The first 200 lines.
بفرمایید
الو. دکتر مارتینز شمایید؟
بله، من دکتر مارتینز هستم
شما کی هستید؟ واحد تحقیقات علوم زیستی فضایی ناسا
داریم تماستون رو وصل میکنیم
«تماسِ من»؟ من
الو؟ دیگه کیه؟ چرا نمیتونم با
همون آدم قبلی حرف بزنم؟ الو، من دکتر مارتینز هستم
ای بابا! شما کی هستید؟
یه چیزی از مخزنتون زده بیرون
خیلی خب، آروم باش. میتونی بهم بگی
اسمتون چیه آقا؟ به اون یارو گفتم
به همهشون گفتم! تا حالا شیش بار زنگ زدم
هر دفعه یه آدم جدیده! الـ... الان به کجا زنگ زدم؟
رُم. من میکروبیولوژیستِ محقق تو دانشگاه ساپینزا هستم
ای بابا، چرا منو وصل کردن به شما؟ من
من بعضی وقتا به ناسا مشاوره میدم... تو زمینه پایش اپیدمیولوژیک
حالا نوبت شماست. شما کی هستید آقا؟
اینوس مینجارا
من ساکن کیویرکورا هستم
کیویرکورا؟ اونجا دیگه کجاست؟
داریم میمیریم
همهمون داریم میمیریم! یه چیزی از مخزنتون اومده بیرون
کدوم مخزن؟ همونی که عموم پیدا کرد، نزدیک حوزه تانامی
۷۰ استرالیا؟ بله، خیلی وقت پیش، دهه
ولی الان، یه چیزی ازش زده بیرون
و اگه شما ناسا هستید، این مخزنِ شماست
باید بهمون کمک کنید
مخزن از کجا اومده بود؟
از کجا اومده بود
الو؟ هنوز گوشی دستتونه؟
الو... آقا
تاکسی
صدام رو میشنوید آقا؟
صداتون رو ندارم
کمکمون کنید
دکتر هیرو مارتینز، سرگرد رابرت کوئین
از سازمان کاهش تهدیدات دفاعی (DTRA)
ایشون هم همکارم، سرهنگ دوم ترینی رومانو هستن
چطوری؟
بقیه تیمتون کجان؟
داری ما رو میبینی دیگه
خیلی خب، شروع کنیم
فکر میکردم ایستگاه فضایی اسکایلب سال ۷۹ افتاد تو اقیانوس هند
خب، بیشترش همینطور شد
ولی وقتی تو اتمسفر از هم پاشید
یکی از مخزنهای اکسیژنش این نزدیکیها پیدا شد
یه یارویی پیداش کرد و گذاشتش جلوی خونهاش
با خودش فکر کرده بود بابت دیدنش از مردم پول بگیره
فقط یه مخزن اکسیژن خالی؟
نه، این یکی خالی نبود
با یه موجود میکروبی فرستاده شده بود بالا
یه قارچ انگلی که میتونه خودش رو از یه گونه به گونه دیگه سازگار کنه
پس ما یه قارچ زمینی رو فرستادیم بالا و اونم برگشت پایین
مشکلش چیه؟ مشکل اینجاست که
فکر کنم چیزی که رفت توی مخزن با اونی که ازش اومد بیرون یکی نیست
و حالا، همه تو کیویرکورا دارن میمیرن. یا تا حالا مردن
از زمان اون تماس تلفنی، هیچکس وارد یا خارج نشده
اپینفرین، درسته؟ آره
ترجیح میدم یه حساسیت کشنده رو با تجربه تلخ کشف نکنم
اولین بار کی بهتون خبر دادن؟ کمتر از ۳۰ ساعت پیش
خب، شیوع از کی شروع شد؟ معلوم نیست
تا حالا واسه همچین مأموریتهایی صداتون کردن؟
از این چرت و پرتهای فضایی؟ اوه، همیشه
رابرت! ببخشید، نه
سلاحهای بیولوژیک و تهدیدات هستهای، آره
موجودات فضایی؟ نه بابا
آخه چرا باید عمداً یه موجود خطرناک رو بفرستن فضا؟
واسه تحقیق؟ تا یه داروی ضدقارچ واسه فضانوردها درست کنن
دوربینهای لباس رو روشن میکنم
یه چمدون
یکی میخواسته بره. یا تازه رسیده بوده
شاید مردم از کل استرالیا میان اینجا که فقط بمونن
و من نور هستم
هر که به من ایمان آورد، شادمان خواهد شد
چنین خواهد شد
تا خونه، ۱۲ تا ماشین و پرنده هم پر نمیزنه ۱۴
پس بقیه کدوم گوری هستن؟
پیداش کردم! اینجاست
آهان
خب، بریم که داشته باشیم
نمیدونیم با چی طرفیم
به مخزن دست نزن. پشت سر من بمون
هوم
یه محلول سنتیه
سیبزمینی و مایع ظرفشویی
یارو حتماً میخواسته تمیزش کنه
ترکهای میکروسکوپی روی مخزن
پلیساکارید توی سیبزمینی و سدیم پالمیتات توی صابون
نشت کرده توی مخزن، سرشار از پروتئینه
شاید طرف قصد بدی نداشته
ولی یه محیط وحشتناک مساعد واسه رشد درست کرده
