!
بیسها پُرن.
یانکیز در حالی که دو بر صفر عقبه، رانِ مساویکننده رو روی بیس دوم داره.
اِیز همهجای زمین دارن توپ رو خراب میکنن و پرت میکنن.
اگه زود جمعش نکنن، ممکنه همین باعث حذفشون بشه.
محکم روی خط سمت راست. جاستیس!
یانکیز جلو افتاد.
همه ایستادن و منتظرن یک بار دیگه راهی
سری قهرمانی لیگ بشن.
یانکیز فقط یک اوت تا برد فاصله داره.
اریک برنز که تا حالا در ورزشگاه یانکی اتبت نداشته،
و موقعیتی از این بزرگتر نصیبش نمیشه.
یا پراسترستر، وقتی اون بالایی و باید کارت رو انجام بدی.
فقط یک استرایک مونده.
و برانکس داره میلرزه.
دو بازی اول این سریِ پنجتایی رو تو خونه باختن
و برگشتن تا...
یانکیز از عنوان قهرمانیاش دفاع میکنه.
اشکالی نداره جو، روشنش بذار.
لازم نیست نگاه کنم. جو، روشنش بذار.
باشه.
فکر کن بازیکن یانکیز باشی
و از مزهٔ شامپاین بدت بیاد.
بهتره درخواست انتقال بدی.
باید حق رو به یانکیز بدی...
بازیهای بزرگ رو میبرن.
چه سریای قراره بشه در...
میدونی چندتا بچه لباس جیامبی رو میپوشن؟
لباس و کلاه اوکلندِ جیامبی، عکس و پوسترش رو دارن؟
همین بچهها ژوئیه که یانکیز بیاد اینجا، هوش میکنن.
این جیامبیه که از پشت خنجر میزنه، یا لباس راهراههای ساحل شرقی؟
نمیتونی سرزنششون کنی که مرغدونی رو خالی میکنن.
مرغدونی دم دستشونه. نمیتونم سرزنششون کنم؟
برای شش سال ۱۲۰ میلیون دلار پیشنهاد دادن.
یانکیز جیب پُرتری داره و حاضره پولش رو بده.
دارن بازیکنهامون رو میقاپن.
انگار ما آکادمی پرورش بازیکن برای نیویورک یانکیزیم.
بچهها چطورن؟ ضربهٔ بدی بود.
خیلی بد بود. هضمش سخته. واقعاً...
عالی بازی کردن. با همهٔ وجودشون.
آره. فوقالعاده بودن. فقط بخت باهامون یار نبود.
سال بعد بهتر میشین. ولی خیلی نزدیک بودیم.
خیلی نزدیک. همینجا.
یه قدم مونده بود. باید از این بابت حس خوبی داشته باشی.
خیلی هم حس خوبی دارم. واقعاً عالیه.
اِم...
سال بعد بهتر نمیشیم.
چرا؟ خودت میدونی دارن تیم رو خالی میکنن.
جیامبی، دیمن و ایزرینگهاوزن رو از دست میدیم.
قطعی شده. به دردسر افتادیم.
بازیکن جدید پیدا میکنی. جیسون و دیمن رو هم تو پیدا کردی.
پول بیشتری لازم دارم، استیو. بیلی.
پول بیشتری لازم دارم. نداریم.
با ۳۸ میلیون نمیتونم جلوی ۱۲۰ میلیون رقابت کنم.
با تیمهایی که بودجههای کلان دارن نمیتونیم رقابت کنیم.
باید با همین محدودیتهایی که داریم کار کنیم،
و تو هم باید بهترین کارت رو بکنی تا بازیکنهای جدید پیدا کنی.
قرار نیست ۱۷ میلیون دلار به بازیکنها بدیم.
من ازت نمیخوام
ده یا بیست یا سی میلیون دلار بدی.
فقط یه کم کمک میخوام.
یه ذره فاصله رو کم کن، من تیم قهرمان رو برات میسازم.
اصلاً برای همین اینجام. برای همین استخدامم کردی.
