The first 200 lines.
SANDS Movie
من مالی ولزم.
احتمالاً اینجایید چون یکی از ۱۷ تبلیغ من توی سوپر بول رو دیدید.
امیدوارم از حد و مرز خارج نشده باشه.
میخوام باهاتون به اشتراک بذارم که اینجا چیکار میکنیم،
که چیزی کمتر از یه انقلاب توی بخشش خیریه نیست.
شفافیت مطلق ماموریت منه، قول منه،
گردنم، کمرم، واژنم و باسنم.
اجازه بدید براتون توضیحش بدم.
یه ریتم بنداز، مادر خراب.
من پولدارم.
من همون هرزهم.
لیس بزن... پولم رو.
من هیچکدوم از این کارها رو نکردم!
تو دیپ فیک شدی، دختر عمو.
من چی شدم؟
یه نفر از هوش مصنوعی استفاده کرده تا شبیه تو بشه و اطلاعات غلط پخش کنه.
این باید کار بقیه میلیاردرها باشه.
این تلافی اوناست.
بچه ها، ویدیو پخش شده.
دندونپزشکم همین الان برام فرستاد.
اسم من چیه؟ من مالی ولزم.
من از فقرا متنفرم، بو میدن و بوی بدی دارن.
من پولم رو توی خزانهم نگه میدارم.
- اگه فقیری - تقصیر خودته.
وای خدای من.
گفتم پولم رو میبخشم، ولی ترجیح میدم روی جت شخصیم کوکائین بزنم.
پی جِی مخفف پرایوت جته ای احمق های کوچولو.
چی رو نمیفهمید؟
فاحشه های کثیف و برنی بروها.
چیز من رو بخورید، من رفتم
وای خدا. این یه فاجعهست.
این دیپ فیک الان بازدیدش از تبلیغات سوپر بول هم بیشتره،
- و بخش نظرات خیلی بی رحمانهست. - این کلمه یعنی چی؟
این مخفف "قطع کردن"ـه.
باشه.
این دیگه دنیای ماست.
میدونی، ما توی یه جامعه پسا حقیقت زندگی میکنیم.
و محض رضای خدا، هنوزم یه عده ای فکر میکنن ما روی ماه فرود اومدیم!
بچه ها! پیداش کردم، یه راه حل دارم.
به حرفش گوش ندید. ممکنه هوش مصنوعی باشه.
اگه واقعاً مالی ای، تولدم کیه؟
هیچ ایده ای ندارم.
خودشه.
من یه دعوت نامه از بانو اولیویا تاتنهام دریافت کردم.
اون یه نیکوکار مشهور بریتانیاییه و پنجمین فرد ثروتمند توی بریتانیاست،
بین بیبی اسپایس و پاش اسپایس.
هر سال اون جایزه صلیب نقره ای برای کارهای خوب رو اهدا میکنه،
و امسال میخواد اون رو به من بده.
ولی در مورد دیپ فیک چی؟
اوه، خب، حتماً ندیدتش. منظورم اینه که خیلی پیره.
آره، احتمالاً فکر میکنه تیک تاک صداییه که ساعت در میاره.
اون متوجه نیست که یه صفحه وبه.
- خوب بود، آرتور. - همین الان به ذهنم رسید.
بچه ها، این جایزه خیلی مهمه.
یه مراسم کامل توی مسابقه کریکت خیریهش هست،
و همهمون دعوتیم.
ببین، من دوست ندارم با اشرافیت بریتانیا درگیر بشم.
همه اون کیک های کوچیک و برده داری.
این چه کمکی بهمون میکنه؟
خب، اگه من این جایزه رو بگیرم، اون وقت این میشه داستان جدید.
درباره اینه که من با اون کلاه کوچولوم خیلی جذاب به نظر میام،
در حالی که به خاطر بی نقص بودن، مورد تقدیر قرار میگیرم.
- مالی، ولی... - این جای بحث نداره.
من به این نیاز دارم. پس، وسایلمون رو جمع کنیم، چکمه های بارونی و قوری هامون رو،
چون داریم میریم انگلیس.
حالا آماده بشیم برای جق زدن.
اون نمیدونه معنیش چیه. فکر میکنه مثل "آلوهاست".