فقط یکم آب لازم داره تا حسابی تکثیر بشه
تو دیگه کدوم خری هستی؟
هی، میتونی، اوم
فقط بندِ لباسم رو بگیری؟
میخوام خودم رو بکشم عقب، باشه؟
ولی فقط ولم نکن، خب؟
حله، هوات رو دارم
خیلی خب، اگه داشتم میافتادم، محکم منو بکش عقب
آمادهای؟
یا خدا
چیه؟ نمیدونم. ولی بزرگ و سریعه
و هتروتروفه (دگرخوار)
خوبی؟ آره، ممنون
هی! یه جسد پیدا کردم
گرفتمت. ممنون
جای جوش روی پوست، گوشتِ از هم پاشیده
اوم
اون... اون منفجر شده
جدی میگی؟
استخوانهای جمجمه شکاف خوردن
هر هشت تا خطِ بخیه
اوه خدای من. چی شده؟
همهشون همینطوری شدن
چرا آخه همهشون رفتن روی پشتبوم؟
اون بهشون گفته. قارچه؟
بله. قارچهای بیماریزای حشرات اینطوری تولیدمثل میکنن
کل عملکرد مغز رو کنترل میکنه؛ حرکت، واکنش، انگیزه
مجبوره به هر روشی که میتونه میزبانهای دیگه رو آلوده کنه
بعضی وقتا بهشون میگه برن بالا و منتظر بمونن
واسه چی؟ واسه اینکه قارچ بیش از حد رشد کنه
فضای بدنشون رو پر کنه و بترکه
و پخش بشه
ولی این... این فقط واسه حشراته
قبلاً بود
یا خدا
نمونهات رو بردار دکتر، تا بدبخت نشدیم از این خرابشده بریم
شاید یه موجود مزاحم چسبیده به مخزن
شاید موقع ورود به جو، یه هاگ نفوذ کرده تو پوستهاش
ولی... هر جوری که شده
فکر کنم یه گونه جدید خلق کردیم
باید اینجا رو بسوزونیم. با خاک یکسانش کنیم. همین الان
چندتا بمب M47 پر از فسفر سفید کار رو تموم میکنه
آره، اینطوری جلوی هر جور شیوعی گرفته میشه
دکتر مارتینز
دکتر مارتینز؟
زود باش، باید بریم
خیلی خب، تموم شد
یالا، حرکت کنیم
بوش رو میفهمی؟ بوی نون تست سوخته میاد؟
توی لباست؟ امکان نداره
لباسم کاملاً عایقه و فشارش تنظیمه، هیچی اون تو نیست
به جز اکسیژن و دیاکسید کربن تصفیهشده
چیزی حس میکنی؟
یکم گرممه. کنار جیپ لباسها رو درمیاریم
به هر حال باید همینجا بسوزونیمشون. لباس تو رو هم واسه پارگی چک میکنیم
کدوم احمقی میخواد این رو نگه داره؟ مرکز کنترل بیماریها (CDC)؟ نه
آتلانتا و گالوستون هر دو در رده موجودات فضایی طبقهبندیش میکنن
و بلافاصله ردش میکنن
فورت دتریک چی؟
بعد از آخرین نشتشون هنوز دارن بازرسی میشن
من که بهشون اعتماد نمیکنم
اچیسون چطور؟
چی، همون معدنهای کانزاس؟
دقیقاً، هیچکس ازشون استفاده نمیکنه
آره، بد نیست
نه. نه
هیرو؟ خوبی؟
وایستا! وایستا
صدام رو میشنوی؟
پخش شو، پخش شو، پخش شو، پخش شو
پخش شو، پخش شو، پخش شو
هیرو، صدام رو میشنوی؟
اون آلوده شده! وایستا
وایستا
وایستا
پاهام حرکت نمیکنن
هیرو! وایستا
وایستا
هیرو، نه! به من گوش کن! وایستا
هیرو، نکن! نکن! داری چیکار
نه هیرو، وایستا
بذارش زمین هیرو
هیرو، تو آلوده شدی
نکن! نه، نه، نه، نه
اوه خدای من
رابرت
رابرت
تصمیمگیری برای تغییر زندگی
اولین قدم شجاعانه است
وقتی متقاعد شدید که به تغییر نیاز دارید
باید بخشی از اون شجاعت رو به دنیای بیرون معطوف کنید
به دنیایی که ترجیح میذه شما دقیقاً همینطوری که هستید باقی بمونید
سروکله زدن با آدمهای سخت و ستیزهجو
مثل خیلی چیزها، یه مهارته
که میشه در طول زمان یادش گرفت
اما هیچ تغییری بدون... ممکن نیست
خب، کلهپوک؟
بهت گفتم گریفین، نمیتونم کمکت کنم
دلم میخواست میتونستم، ولی نمیشه. شرمنده
میدونستم احمقی، ولی نه تا این حد
من احمق نیستم
ببین، میدونم تو رئیسمی و این حرفها
اگه میتونستم کمکت میکردم
ولی اوضاع واسه من خرابه
به خاطرِ... میدونی دیگه، وضعیت شخصیم
و انجامش نمیدم
باشه، پس قشنگ فکراتو بکن
نه. کاش اصلاً روحم هم از این موضوع خبر نداشت
No comments yet. Be the first to leave one.