و باید بپرسم، پس اینجا داریم چی کار میکنیم
بیلی، من... اگه هدف قهرمانی نیست؟
من هم به اندازهٔ تو برد میخوام... معیار من اینجاست.
معیارم اینه که این تیم رو به قهرمانی برسونم.
بیلی، ما تیمِ بازار کوچیکیم و تو هم مدیرکل یه تیم بازار کوچیکی.
ازت میخوام بپذیری پولی رو که ندارم خرج نکنیم.
و ازت میخوام یه نفس عمیق بکشی،
این باخت رو پشت سر بذاری، برگردی پیش آدمهات،
و ببینی چطور برای نفراتی که از دست دادیم جایگزین پیدا کنیم
با همین پولی که داریم.
من از اینجا نمیرم. نمیتونم با این جواب برم.
دیگه چه کمکی از دستم برمیاد؟
پیشنهاد خوبیه؛ باید هماندازهش کنی. من...
یه روز دیگه وقت میخوام.
تقریباً تصمیمش رو گرفته. فقط گفتم بدونی.
یه تماس دارم. دوباره زنگ میزنم. بهش میگم.
خداحافظ.
بله؟ بیلی، اسکاتم.
همین الان با دن حرف زدم. نه، نکردی.
خودم هم تعجب کردم زنگ زد.
بس کن. جانی رو روی ۷.۵ بستم؛ یا همین، یا هیچ جای دیگه بازی نمیکنه.
این قراری بود که گذاشتی. بوستون بردش بالا، ۷.۷۵.
هستی؟
اسکات، ما توافق داشتیم. اگه هشت میلیون باشه، داریم.
لعنتی، سرم کلاه گذاشتی. من فقط دارم کارم رو برای موکلم میکنم.
نه، داری منو بازی میدی و هنوز هم ادامه میدی.
تبریک میگم، عوضی. بردی.
بازیکنهایی رو دوست دارم که یه کم خایه داشته باشن.
راستش قیافهاش منو یاد منتل یا میز میاندازه.
هیکلِ بیسبالی داره. متی، تو کی رو داری؟
من جرونیمو رو میپسندم. آره.
ورزشکاره. درشت، سریع، بااستعداد.
بالای فهرست منه. مرتب، قیافهٔ خوب.
آره، فک خوبی هم داره. پنجمهارتهست.
بازیکن خوشقیافهایه. میتونه ضربه بزنه؟
تابِ چوبش خیلی قشنگه. توپ از چوبش منفجر میشه.
سرِ چوب رو میکوبه به توپ و وقتی درست وصل میکنه،
توپ رو میفرسته؛ از چوب میپره.
صدایش کل ورزشگاه میپیچه. قدرت ضربهاش زیاده.
اگه خوبه، پس چرا خوب ضربه نمیزنه؟
ضربهزن خوبیه. آماده میشه.
جلوی پرتابکنندههای لیگ اصلی هم ضربهزن خوبی میشه؟
میتونه عالی بشه. فکر نکنم.
بچه اتبت لازم داره. ۴۰۰ تا اتبت بهش بده، بهتر میشه.
میتونه بازی کنه.
همهجای زمین هم هیت زده.
از آدمهای خودمونه.
باشه، بریم بعدی.
آرتی، تو کی رو میپسندی؟ پرز رو. تابِ کلاسیکی داره.
حرکتش خیلی تمیزه. نمیدونم. توپ کاتدار رو نمیزنه.
قبول دارم هنوز کار داره، ولی به چشم میاد.
دوستدختر زشتی داره. یعنی چی؟
دوستدختر زشت یعنی اعتمادبهنفس نداره.
مزخرف میگی. آرتی راست میگه. این یارو اعتمادبهنفسش بالاست.
اعتمادبهنفس خوبه.
وارد اتاق میشه، انگار کیرش دو دقیقه زودتر از خودش رسیده.
از آزمون ظاهر رد میشه. قیافهاش خوبه.
ظاهرِ نقش رو داره. فقط باید بازی کنه.
من فقط میگم دوستدخترش نهایتاً از ده، شیشه.
