The first 200 lines.
تو از آن سه طفل مقدس محافظت کردی، پاسداریشون کردی و نجاتشون دادی
حرف بزن
حرف بزن! برای چی اومدی اینجا؟
تو منو فراخواندی
ما رو از قدرت و نفرینهای شیطان محافظت کن
من از "فرقه آزادی" هستم
مارکو
خواهر جونیا
پدر
چطور جرأت کردی اینجا پیدات بشه؟
دخترهی خیرهسرِ وقیح
بیا اول یه آبی به سر و روت بزنیم
همهاش آب مقدسه؟
یه بیچارهای که حتی هنوز به مقام راهبگی نرسیده
کتکِ مامان از همه بیشتر درد داره، مگه نه؟
ای تودهی ملعونِ انرژی نفرینشده
اون بیرون نمیآد
نه تا وقتی که جنگیری تموم بشه
لطفاً یه زنگ فرانسیسکویی آماده کنین
ای کثافتِ پلید
به صدا درش بیار و دعا رو ادامه بده
کی به این بیعرضگی جنگیری میکنه؟
بزدل، بدنِ یه بچه رو غصب کردی
خارج شو
ما رو از حکمرانانِ دنیای تاریکی محافظت کن
و از ارواح خبیثهی زیرِ آسمانها
به یاری روحِ انسان بشتاب
روحی که با بهایی گزاف از ظلمِ شیطان رها شده
پروردگارا، رحم کن
جنگیری: آیینی در کلیسای کاتولیک رم برای رها کردنِ افراد از ارواح خبیث
دست مقتدرت رو بلند کن و بازوی توانمندت رو بگشا
راهبه: زنی که نذرِ پاکدامنی، قداست و اطاعت میکنه و در صومعه مجرد زندگی میکنه
فرشتهای از صلح و قدرت رو بفرست
کشیش: واسطهای بین خدا و انسانها که مراسم عشای ربانی و آیینها رو برگزار میکنه
تا از بندهات که به صورتِ خودت آفریده شده، دیدار و محافظت کنه
بذار تمام کینهتوزیها و شرارتها
جنزده: شخصی که روح خبیثی در درونش رخنه کرده
که توسط نیروهای حسود و ویرانگر آورده شده، سرنگون بشن
عطا فرما که بندهات در پناه رحمت تو
چلیپای گلگون: گروهی برای جنگیری که توسط واتیکان برای مبارزه با ارواح خبیث ایجاد شده
صداش رو به سپاسگزاری بلند کنه و اعلام کنه
تجلی: انواع ارواح خبیثه که توسط گروه چلیپای گلگون طبقهبندی شدهان ۱۲
خداوند شبانِ من است، از هیچ چیز نخواهم ترسید
خداوندِ صلح، سرورِ تمام آفرینش
و خدای نیاکانِ من
به بندهات بنگر و او رو از هر بدی نجات بده
و از هر تهدیدی که از جانب دشمن میاد
از صورتِ خودت محافظت کن
از هر آسیب و خطری
به شفاعتِ مقدسترین
و مریم همیشه عذرا، فرشتگان مقربِ تابان
و تمام قدیسینت، به درگاهت دعا میکنیم
دعا میکنیم به نامِ
آمین
فرشتگان مقربِ تابان و تمام قدیسینت
آمین
تو خواهی مرد
با خفتبارترین مرگی که یه انسان میتونه داشته باشه
در حالی که میمیری، از درد میسوزی، گریه میکنی و به خدات لعنت میفرستی
خون تمام شیاطینی که به دستِ تو کشته شدن
مثل صدای طبل توی رَحِمِت میپیچه
بیا تمومش کنیم، اسمت چیه؟
زیردستهای من که تو به جهنم فرستادیشون
ازم خواستن بهت بگم که دیگه هرگز رنگِ بهار رو نمیبینی
چه اراجیفی
پدر! پدر
دوباره مخفی شد
راهبههای سیاه
اصلاً اینطور نیست
اون اصلاً به نظر نمیرسه همچین مریضی باشه
ممنون که با بزرگواری این اتاق رو با ما شریک شدین
به محض اینکه یه اتاق خصوصی خالی بشه، منتقلش میکنیم اونجا
نیازی نیست
حتی اگه جنزده باشه یا هر چیز دیگهای
این بیمارستان تحت حمایتِ خداست
پدر پائولو پزشک معالجِ جدید بیمار، "چوی هیجون" هستن
پزشکی که جنزدگی رو انکار میکنه
میکائلا، تو چی فکر میکنی؟
یعنی واقعاً چیزی به اسم جنزدگی وجود نداره؟
یه ضربالمثلی هست که میگه: وجودِ شر، وجودِ خیر رو ثابت میکنه
این نتیجهی ترکیبی از
اختلالاتِ گسستی و اختلال شخصیتِ مرزیه
با یه محیط حمایتی و درمانِ منظم
و دارو، این وضعیتیه که میشه کاملاً بهبود پیدا کرد
ما از قبل مواردِ بالینیِ مشابهِ زیادی داریم
عجب
تو واقعاً شاگردِ خلفِ پدر پائولو هستی
بسیار خب، خیلی هم خوب
این آدمه؟
عین هوش مصنوعی حرف میزد
خیلی سرد و بیروح بود
حتی مراسم بودایی هم برگزار کردین؟
در مورد یه راهبِ مشهور توی بوسان شنیده بودم
فقط فکر کردم باید هر راهی رو امتحان کنیم
خانم چوی
یه سری اتفاقاتِ فراتر از درک انسان
گاهی اوقات ممکنه رخ بده
اگه یه سکه رو ده بار بندازین و هر ده بار شیر بیاد چی؟
یه تصادفِ حیرتانگیز میشه
