Day of the Dead

Day of the Dead

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Day of the Dead S01E03 The Grey Mile Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-28
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏من دکتر لوگانم.‏

‏فقط یه پلیس اون پایین نیست.‏

‏ یه چیز دیگه هم هست. ‏

‏آآآآه!‏

‏آآآآآه!‏

‏من پزشکم.‏

‏مطمئن شو به هیچ‌کس چیزی نمی‌گه‏

‏ دربارهٔ اتفاقی که امروز اینجا افتاد. ‏

‏بله، خانم.‏

‏شما می‌تونید ماوین‌هیکن رو واقعاً تغییر بدید.‏

‏فقط کافیه رأی بدید.‏

‏من شهردارم.‏

‏تو زن شروری هستی!‏

‏نه!‏

‏نمی‌ذارم این انتخابات رو ببازم‏

‏چون شوهر احمقم یه نفر رو کشته!‏

‏تصادفی بود!‏

‏فقط باید تا پایان انتخابات جسد رو مخفی کنیم.‏

‏عزیزم؟‏

‏رقابت انتخاباتی خیلی نزدیکه و اصلاً خوب نیست‏

‏پسر شهردار موقع مشروب‌خوری زیر سن قانونی گیر بیفته‏

‏با رفیق‌های کودنش.‏

‏داداش، این مهمونی کجاست؟‏

‏اوه!‏

‏نتیجهٔ آزمایش‌هات اومده.‏

‏وقتی روز عروسی‌ات اومدی اینجا، حتماً خبرها بده.‏

‏ببخشید.‏

‏یه کم گم شدم.‏

‏اَه، بی‌خیال!‏

‏بابابزرگ چه مدرکی علیهت داره؟‏

‏چرا فکر می‌کنه می‌تونه وادارت کنه از انتخابات کنار بکشی؟‏

‏این‌طور نیست که رازی داشته باشیم.‏

‏کل زندگی‌مون مثل کتاب بازه.‏

‏هیچ کار مشکوکی هم نمی‌کنیم.‏

‏تری.‏

‏داریم سعی می‌کنیم یه جنازه رو قاچاقی از آسایشگاه سالمندان ببریم.‏

‏بابابزرگ از کجا دربارهٔ اون می‌دونه؟!‏

‏نمی‌دونه.‏

‏خدا رو شکر.‏

‏فعلاً نگران بابابزرگ نباش.‏

‏الان باید تکلیف اون جسد رو روشن کنیم‏

‏قبل از اینکه کسی بفهمه تو کشتیش.‏

‏یا مسیح، می‌شه بلندتر بگی؟‏

‏لعنتی، زنده‌ست!‏

‏من نکشتمش!‏

‏سپاس، ای مسیح.‏

‏همه‌چیز درست می‌شه.‏

‏سلام.‏

‏داشت یه پا می‌خورد، درسته؟‏

‏یه پای آدمیزاد؟‏

‏با پنجه و همه‌چی؟‏

‏نه، نه، نه.‏

‏این... غیرممکنه.‏

‏حتماً یه توضیح منطقی داره.‏

‏اون رو برای چی می‌خوای؟‏

‏فقط محض احتیاط، اگه واقعاً داشت پا می‌خورد.‏

‏کجا رفت؟‏

‏خدای من.‏

‏رفته.‏

‏فکر کنم از اون‌طرف رفت بیرون.‏

‏می‌خوای دنبالش بریم؟‏

‏نه، نه، نه.‏

‏باید به پلیس زنگ بزنیم.‏

‏داری چه‌کار می‌کنی؟‏

‏نیکول، فقط یه لحظه فکر کن.‏

‏باشه؟‏

‏همهٔ اون آدم‌های بیرون دیدن با اون یارو جر و بحث می‌کردم.‏

‏حالا یه گلوله توی سرشه.‏

‏گلوله‌ای که از اسلحهٔ من شلیک شده.‏

‏به پلیس زنگ بزنیم، همه‌چیزم رو از دست می‌دم.‏

‏ تلویزیون: ماوین‌هیکن خانهٔ من است. ‏

‏مردم اینجا همسایه‌هام،‏

‏دوستانم و خانواده‌ام هستن.‏

‏ قول داده‌ام از آن‌ها محافظت کنم. ‏

‏اگه کسی به یکی از بچه‌هام آسیب بزنه، نابودش می‌کنم.‏

‏اگه اون دیوونه رو متوقف کنم، قهرمان می‌شم.‏

‏بابابزرگ پارکر و شهرداری به درک.‏

‏می‌تونم فرماندار بشم.‏

‏عقلش رو از دست داده.‏

‏فکر می‌کنی؟‏

‏من پائولا بومن هستم و این پیام رو تأیید می‌کنم.‏

‏ لورن: درست جلوی ماشینم پرید؛ خودت دیدی. ‏

‏ هیچ کاری از دستم برنمی‌اومد. ‏

‏ کَم: می‌دونم، تقصیر تو نیست. ‏

‏ فقط ببریمش بیمارستان. ‏

‏ نمی‌دونیم چقدر بد آسیب دیده. ‏

‏ لورن: بی‌خیال. ‏

‏ اگه با کسی که با ماشین زدمش برم بیمارستان، ‏

‏ به پلیس زنگ می‌زنن. ‏

‏چه بهتر. پلیس به دردمون می‌خوره.‏

‏خیلی حرف‌ها داریم که بهشون بگیم.‏

