The Gilded Age

The Gilded Age

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

The Gilded Age S03E07 Ex-Communicated 1080p MAX WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-08-05
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫« عـصـر طـلایـی »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« انتشاراتی کسل و شرکا » ‫« نیویورک »

‫« تجربیات من از "اجتماع" » ‫(لیست 400 نفری برجسته‌ترین ‫افراد قشر مرفه نیویورک)

‫کتاب آقای مک‌الیستر ‫که خواسته بودین، خانم

‫ممنون، چورچ

‫چیز دیگه‌ای می‌خواین؟

‫نه، ممنون

‫وای خدا

‫همم!

‫چایی‌تون رو آوردم، خانم

‫فکر کنم چیز سنگین‌تری ‫احتیاج داشته باشم، میسون

‫بفرمایید، خانم

‫ممنون، آرمسترانگ

‫خواهش می‌کنم، خانم ‫ولی بعید می‌دونم

‫بعد از خوندنش ‫ازش راضی باشین

‫اوه

‫باز مشکل چیه، مادر؟

‫همه‌چی

‫روحمم خبر نداشت

‫کتاب مک‌الیستر ‫اجتماع رو مضحکه کرده

‫و همه‌مون رو بیچاره می‌کنه

‫- پس یعنی خوندیش؟ ‫- معلومه که نه

‫پس وقتت رو هدر نده، لینا

‫من خوندمش... اونم دو بار...

‫و مطمئنم از خوندنش لذت نمی‌بری

‫در مورد توام نوشته؟

‫طبیعتاً اسمم رو نیاورده ‫ولی یه زوجی توش هست

‫که مردم میگن ماییم

‫آقای فیش خیلی عصبانیه

‫چرا؟

‫مگه مک‌‌الیستر در موردش چی گفته؟

‫که برای انتخاب شراب ‫خیلی خساست به خرج میده

‫چه وحشتناک

‫و چه ناروا

‫خب، وحشتناک که قطعاً هست

‫بعید می‌دونم کاری از دستمون بربیاد

‫کتاب توزیع شده ‫و شنیدم داره رو هوا فروش میره

‫شما هم توش هستین؟

‫اینم بهم گفتن ‫که داستان‌هایی توش هست

‫که ممکنه در مورد ما باشه

‫حتماً داره حسابی پول درمیاره

‫خب، قرار نیست پولشو خرج من کنه

‫بهش فکر کردم

‫و برای همین این جلسه رو گذاشتیم

‫به‌نظرم باید از این به بعد

‫وارد مک‌الیستر رو از اجتماع‌مون اخراج کنیم

‫حضورش رو منع کنیم

‫بهش پشت کنیم

‫یعنی قراره طردش کنیم؟

‫آره، اول از همه

‫با جشن آخر فصلم در نیوپورت شروع می‌کنیم

‫اسمش دیگه توی لیست مهمانان نیست

‫نباید هم باشه

‫وقتی تصمیم گرفت ‫از اعتمادمون سوءاستفاده کنه

‫باید می‌دونست همچین اتفاقی میفته

‫ازش خوشم میومده، ولی موافقم

‫همه‌مون قربانی کلام بی‌رحمانه‌ش هستیم

‫هیچکس نمی‌تونه انکارش کنه

‫آره واقعاً هستیم

‫حتماً این قضیه خیلی برات سخته، لینا

‫که همزمان داری با این قضیه

‫و شرایط فعلی دخترت سروکله می‌زنی

‫ممنون، خانم فیش

‫ولی بیا فعلاً از این بحث بگذریم

‫خانم فورته، ممنون که ازمون پذیرایی کردی

‫- خانم‌ها، بریم؟ ‫- آره

‫تصمیمات‌مون رو گرفتیم

‫چرا داری می‌خندی؟

‫لینا استور ازم تشکر کرد ‫که جلسه رو اینجا برگزار کردم

‫اجتماع‌مون به مو بده، ایدا

‫الان وقت خوشحالی کردن نیست

‫درهرحال خیلی لطف داشت

‫یه لباس توی کاتالوگ بلومینگ‌دیل

‫دوشیزه ماریان دیدم

‫ولی جرات نکردم برم مغازه

‫به لطف جک ‫پول کافی براش داری

‫حتی اگرم بخرمش ‫جایی نمیرم که بخوام بپوشمش

‫به‌نظر من که هر زنی باید

‫محض احتیاط یه لباس مخصوص مهمونی داشته باشه

‫دیگه هیچوقت اینقدر پول اضافی گیرم نمیاد

‫احتمالاً بهتره پس‌اندازش کنم

‫چی می‌خونی، دوشیزه آرمسترانگ؟

‫کتاب آقای مک‌الیستر ‫که توش رسوایی‌های

‫نیویورکی‌های مرفه رو افشا کرده

‫و این خونه رو هم از قلم ننداخته

‫چی نوشته؟

‫که خانم ون‌راین ‫دچار مشکل مالی شده

‫و یه سری چیزها در مورد آقای اسکار ‫که متوجه نمیشم یعنی چی

‫واقعاً از این مزخرفات لذت می‌بری؟

‫خانم آرمسترانگ حق نداره ‫هرچی دلش می‌خواد بخونه؟

‫همچین حقی توی قانون اساسی هست

‫اینجا، متمم‌های خاص خودمون رو داریم

‫برگشتی خونه

‫فقط اومدم یه سری مدارک ببرم

‫بعدش برمی‌گردم باشگاه

‫واقعاً نمی‌تونی منو ببخشی؟

‫جریان گلدیس رو درست کردم

‫- تو اینطور فکر می‌کنی ‫- واقعیته

‫معلومه که دلم می‌خوام ‫خونه کنارم باشی

‫ولی علاوه بر اون، کتاب آقای مک‌الیستر ‫خیلی ما رو بد جلوه داده

‫چی نوشته؟

‫میگه زندگی زناشویی خوبی نداریم

‫ما رو ضعیف، حریص و بی‌فکر جلوه داده

‫حوصله‌ی سروکله زدن ‫با شایعات رو ندارم

‫ای‌کاش فقط شایعات بود!

