The first 155 lines.
عزیزم، به این خونه نگاه کن
قشنگه
"چیز."
چیز، چیز. - «چیز!»
چیز! - چیز!
تو، اینجا. تو.
یه دستشویی تو بقالی پایین هست.
لعنتی! بازم قفلها رو عوض کردن.
ماشینت پایینه.
و، اَه...
یه لحظه صبر کن.
بله، مایک. چطوری؟
خوبم، ممنون. بله، ممنون.
اَه...
نه. این بار دارم یه جا رو به مشتری نشون میدم.
بله.
نه.
امروز ساعت دو و نیم چطوره؟
برات ممکنه؟
اوه، نه.
میتونیم ساعت چهار باشه؟
اوه. (آه میکشد)
(مشاور املاک ناله میکند)
اوه! (ناله میکند)
هی!
هی، هی، هی.
چی؟
میشه بهم نشون بدی چطور به اینجا برسم؟
همه خیابونها شماره دارن.
خیلی راحته.
نه.
من اهل اینجا نیستم.
پس میتونی تو گوشیت نگاه کنی؟
من یه...
من آنتن ندارم.
اوه.
متأسفم.
چرا با هم شهر رو نگردیم؟
صورتت، یه جوریه.
کج و کولهست. - کج و کولهست.
مال عینکه. - نه، مال صورتته.
کج و کولهست.
چطور به نظر میام؟
مثل سارا.
آخ جون! بیا دیگه!
چطور به نظر میام؟
مثل یه ولگرد.
تکون نخور. تکون نخور.
(صدای جلینگ جلینگ کلیدها)
وُر، وُرچِستِر.
وُرچِستِرشایر.
وُرچِستِر. - وُرچِستِر و شایر.
وُرچِستِرشایر. - وُرچِستِر.
بهترین سس این سرزمین.
هی. - ها؟
(سارا ریزریز میخندد)
هی، در!
و چراغ.
وُرچِستِرشایر.
وُرچِستِرشایر. - وُرچِستِرشایر.
سس وُرچِستِرشایر. - سس وُرچِستِرشایر.
آره. کم و بیش.
میشه در مقابلت مقاومت کرد.
فکر کنم منظورت غیرقابل مقاومت بود.
نه.
یعنی...
قابل مقاومت.
(سارا ریز میخندد)
چقدر سنگینی.
چی؟ - خیلی سنگینی.
چی؟ (سارا ریز میخندد)
کی سنگینه؟ - تو.
تو خیلی چاقی. - آخ!
میفهمم. بهت نشون میدم چقدر چاقم.
وایسا. یه لحظه. (صدایش را صاف میکند)
چاقی. یه چاقالوی گندهای.
(مرد جوان ریز میخندد)
لعنتی.
یادم رفت لنز چشمامو دربیارم.
دوباره.
خب، چیکارهای؟ - فریلنسرم.
تو چی؟
فریلنسری.
میخوای با زندگیت چیکار کنی؟
دارم انجامش میدم.
نمیخوای یه شغل داشته باشی، مثلاً؟
منظورت چیه؟
مثل یه کار واقعی.
من کار میکنم.
به عنوان چی؟
فریلنسر.
باشه، حالا یه نوشیدنی مهمون منی.
شماها انگار همهچی براتون آسونه.
من فکر میکنم هیچی ساده نیست.
نه، نه، نه! - هیچی ساده نیست.
هیچی لعنتی ساده نیست! - نه، یه دقیقه صبر کن.
میفهمی چی میگم؟
میفهمی چی میگم، رفیق؟
خب، داشتم فکر میکردم یه گربه بگیرم.
ولی حس میکنم اونا خیلی حوصلهشون سر میرفت.
تو روز، وقتی من سر کارم.
حس میکنم تنها میشدن، اگه من اونجا نبودم.
برنامهشون این بود که یه گربه بگیرن. دو تا گربه گرفتن.
و اسمشون لنی و جرج بود. اسم گربههاش.
(موسیقی الکترونیک سنگین)
خب، تو زیاد تو بروکلین پَرسه میزنی؟
نه.
شاید این عوض بشه.
بدترین محلهست.
باشه. از این بیشتر نمیتونستی اشتباه کنی.
مسخرهست. هیچکس... همه میدونن...
بیخیال. واقعاً؟
بدترینه؟ بهترین محله کدومه؟
سینسیناتی.
تو... (میخندد)
تو دلقکی. این...
این مزخرفه.
عاشق این آهنگم.
بیا، با من برقص!
یه کم شل کن!
اون پسره که تو مترو دیدمش کجاست؟
(موسیقی سنگین ادامه دارد)
داریم شات میزنیم.
ویسکی دوست داری، نه؟
بزنیم!
به سلامتی!
آفرین پسر. (مرد جوان سرفه میکند)
راحت رفت پایین، نه؟
آره.
آب خوردن بود.
حالا.
اینا رو دربیار.
چی؟
خیلی غیربهداشتیه.
چند تا انگشتو بالا گرفتم؟
بیشترشون؟
واقعاً؟ - چی؟
باشه. این یکی چطور؟
صلح، رفیق.
دو تا! خوبه.
انجامش دادی. انجامش دادی.
انجامش دادی.
ولی، امم، سرم...
انجامش دادی. - اوه.
عالیه. خب، امم...
میتونم، امم...
میتونم...
Watch out for the gl'
بازم ویسکی میخوای؟
آخه دارم همون رو میریزم.
خب، اونقدر هم بد نبود.
باید، باید از اون چیزه استفاده کنم.
چی؟ صبر کن، صبر کن، صبر کن.
کجا میری؟
تماشاشون باحاله، میدونی؟
No comments yet. Be the first to leave one.