ببین، اگه دنبال جایگزین جیامبی هستیم، این میتونه همون باشه.
با تو موافقم. لا لا لا لا لا.
لعنتی بیلی، اون پیشنهاد بود؟
بچهها، فقط دارین حرف میزنین.
حرف، «لا لا لا لا لا»، انگار همهچی مثل همیشهست.
نیست.
داریم سعی میکنیم مشکل رو حل کنیم.
نه اینطوری. اصلاً مشکل رو نمیبینین.
خیلی هم خوب از مشکل خبر داریم. یعنی...
باشه، عالی. مشکل چیه؟
ببین بیلی، همهمون میدونیم مشکل چیه. باید...
خوبه. مشکل چیه؟
باید سه بازیکن کلیدی ترکیبمون رو جایگزین کنیم.
نه. مشکل چیه؟
باید با چیزهایی که داریم جاشون رو پُر کنیم...
نه. بری، مشکل چیه؟
باید ۳۸ هومران، ۱۲۰ رانِ آورده و ۴۷ دابل رو جبران کنیم.
مشکلی که داریم حل میکنیم اینه که یه سری تیم پولدارن،
یه سری فقیر، بعد پنجاه فوت گُه فاصلهست،
و بعدش ما هستیم.
این بازی عادلانه نیست.
و حالا تیممون رو خالی کردن. شدیم اهداکنندهٔ عضو برای پولدارها.
بوستون کلیههامون رو برده، یانکیز قلبمون رو.
و شما نشستین اینجا
همون مزخرفات قدیمیِ «هیکل خوب» رو میگین، انگار داریم شلوار جین میفروشیم.
انگار دنبال فابیو میگردیم.
باید جور دیگهای فکر کنیم.
ما آخرین سگ کنار ظرف غذاییم.
میدونین سر تولهٔ نحیف چی میاد؟ میمیره.
بیلی، داستان خیلی تأثیرگذاریه،
ولی فکر میکنم همهمون خیلی خوب میدونیم با چی طرفیم.
این اتاق پُر از تجربه و داناییه.
یه کم اعتماد کن و بذار خودمون جای جیامبی رو پُر کنیم.
اولبیسمن دیگهای مثل جیامبی هست؟
نه، واقعاً. نه.
اگه بود، پولش رو داشتیم؟ نه.
پس داری چه گوهی میخوری، مرد؟
اگه اینجا بخوایم مثل یانکیز بازی کنیم،
اون بیرون به یانکیز میبازیم.
پسر، این بیشتر شبیه حکمت داخل بیسکویت شانسه، بیلی.
نه، فقط منطقیه. فابیو کیه؟
شورتاستاپه. شورتاستاپ سیاتله.
الان وقت زدن دکمهٔ وحشت نیست.
اسکاتهامون بازیکن پیدا میکنن، بخش پرورش هم رشدشون میده.
یادشون میدیم بیسبالِ اوکلند اِیز بازی کنن.
با احترام، ما خیلی وقته این کار رو انجام میدیم.
چرا مسئولیت جایگزینکردن جیامبی رو نمیسپری به خودمون،
با کسی که میدونیم میتونه بازی کنه؟
قدرتش راحت درمیاد. بدنش هم رهاست.
چهرهٔ خوب.
این حرومزاده راند اول انتخاب میشه.
تو بازیکن درجهیکی هستی، بیلی.
میدوی، دفاع میکنی، پرتاب میکنی، ضربه میزنی،
و قدرتی هم ضربه میزنی.
همچین بازیکنی زیاد پیدا نمیشه.
این تام مارتینزه، ارزیاب ملی.
چطوری؟ بیلی بین.
از آشنایی خوشوقتم.
مدتهاست بازیکن پنجمهارتهای ندیدم که همهچی بلد باشه.
امیدوارم علاقهٔ تو به بیسبال حرفهای
به اندازهٔ علاقهٔ ما برای انتخابت در درفت پیش رو جدی باشه.
آقای بین؟
No comments yet. Be the first to leave one.