The Invisible Guest

The Invisible Guest (Contratiempo)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Invisible Guest 2016 1080p BRRip x264-M2Tv
The Invisible Guest 2016 1080p BluRay x264-USURY
The Invisible Guest 2016 1080p Bluray DD5 1 Hevc x265 RMTeam
A Commentary by Cla30ic
.:::: 30nama.click ::::.

Tags

BluRay
x264
1080
x265
HEVC
brrip
Published on: 2017-05-27
Downloads: 216
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMAclick

Telegramme/Official30nama

تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «بــهزاد اصلانی»

:تمامی فیلم‌ها و سریال‌ها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMAclick

‫مهمان نامریی

‫آقای دوریا؟ ‫ویرجینیا گودمن هستم

‫من بجای وکیل‌تون فلیکس لیوا اومدم

‫از ملاقات شما خوشبختم

‫- بفرمایید داخل ‫- متشکرم

‫- بهم دو دقیقه وقت بدید تا لباسام رو بپوشم ‫- بفرمایید

‫اطلاعات دریافت شده توسط گروه های مسلح

‫کسانی که عقب نسینی کردند برای جست و جوی مفقودین

‫اکنون خبرهای مهم صبح امروز

‫مراسم خاکسپاری لارا ویدال برگزار شد

‫عکاس و هنرمند بصری معروف,

‫گفته شده توسط معشوقش ادریان دوریا به قتل رسیده,

‫ او اخیرا جوایز با ارزش اروپا را دریافت کرد

‫برای نو آوری و پیشرفت فعالیتهای اقتصادی

‫به عنوان کار آفرین سال

‫دوریا که اخیرا فعالیت هایی در بازار اسیا شروع کرده است

‫با شرکت خود گلوبال گو تک مدیا,

‫بی گناهیش را اعلام کرده و خود را قربانی یک توطعه می داند

‫من منتظر شما نبودم

‫بله اما متاسفانه به مشکلی برخوردیم

‫سعی کردم با فلیکس حرف بزنم اما اون در دسترس نیست

‫اون خارج از شهره

‫اما اون بهم قول داد که همه چی تحت کنترله و یه مدرک بدست آورده

‫- اون می تونه همه چیزو عوض کنه

‫اخرین باری که باهاش حرف زدم به منم همین رو گفت

‫اما اون موقع چیزی که الان میدونمو نمیدونستم

‫- و اونم هنوز نمیدونه ‫- منظورتون چیه؟

‫احتمال این هست که ازتون خواسته شه که امشب اعتراف کنین

‫- دارید چی میگید؟ ‫- دوستان من در دادگاه

‫به من گفتند گه پرونده یک شاهد جدید داره,

‫این میتونه در پرونده شما تاثیر بزرگی داشته باشه

‫هیچ خبری از هویت اون نیست اما درحال انتقال او به دادگاهند,

‫برای شهادت دادن در سه ساعت آینده

‫من حقیقت رو گفتم

‫سوالایی تو شهادت نامه شما وجود داره آقای دوریا

‫و من به جزییات نیاز دارم

‫صحت شهادت نامه شما به اون بستگی داره

‫با اونا میتونم بی گناهیتون رو به دنیا اثبات کنم

‫و بهتون اطمینان میدم که میتونم

‫تا به حال هیچ پرونده ای رو نباختم

‫اما به همکاری شما نیاز دارم

‫پلیس ایجارو به زندان تبدیل کرده 24ساعت تحت نظارتم

‫فکر نمیکنید اگر چیز بیشتری برای گفتن داشتم تا الان بهتون گفته بودم؟

