The first 200 lines.
زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن NEUETERN
مـا را در شـبـکههای اجـتـماعی دنـبال کـنید یــــوتــــوب، ایــــنــسـتــاگرام و تـــــلگـرام NEUETERN
برای دسترسی به بزرگترین مرجع دانلود فیلم رایگان در جهان با زیرنویس فـارسـی به تـلـگـرام نــــــئــــوتـــــرن مراجعه کنید NEUETERN
نکته: این اولین فیلم هالیوودی جان وو، کارگردان افسانهای سینمای اکشن هنگکنگ بود
کارگردان: جان وو
خواهش میکنم...
ژان-کلود ون دام در نقش چنس بودرو
هـــدف ســـخت
لانس هنریکسن در نقش امیل فوشون
یانسی باتلر در نقش ناتاشا بایندر
آرنولد وسلو در نقش پیک ون کلیف
اگه بتونه به رودخونه برسه برنده شده
ما نمیتونیم اجازه بدیم همچین اتفاقی بیفته آقای لوپاکی
داری خیلی نزدیک شلیک میکنی!
برندی؟
مثل مواد مخدر میمونه، مگه نه؟
اینکه یه مرد رو از پا دربیاری
ارزششو داشت؟
- تا قرون آخرش - خوبه
بله؟
سلام، دنبال داگلاس بایندر میگردم
- دوستِ آقای بایندر هستید؟ - نه، من...
من دخترشم
داگ مرد خوبی بود خیلی باادب بود
بهتون نگفت کجا داره نقلمکان میکنه، نه؟
یه مقدار اجاره بدهکار بود عزیزم
بهش گفتم میتونه صبر کنه تا وقتی که دوباره رو پای خودش وایسه و پولمو بده
- تصادف که نکرده، کرده؟ - نه، کارش رو تو شرکت ابزارآلات از دست داد
وقتی داگ از اینجا رفت این جعبه رو جا گذاشت
بهم گفت میتونم نگهش دارم...
تا وقتی که بتونه اجارههای عقبافتادهاش رو جبران کنه
هیچ ایدهای ندارید الان ممکنه کجا باشه؟
شاید بهتر باشه یه سری به خیریه «بانوی نیکوکار ما» بزنید
تفنگدار دریایی، آره؟ آها، واحد شناسایی
- خودم هم یه مدتی خدمت بودم - جداً؟
- آره - میشناسیدش؟
خب، بعضی وقتا میاد اینجا
مرد خوبیه
اگه دیدمش بهش میگم که دنبالش میگردی
احیاناً نمیدونید کجا زندگی میکنه؟
راستش میترسم پدرتون، خب...
خب، اونم شده بود مثل بقیه ماها بیخانمان، میدونی؟
گامبو چطوره چَنس؟ گامبو: نوعی خورشت معروف در جنوب آمریکا
افتضاحه
- ولی قهوهاش قابلتحمل بود - مجانی هم نیستا
آره، میدونم
کیف پولت رو جا گذاشتی تو اون یکی کت شلوارت؟
- قبلاً این کلک رو بهت زده بودم؟ - آره، واسه پول گامبو
درسته
سلام پول خرد دارید؟
ممنونم
سلام ماری
میخواستم بدونم پدرم اومد نامههاش رو بگیره یا نه
نیومده؟ نه، اشکالی نداره ممنون، خداحافظ
- سلام خانم خوشگله - گورتو گم کن تنهام بذار
ما اون کیف پولو برمیداریم
نظرت راجع به یه حال اضافه چیه عزیزم؟
داره بهت خوش میگذره؟
چرا یه لطفی به خودت نمیکنی پسرجون؟
فکر کنم قراره اون لطف در حق تو انجام بشه
چیزی نیست
گفتم بزن به چاک
حالا اون چوب گندهات و دوستپسرت رو بردار...
و برو سوار اتوبوس شو رد کارت
اوه، طرف بامزهست
زود باش، بریم!
بریم!
زود باش!
میدونی، واقعاً حیفه اینجا قبلاً محله خیلی خوبی بود
دفعه بعد وقتی کیف پولت رو نشون میدی بیشتر احتیاط کن
بدون پلیس، شهر میخوابه! بدون پلیس، شهر میخوابه!
