The first 200 lines.
همین حالا وایستا
بهم بگو کجاست
تو و برادرانت چیزی رو در اختیار دارید که حق شما نیست
نمیدونم داری درباره چی حرف میزنی
آیا این رازیه که حاضری براش بمیری؟
خواهش میکنم. هر چی تو بخوای
صبر کن
خدای من، منو ببخش
توی پستوی کلیسا
کلیسای سنت-سولپیس... خط رُزه
زیرِ رُز
ممنونم
ممنونم
ممنونم
نمادها یک زبان هستن
که میتونن به درکِ گذشتهمون کمک کنن
همونطور که قدیمیها میگن
یک تصویر به اندازهی هزار کلمه حرف داره
اما کدوم کلمات؟
لطفاً این نماد رو برام تفسیر کنید
اولین چیزی که به ذهنتون میرسه. کسی نظری نداره؟
نفرت، نژادپرستی
کو کلاکس کلان
بله، بله، جالبه
اما توی اسپانیا با شما همعقیده نیستن
اونجا، اینها رداهایی هستن که کشیشها میپوشن
حالا این نماد. کسی میدونه؟
شر، شیطان
به انگلیسی، لطفاً
چنگال شیطان
بیچاره، بیچاره پوزایدون
این چنگالِ سهشاخِ اونه
نماد قدرت برای میلیونها نفر از مردم باستان
حالا این نماد
مریم مقدس و نوزاد. ایمان. مسیحیت
نه. نه، این هوروس، خدای مشرکان، و مادرش ایزیسه
قرنها قبل از تولد مسیح
درکِ گذشتهی ما، به طور جدی تعیینکنندهی
توانایی ما در درک زمانِ حاله
خب، چطور حقیقت رو از باورها جدا کنیم؟
چطور تاریخ خودمون رو بنویسیم؟
چه شخصی و چه فرهنگی
و با اون، خودمون رو تعریف کنیم؟
چطور به سالها و قرنها تحریفِ تاریخی نفوذ کنیم
تا حقیقتِ اصلی رو پیدا کنیم؟
امشب این جستوجوی ما خواهد بود
پسرم توی هاروارد دانشجوی شماست
مایکل کالپ؟ اون شما رو میپرسته. اوه، بله
میگه شما بهترین استادی هستین که تا حالا داشته
خانم کالپ، فکر کنم قبلاً به مایکل نمرهی الف-منفی دادم
بهم گفت. ممنونم
آقای لنگدون؟
سلام
بنژور، پروفسور
من ستوان کولت از ادارهی پلیس قضایی هستم. یه چیزی مثل افبیآی فرانسه
لطفاً نگاهی به این عکس بندازید
رئیس پلیس ما، کاپیتان فاش، امیدوار بود
با توجه به تخصص شما و علائمِ روی جسد، بتونید به ما کمک کنید
یک لحظه عذرخواهی میکنم؟
قرار بود اوایلِ همین شب باهاش نوشیدنی بخورم
بله، میدونیم
اسمتون رو توی دفترچهی یادداشتش پیدا کردیم
اون هیچوقت نیومد. بیشتر از یک ساعت منتظرش موندم
چرا کسی باید این کار رو با اون بکنه؟
اوه، پروفسور، سوءتفاهم شده
بله، بهش شلیک شده
اما چیزی که توی عکس میبینید
خودِ موسیو سونییر با خودش کرده
استاد، هر چهار نفر کشته شدن
ناظران و خودِ استادِ اعظم
پس حدس میزنم که مکانش رو فهمیدی
همهشون تأییدش کردن
به طور جداگانه
میترسیدم علاقهی انجمن اخوت به رازداری پیروز بشه
چشماندازِ مرگ، انگیزهی قویایه
همینجاست
توی پاریس، استاد
زیرِ رُز توی سنت-سولپیس پنهان شده
به راهت ادامه بده، سایلاس
من بدنم رو تنبیه میکنم
کاپیتان فاش منتظر شماست
بسیار خب
آقای لنگدون. بله
من کاپیتان بزو فاش هستم
از هرمِ ما خوشتون میاد؟
باشکوهه
زخمیه روی صورتِ پاریس
لطفاً دنبال من بیاید
آه
جفت شدنِ این دو تا هرم
بینظیره
هر دو بازتاب هندسیِ همدیگه هستن
مسحورکنندهست
مطمئن نیستم امشب چقدر بتونم اینجا کمک کنم
متصدیِ موزه رو چقدر میشناختید؟
نه چندان زیاد
راستش، وقتی باهام تماس گرفت غافلگیر شدم
میشه از پلهها بریم؟
پس، سونییر درخواستِ ملاقاتِ امشب رو داد
بله
چطور؟ بهتون زنگ زد؟
ایمیل زد. شنیده بود که توی پاریسم
چیزی برای بحث کردن داشت. چی؟
به نظر ناراحت میرسید
آه، گالری بزرگ
جسد رو اینجا پیدا کردید
شما از کجا این رو میدونید؟