‫اونا درخواست حضور سریعتون رو می خوان

‫ما 180دقیقه وقت داریم تا از اول همه چیزو مرور کنیم

‫اگه من جای شما بودم از شکایت دست برمیداشتم و کار رو شروع میکردم

‫اوکی

‫اول از همه

‫شما و مقتول در هتل مشغول چه کاری بودین؟

‫ما قرار بود همدیگرو اونجا ببینیم

‫من و لارا چند ماهی بود که همدیگرو میدیدیم

‫یه نفر مارو دیده بود و داشت ازمون باج می گرفت

‫ما هرکاری گفت انجام دادیم

‫100000یورو خواست

‫بهتره با پول کسیو ساکت کنی تا از طلاق میلیونی پیشگیری کنی

‫من نمی خواستم از سونیا جدا شم من عاشقشم

‫چرا اون هتل 300کیلومتر دور از محل زندگیتون

‫نمی دونم

‫به دور افتادگی محل قرارتون مشکوک نشدین

‫- چرا انقدر محل و اسم هتل مهمه ‫- آیا شما و معشوقتون قبلا اونجا بودین؟

‫مشکل من متهم به قتل بوده خنم گودمن

‫همه چیز مهمه آقای دوریا

‫در هرصورت اشکالی نداره

‫اول در مورد پیامی که دریافت کردین حرف بزنیم

‫ما تا رسیدن پیام چند ساعت منتظر بودیم

‫چی شد؟

‫اون موبایل تورو داره

‫همین الآن از شماره تو یه پیام فرستاد

‫همی چیزو بهتون میگم اتاق شماره 715هتل بلاویستا

‫این یه تلس

‫باید بریم

‫آدریان؟

‫من چند دقیقه بیهوش بودم

‫و وقتی بیدار شدم کابوس من شروع شد

‫اولین چیزی که یادتون میاد چیه؟

‫صدای در زدن

‫پلیس!

‫حالتون خوبه؟

‫پلیس!

‫درو باز کن

‫برید کنار

‫لارا! هی

‫- میتونی صدامو بشنوی؟ ‫- درو باز کنین لطفا

‫- لارا! ‫- اونجا کسی هست درو باز کنین

‫نه نه!

‫لارا!کمک کنین

‫لطفا کمک کنین

‫پلیس!

‫کمک!

‫پاشو وایسا!

‫دستا بالا بایست

‫- کسه دیگه ای تو اتاق هست ‫- دستاتو بزار جایی که دیده شن

‫من هیچ کاری نکردم!من بی گناهم!

‫دستا بالا

‫- من کاری نکردم ‫- بخواب رو زمین

‫- کسی اینجا بود ‫- بخواب رو زمین مقاومت نکن

‫همه بیرون!

‫بر اساس گزارش پلیس

‫شاهد صدای فریاد شنید و کسی هم نبود

‫برید بیرون از اتاق

‫در هم از داخل قفل شده بود

‫همینطور هیچ کدوم از پنجره ها از داخل باز نشده بودند

‫چون هتل دستگیره هارو زمستان ها بر میداره,

‫و به زور هم باز نشده بود

‫اونا تایید کردند که خروج بدون رویت شدن

‫بدون جا گذاشتن هیچ ردی غیر ممکن بود

‫هیچ ردی پیدا نکردند

‫بر اساس حرفای شما قاتل معشوقه شما

‫- ناپدید شد ‫- همین

‫- اون اول باید وارد میشد تا خارج شه ‫- اون داخل بود وقتی ما رسیدیم

‫در هر صورت باید وارد می شد

‫و با توجه به حرفای کارکنان تنها راه ورود با یک کلید مثل مال شما بوده

‫کل صحنه جرم طوری طراحی شده بود که من رو گناهکار نشون بده

‫و پلیس به این نتیجه میرسید که لارا عاشق من شده بود

‫و من برای نجات ازدواجم سعی کردم اونو با پول بخرم و وقتی قبول نکرد به قتل رسوندمش

‫- یه تله ی مزخرفه ‫- کار کیه؟

‫نمیدونم

‫- چرا؟ ‫- بهتون گفتم که نمی دونم!

