The first 184 lines.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
رستوران کارول
خب، آقا! سلام خانم خوشگله از دنور!
فروشنده دورهگرده.
اسمش روی پیرهنش نوشته شده.
تمارا اینجاست؟
من خانوادم.
نه لطفاً!
کمکم کنید، لطفاً!
کمک!
تو سال ۲۰۲۳، بیشتر از ۱۶۷۰ نفر تو آمریکا توسط غریبهها کشته شدن.
اونا به صورت تصادفی انتخاب شدن.
تصادفی
غریبهها
قسمت دوم
سلام، سلام، سلام!
مایا؟
مایا؟
تو بیمارستان ونوس کانتی هستی.
من پرستار دانیکام.
من دکتر تایت هستم.
راین؟ راین کجاست؟
خیلی متأسفم.
جون سالم به در نبرد.
متأسفانه خیلی خونریزی کرد.
حدود شهر ونوس
اورژانس
سه نفر بودن.
دو تاشون ماسک عروسکی داشتن.
ماسک عروسکی.
تو یا نامزدت اونا رو دیدین؟ نامزدم.
نامزدم.
تو یا نامزدت چیزی دیدین؟
نزدیک بود بمیری.
شاید حافظهت یه کم بهم ریخته باشه.
یه وانت داشتن.
یه وانت قرمز.
حس کردم از این کار لذت بردن.
انگار دارن کیف میکنن.
یه جورایی مثل یه مراسم بود.
قبلاً همچین چیزی اتفاق افتاده؟
خب، یه چیزی بود... تامی!
چیز دیگهای یادت میاد؟
تمارا.
دنبال یه دختری به اسم تمارا بودن.
تمارا کیه؟
دکتر تایت میگه وقتشه مصاحبه رو تموم کنیم، کلانتر.
دکتر بهتر میدونه.
نگران نباش.
این قاتلا رو پیدا میکنیم.
شما دو تا خیلی آرومید.
کارول، نمیخوام وارد این بحث بشم.
به حق تو، کلانتر!
همهمون میخوایم بدونیم تو چی میدونی درباره کسی که این دو تا جوون رو کشته.
دختره نمرده.
شنیدم هر دوتاشون مردن و با هم از این دنیا رفتن.
نه.
حالش خوب میشه.
میخواین نظریه منو بشنوین؟
اون قاتله.
اون دختره.
شاید برای گرفتن یه پول بیمه گنده.
موهای قشنگی داره ولی دلش تاریکه.
خب، باشه.
جاس، انگار تو این پرونده رو حل کردی.
من فقط دارم میگم...
هیچوقت نمیدونی قاتل چه شکلیه.
ⓜⓞⓥⓘⓔⓟⓞⓥⓘⓔ
بیست سال پیش
سالی اینجاست؟
میتونم بیام تو؟
کارتم پیشمه.
برو بیارش.
اورژانس
میخوای ورق بازی کنیم؟
یه ایده دارم.
چرا آهنگ مورد علاقهتو نزنم؟
مایا؟
من پرستار دانیکام.
داروی مسکنتو آوردم.
مرسی.
بفرما.
همینه.
حالت چطوره؟ خوبم.
تمارا کیه؟
واقعاً نمیشناسمش. فقط داستانشو میدونم.
یه داستان قدیمی ارواحه که مردم اینجا تعریف میکنن.
سعی کن بهش فکر نکنی، باشه؟
یه کم استراحت کن.
خروج اضطراری
قوی بمون، دوستت داریم! دبی و هوارد
سلام، مایا.
میدونستم تنهام نمیذاری.
دارم میام، خواهری.
ولی تو فرودگاه هیترو گیر افتادم. پروازهای دیگه رو چک میکنم. زود میرسیم.
خیلی متأسفم که اینجا گیر کردیم. میخوام ببرمت بیرون از اونجا.
داریم یه انتقال پزشکی برات آماده میکنیم، امیدواریم امروز انجام بشه.
میری بیمارستان پورتلند.
من و هوارد اونجا میبینیمت.
خیلی دوستت دارم. زود میرسیم.
همهچیز درست میشه. خب، خداحافظ.
تماس ورودی از ناشناس
دبی؟
دبی؟
الو؟
تمارا اینجاست؟
تو دیگه کی هستی؟
لعنتی!
کمک!
لعنتی تو!
از من دور شو!
لعنتی!
خروج
بدون سیگنال
لعنتی!
نه!
سردخانه. ورود ممنوع
لعنتی!
لعنتی!
⒨⒪⒱⒤⒠⒫⒪⒱⒤⒠
لطفاً!
وایستا!
لطفاً!
از تلفنت استفاده میکنم تا به پلیس زنگ بزنم. بعضیها دارن سعی میکنن...
کلانتر بهت کمک نمیکنه.
چرا؟ چون...
لعنتی!
لعنتی!
مایا!
بگیر، اینو بپوش.
این کت کریسه، گرمه.
قبلاً نظامی بوده. سه سال خدمت کردم.
ببین مایا، واقعاً نگران بخیههاتم.
اگه زخمت باز بشه، ممکنه خون زیادی از دست بدی و بمیری.
لطفاً!
لطفاً، فقط رانندگی کن، لطفاً!
داری چی کار میکنی؟
در رو باز کن! باز کن...
بذار برم بیرون، بذار از اینجا برم!
مایا! بذار برم بیرون!
بذار برم بیرون! مایا!
گفتی کمکم میکنی! دارم کمکت میکنم!
در رو باز کن!
مایا! مایا!(مو-وی پو-وی)
ببریمش خونه.
بذار برم بیرون! این در لعنتی رو باز کن!
آروم باش. بذار برم بیرون!
آروم، آروم باش!
بذار از اینجا برم!
آروم باش، آروم باش! آروم.
آروم باش!
میبرمت به خونمون! قبوله؟
یه جای امن، قول میدم.
ببین، زخمتو تمیز میکنم، فردا میفهمیم چی به چیه، قبوله؟
باشه، خونت.
حالا، درباره من...
ما به پروردگار، شیطان قدرتمند خدمت میکنیم...
خدای من، اون بدجوری گیر افتاده.
اونا...؟ اینجا دارن چی کار میکنن؟
برای طبیعت انسانی
چون طبیعت انسانی با شماست
این فداکاری اونه
شیطان به حوا تو باغ عدن اومد
اومد و تو گوشش زمزمه کرد
از طریق مار و گفت:
بامن بیا، راهو بهت نشون میدم
این راه به جهانه
مایا، با رفیقامون آشنا شو. گرگوری.
واین.
چرا وسط جاده تو طوفان راه میرین؟ وانتتون کجاست؟
تو کافه بری!
این نادون کلیدا رو جا گذاشت،
وقتی فهمید، بری اون جای لعنتی رو بسته بود.
پس تو همونی که همه دربارهش حرف میزنن؟
میگه: گمشین از جلوم، ملعونا.
این آتیش ابدیه که برای شیطان آماده شده.
🅳🅾🆆🅽🅻🅾🅰🅳 🅵🆁🅾🅼 🅼🅾🆅🅸🅴🅿🅾🆅🅸🅴
داری به چی زل زدی؟
گفت: من راهم
من راهم، من تنها راهم
روحتو باز کن و ناجی رو بپذیر
به این مکان نیا
بازوی شر و مرد شرور رو بشکن
No comments yet. Be the first to leave one.