همه چی مرتبه؟
نه، واقعاً نه. من دارم درباره بانو اولیویا تحقیق میکنم.
اجازه بده یه نصیحتی بهت بکنم.
وقتی میخوای یه آدم پولدار رو ملاقات کنی، هیچ وقت، هیچ وقت دربارهشون تحقیق نکن.
خب، حدس بزن ثروت خانواده تاتنهام از کجا اومده.
پدربزرگش صاحب یه معدن الماس توی آفریقا بوده.
خب، میدونی چیه؟ اون پدربزرگش بوده.
پدربزرگ ها کارهای عجیب و غریبی میکنن.
پدربزرگ من یه هلو میخورد و بعد هستهش رو سه ساعت میمکید،
و وقتی تفش میکرد بیرون، شبیه یه سنگ رودخونه میشد.
بیخیال، مالی. این که یه چیز دیگهست.
ثروت بانو اولیویا پول خونیه.
آره، ولی اون گرفته و کارهای خیلی خوبی باهاش انجام داده.
درست مثل دختر خودت
سوفیا، همه چی خوب پیش میره.
و از جنبه مثبت، یه کلاه کوچولوی باحال میتونی سرت کنی.
آره، و اینجوری میکشوننت توش. لباس مبدل، مدال.
آقای دارسی روی تپه تو رو میکنه.
باشه، خیلی مشخص.
خطرناکه.
گوش کن. بهت قول میدم، همه چی خوب میشه.
همه چی جق زده میشه.
حالا بریم بریتانیایی بازی در بیاریم.
خدانگهدار!
بعد از ظهر بخیر، بنیاد ولز.
از طرف بانو اولیویا تاتنهام بهتون خوش آمد میگم.
امیدوارم سفر خوبی داشته باشید.
آره، سفر فوق العاده ای داشتیم.
از دعوتتون ممنونم.
و باید بگم، من عاشق حال و هوای بریتانیایی ام.
آفتاب هست، ولی من یخ زدهم. فریبنده.
بانو درخواست کردن که خانم ولز و خانم سالیناس بهشون توی جایگاه اختصاصیشون ملحق بشن.
اوه لا لا. خوش بگذره، عزیزم.
- دلم برات تنگ میشه. - دلم برات تنگ میشه.
- اوه، الان بریتانیایی شدیم؟ - اوه، آره، شدیم.
- اوه. - خداحافظ.
- فعلاً خداحافظ. - ببخشید مزاحم شدم. خانم ها؟
منظورش ماییم.
دگر جنسگرایی خیلی خجالت آوره.
یه چیزی توی این هوای انگلیسی هست که من رو واقعاً هوس کوکائین میندازه.
سه تا کوکاکولا، الان میارم.
مال من نوشته ویژه. احتمالاً به خاطر اینه که من و مالی با همیم. آره.
شماها باید بیاید توی جایگاه من. صندلی ها بهتره.
به علاوه، پسرها باید با هم باشن. کیک سه شیر، مگه نه؟
اون میدونه معنیش میشه "سه شیر"؟
الان فهمیدم، و هنوزم خوشم میاد!
روز خوش.
پس قضیه دندون ها واقعیه، ها؟
اوه، بیخیال. این رو ببین. خیلی خوبه.
و یه برج ساندویچ هم دارن. به به، ببینیم چی دارن.
"گوشت گاو دارچینی."
"قزل آلای تخم مرغی."
"خون شاهی."
"مرغ گندیده."
"نعنایی کوچولو."
خب، ببینیم برای دسر چی دارن.
"نوک پستان سرباز"؟
خانم ها. از این طرف، لطفاً.
اجازه دارم خانم بارونس الیویا تاتنهام از تالی وِی روی تیمز روی ترِنت رو معرفی کنم
بانو اولیویا، خانم مالی ولز و خانم سوفیا سالیناس از لس آنجلس روی رودخانه لس آنجلس.
اوه، خواهش میکنم، عزیزانم. این حرف ها چیه.
- اینجا خیلی خودمونی ایم. - اوه، چه خوب.
از ملاقاتتون خیلی مفتخرم.
خانم ولز، ازت ممنونم که این جایزه رو قبول کردی.
کاملاً شایسته بودی.
کاری که انجام دادی خیلی الهام بخشه.
