The first 200 lines.
به باشگاه بوکس وست لندن خوش اومدین
،شهامتت توی رینگ رو بهم ثابت کن تا به آدم درست معرفیت کنم
داوران، برندهی بازی رو هزکیا مسکو اعلام کردن
ایول، ایول
دارم پیشرفت میکنم
،اگه حسابی برای تسویه دارین در چهارچوب قوانین تسویه کنین
بهنظرم تواناییهای لازم رو واسه جنگیدن برای من در وست داری
هزکیا هم اونجا خواهد بود
بگو مری کار از هزکیا چی میخواد
میخواد بکنتش
وقتشه
دستبرد زدن به ملکه و امپراتور چین به اندازه کافی خطرناک هست
ولی ترس اصلیم از فیلهای پسره
مشارکت من در نقشهی مجرمانهی امشب مری
یهجور پایانه
عالیجناب، متواضعانه این هدیه رو تقدیمتون میکنم
این مجموعهای از ظروف نقرهی توگود سلطنتیه
ارزشمندترین اثر صنعتگران ما
همین حالا شما رو به مبارزه میطلبم
باشه. مبارزه کنیم
حالا
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
مردی که خوشبختیمون دستشه اومد
خیلیخب چارلی، این نقرهی ماست؟
اگه بشه اینطور گفت
.توی کوره، درست حسابی ذوب نمیشد اکثرشون اصلا ذوب نمیشدن
نقرهتون فقط سوخت
آره، چون نقرهی اصل نیست
چی میگی؟
روکش نقره داره
باورم نمیشه
پس الکی وقتمون رو هدر دادیم؟
بزرگترین قمار عمرمون بود
هیچی هم عایدمون نشد - سوای از یه جسد -
،بهخاطرش اعدام میشیم تازه اگه اول فیلهای پسر، دستشون بهمون نرسه
لعنتی
...ایندیگو جرمی خیلی عصبانی میشه و جین
حق نداری اسمش رو بیاری
هیچ میدونی ما رو توی چه مخمصهای انداختی؟
نه! نمیدونم، الایزا
چطوره خودت بهم بگی؟ چون دلت لک میزنه بگی
یالا، یالا
راستش نه، چرا رهبری رو به عهده نمیگیری؟ آخه خیلی ولعش رو داری
.بدبختمون کردی، مری خودتم میدونی
خب، من مثل تو نیستم، الایزا
،وقتی تو مشکلات رو میبینی من راه حل میبینم
پس خفهخون بگیر و بذار فکر کنم
باورم نمیشه
«هزار ضربه»
مری پولت رو آورد؟
اگه خیلی یه چیزی رو بخوای به دستش نمیاری. آروم باش
تو به من میگی آروم باشم؟
مردی که بعد از سرقت بادمجون پای چشمهاش کاشته شده؟
چرا اینقدر بلند بلند صحبت میکنی؟
کی میخوای قبول کنی که سرت کلاه رفته؟
آخرین باری که از مری یه خبری شد کِی بود؟
.میدونی، ازمه بعداً میاد میتونی درباره پولت ازش سوال کنی
هزکیا مسکو! من از طرف ارل لانزدیل میام
این دیگه کیه؟
مسئله کاریه، برادر
بیا
صبح بهخیر، بانوی من
امروز صبح، اینا رو براتون آوردن
وقت کردم میخونمشون
دیدم که با دزدها رفتی
باید اقرار کنم که سوای از قتل تحت تاثیر زیرکانه بودن نقشهتون قرار گرفتم
ولی حالا دارن میان سراغ همهتون
چرا داری اینا رو بهم میگی؟
تا بهت فرصت فرار بدم
برای خونهم، شرم و مرگ رو بهدنبال داشتی و بابتش اعدام میشی، دختر
ولی نمیخوام روی وجدانم سنگینی کنه
.حالا از جلوی چشمهام دور شو دیگه نمیخوام ببینمت
ممنون که اومدی سر قرار
چی اینقدر ضروری بود که مجبورم کردی بیام توی این عندونی؟
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
اوه، خانم
میخواستم بدونم صاحب اینجا رو کجا میتونم پیدا کنم
صاحبش آقای لو بود، درسته؟
لو در دسترس نیست، ولی میتونی با من صحبت کنی
آه، حیف شد
دوست داشتم با خود شخصِ آقای لو صحبت کنم
ولی قطعاً صحبت با تو هم کفایت میکنه، مری کار
مدتهاست مشتاقم زنی رو ملاقات کنم که خودش رو جای بانو فارنلی، جا زده
زنی که شیش ماه پیش توی سیلان مُرد
لطفا، اگر امکانش هست، دستهی اون خنجری که زیر لباسته رو ول کن
من به خوبی با روال کار چهل فیل آشنایی دارم
،خانم کار، موقع اومدن به سمت این ساختمون از کنار هفت مرد گذشتید
همهشون هم لباس مبدل به تن داشتن و دستور دارن که اگر تا پنج دقیقه دیگه
از اینجا خارج نشدم، این ساختمون رو بترکونن
از من چی میخوای؟
...دنبال لو میگردم
و از الان به بعد تو هم دنبالشی
سلطنت تلاش کرده که فعلا سرقت رو لاپوشونی کنه
نقرهـه ارزشی نداره - منظورت نقرهی قلابیه -
