The first 200 lines.
زيــرنــويــس و ترجــــمــه از Bozqurd مـبـيـن
"پــــل جــاسـوس ها"
درسال 1957، در اوج تناقشات جنگ سرد، ايالات متحده و .اتحاديه ي جماهير شوروي از توانايي و قدرت اتمي يکديگر ابا داشتند
.بدين خاطر هر دو طرف به فرستادن جاسوس و دستگيري آنها روي آوردند
.بر اساس اتفاقات واقعي
بروکلين
.ايستگاه بعدي "براد استريت" مي باشد
.براد استريت" ايستگاه بعدي خواهد بود"
.طبقه ي بالا، از اين طرف
از اينطرف نيومد؟ هيچي نديدين؟
اون اين بالا نيست؛ .برو پايين
.عذر مي خوام
.برو جلو و يه جايي اون نبش پارک کن
!مهمون دارم
مشکلي که نيست بخوام دندونهام رو بشورم؟
سرهنگ، ميشه لطفا بچرخين؟
.رو تخت بشينين
.بفرمايين
.اونا اونجا ... دندونهام اونجا تو ... رو سينک ـن
... نگام کن، ما مامورهاي
(پليس فدرال آمريکا هستيم.(اِف بي آي
!به من نگاه کن
.دارم باهات حرف مي زنم
... اطلاعاتي در مورد دست داشتن شما در جاسوسي
.به دست ما رسيده
... مي تونين همين الان با ما همکاري کنين
.يا دستگير خواهيد شد
متوجهي، سرهنگ؟
.نه، راستيتش نه
چرا ... چرا داري هي منو "سرهنگ" صدام مي کني؟
.بايد لباسهاتون رو بپوشين
.بايد آپارتمانتون رو جست و جو کنيم
امکان داره که ... پالتم رو تميز کنم؟
.نقاشي هام، اگه اينکارو نکنم از بين ميرن
.پشت سرتونه
.بايد خودم رو بپوشونم
.ممنونم
.خيلي خب، خونه رو بگردين - .ممنونم -
... خيلي خب، همه چيز رو رو بگردين
.تختش رو، کفپوش ها رو، صندليش رو
ميشه اين رو بذارين تو زيرسيگاري که اونجا رو لبه ي پنجره اس؟
.اون ميز رو قشنگ بگردين
.بياين ميز رو بگرديم
.نميخواستين که پالت رو خراب کنين
."نگو "آدمِ من
.اون "آدم من" نيست
چرا، اون آدم توئه؛ درباره ي کي داريم حرف مي زنيم؟
درباره ي کسي حرف مي زنيم که توسط .موکل من بيمه شده بود
.پس، "آدم من" نکنش
.خيلي خب، باشه
منظورم اينه که، اون کسي که ... توسط موکل شما بيمه شده
.اينو انکار نمي کنه که هيچکدوم از اين چيزا اتفاق افتاده
اين ... اين چيزا"؟"
.آره، اين پنج تا چيز
.يه لحظه، صبر کن صبر کن صبر کن
.نه پنج تا چيز
.يه چيز
.کاملا واضحه؛ پنج چيزه
.خب، ببخشين، ولي براي من واضح نيست
پنج چيز؟ .برام توضيح بدين
.خيلي واضحه
.خيلي خب، پس بهم بگين چه اتفاقي افتاده
جوري داستان رو برام بگين که پنج تا چيز .با عقل جور در بياد
... باشه، حتما، آدم تو
.آدم من نه، بيمه شده توسط موکل من
... اين آدم بيمه شده توسط موکل تو
.داشته تو اتوبان ايالتي 19 ماشين مي رونده
وقتي کنترل ماشينش رو از دست ميده و به پنج تا از .آدمهاي من ميزنه
.پنج نفري که من رو استخدام کردن تا وکالتشون رو بکنم
.چونکه شما به ادعاي خودتون احترام قائل نيستين