کفِ پارکت رو از روی عکسِ پولاروید تشخیص دادم
جای هیچ شکی نیست
خدای من
عالیجناب، بیاید یک بار دیگه سرفصلهای گفتگو رو مرور کنیم
خیلیا «اُپوس دئی» رو یک فرقهی شستوشوی مغزی میدونن
بقیه هم اون رو یک انجمن مخفی مسیحیِ فوقافراطی میبینن
واضحه که بعضیها از چیزی که درکش نمیکنن میترسن
عالیجناب، شاید بهتره موضعِ کمتر تدافعی بگیرید
مطبوعات همچنان با ما تند برخورد میکنن
ما از اون کاتولیکهای... مصلحتی نیستیم
ما اینطور نیستیم که انتخاب کنیم کدوم قوانین رو رعایت کنیم
ما از آیین پیروی میکنیم. با سختگیری تمام
آیا آیین لزوماً شامل عهدِ پاکدامنی و پرداختِ دهیک
و کفارهی گناهان از طریق خودزنی و پوشیدن خلخالِ خاردار میشه؟
خیلی از پیروان ما متأهل هستن. خیلیهاشون خانواده دارن
فقط بخش کوچکی
زندگیِ زاهدانه رو انتخاب میکنن
چرا بعضی رسانهها... کافیه مایکل، ممنون
آرینگاروسا
سایلاس موفق شد. افسانه حقیقت داره
اون زیرِ رُز پنهان شده
سهم من از معاملهمون تقریباً تمام شده
تا یک ساعت دیگه با شورا ملاقات میکنم
امشب پولت رو میگیرم، استاد
مردِ ویترویوسی
این یکی از معروفترین طرحهای لئوناردو داوینچیه
و اون ستارهی روی پوستش؟
یک پنتاکل. و معنیش؟
پنتاکل یک نماد مذهبیِ کفرآمیزه
شیطانپرستی
نه. نه، نه، نه. پنتاکل قبل از اون
این نمادی برای ناهیده
نشوندهندهی نیمهی زنانهی تمامِ کائنات و اشیاست
داری بهم میگی آخرین کارِ سونییر روی زمین
این بوده که نماد یک الهه رو روی سینهاش بکشه؟ چرا؟
کاپیتان فاش، واضحه که نمیتونم بگم چرا
میتونم بهتون بگم که اون بهتر از هر کسی
معنیِ این نماد رو میدونه
و هیچ ربطی هم به شیطانپرستی نداره
اینطوره؟ بله
پس، نظرت دربارهی این چیه؟
«ای شیطانِ سنگدل. ای قدیسِ لنگ.»
این فقط یک جملهست. برای من هیچ معنایی نداره
اگه وقتِ خیلی کمی برای فرستادنِ یک پیام داشتی، چیکار میکردی؟
خب، فکر کنم سعی میکردم قاتلم رو شناسایی کنم
دقیقاً
دقیقاً
خب، پروفسور
افسر نوو
بابت وقفه عذرخواهی میکنم
الآن وقتش نیست
من تصاویر صحنهی جرم رو توی مرکز دریافت کردم
و رمز رو شکستم
این دنبالهی فیبوناچیه. رمزیه که سونییر روی زمین گذاشته
فیبوناچی؟
مرکز من رو فرستاد تا توضیح بدم، کاپیتان
این دنبالهی فیبوناچیه
اعداد جابهجا شدن
اما قبل از اون یک پیام فوری دارم
برای پروفسور لنگدون. درسته؟
همم؟ ببخشید؟
من سوفی نوو هستم، رمزنگارِ پلیس فرانسه
سفارتِ شما با بخش ما تماس گرفت
ام
متأسفم موسیو، گفتن که مسئلهی مرگ و زندگیه
این شمارهی سرویسِ پیامگیرِ سفارتِ شماست
خب، ممنونم
سلام، شما با خانهی سوفی نوو تماس گرفتید
خانم نوو؟ این
نه، شماره درسته
برای شنیدن پیامهاتون باید کدِ دسترسی رو وارد کنید
اما من دارم... یک کدِ سه رقمیه
روی کاغذی که بهتون دادم نوشته شده
پروفوسور لنگدون، به این پیام هیچ واکنشی نشون ندید
باید دستورالعملهای من رو دقیقاً دنبال کنید
و از همه مهمتر، چیزی به کاپیتان فاش نگید
شما در خطرِ جدی هستید
کلیسای سنت-سولپیس
شب بخیر خواهر
لازم دارم امشب کلیسامون رو به کسی نشون بدید
البته، پدر
اما اینوقتِ شب؟
نمیشد فردا
این درخواست از طرف یکی از اسقفهای عالیرتبهی اُپوس دئیه
باعث افتخارمه
یک تصادف شده. یکی از دوستام. من
باید فردا صبح با هواپیما برگردم خونه
متوجهم
میشه از سرویس بهداشتی استفاده کنم؟
فقط میخوام یکم آب به صورتم بزنم
بله
اون گفت که این بیمعنیه
یک شوخیِ ریاضیه
No comments yet. Be the first to leave one.