‏کَم، من سابقه دارم. آزادی مشروطم.‏

‏قرار نیست برگردم زندان.‏

‏ هی! هی! ‏

‏چرا؟!‏

‏چرا این پشت یه جنازه هست؟‏

‏خدای من! خواهش می‌کنم منو نکشید!‏

‏قرار نیست بکشیمت.‏

‏ولی شاید زامبی‌ها بکشن.‏

‏بهت آسیب نمی‌زنیم.‏

‏چیزی برای ترسیدن نداری.‏

‏البته به‌جز زامبی‌ها.‏

‏لورن، داری بدترش می‌کنی.‏

‏لورن؟‏

‏چه خبر، دکتر؟‏

‏شما دوتا همدیگه رو می‌شناسید؟‏

‏قبلاً همدیگه رو دیدیم.‏

‏چرا پشت ماشین حمل جنازهٔ توام؟‏

‏چون کَم نذاشت‏

‏کنار جاده ولت کنم.‏

‏مثل دیوونه‌ها پریدی وسط خیابون.‏

‏راه دیگه‌ای نداشتیم.‏

‏یه مرد بود.‏

‏یه مرد توی جنگل بود.‏

‏داشت... یه نفر رو می‌خورد.‏

‏نمی‌تونه از زامبی‌های غسال‌خونه باشه؛‏

‏خیلی از ما عقب‌تر بودن.‏

‏شاید داره پخش می‌شه.‏

‏وایسا... شما دارید از زامبی حرف می‌زنید؟‏

‏دیوونه‌اید؟‏

‏به چیزی که از قبرش میاد بیرون‏

‏و سعی می‌کنه زنده‌زنده بخورتت، دیگه چی می‌گی؟‏

‏یا مسیح، لورن.‏

‏کی این اتفاق افتاد؟‏

‏حدود نیم ساعت پیش.‏

‏باشه.‏

‏باید فوراً ببریمت بیمارستان.‏

‏آره.‏

‏خدایا!‏

‏چند بار باید بگم؟‏

‏بیمارستان نمی‌ریم.‏

‏باشه، باشه.‏

‏می‌ریم مطب من.‏

‏انگار من دوباره پام رو توی اونجا می‌ذارم.‏

‏باشه.‏

‏من... یه جای دیگه می‌شناسم.‏

‏فقط گازگرفتگی رو فراموش کن.‏

‏باید هرچه زودتر از شهر بزنیم بیرون.‏

‏لورن، ممکنه خونت عفونت کنه و بمیری.‏

‏لورن.‏

‏باشه.‏

‏چرا که نه؟‏

‏پنچری هم به مصیبت‌های امروز اضافه کنیم.‏

‏خدایا، چقدر روی اعصاب منی.‏

‏یالا، یالا، یالا.‏

‏ پیام‌گیر: اِیمی‌ام. دارم ازدواج می‌کنم! ‏

‏اینجا درمانگاه داره.‏

‏زخمت رو بخیه می‌زنم. نهایتاً پنج دقیقه.‏

‏فکر می‌کنی اون معترض‌ها برای چی جمع شدن؟‏

‏به‌نظرت به سالمندها آزار می‌رسونن؟‏

‏افراد سالخورده هم حقوق دارن. اگه سالمندان...‏

‏کَم، اینجا حوزهٔ رأی‌گیریه.‏

‏از انتخابات عصبانی‌ان.‏

‏اوه.‏

‏یالا، بریم.‏

‏به‌عنوان مدیر کارزارت،‏

‏باید بدونم بابابزرگ چه مدرکی علیهت داره.‏

‏الان وقت حرف‌زدن دربارهٔ اینه؟‏

‏اگه از اینجا زنده بیرون بریم، این آتش بعدیه که باید خاموش کنم.‏

‏لوکه، باشه؟‏

‏اون... تری نیست...‏

‏خدای من!‏

‏تری می‌دونه؟‏

‏نه. هیچ‌وقت نباید بفهمه.‏

‏هیچ‌کس نباید بفهمه.‏

‏پائولا!‏

‏هیچ‌کس.‏

‏تری؟‏

‏ پائولا: تری؟ ‏

‏تری؟‏

‏ پائولا: تری؟ ‏

‏ تری؟ ‏

‏اینجایی؟‏

‏تری؟‏

‏تری؟‏

‏ پائولا: تری؟ ‏

‏هی.‏

‏داری چه غلطی می‌کنی؟‏

‏فقط داشتم این دوروبر رو می‌گشتم.‏

‏داشتم فکر می‌کردم؛ یه بار برنامه‌ای دربارهٔ معماهای پزشکی دیدم‏

‏که یه مرد تیر خورد توی سرش و زنده موند.‏

‏ولی وقتی بیدار شد، فقط می‌تونست فرانسوی حرف بزنه.‏

‏اگه برای یاروی ما هم همین اتفاق افتاده باشه چی؟‏

‏اگه گلوله به بخشی از مغزش آسیب زده باشه‏

‏که فرق آدم و غذا رو تشخیص می‌ده؟‏

‏لطفاً دکتر بومن، برام توضیح بده‏

‏کدوم بخش مغز آدم رو آدم‌خوار می‌کنه؟‏

‏یا مسیح، پائولا، لازم نیست این‌قدر بدجنس باشی.‏

‏فقط داشتم بلندبلند فکر می‌کردم.‏

‏فقط این عوضی رو پیدا کنیم.‏

‏خدایا.‏

‏گیرت آوردم.‏

‏ پیام‌گیر: مک‌درموتم. ‏

‏ پیغام بذار؛ بهت زنگ می‌زنم. ‏

‏بابا، اوضاع خیلی به‌هم‌ریخته‌ست.‏

‏کجایی؟‏

‏بهم زنگ بزن.‏

‏آآآه!‏

‏یالا.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left