منظورت اينه که موکل من به ادعاش احترام قائل نيست؟ همون شرکت بيمه؟
.آقاي "داناوان"، ما مي دونيم که اينجا کي کيه
.به غير اينکه موکل من به هر ادعايي احترام ميذاره
."احترام ميذارن، آقاي "بيتز
... هر ادعاي قانوني
... تا سقف محدوده ي پرداخت اونها
... که به ازاي هر تصادف 100هزار دلار هست
.تو بيمه نامه ي اين شخص قيد شده
.و اين مورد هم يه ادعا هستش
با توجه به توصيفات شما؛ "اون به پنج تا از آدمهاي من ميزنه"
اون آدمي که توسط موکل من ضمانت شده بود .يه تصادف کرده بود
.يک يک يک
.از دست دادن کنترل يه ماشين و زدن به پنج تا موتورسيکلت
.از نگاه اونها، پنج تا چيز اتفاق افتاده
ببين، "باب"؛ مي تونم "باب" صدات کنم؟
.منم "جيم"ـم
.اگه من برم بولينگ و يه توپ پرتاپ کنم، يه چيز اتفاق مي افته
.ده تا چيز اتفاق نمي افته
... جيم"، افراد من ميله هاي بولينگ نيستن"
.همچنان که آدم تو باهاشون مثل ميله ي بولينگ رفتار کرده
،اگه اجازه بدي حرفم رو تموم کنم ... اگه اجازه بدي حرفم رو تموم کنم
... اگه خونه ات بيمه ي 100هزار دلاري شده باشه و
... يه طوفان بياد و برداره ببرتش
.اون فقط يه خونه رو برده
... يه قطعه هم از اثاثيه رو نبرده و
.و اثاثيه ات رو تو يه حادثه ي جداگانه از بين برده
... اگه اين چيزيه که تو ميگي
... خب، در اين صورت هيچ سقفي براي پرداخت ما نيست
.و اين يعني پايان کار شغل بيمه
.و بعدش، "باب"، هيشکي در اين صورت تو امنيت نيست
شرکت "واترز، کوان، داناوان"؛ چه کمکي مي تونم بکنم؟
."صبح بخير، آقاي "داناوان
."صبح بخير، "اليسون
.قرار ساعت 9صبحتون با "پرودنشال" رو جابه جا کردم، قربان
چرا اينکارو کردي؟
.من بهش گفتم اينکارو بکنه
همه چي روبراهه، "تام"؟
.چرا وسايلت رو نميدي "اليسون" نگه داره؛ بيا بريم تو
.يه اتفاق خيلي مهمي رخ داده
.يکي اومده ما رو ببينه
.ناتالي" قهوه ات رو حاضر مي کنه"
نسکافه همراه با خامه و دو حبه قند، درسته؟
.درسته، ممنونم
!"لين" - !"جيم" -
خوشحالم دوباره مي بينمت؛ خانواده چطورن؟
خوبن، حالشون عاليه، ممنون؛ "اني" چطوره؟
خرابِ خراب، واسه تعطيلات پرونده هاي مربوط .به ازدواج رو برداشته بوديم
خب، اگه براش زحمت بکشه مي تونه .وکالت خوبي ازشون بکنه
حالا چه خبرا؟
.خيلي خب، قضيه از اين قراره
.جاسوس شوروي رو که گرفتن؛ ميخوايم ازش دفاع کنيم
.اتهاماتش هم اينه
!واو
.مطمئن نيستم که بخوام اين پرونده رو بردارم
.متهم هيچ وکيلي رو نميشناسه
.دادگاه فدرال توپ رو انداخت زمين ما
.هيئت رئيسه راي گيري کرد
.تو انتخاب متفق القول ـشون هستي
... برامون مهم بود
... "درواقع براي کشورمون مهمه، "جيم
که اين يارو نشون داده بشه که داره باهاش .عادلانه رفتار ميشه
.با اينکار عدالت آمريکايي به ملسه ظهور کشيده ميشه
