The first 200 lines.
ريو لوبو
Translated By mostafa v.h
زود باش پاتو جمع کن
جعبه خيلي سنگينه ، ستوان - طلا معمولا سنگينه -
زودباشيد، تکون بخوريد، بزاريدش اونجا
با اون برو داخل و خودت همونجا بمون - بله قربان -
به کلنل مک نلي اطلاع بده قطار آماده است
منتظر دستور هستيم - بله قربان -
به کلنل مک نلي اطلاع دهيد قطار آماده است
منتظر دستور - مرسي -
ببخشيد مزاحم شدم، کلنل
.تو به ستوان گفته بودي !پشيمون ميشي اگه نگفته باشي
بله قربان
چي ميخواي ؟ - يک پيام از پلاينسبورگ -
ستوان فُرسايس چي ميخواد ؟ - دستور بعدي قربان -
به ستوان بگو تو واگن بمونه
و منتظر باشه تا من در رو بزنم
بله قربان
گروهبان، طلاها تو قطاره - اينو شنيديد ؟ -
کلنل به شما گفت سوار واگن بشيد
.و اونجا منتظر باشيد تا خودش در رو بزنه
موفق باشيد ، ستوان
بزن بريم
هي گروهبان قطار پلاينسبورگ رو ترک کرده
همه شنيديد ؟ .بازم گوش بده
!کاپيتان داره پيغام مياد
قطار تو اين مسيره - بهتره آماده بشيد -
نگران نباشيد کاپيتان - منتظر ميمونيم -
چه مدت زماني قطار تو ريورجانکشن ميمونه ؟
تقريبا 15 دقيقه، قربان اون ميره تا سوخت و آب برداره
فرمانده اونجا کيه ؟ - کاپيتان "بارت" قربان -
خوب، به کاپيتان بارت خوشامدگويي منو برسون
...و بهش بگو اگه اشتباهي تو ريورجانکشن صورت بگيره
خودم شخصا ميبينم که از اون روز پشيمون بشه
بله قربان
نميفهم تو چطوري صداي قطار رو با گوش دادن به ريل ميفهمي ؟
...اون ريل ها همه ي ما رو - خفه شيد -
ساکت باشيد
داره مياد گروهبان - خيلي خوب، برگرديد -
.نزاريد کسي شمارو ببينه و تا وقتي نگفتم بيرون نيايد
!خيلي سخته که از اين همه طلا بگذري
،درسته، ولي هميچن که به کاپيتان برسه دوباره برش ميگردونيم
خيلي خوب بچه ها ، عجله کنيد حرکت کنيد. زود باشيد
زودباشيد طناب ها رو به سرتاسر خط آهن ببنديد
به کاپيتان بگو قطار از اين جا ميگذره"
چشم گروهبان
طناب ها رو خوب گره بزنيد - طناب ها رو سفت و محکم گره بزنيد -
هنک، سريع تر برو !وگرنه قطار رد ميشه
کاپيتان از "ريور جانکشن" هم رد شد
جيمز؟ - بله قربان - به اندازه کافي گريس داري ؟ -
،به اندازه کافي داريم که وقتي اون قطار از روش رد بشه نتونه جايي بره
بهتره خلي غليظ بزاري - بله قربان -
بله قربان - حاضري ؟ -
اين زنبور ها دارن عصباني ميشن بهشون گوش کنيد
کاملا عصباني شدن
اوضاع چطوره، ستوان ؟ - خوبه، به نظر ميرسه خوبه -
داره مياد کاپيتان - همه برن قايم بشن -
و تا وقتي منو نديديد بيرون نيايد
هي "بوفورد" از اون درخت بيا پايين
قطار از "ريور جانکشن" حرکت کرده قربان - خوبه -
وقتي که بياد اينجا ديگه جاي نگراني نيست
هنوز که اينجا نيست ستوان - ...نه قربان. اما -
خوب ، پس ممکنه من نگران بشم ؟ - نه قربان -
ميشه چيزي بگم ، کلنل ؟ بگو -
چون قطار از ريورجانکشن تا اينجا ميخواد بياد ...بدترين قسمت سفر ــه
به همين دليل شما ماموريت طلا رو به ستوان فُرسايس داديد ؟
يکي از دلايل ـش اين بود
اون براي مدتي همراه شما بوده ، مگه نه قربان ؟
از وقتي جنگ شروع شد - بله قربان -