اما تصور کنین به جای سکه انداختن
اتفاقات ناگواری برای عزیزانمون بیفته
انسانهای ضعیف دنبال جواب توی علوم غریبه و خرافات میگردن
یا توی آموزههای بیاساسِ شیادها
خدا ما رو اینجوری آزمایش میکنه
ایمانِ شما به اون
روانکاوی و درمانِ جنزدگی
چیزی که پسر شما نیاز داره
مشاوره روانپزشکی و داروی مناسبه؛ همین و بس
اما پدر آندریا گفت
و اون راهبهی "فرقه آزادی"
یه راهبه؟
یه راهبهی بدونِ مقام، روی بچه جنگیری انجام داده؟
باید عجله کنیم
باید با پدر کیم در رم تماس بگیریم
اگه نه اون، حداقل با پدر چوی
من شخصاً کاملاً مخالف جنگیری نیستم
اما هر چیزی روالِ خودش رو داره
ولی آخه یه راهبه؟
پدر آندریا تماس گرفت تا ازم کمک بخواد
و شما اون روز شخصاً با جنگیری موافقت کردین
من انکارش نمیکنم، ولی
شرایطِ الان
حتی اسقفنشینِ سئول هم داره مخالفتش رو اعلام میکنه
خیلی رو اعصابی
آروم باش
خواهر جونیا
چرا فعلاً توی صومعه منتظر نمیمونی؟
اگه همینطور شانه خالی کنی، بعداً نمیتونی از پسش بربیای
خواهر جونیا
نادیده گرفتنِ یک جنزدگیِ تایید شده، خودش یه جور قتله
پدر کیم روشِ خودش رو به اون یاد داده
اما میگن دعاهای اون خیلی تاثیرگذاره
اون هنوز فقط یه راهبهست
وقتی برگردی زادگاهت میخوای چیکار کنی؟
به مردمِ اونجا کمی انگلیسی درس میدم
اینها مالِ هیجونه
اقدام به خودکشی کرده؟
احتمالاً فکر میکرده اگه بمیره، همه چی تموم میشه
اون بچه از کجا باید میدونست که با مردن، شیطان از بین نمیره؟
روحِ اصلیِ درونِ اون بچه
فقط یه روحِ جزئی یا یه روحِ سرگردان نیست
اینها رو اون بچه کشیده؟
بله
فقط یک موردِ دیگه خیلی شبیه به این بچه وجود داشت
میدونی، همون موردِ غیررسمی
تمام سوابقش نابود شد
شیاطینی که منکرِ خدا هستن و با استفاده از بدنِ انسانها مرتکب جنایات شنیع میشن
اون قطعاً یکی از "۱۲ تجلی" هست
چکاپهای منظم انجام ندادی، درسته؟
فقط بهم بگو
آیا
متوجه چیز غیرعادیای توی رَحِمِت نشدی؟
سرطان داره به سرعت به نواحی اطراف سرایت میکنه
دکتر
بله خواهر
دارم میمیرم؟
خواهر
نوبت بعدیتون
باید پدر پائولو رو ببینم
جنگیری یک فعالیتِ فرهنگیه که تحت تاثیرِ نیازهای دوران خودش شکل گرفته
خیلی وقته که منسوخ شده
کسایی که فکر میکنن قدرتهای معنوی دارن و میتونن با شر مقابله کنن
خودشون رو "کارگزارانِ نور" مینامن
من هم در مورد لقبت شنیدم
"راهبهی سیاه."
پدر، دلم میخواد دربارهی جنزدگی صحبت کنیم، نه اینکه برام سخنرانی کنین
عارفانی که فکر میکنن خاص هستن، معمولاً منیتِ خیلی قویتری نسبت به بقیه دارن
اون منیتِ شدیدی که در حدِ وسواسه
گاهی میتونه توهماتی ایجاد کنه که مردم فکر میکنن معجزهست
من تحصیلاتِ بالایی ندارم، برای همین درکش برام سخته
هیجون این توهمات رو در واکنش به قلدری و طرد شدن ساخته
جنزدگی واقعی نیست
بله خانم... الو؟
خانم چوی؟
اسمش رو بذارین شیطان یا توهم، هر چی که میخواین
چیزی که مهمه، نجاتِ اون بچهست
اون دردِ وحشتناکی میکشه
مراسمها نجاتش نمیدن، فقط درمانِ پزشکی میتونه
بدون سوابق پزشکی گسترده، گرفتنِ تاییدیه برای جنگیری غیرممکنه
اون تمام درمانهای روانپزشکیِ ممکن رو انجام داده
متأسفانه اون خیلی دیر پیش من اومده، اما درمانِ من از همین الان شروع میشه
تاخیر میتونه اون رو در خطرِ بیشتری قرار بده
یه جنگیریِ عجولانه هم میتونه بچه رو به خطر بندازه
اون که از قبل اتفاق افتاده، مگه نه؟
اصلاً میدونی امروز چه روزیه؟
بله خانم
اصلاً قصد داری پولِ منو پس بدی؟
البته
اگه همینطور ادامه بدی، قانونی اقدام میکنم
خواهش میکنم، فقط تا آخرِ این ماه بهم مهلت بدین
دارم تلاش میکنم یه وام دیگه بگیرم
باز هم همون حرفای همیشگی! این بار مطمئنی؟
بله، بله، البته خانم
زنیکهی نفهمِ احمق
شوهرت رو که به کشتن دادی، نوبتِ پسرت هم دیر یا زود میرسه
خواهر
یه مرزهایی هست که نباید ازشون رد شد
در مورد "۱۲ تجلی" چیزی شنیدی؟
خواهر جونیا
یا برو تنفروشی کن یا اعضات رو بفروش، زنیکه
No comments yet. Be the first to leave one.