... خب، البته که همينجوره، وقتي شما اينجور بهش نگاه کنين
.قبول کردنش يه افتخاره
.ولي "لين"، من يه وکيل بيمه ام
.چندين ساله که پرونده جنايي کار نکردم
مثل روندن دوچرخه اس، اينجور نيست؟
.خودت رو تو "نورنبرگ" مشهور کردي
.من تو تيم دادستاني بودم
.منظورم اين نبود
.تو با قوانين جنايي غريبه نيستي
.جيم"، وضعيت رو ببين"
.اين يارو از نظر مردم طرد شده
.منم همينکار رو مي کنم
.آره، تو بيشتر جاها همينکارو مي کنن
... ولي به همين خاطره که اينکار بايد انجام بشه
.و با توانايي کامل هم انجام بشه
نميشه به اين شکل نشون داده بشه ... که سيستم قضايي ما
.به مردم ارزشي نميده
،فرض رو بر اين بگيريم که اينکار رو کردم مدارک و اسناد چجورين؟
.کاملا بر عليه ش
.عاليه عاليه
.همه از من متنفر ميشن ولي حداقل پرونده رو ميبازم
خيلي خب، تو چي فکر مي کني، "تام"؟
.شرکت سختي مي کشه؛ من اينجا شاغلم
.به نظرم اين يه وظيفه ي ميهن پرستانه اس
.يه ماموريت مهمه
... به "لين" هم گفتم، شرکت نمي تونه نه بگه
.تو هم با نه گفتنت وضعيت سختي پيدا مي کني
.فکر مي کنم که بايد از اين حرومزاده دفاع کني
پس اينکار رو مي کنين؟
چيکار؟
.دفاع از "ابل"، جاسوس شوروي
... ممکنه؛ بايد اول با
صبر کن ببينم، تو از کجا مي دوني؟ زده بودن تو بولتن؟
... نه من ... من داشتم با "ريچارد ارل" صحبت مي کردم
.ببين، اگه من اينکار رو بکنم، به کمکت نياز دارم
مي توني امشب رو کار کني؟
.راستش يه قرار شام دارم، قربان
امروز سه شنبه اس، درسته؟ !آره، نه، بيکارم، هيچ کاري ندارم
.ممنونم، قربان
... ولي با اين حال بازم يه افتخاره
... و هيئت رئيسه از من خواسته
... چونکه ميخوان نشون بدن که حتي يه جاسوس هم
.يه وکيل مدافع توانا به دست مياره
.خب، شايدم افتخارش تو اين باشه که اينکارو قبول نکنيم
عزيزم، تو خونه چيکار مي کني؟
.طرف من رو اونجا کاشت
.خب اينکار تنفر بر انگيزه
!اين کله فندقي کيه؟
.ترجيح ميدم که نگم
.خب بشين، تازه اومديم سر ميز
.مردم ترسيدن
... دارن پناهگاه ضد بمب مي سازن تا خودشون رو از دست
.اينجور آدما محافظت کنن
... وقتي ميرم خريد
.مردم غذاهاي کنسروي و قرص پتاسيم ميخرن
.همش به خاطر اين مرد و چيزيه که اين يارو نشون ميده
.اون واسه هممون يه تهديده؛ يه خائنه
کي خائنه؟ - .روزنبرگ"ـي ها خائن بودن" -
اونا کي بودن؟
.اونا اسرار اتمي رو به روسيه دادن
.اونا آمريکايي بودن؛ اونا به کشورشون خيانت کردن
.نمي توني "ابل" رو متهم به خائن بودن بکني
.اون آمريکايي نيست
.خودت گوش کن داري چي ميگي
.همين حالاشم داري ازش دفاع مي کني
.داري اين حرف رو به من ميگي
.خودت گفتي که فقط داري روش فکر مي کني
.فقط هم دارم روش فکر مي کنم، فقط يه کم شديد
No comments yet. Be the first to leave one.