‫تنها چیزی که می دونم اینه که همسرم منو ترک کرده و دخرمم با خودش برده

‫و یه نفر داره بی مجازات در میره

‫اگه بی توجه باشین ,

‫و اگه دنبال جوابها در زندگیتون نگردین ,می دونین چه می شه؟

‫- چی؟ ‫- فقط شک های پلیس رو تایید خواهید کرد

‫اونا معتقدن هیچ کسی هیچ دلیلی برای انجام این کار علیه شما نداشته

‫پس نسخه داستان شما

‫- ساختگی بنظر میرسه آقای دوریا ‫- وظیفه من پیدا کردن گناه کار نیست

‫- نه ‫- وظیفه شما و فلیکس هست

‫و قطعا پلیس چون اونا باید گناهکارو دستگیر کنن نه من

‫شما الان گناهکارید

‫آقای دوریا اگر شما جای من بودین ,

‫و من داستان توطعه رو برای شما تعریف میکردم چه فکری میکردین؟

‫من هر چیزی که اتفاق افتادو تعریف کردم ‫نمیدونم دیگه ازم چه انتظاری میره

‫میدونید؟

‫در 30سال سابقه کاری ,من دو نوع موکل داشتم

‫کسانی که مسیولیت پزیرند و همکاری می کنند

‫حتی اگه مجبور شن جایی که نمیخوان برن,

‫و کسایی که فکر میکنند از من باهوش ترند

‫و من بی گناهیشون رو بدون اینکه زحمتی بکشند ثابت میکنم

‫شما از گروه دومین

‫پس بزارین 2تا چیزو مشخص کنم

‫بدون سختی ها هیچ رستگاری وجود نخواهد داشت

‫و شما از من باهوشتر نیستبن

‫Youth Missing in Bierge

‫تا اصلا به این فکر کردین که شاهد جدید پرونده ممکنه نقشی تو این داشته باشه

‫نا پدید شدن مرد مسیولیت پذیر و خجالتی

‫ما الآان 10دقیقمون رو از دست دادیم آقای دوریا

‫فقط یک بار ازتون میپرسم

‫می دونین اون مر داخل هتل کی بود؟

‫اگه می خواید بدونین و می خواین من

‫شمارو از این مخمصه نجات بدم

‫و از زندان رفتنتون جلوگیری کنم,

‫دیگه بهم دروغ نگین

‫همش سه ماه پیش شروع شد

‫- عزیزم ‫- پاریس چطوره؟

‫- پر از فرانسوی های کثیف ‫- جلسه خوب پیش نرفت؟

‫- فک نمی کنم قراردادو ببندیم ‫- پدرم تماس گرفت

‫ازمون دعوت کرده بریم سفر دریایی

‫بهش گفتم که میریم ‫خیلی مشتاق به دیدن الکسه

‫- باشه ‫- اون پدره!

‫بزار ببینیم بگو بابا

‫بابا!

‫گوش کن سونیا من باید برم فرودگاه

‫باشه برمیگردی خونه یا تو بارسلونا میمونی

‫میام خونه

‫وقتی سوار شدی بهم خبر بده

‫دوست دارم

‫منم همینطور

‫کی بود؟

‫سونیا بود

‫ساعت چنده

‫تقریبا 6 ‫ما خوابمون برد

‫بابا

‫بابا

‫بریم؟

‫- داشتیم مسیر درستو می رفتیم ‫- آره اما از اینجا زودتر می رسیم

‫میتونی سریع ترم بری

‫- میخوای من برونم ‫- تو همین الآنشم سوار من شدی

‫چی شده؟

‫من کل روزو دروغ گفتم

‫اما وقتی با منی دروغ نمیگی

‫کل روز بخاطر تو دروغ می گم

‫ولی با من بودن تورو خوشحال میکنه

‫اینطور نیست؟

‫من عاشق این حسیم که وقتی باتوام بهم دست میده

‫یادته بهم چی گفتیم وقتی این کارو شروع کردیم؟

‫که هردومون اینو خواستیم

‫- و گفتیم که وقتش که برسه ‫- آدریان می خوای از سونیا جدا شی؟

‫- نه ‫- منم نمیخوام برونو رو ترک کنم

‫برای همین این رابطه برای هردومون عالیه

‫آره اما نمیتونی همشو داشته باشی

‫همیشه باید یه چیزیو فدا کنیم

‫ما مشکلی نداریم

‫- همه چیز خوبه ‫- نهکار ما اشباهه

‫تو هم اینو می دونی

‫این تموم شدس

‫من متاسفم

More Farsi Persian subtitles for The Invisible Guest

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left