‫ولی این حرف‌ها داره چاپ، صحافی

‫و در سراسر شهر فروخته میشه...

‫به‌نظرم حتی در سراسر کشور هم فروخته میشه

‫و جشن نیوپورت خانم استور نزدیکه

‫- این به من ربطی نداره ‫- ولی توی زندگیت تاثیر داره

‫تنها راه خاتمه دادن به شایعات، حقیقته

‫اگر همه‌مون با همدیگه بریم جشن

‫می‌تونیم به این شایعات ناخوشایند خاتمه بدیم

‫واقعاً اینقدر تو عالم خودتی که نمی‌بینی

‫توی چه وضعی هستم؟

‫یه فاجعه‌ی احتمالی در راهه ‫که می‌تونه همه‌مون رو خونه‌خراب کنه

‫مگر اینکه بتونم ‫وضعیت مالی‌مون رو روبه‌راه کنم

‫قضیه چیه؟

‫قراره بیچاره بشیم؟

‫جوابی برای این سوالت ندارم

‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

‫چون فکر می‌کردم ‫می‌تونم تا الان حلش کنم

‫نگرانی که ممکنه نتونی؟

‫امیدوارم خواسته‌ی زیادی نباشه

‫ولی اگر صحبتی مهم‌تر از ‫جشن‌های نیوپورت و شایعات بیخود نداری

‫لطف کن بذار برگردم سراغ ‫نجات دادن خانواده‌مون از بیچارگی

‫مسخره‌ست!

‫نمی‌تونه اینطوری بزنه زیرش ‫قراری با هم داشتین

‫فقط گفته شاید این اتفاق بیفته

‫قطعی نیست

‫اگر قرار نیست پولی در کار باشه

‫باید یه راهی برای ‫پس فرستادن گلدیس پیدا کنی

‫گیریم دلم نخواد پسش بفرستم

‫همیشه از اینجا خوشم میومده

‫باغ به آدم آرامش میده

‫زنبق‌ها خیلی قشنگن

‫این رنگ بهت میاد

‫منو یاد لباست توی اوپرا می‌اندازه

‫یادته؟

‫آره

‫حالت خوبه؟

‫پدرت یه تلگراف فرستاده

‫چی گفته؟

‫پول این ماه رو با تاخیر می‌فرسته

‫اوه

‫علاوه بر اون گفت ممکنه

‫اصلاً خبری از پول نباشه

‫چه حرف نگران کننده‌ای

‫اگر نتونه پولی بده چیکار می‌کنی؟

‫اگر پیش اومد یه فکری به حالش می‌کنیم

‫به عنوان هدیه‌ی عروسی، خانواده‌ی راسل

‫قراره یه خونه توی خیابون پنجم ‫برای دوشس بخرن

‫خدمتکارهای خاص خودشون رو می‌خوان

‫ولی تمام وقت نخواهد بود

‫چون قراره فقط ‫بخشی از سال رو اینجا بگذرونن

‫اگر گزینه‌ای سراغ دارین، لطفاً بهم بگین

‫البته قرار نیست از هویت کارفرماشون ‫ باخبر بشن تا اینکه طی بررسی

‫گزینه‌هایی که چندان مناسب نیستن ‫ کنار گذاشته بشن

‫ممنون میشم به کسی نگین

‫بله چشم

‫آقای چورچ، یه صحبتی باهاتون داشتم

‫اوهوم؟

‫حالا چی؟

‫حالا که تله رو گذاشتیم ‫ صبر می‌کنیم تا ببینیم آندره

‫خونه رو ترک می‌کنه ‫تا خبر رو پخش کنه یا نه

‫البته این قضیه واقعیت نداره

‫ولی اگر توی ستون‌های شایعات چاپ بشه

‫می‌فهمیم کار کی بوده

‫به‌نظرتون برخی از اطلاعات ‫کتاب آقای مک‌الیستر هم

‫کار خودش بوده؟

‫خب، با هرکی که داره صحبت می‌کنه ‫باید جلوش گرفته بشه

‫و به‌نظرتون باید دقیقاً چیکار کنیم؟

‫می‌خوام همه حواستون بهش باشه

‫اگر به هر دلیلی خونه رو ترک کرد ‫باید تعقیبش کنیم

‫باشه چشم

‫خیلی‌خب

‫چه حیف

‫اسکار

‫- بله مامان؟ ‫- داری میری؟

‫ببخشید، عجله دارم ‫و قراره برم دیدن کسی

‫روزنامه رو خوندی؟

‫آگهی درگذشت جان آدامز رو چاپ کردن

‫گفتم شاید بخوای بخونیش

‫فکرش هم غیرقابل تحمله

‫اتفاق غم‌انگیزی بود، ولی...

‫چرخ روزگار می‌چرخه

‫حالا دیگه باید برم

‫زیاد به خودت سخت نگیر

‫ولش کن

‫ناسلامتی مَرده

‫مردها مثل ماها ‫سر این چیزها غصه نمی‌خورن

‫امیدوار بودم بتونیم ‫توی مراسم ختم صحبت کنیم

‫ولی یه لحظه بیشتر ندیدمت

‫ما که تابحال همدیگه رو ندیدیم. چطوری...؟

‫یه عکس ازت داشت

‫نگران نباش

‫توی کشو نگهش می‌داشت

‫ایناهاش

‫با یه عکس از خودش

More Farsi Persian subtitles for The Gilded Age

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left