Hard Target

Hard Target

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Hard Target (1993) YTS
A Commentary by TheShervine
💎 NEUETERN | زیرنویس اختصاصی نئوترن 💎

Tags

bluray
Published on: 2026-02-16
Downloads: 35
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن ‫NEUETERN

‫ مـا را در شـبـکه‌های اجـتـماعی دنـبال کـنید ‫یــــوتــــوب، ایــــنــسـتــاگرام و تـــــلگـرام ‫NEUETERN

‫برای دسترسی به بزرگ‌ترین مرجع دانلود فیلم رایگان در جهان ‫با زیرنویس فـارسـی به تـلـگـرام نــــــئــــوتـــــرن مراجعه کنید ‫NEUETERN

‫ نکته: این اولین فیلم هالیوودی جان وو، ‫کارگردان افسانه‌ای سینمای اکشن هنگ‌کنگ بود

‫ کارگردان: جان وو

‫خواهش می‌کنم...

‫ ژان-کلود ون دام ‫در نقش چنس بودرو

‫ هـــدف ســـخت

‫ لانس هنریکسن ‫در نقش امیل فوشون

‫ یانسی باتلر ‫در نقش ناتاشا بایندر

‫ آرنولد وسلو ‫در نقش پیک ون کلیف

‫اگه بتونه به رودخونه برسه ‫برنده شده

‫ما نمی‌تونیم اجازه بدیم همچین اتفاقی بیفته ‫آقای لوپاکی

‫داری خیلی نزدیک شلیک می‌کنی!

‫برندی؟

‫مثل مواد مخدر می‌مونه، مگه نه؟

‫اینکه یه مرد رو از پا دربیاری

‫ارزششو داشت؟

‫- تا قرون آخرش ‫- خوبه

‫بله؟

‫سلام، دنبال داگلاس بایندر می‌گردم

‫- دوستِ آقای بایندر هستید؟ ‫- نه، من...

‫من دخترشم

‫داگ مرد خوبی بود ‫خیلی باادب بود

‫بهتون نگفت کجا داره نقل‌مکان می‌کنه، نه؟

‫یه مقدار اجاره بدهکار بود عزیزم

‫بهش گفتم می‌تونه صبر کنه تا وقتی که ‫دوباره رو پای خودش وایسه و پولمو بده

‫- تصادف که نکرده، کرده؟ ‫- نه، کارش رو تو شرکت ابزارآلات از دست داد

‫وقتی داگ از اینجا رفت ‫این جعبه رو جا گذاشت

‫بهم گفت می‌تونم نگهش دارم...

‫تا وقتی که بتونه اجاره‌های عقب‌افتاده‌اش رو جبران کنه

‫هیچ ایده‌ای ندارید الان ممکنه کجا باشه؟

‫شاید بهتر باشه یه سری به خیریه ‫«بانوی نیکوکار ما» بزنید

‫تفنگدار دریایی، آره؟ ‫آها، واحد شناسایی

‫- خودم هم یه مدتی خدمت بودم ‫- جداً؟

‫- آره ‫- می‌شناسیدش؟

‫خب، بعضی وقتا میاد اینجا

‫مرد خوبیه

‫اگه دیدمش ‫بهش می‌گم که دنبالش می‌گردی

‫احیاناً نمی‌دونید کجا زندگی می‌کنه؟

‫راستش می‌ترسم پدرتون، خب...

‫خب، اونم شده بود مثل بقیه ماها ‫بی‌خانمان، می‌دونی؟

‫گامبو چطوره چَنس؟ ‫گامبو: نوعی خورشت معروف در جنوب آمریکا

‫افتضاحه

‫- ولی قهوه‌اش قابل‌تحمل بود ‫- مجانی هم نیستا

‫آره، می‌دونم

‫کیف پولت رو جا گذاشتی ‫تو اون یکی کت شلوارت؟

‫- قبلاً این کلک رو بهت زده بودم؟ ‫- آره، واسه پول گامبو

‫درسته

‫سلام ‫پول خرد دارید؟

‫ممنونم

‫سلام ماری

‫می‌خواستم بدونم پدرم اومد نامه‌هاش رو بگیره یا نه

‫نیومده؟ نه، اشکالی نداره ‫ممنون، خداحافظ

‫- سلام خانم خوشگله ‫- گورتو گم کن تنهام بذار

‫ما اون کیف پولو برمی‌داریم

‫نظرت راجع به یه حال اضافه چیه عزیزم؟

‫داره بهت خوش می‌گذره؟

‫چرا یه لطفی به خودت نمی‌کنی پسرجون؟

‫فکر کنم قراره اون لطف ‫در حق تو انجام بشه

‫چیزی نیست

‫گفتم بزن به چاک

‫حالا اون چوب گنده‌ات و دوست‌پسرت رو بردار...

‫و برو سوار اتوبوس شو رد کارت

‫اوه، طرف بامزه‌ست

‫زود باش، بریم!

‫بریم!

‫زود باش!