یالا، عجله کنید! زود باشید!
اعتصاب به این زودیا تموم میشه؟
تولدم مبارک
ببخشید
کمکی از دستم برمیاد؟
آره، باید یه گزارش مفقودی پر کنم
ببین، من تازه دو شیفت کار کردم چرا فردا نمیای پیشم؟
باشه... چرا همین الان بهش رسیدگی نکنیم؟
- اسم شخص مفقود شده چیه؟ - داگلاس چارلز بایندر
- نسبت گزارش دهنده؟ - دخترش
خیله خب، عکس داری؟
- چیز جدیدتری نداری؟ - نه متأسفانه ندارم
ببینید، پدر و مادرم ۲۰ سال پیش طلاق گرفتن
- آدرس دارید؟ - فکر کنم پدرم بیخانمان بود
خودمم نمیدونستم تا اینکه همین الان اومدم اینجا
ببینید، مطمئن نیستم چه کاری از دست من برمیاد
میخوام گزارشم رو ثبت کنید
معمولاً برای اینکه کسی مفقود شده تلقی بشه باید جایی رو داشته باشه که از اونجا گم شده باشه
بسیار خب
ببینید جناب کارآگاه، اگه سرتون شلوغتر از اونیه که بتونید کارتون رو انجام بدید...
میرم سراغ یکی که سرش اینقدر شلوغ نباشه
ببین
اگه میخوای پدرت رو پیدا کنی به نصیحتم گوش کن پناهگاهها رو بگرد...
از نوانخانهها پرسوجو کن، اما...
یکی رو پیدا کن که شهر رو بلد باشه تا همهجا رو نشونت بده...
وگرنه مجبور میشم یکی از این فرمها رو برای خودت پر کنم
قابلی نداشت
خیله خب ساکت شید و گوش کنید
امروز صبح ۱۲ تا موقعیت شغلی داریم ملوان ماهر یا بالاتر
وقتی اسمتون رو خوندم بیاید داخل دفتر، مدارکتون رو نشون بدید...
و کشتیتون رو تحویل بگیرید
خب بریم نفر اول، گومباس لوئیجی
- ملوان ماهر - همینجام
واکر استیون مهندس دوم
سلام
توی کافه بهم گفتن که ممکنه اینجا باشید
- باید در مورد یه موضوعی باهاتون حرف بزنم - فکر نمیکنم الان وقت خوبی باشه
والترز نیکولز دی
- بله - ملوان ماهر
نظرت چیه که، ام... واسه من کار کنی؟ بهت پول میدم. روزی ۱۰۰ دلار
- واسه چه کاری؟ - در قبال ۱۰۰ دلار واقعاً مهمه؟
راستش آره، مهمه
آره... مهمه
- واقعاً نیاز دارم کمکم کنید یکی رو پیدا کنم - جِیلز بیل. آشپز
شما شهر رو بلدین، شما... مشخصاً میتونید از پس خودتون بربیاید
بودرو سی ملوان ماهر
دلم میخواست کمکت کنم عزیزم
- ولی ظاهراً دارم از شهر میرم بیرون - بیکلمن فتس
- خیلی دور از شهر - ملوان ماهر
شرمنده
چَنس، فکر کردم سر اون قضیه کاپیتان مکدونالد اسمت رفته تو لیست سیاه
- اون یه سوءتفاهم بزرگ بود، خودت که میدونی - آره درسته...