این افتخار نصیب من شده.
و خانم سالیناس؟ مغز متفکر پشت همه اینا.
بگو ببینم عزیزم، چطور شد که به کار خیر رو آوردی؟
خب، من در حال بزرگ شدن اطراف این چیزها نبودم.
بیشتر کفش های من از سیم های برق میومد.
"سیم های برق"؟
اونجا یه مغازه قومیتیه؟
ما خیلی برای مسابقه کریکت هیجان زده ایم، بانو اولیویا.
اوه، خیلی مهربونی که دروغ میگی عزیزم.
در واقع، خیلی خسته کنندهست.
در واقع فقط بهونه ای برای نوشیدن شامپاین توی صبحه.
میشه برای مهمون های گرامیمون دو تا ژله لخته شده بیارید، لطفاً؟
لیمو یا بره؟
چی؟
بلینی مهمون ما.
دیدی؟ همراهی با یه آدم مهم نتیجه میده.
نگران نباشید، همگی. نه. این دو نفر با منن.
آره، باحالن.
چرا صورت همه این زن ها اینقدر آرایش شده؟
سلام، عزیزان.
داری با کی لاس میزنی؟
- ببخشید؟ - مامان وارباکس تو کیه، عزیزم؟
مال من درست اونجاست.
لرد هیگینز، همون یارویی که موهاش کاملاً معلومه.
اون پول این مهمونی رو داده.
آهان، فهمیدم. اینا معشوقه ها هستن.
آرتور، تو رو با معشوقه ها نشوندن.
میدونی، من تا حالا مردی رو اینجا ندیده بودم.
یه جورایی الهام بخشی، عزیزم.
میدونی، برای شکستن سقف های شیشه ای و این چیزا.
نه، نه، ببخشید. یه اشتباهی شده.
آره، نه. من توی یه رابطه برابر و درستم.
درسته، و کی داره پولش رو میده، عزیزم؟
خب، بیشترش رو اون میده. ولی دوست داره. آره.
- من کار دارم. - اوه، منم کار دارم.
مالیدن سینه های لرد هیگینز!
باشه. خیلی رنگارنگ.
من سینه ها رو نمیمالم، باشه؟ این…
فکر کنم این فقط یه اشتباه خنده داره.
ولی اشتباهه؟ منظورم اینه که، شاید این عروسک برتز یه نکته ای داشته باشه.
یه عدم تعادل قدرت خیلی بزرگ اونجا وجود داره.
مالی همه اعتبار رو داره، و همه پول رو.
خب، فکر کنم. ولی اینجوری نیست که اون داره از من برای بدنم استفاده میکنه.
نمیدونم. تو بهم گفتی که بعضی وقتا وقتی اون خوابش میبره احساس راحتی میکنی.
چون از برنامه هایی که مجبورم میکنه ببینم خوشم نمیاد.
هی، من یه تیکه فرعی نیستم. من... من غذای اصلی ام.
اوه، شرط میبندم که هستی.
شرط میبندم اون یه پول حسابی برای این باسن میده، ها؟
باشه، باشه.
دیگه کافیه. باشه؟
ما آشکاراً توی بخش اشتباهی هستیم، و یه اشتباهی شده.
.خب، کیک سه شیر میره
.ممنون - ،این یکم عجیب به نظر میاد -
ولی حسی که من دارم، همون شکلیه که تو به نظر میای.
ممنون، عزیزم.
مالی، ما صلیب نقره ای کارهای نیک رو در فاصله زمانی بهت اهدا میکنیم،
که ممکنه از دو ساعت تا سه روز دیگه باشه.
کریکت اصلاً منطقی نیست.
اوه، خیلی هیجان انگیزه.
شنیدم سال پیش صلیب رو به بونو دادید
اوه، آره. دادیم، آره. اون فوق العاده بود. یه جنتلمن واقعی.
خب، من یه اجرای خیلی خوب از "با تو یا بدون تو" توی کارائوکه دارم،
اگه لازم باشه در طول مراسم اجراش کنم.
تو یه گربه وحشی آمریکایی دوست داشتنی ای.
اوه، به دستبندت نگاه کن.
- فوق العاده قشنگه. - اوه، آره. ممنونم.
No comments yet. Be the first to leave one.