The first 134 lines.
مدرسه راهنمایی "تیکو"
تیم بسکتبال مدرسه "تیکو".
در پس تاریخ درخشانش، 5 اعجوبه که هر ده سال یکبار ظهور می کنند، وجود داشت...
... "نسل معجزه ها".
"کیسه ریوتا" "میدوریما شینتارو".... "آئومینه دایکی".
"موراساکیبارا آتسوشی". "آکاشی سیجورو".
و رقیبی که در مقابل آنان قرار گرفت، دبیرستان "سیرین"بود...
با سایه.... و نور.
ساحل انیمه تقدیم می کند
ترجمه و زیرنویس :
pegah
بسکتبال کوروکو
sahelanime.ir/Forum
اولین باری که دیدمش، یه حسی درونم شکل گرفت.
به طرز خاصی مبارزه می کرد.
و حالا، کاملا مطمئنم.
اون شبیه ماست. نسل معجزه ها.
اون کسیه که در نسل معجزه ها، راه کاملا متفاوتی رو پیش رو گرفت.
به خاطر همین با تمام وجود تلاش می کنم. چون غریزه ام بهم اینطور میگه.
اون کسیه که اصلا نمی خوام بهش ببازم.
نقشه رو عوض می کنیم. حمله می کنیم.
باید امتیاز بگیریم!
میدونم!
درسته. امتیاز رو بس می گیریم... من نمیبازم!
کوارتر 59 مارو دست کم نگیر!
مرسی کاگامی!
بندازش!
الان...کیسه چین ضعیف تر از همیشه نبود؟
لعنتی!
گل شد!
آس این مسابقه بدون شک کاگامیه!
هنوز نه! هنوز می تونم بجنگم!
اینطوری تموم کردن اصلا باحال نیست...
اون کسیه که من به هیچ عنوان نمی خوام ببازم...
تعویض، مشکی!
کیسه، می خوام بیارمت بیرون.
چی...چرا من؟ اگه الان بیام بیرون...
کیسه. به مربی گوش کن.
-تعویض؟ -واقعا؟
کیسه کون...
کسیه...
پس واقعا...
مشکل پاته، درسته؟
به خاطر اون موقع است، هان؟
اوه. پس فهمیدی...
ولی...بذار بازی کنم!
من از پسش برمیام! نمی تونم بذارم اینطوری ببازیم!
اگه اینطوره، زمانی که مصدوم شدی باختی.
میدونم چقدر دلت می خواد تو این مسابقه پیروز شی.
برام سخته که قبول کنم حتی هایزاکی هم درباره پای مصدومت فهمید.
ولی نمی تونی ازش به عنوان بهانه استفاده کنی.
یه بازی همه این چیزا رو شامل میشه، حتی مصدومیت.
ربطی به نتیجه نداره.
لعنتی!
حرف های بدی بهش زدی.
نه واقعا. اگه اونقدر بد بود که نخواد بازی کنه، مربی از همون اول نمی ذاشت بازی کنه.
مطمئنم که برمیگرده.
ولی واقعا مسخره ست اگه تا زمانی که تو بازی نیست، نتونیم کاری بکنیم.
همه تون، نشونم بدین چقدر بارتونه.
بله!
- نوبت ماست. - آره.
- بیاین حمله مون رو، رو کاگامی متمرکز کنیم. - باشه!
کاگامی-کون...
میدونم.
متوجهم. برای همین با تمام وجود میجنگم.
باشه.
دفاع دو نفره؟
نمیذاریم رد شی!
اون ناکامورا، تو مدرسه ای بود که جزو هشتای برتر مسابقات ملی بودن. دفاعش خیلی قویه...
- کاگامی! پاس بده! - بگیر!
خوبه، برین جلو!
این...پرتاب شبح!
لعنتی، بد شد! آخه این چه پرتاب مرده شوریه؟
گل شد!
دو گل پشت سر هم!
لعنتی! شرمنده، اگه فقط یه ذره نزدیکتر بودم!
تو داشتی کاگامی رو دفاع میکردی. خل شدی؟!
بعدم، اگرم نزدیک تر بودی، بازم کاری از دستت برنمیومد.
فهمیدم...چرا اون پرتاب ناپدید میشه.
واقعا، کاساماتسو؟
آره ولی وقت ندارم الان توضیح بدم. فعلا با همین ترکیب بازی می کنیم.
مطمئنم کوروکو بلاخره تعویض میشه.
ولی نمیذارم همینطوری بره. یکی از اسلحه هاش رو نابود میکنم.
- ریباند! -باشه.
لعنتی...
مرسی ریباند!
کارش خوبه!
کوبوری! اینجا!
فرمش مثل همیشه بیخوده...
گل شد!
حتی بدون کیسه، کایجو عقب نمیوفته.
خوبه!
- مربی الان وقتش نیست؟ - چرا.
- منظورتون تعویض کوروکوئه؟ - درسته!
ولی به نظر میرسه کایجو هنوز به حرکات کوروکو عادت نکرده، پس...
چون تا الان کوروکو به تیرهاشون جا خالی داده.
ما قبلا با کایجو بازی کردیم. پس انحراف دیگه جواب نمیده.
و اگه اون از کار بیفته، فقط طغیان برامون میمونه.
که اینطور...
به محض این که بازی از جریان بیفته، تعویضش می کنم.
میتوبه-کون، آماده باش.
داره میره عقب...
حتی اگه به خاطر حرکت نفوذی، محتاط عمل کنه، ولی بازم از من سریع تره...موضوع چیه؟
ایزوکی از بیرون از محوطه پرتاب نمی کنه. دارن مجبورش میکنن پرتاب کنه؟
اگه اینطوره، من پرتاب نمی کنم...
حالا که دو نفر کاگامی رو گرفتن، باید دنبال راه بهتری باشم.
خوبه! برو کوروکو!
کاساماتسو؟
برای همین از ایزوکی فاصله گرفته بود؟
گام به عقب؟
پس قضیه اینه!
من فکر میکردم تا الان مسیر پرتاب توپ خیلی بلنده...ولی دقیقا برعکسشه!
اون فرم خاص، نشانگر پرتاب کوتاهه. و همین راز غیب شدن توپه!
به طور معمول وقتی پرتاب میکنی، مدافع به سمت بالا نگاه می کنه.
ولی فرم خاصی که اون توپ رو نزدیک سینه می گیره،
باعث میشه مدافع ناخودآگاه سمت پایین رو نگاه کنه.
و در همین لحظه توپ سریع به سمت بالا پرتاب میشه.
در همین موقع، اون خط دید رو به سمت کاگامی منحرف میکنه، و تا به خودت میای توپ غیب شده.
ولی اگه یک قدم به عقب بیای و نپری، محدوده دیدت گسترش پیدا می کنه.
و اگه سرعت پرشت بالا باشه...
حالا می تونم ببینم.
جلوش رو گرفت!
بعد از کیسه، کاساماتسو هم تونست جلوش رو بگیره!
کاساماتسو...
سنپای...
حتما شوخیت گرفته.
اون پرتاب حتی موراساکیبارا رو هم پشت سر گذاشت!
و برخلاف کیسه، بعد از رو شدن همه رازها بود.
پرتاب شبح الان دیگه تمام کاراییش رو از دست داد...
تعویض، سفید!
کوروکو.
کوروکو...
یه لحظه دیر تعویضش کردم...
حالا احساس میکنه شکست خورده و ناامید میشه.
No comments yet. Be the first to leave one.