اين ماشين بخار حتما خيلي سخت از بالاي تپه رد ميشه
خيلي آروم پايين ميريم ستوان
ببين چجوري به گريس ها ميخوره
چرخ ها دارن ليز ميخورن و هيچ تراکنشي نداريم
! زنبورا
بايد از اينجا بريم بيرون
مستقر شديم کاپيتان - خوبه. "بيلي جو" برو اون سيم رو قطع کن -
مخزن بخار ـش رو خالي کن
خيلي خوب، همه سوار شيد بازش کن
زودباشيد، بپريد بالا
!عجله کنيد! عجله کنيد
!جک زود باش !بيا بالا جک
ويلي، نزديک بود کار نادرستي بکني
.سيم ها قطع شدن حتما خط تلگراف رو پايين آوردن
سيم ارتباط بين اينجا و ريور جانکشن قطع شده
لعنتي! به پايگاه هاي مرزي خبر بده - بله قربان -
در رو باز کن
کاپيتان! اون زنبورا خيلي سرشون شلوغه - بله. ميبينمشون -
! محض رضاي خدا، هري، بپر
زودباشيد! بپريد از قطار بريد بيرون
نميبينم - بپر -
جانسون همينا بودن ؟ - الان ميفهمم، کاپيتان -
کسي رو نميبينم
به اين زنبورها يک کم دود بده و از اونجا بندازشون بيرون
نميخوام وقتي ميرم اون پايين هنوز اونجا باشن
.دستور انجام شد، کاپيتان
بله قربان
ما خيلي سريع تر از اون چه که انتظار داشتيم ميريم ميتوني سرعت رو کم کني ؟
ترمز ها خوب کار نميکنن کاپيتان - داريم ضربه سختي ميخوريم -
بهتر يه جاي خوب پيدا کنيد
کارت خوبه گروهبان - ممنون قربان.مشکلي نداشتين ؟ -
خيلي نه - بايد" طلاها رو برداشته" -
اسب ها آماده هستند
حالت خوب ميشه جيم
چه اتفاقي افتاد؟ - اونا خط آهن رو گريس کاري کردند -
اونا به طرف ما اومدن و ما رو انداختن بيرون وقتي اومدم قطار رفته بود
ميتوني اينو راه بندازي؟ - نه قربان. همه بخار رو از دست داديم -
!غنيمت زياديه - يک کم به من بدين -
.ما براي همه زياد داريم
ما طلاها رو صحيح و سالم گرفتيم قربان - بگو سريع بار کنن -
خيلي سنگينه گروهبان
.زودباش. راه برو ديگه
سرجوخه، اون گاري رو راه بنداز
همه روز رو وقت نداريم، بچه ها
خيلي خوب. راه بيفتيد
حالش چطوره سرجوخه؟ - يه زخم بد روش شونه ـش وجود داره -
حالم خوب ميشه - صورتت چي شده ؟ -
اونا يه لونه زنبور رو تو واگن انداختن - براي همين مجبور شديم بپريم بيرون قربان -
ستوان فُرسايس کجاست ؟ - پايين خط آهن. اون بدجور صدمه ديده
ستوان - بله قربان -
آزاد بايستيد. بريد و بهشون در اينجا کمک کنيد. راه بيفتيد
کلنل مک نلي، اينجا
نِد ؟
ببخشيد قربان. اما نتونستيم با اون همه زنبور تو واگن بمونيم
ميدونم. حسش ميکني ؟
کلنل، جنوبي ها قبلا درباره طلا ميدونستن
معلومه که ميدونستن - اونا پريدن روي ما -
حسش ميکني ند ؟ - نه. فقط احساس کرختي ميکنم قربان-
ميتوني سرت رو تکون بدي ؟
نه. ولي دردي ندارم قربان
من خوب ميشم - گردن ـت شکسته -
متاسفم نميتونم اينجا باهات بمونم، ولي
ميدونم قربان
...کلنل
دستگيرشون کنيد، ممکنه؟ - ميگيرمشون
.سرجوخه، برو تو واگن و يه نگاهي بکن
وايلر، جلوتر از ما برو ببني از کدوم سمت رفتن
احتمالا جنوب رفتن
کلنل، طلايي نيست اونا گرفتن ، قربان
همينطور فکر ميکردم
اينجا کلنل
اونا يه گاري داشتن. ميتونيد اثرش رو ببينيد اونا دو دسته شدن
يه دسته شون با گاري از اون طرف رفتن و بقيه شون از اون طرف
گاري هم موقع اومدن سنگين بوده و هم موقع رفتن