‫می‌دونی، واقعاً حیفه ‫اینجا قبلاً محله خیلی خوبی بود

‫دفعه بعد وقتی کیف پولت رو نشون میدی ‫بیشتر احتیاط کن

‫بدون پلیس، شهر میخوابه! ‫بدون پلیس، شهر میخوابه!

‫یالا، عجله کنید! ‫زود باشید!

‫اعتصاب به این زودیا تموم میشه؟

‫تولدم مبارک

‫ببخشید

‫کمکی از دستم برمیاد؟

‫آره، باید یه گزارش مفقودی پر کنم

‫ببین، من تازه دو شیفت کار کردم ‫چرا فردا نمیای پیشم؟

‫باشه... ‫چرا همین الان بهش رسیدگی نکنیم؟

‫- اسم شخص مفقود شده چیه؟ ‫- داگلاس چارلز بایندر

‫- نسبت گزارش دهنده؟ ‫- دخترش

‫خیله خب، عکس داری؟

‫- چیز جدیدتری نداری؟ ‫- نه متأسفانه ندارم

‫ببینید، پدر و مادرم ‫۲۰ سال پیش طلاق گرفتن

‫- آدرس دارید؟ ‫- فکر کنم پدرم بی‌خانمان بود

‫خودمم نمی‌دونستم ‫تا اینکه همین الان اومدم اینجا

‫ببینید، مطمئن نیستم ‫چه کاری از دست من برمیاد

‫می‌خوام گزارشم رو ثبت کنید

‫معمولاً برای اینکه کسی مفقود شده تلقی بشه ‫باید جایی رو داشته باشه که از اونجا گم شده باشه

‫بسیار خب

‫ببینید جناب کارآگاه، اگه سرتون شلوغ‌تر از اونیه ‫که بتونید کارتون رو انجام بدید...

‫میرم سراغ یکی که سرش این‌قدر شلوغ نباشه

‫ببین

‫اگه می‌خوای پدرت رو پیدا کنی به نصیحتم گوش کن ‫پناهگاه‌ها رو بگرد...

‫از نوانخانه‌ها پرس‌وجو کن، اما...

‫یکی رو پیدا کن که شهر رو بلد باشه ‫تا همه‌جا رو نشونت بده...

‫وگرنه مجبور میشم یکی از این فرم‌ها ‫رو برای خودت پر کنم

‫قابلی نداشت

‫خیله خب ‫ساکت شید و گوش کنید

‫امروز صبح ۱۲ تا موقعیت شغلی داریم ‫ملوان ماهر یا بالاتر

‫وقتی اسمتون رو خوندم بیاید ‫داخل دفتر، مدارکتون رو نشون بدید...

‫و کشتی‌تون رو تحویل بگیرید

‫خب بریم ‫نفر اول، گومباس لوئیجی

‫- ملوان ماهر ‫- همین‌جام

‫واکر استیون ‫مهندس دوم

‫سلام

‫توی کافه بهم گفتن ‫که ممکنه اینجا باشید

‫- باید در مورد یه موضوعی باهاتون حرف بزنم ‫- فکر نمی‌کنم الان وقت خوبی باشه

‫والترز نیکولز دی

‫- بله ‫- ملوان ماهر

‫نظرت چیه که، ام... واسه من کار کنی؟ ‫بهت پول میدم. روزی ۱۰۰ دلار

‫- واسه چه کاری؟ ‫- در قبال ۱۰۰ دلار واقعاً مهمه؟

‫راستش آره، مهمه

‫آره... مهمه

‫- واقعاً نیاز دارم کمکم کنید یکی رو پیدا کنم ‫- جِیلز بیل. آشپز

‫شما شهر رو بلدین، شما... ‫مشخصاً می‌تونید از پس خودتون بربیاید

‫بودرو سی ‫ملوان ماهر

‫دلم می‌خواست ‫کمکت کنم عزیزم

‫- ولی ظاهراً دارم از شهر میرم بیرون ‫- بیکلمن فتس

‫- خیلی دور از شهر ‫- ملوان ماهر

‫شرمنده

‫چَنس، فکر کردم سر اون قضیه کاپیتان مک‌دونالد ‫اسمت رفته تو لیست سیاه

‫- اون یه سوءتفاهم بزرگ بود، خودت که می‌دونی ‫- آره درسته...