الان تنها چیزی که مهمه
بردن قاتلِ یک دیپلمات خارجی پای چوبهی داره
واسه من خیلی آسونه که سرقت نقره و این قتل رو
بندازم گردن خودت و دخترهات
فکر میکنی من رو توی مشتت گرفتی، نه؟
آره
امیدوارم بهزودی خبری ازت بشنوم، مری
مری دوباره پیداش شده
.چارلی بهم گفت که توی دردسر افتاده باید برم پیداش کنم
نه، نه، نه
،فعلا روی این لحظه و این مکان تمرکز کن روی وست اند
برو توی رینگ و ثابت کن که ما گودسونها لایق اینجا بودنیم
،مری خودش رو وارد هر مخمصهای کرده بذار خودش، خودش رو دربیاره
پگی احمقه، یا میخواد من رو حرص بده؟
.از آشنایی باهاتون خوشوقتم دنبالم بیاید
صرفا یه دیداره، شوگر
مسخرهبازیه
بیا
یالا، شوگر
مواظب بدنت باش، جم
حمله کن، حمله کن
!نه، برو عقب کارش تمومه
همینه، شوگر
برندهی مبارزهی بین هنری گودسون و جم کانینگز
...کسی نیست جز هنری گودسون - همینه -
،که با ناکاوت در راند اول موفق به پیروزی شد
سرویسش کرد - حالت خوبه، رفیق؟ -
گم شید
همراهم رو معرفی کنم؟
،ایشون آقای جان داگلاس هستن نهمین مارکیِ کوئینزبری
حامی باشگاه بوکس وست لندن
و حامی مکتب جدید بوکس در وست انده
پس این همون آفریقایی معروفه که شکستت داد، لانزدیل؟
آره، خب، هزکیا جامائیکاییه
واسه چی اومدیم اینجا؟
چون میخوام تبرم رو برای درختان باغتون تیز کنم، سرورانم
...و هدفم قطع کردن بزرگترین
درختتونه
جالبه
باستر ویلیامز؟
،مسابقهی قهرمانی جهان در برابر نجیبزادهی بروکلین
پیشنهادت اینه؟ - بله -
،تو با استعدادی و پتانسیل داری، هزکیا ولی این دیوانگیه
مبارزان آمریکاییها، بهترین مبارزان جهان هستن
و باستر ویلیامز هم بهترینشونه
پس باید مبارزه خوبی بشه، نه؟
،به شرطی که مبارزه با یک سیاهپوست رو بپذیره که خیلی احتمالش کمه
،ببینید، میخوام با حمایت شما کل جهان رو شکست بدم، قربان
،و اگه دارم وقتم رو هدر میدم بگید تا خودم رو معطل نکنم
ولی به نحوی وارد رینگهاتون در وست اند میشم
و علم نبرد رو روی این نجیبزادهی بروکلین پیاده میکنم
،برای مبارزه با نجیبزادهی بروکلین باید جلب توجه کنی
،پس باید توی رینگ، سروصدا کنی توی مطبوعات هم باید بیشتر سروصدا کنی
باید بجنبیم و برات مسابقه بذاریم
،اولین مسابقهت میتونه سه روز دیگه باشه؟
برای شروع خوبه
ولی پول چی؟
اینش فرمالیتهست
سرمایه با حمایت من تضمین شدهست
و کارگزاران هم اگه کوئینزبری بره سراغشون سرمایه مسابقات رو تامین میکنن
واقعا معتقدی که میتونی قهرمان جهان بشی؟
توی عمرم اینقدر به یه چیز باور نداشتم
خوبه
یالا، هزکیا
فکر کردی میتونی یه سفیدپوست رو اینجوری شکست بدی؟
،فقط سه شب وقت داری رقیبت هم بهت سیلی نمیزنه
فهمیدی؟ - آره، رفیق. دوباره -
باید آروم باشی - بهم نگو آروم باشم، زود باش -
وقتی اینجوری باشی، نمیتونم چیزی یادت بدم
تو هرچی استعداده داری
ولی بدون نظم، هیچی نیستی
وقتم رو هدر نده، هزکیا
بهخاطر تو قید همهچیزم رو زدم
هی، الک
...من - بیخیالش شو -
نه، حق با توئه
شرمنده
...هزکیا
من شرمندگیت رو نمیخوام
میخوام بهترین باشی
یه زمانی آرزوی این فرصتها رو داشتیم
همیشه میدونستم که به اینجا میرسی
فقط فکر نمیکردم یه گوشه بایستم و تماشا کنم
.ما همیشه کنار هم میایستم، برادر همیشه
،مسئله هزکیا یا الک نیست بلکه هزکیا و الکه
همیشه، هان؟
.و اونا هم این رو میفهمن میفهمی؟
لابد توهم زدم
مری، خودتی؟
کجا بودی؟
آفتابی نشدم تا پلیس پیدام نکنه
.بهش قول 200 پوند داده بودی پولش کجاست؟
یه مشکلی داریم
آقای لو
آره، میدونم چی کار کرد
پس میدونی که کل دنیا دنبالشه
پلیس، جاسوسها
خودِ سلطنت
اگر تحویلش بدیم، حاضرن سرقتمون رو نادیده بگیرن
دیدیش؟
نه
،میدونم بهش وفاداری ...ولی اگه چیزی میدونی
هزکیا، ازت میخوام بهم بگی
من چیزی نمیدونم
هنوز برای نجات دادنش، وقت هست
No comments yet. Be the first to leave one.