حتما با بار اومدند با اين کپه سنگ ها
شايد اين همون چيزيکه ميخواستن ما رو به فکر بندازن
منظورتون اينه که طلاها تو گاري ـه ؟ - خوب، من خودم ميرم دنبال گاري -
تو نصف افراد رو بردار و دنبال اونا برو که به سمت شرق رفتن
کارتل تو و جوخه ـت دنبالم بياين
و ستوان... اگه دستگيرشون کرديد .ازت ميخوام يکي دوتا شون رو بياري
و ميخوام اونا بتونن حرف بزنند - بله قربان -
دنبالم بيايد
جنکينز. اون رد رو بررسي کن
کلنل - اين چيه ؟ -
اينجا يک دکمه از يونيفرم جنوبي هاست ممکنه از اينطرف اومده باشن
يه واگن ميتونه از اونجا رد بشه ؟ - نميتونه -
تو و مايلر با من بياين و بقيه تون دنبال رد ــه بريد
اگه طلاها تو گاري باشه تا حالا بسته بندي ـش کردن
اونا از اين طرف از تو آب رفتن - ازبالاي رودخونه يا پايين رودخونه رفتن ؟ -
کي ميتونه بگه ؟
خيلي خوب. شما دو تا از پايين رودخونه بريد و من هم از بالا دست ميرم
.هي، جنوبي،همونجا که هستي بمون رهبر جنوبي هاست Johnny Reb ) ( جنوبي هاست Johnny Reb در اين فيلم منظور از
شمالي، من مسلح نيستم
.بخاطر همين نگرانم به هر حال بگرد
غرقش نکن - نميکنم -
اون به سرش ضربه زد، کاپيتان
بيايد کمک کنيد
!از يک بچه نهنگ هم سنگين تره
اينجا خيلي ساکت ــه گروهبان - اميدوارم باشيم تو راه هم ساکت باشه، کاپيتان -
بهتره بانداژ رو برنداري
مگه اينکه بخواي دوباره خونريزي کني
< حالت چطوره - درد دارم -
سرت با يک سنگ شکست - احساس ميکنم خيلي احمقانه دستگيرم کردي -
من هم همينطور
تو که پات زخمي نشده بانداژ منو احمقانه کرده
بايد" اونجا وايستاده، بهم قرضش داده"
.همچنين خونش واقعيه کلنل با يک گلوله شمالي زخمي شده
وقتي رو اسب بودم کي پريد رو من ؟ - تاسکارورا، اينحاست -
.من هم يک کم درد دارم کلنل .تو يک مرد گندهاي
تو مجهز شدي که محموله طلاي ما رو برداري
چهارمين باريه که غارت ميکني - جنوب به پول احتياج داره کلنل -
ميدونم تو از يه جايي اومدي، مگه نه ؟
درسته - اسمت چيه ؟ -
"پير کاردونا"
مادر فرانسوي، پدر مکزيکي از "نيو اورلئان" اومدم
"چهار پنج سال پيش تو "آبلين
درسته - درباره يه اسب بود، مگه نه ؟ -
اسب قرمز بزرگي بود، تو دزديديش - غلط بکنم. کار من نبود -
تو يک اسب برنده شدي - اسبِ فلج بود -
وقتي پوکر بازي ميکني بايد بدوني براي چي بازي ميکني
يادم مياد ما هر دو تو يه دردسر بزرگ افتاده بوديم
من جلو بودم و تو پشت سرم بودي با يک تفنگ پشت سرم
رفيقات ميخواستن منو بکشن - من هم دربارش خوشحال نبودم -
کلنل، اگه دورتر از تفنگ ها وايستي احساس بهتري ميکنم
هيج کدوم از ما نميخواد صدمه ببينه بهم بگو، من تو اين لباس چي کار ميکنم ؟
راستش، کلنل، تو از من استفاده کردي .و حالا من ميخوام ازت استفاده کنم
ايندفعه تو جلو ميري و ما رو از اينجا بيرون ميبري
اگه به شمالي ها برخورد کنيم تو بين ما و اونا قرار ميگي
تو اولين کسي هستي که تير ميخوري - من نميدونم افرادم کجا هستند -
اگه نميدوني ، بهتره حدس خوبي بزني
قبل از اينکه بريم يک کم فکر ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.