‫چیزی که من شنیدم این بود که ‫فکِ یارو رو خرد کردی

‫وقتی دیدیش از طرف من ‫یه «سلام» گرم بهش برسون

‫واستا، یه لحظه صبر کن

‫جانسون گفت ‫که دوباره استخدام شدم

‫توی شرکت آره ‫ولی نه توی اتحادیه

‫یه مقدار حق عضویت بدهکاری پسرجون

‫- ۲۱۷ دلار ‫- تو همین سفر دریایی تسویه‌اش می‌کنم

‫نه، کسی که بدهی معوقه داشته باشه ‫اعزام نمیشه، خودت اینو می‌دونی

‫چطور بدهیم رو بدم ‫اگه نتونم کار رو بگیرم؟

‫قانونش رو من ننوشتم ‫رفیق

‫ببین، کشتیت تا آخر هفته ‫حرکت نمی‌کنه

‫- اگه پول رو جور کنم چی؟ ‫- اونوقت میذارم سوار شی

‫پول رو جور می‌کنم

‫ادامه بده ‫ببرش عقب، آره

‫بیارش، بیارش، بیارش، بیارش ‫باشه، بذارش زمین

‫خب، این یارو که دنبالشی ‫بهت پول بدهکاره یا چی؟

‫- اون پدرمه ‫- باشه، نظرم عوض شد

‫دو روز کمکت می‌کنم ‫تو هم بهم ۲۱۷ دلار میدی

‫قبوله

‫- تو رانندگی کن ‫- من گواهینامه ندارم خانم

‫- خب، اسمت چیه؟ ‫- چَنس بودرو. اسم شما چیه؟

‫نَت

‫نَت؟

‫پدر و مادرت اسم یه... حشره ‫رو روت گذاشتن؟

‫نه، در واقع ‫مخفف ناتاشاست

‫ناتاشا...

‫چَنس دیگه چه جور ‫اسمیه؟

‫والا، مادرم شانسی انتخابش کرد

‫خب، چطوری پدرت رو ‫گم کردی؟

‫پدر و مادرم، خب، وقتی ۷ سالم بود طلاق گرفتن ‫و پدرم...

‫خب، اون از پیشمون رفت

‫شروع کردیم به نامه نوشتن و... ‫حتی چند باری بهم زنگ زد

‫سه هفته پیش ‫نامه‌ها یهو... قطع شد

‫اینجا یه دوستی دارم ‫که می‌تونه کمکمون کنه

‫تو صف رو چک کن ‫من این دور و اطراف رو می‌گردم

‫هی، سس تند همرات نیست، داری؟

‫- الایژا، چه خبر؟ ‫- چهارشنبه‌ها، میت‌لوف داریم

‫البته، خودشون میگن ‫که میت‌لوفه

‫- فکر کردم قراره بری کشتی بگیری ‫- مجوز ورود به کشتی رو گم کردم

‫باید یه چیزی ‫بهت نشون بدم

‫- شما دو تا همدیگه رو می‌شناسید؟ ‫- دیروز همدیگه رو دیدیم

‫- پدرم رو... دیدی؟ ‫- یه چیزی شبیه بهش رو دیدم

‫دیروز اون طرفای «پلازا دِ ایتالیا» بودم ‫و این کیسه خواب رو توی یه چرخ‌دستی دیدم

‫طرح ببری بود، از همونایی که ‫قبلاً به بچه‌های واحد شناسایی می‌دادن

‫بابات یدونه عین همینو داشت

‫- ممنون چارلی ‫- خواهش می‌کنم

‫به دل نگیر ‫برای پول اینا رو پخش می‌کنه

‫آره، خودمم مجبور شدم ‫این کارو بکنم

‫اینجا، خیابون باراکس

‫این دفعه هر دو طرف رو پخش کن پدربزرگ ‫بعدی! بگیرش!

‫اینجا، دِکاتور ‫نیمه پایینی

‫به به، ببین کی اینجاست ‫دوست خوبم بودرو

‫فکر کردم قرار بود ‫کشتی بگیری

‫شاید بمونم ‫واسه شهرداری کاندید شم

‫دنبال کسی می‌گردیم ‫که واسه تو کار می‌کرده

‫اسم اون آقا ‫داگلاس بایندره

‫- تا حالا اسمشو نشنیدم ‫- فکر کنم اون تو رو بشناسه

‫- واسه شما کار می‌کرد آقا؟ ‫- شاید کار می‌کرد، شایدم نمی‌کرد

‫حافظم تو اسم‌ها ‫زیاد خوب نیست

‫من یه عکس دارم

‫چیزی که آقای «پو» سعی داره بگه اینه که ‫حافظش تو چهره‌ها هم زیاد خوب نیست

‫درسته؟

‫سلام رندال ‫نمی‌دونستم مهمون داری

‫ما دیگه داشتیم می‌رفتیم

‫- می‌دونی، باید برگردیم اون بالا ‫- الان نه، نه با هم

‫مشخصاً «پو» یه چیزی ‫در مورد پدرم می‌دونه

‫ببین، اگه نمی‌خوای برگردی ‫اون بالا، من خودم تنهایی میرم

‫اگه می‌خوای بابات رو پیدا کنی ‫باید هوشمندانه‌تر عمل کنی...

‫نه سخت‌تر

‫آره...

‫- ناتاشا بایندر؟ ‫- مشکل چیه؟

‫خانم بایندر، متأسفانه ‫خبر بدی براتون دارم

‫جسد پدرتون رو ‫پیدا کردن

‫متأسفم

‫- هویتش کاملاً تأیید شده ‫- چطوری اتفاق افتاد؟

‫دیشب توی یه ساختمون متروکه ‫در منطقه ۹ آتیش‌سوزی شده

‫آتش‌نشانی جسد پدرتون رو ‫توی یکی از اتاق‌ها پیدا کرده

More Farsi Persian subtitles for Hard Target

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left