چیزی که من شنیدم این بود که فکِ یارو رو خرد کردی
وقتی دیدیش از طرف من یه «سلام» گرم بهش برسون
واستا، یه لحظه صبر کن
جانسون گفت که دوباره استخدام شدم
توی شرکت آره ولی نه توی اتحادیه
یه مقدار حق عضویت بدهکاری پسرجون
- ۲۱۷ دلار - تو همین سفر دریایی تسویهاش میکنم
نه، کسی که بدهی معوقه داشته باشه اعزام نمیشه، خودت اینو میدونی
چطور بدهیم رو بدم اگه نتونم کار رو بگیرم؟
قانونش رو من ننوشتم رفیق
ببین، کشتیت تا آخر هفته حرکت نمیکنه
- اگه پول رو جور کنم چی؟ - اونوقت میذارم سوار شی
پول رو جور میکنم
ادامه بده ببرش عقب، آره
بیارش، بیارش، بیارش، بیارش باشه، بذارش زمین
خب، این یارو که دنبالشی بهت پول بدهکاره یا چی؟
- اون پدرمه - باشه، نظرم عوض شد
دو روز کمکت میکنم تو هم بهم ۲۱۷ دلار میدی
قبوله
- تو رانندگی کن - من گواهینامه ندارم خانم
- خب، اسمت چیه؟ - چَنس بودرو. اسم شما چیه؟
نَت
نَت؟
پدر و مادرت اسم یه... حشره رو روت گذاشتن؟
نه، در واقع مخفف ناتاشاست
ناتاشا...
چَنس دیگه چه جور اسمیه؟
والا، مادرم شانسی انتخابش کرد
خب، چطوری پدرت رو گم کردی؟
پدر و مادرم، خب، وقتی ۷ سالم بود طلاق گرفتن و پدرم...
خب، اون از پیشمون رفت
شروع کردیم به نامه نوشتن و... حتی چند باری بهم زنگ زد
سه هفته پیش نامهها یهو... قطع شد
اینجا یه دوستی دارم که میتونه کمکمون کنه
تو صف رو چک کن من این دور و اطراف رو میگردم
هی، سس تند همرات نیست، داری؟
- الایژا، چه خبر؟ - چهارشنبهها، میتلوف داریم
البته، خودشون میگن که میتلوفه
- فکر کردم قراره بری کشتی بگیری - مجوز ورود به کشتی رو گم کردم
باید یه چیزی بهت نشون بدم
- شما دو تا همدیگه رو میشناسید؟ - دیروز همدیگه رو دیدیم
- پدرم رو... دیدی؟ - یه چیزی شبیه بهش رو دیدم
دیروز اون طرفای «پلازا دِ ایتالیا» بودم و این کیسه خواب رو توی یه چرخدستی دیدم
طرح ببری بود، از همونایی که قبلاً به بچههای واحد شناسایی میدادن
بابات یدونه عین همینو داشت
- ممنون چارلی - خواهش میکنم
به دل نگیر برای پول اینا رو پخش میکنه
آره، خودمم مجبور شدم این کارو بکنم
اینجا، خیابون باراکس
این دفعه هر دو طرف رو پخش کن پدربزرگ بعدی! بگیرش!
اینجا، دِکاتور نیمه پایینی
به به، ببین کی اینجاست دوست خوبم بودرو
فکر کردم قرار بود کشتی بگیری
شاید بمونم واسه شهرداری کاندید شم
دنبال کسی میگردیم که واسه تو کار میکرده
اسم اون آقا داگلاس بایندره
- تا حالا اسمشو نشنیدم - فکر کنم اون تو رو بشناسه
- واسه شما کار میکرد آقا؟ - شاید کار میکرد، شایدم نمیکرد
حافظم تو اسمها زیاد خوب نیست
من یه عکس دارم
چیزی که آقای «پو» سعی داره بگه اینه که حافظش تو چهرهها هم زیاد خوب نیست
درسته؟
سلام رندال نمیدونستم مهمون داری
ما دیگه داشتیم میرفتیم
- میدونی، باید برگردیم اون بالا - الان نه، نه با هم
مشخصاً «پو» یه چیزی در مورد پدرم میدونه
ببین، اگه نمیخوای برگردی اون بالا، من خودم تنهایی میرم
اگه میخوای بابات رو پیدا کنی باید هوشمندانهتر عمل کنی...
نه سختتر
آره...
- ناتاشا بایندر؟ - مشکل چیه؟
خانم بایندر، متأسفانه خبر بدی براتون دارم
جسد پدرتون رو پیدا کردن
متأسفم
- هویتش کاملاً تأیید شده - چطوری اتفاق افتاد؟
دیشب توی یه ساختمون متروکه در منطقه ۹ آتیشسوزی شده
آتشنشانی جسد پدرتون رو توی یکی از اتاقها پیدا کرده
No comments yet. Be the first to leave one.