The first 200 lines.
آنچه گذشت...
سگت رو به شغلت ترجیح دادی
سگم به قتل رسیده؟
یکی بهش شلیک کرده
زنت ولت کرد تا با یه مرد خوشتیپ باشه
که یه عالمه پول و یه شغل پرنفوذ داره
تو طرف کی هستی؟
شرط میبندم نمیدونستی پسر دارم
- چه لطفی؟ - یکی از دوستام توی دردسر افتاده
ایکسباکس
من اینو بهش ندادم
گفت تو پولشو دادی
چرا زندگیم رو نابود کردی؟
میخوای تا کی بمونی؟
هرچقدر که نیاز باشه تا تمام چیزهایی که برای تو مهمه رو نابود کنم
میتونم درستش کنم
باید یه چیزی بهت بگم
میشه اینقدر نگیم "جسد"؟ بیاین بگیم "کیش"
- برکهی ماهی کوی؟ - پس باغ چی؟
باید خاکبرداری کنیم
لطفاً بگین الان نشنیدم
که قراره جسد رو از خاک در بیارن
باید جابهجاش کنیم
خب، ساختمون اصلی اتاقک لباس دو ردیفه
و بالکن با در کشویی داره
میخواین ببینین ایدییو قراره کجا باشه؟
بیصبرانه منتظرم
ایدییو؟
جاییه که پولدارها دستگاههای پیلاتسشون رو میذارن
یا در این مورد، یه اتاق مهمانه
با وان حموم و دوش مجزا
دو طبقهست، با یه گاراژ سه ماشینه
حالش خوبه؟
توی مرحلهی انکارِ
کنار اومدن با قتل بیرحمانهست
توی اخبار که چیزی نگفتن
هیچجا خبری نیست
انگار اصلاً کسی متوجه نبودن کیش نشده
چند روز بیشتر نشده
میتونین بگین، بچهها
جاساز کردن گوشی جواب داد
فعلاً
تو فکرم در تاشو بذاریم تا نسیم دریاچه بتونه بیاد داخل
حله
مگر اینکه چیز متفاوتی بخوای
- من؟ - قراره اینجا زندگی کنی دیگه
واقعاً؟
گفتم شاید دلش بخواد از شر اون انرژی بد طلاق خلاص بشه
اینجا برای من خیلی بزرگه
خب، قرار نیست تنهایی اینجا زندگی کنی
قراره کی همخونهایم باشه؟
کیش
وای خدا
ماریلن مصممه برکهی ماهی کوی رو بسازه
نه
همین الانشم نقشهبرداری مکانش رو شروع کرده
عمراً
قراره کی پیریزی کنن؟
فردا
چرا باید من باشم؟
من که عمراً پولم به اینجا قد نمیده
و دیگه هیچوقت مجبور نمیشیم جسدی رو جابهجا کنیم
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
لطفاً یه چیزی بگو
« زمان حال »
چی بگم؟
نمیدونم
هرچیزی
تموم شده؟
آره
آره، معلومه
کی شروع شد؟
چند وقت پیش
چند هفته؟
چند ماه؟
کریسمس
کجا؟
چی کجا؟
تو و گری ناخنهای همدیگه رو کجا لاک میزدین؟
خودت چی فکر میکنی؟
خب...
هتلهای مختلف...
خونههای فروشی...
خونهی ما؟
تخت ما؟
عاشقشی؟
نه
دیگه نیستم
باشه
باشه؟
باشه
باشه چی؟
میبخشمت
همین؟
ممنون که بهم گفتی
و بعد، از سایهها صدای غرشی بم به گوششون رسید
پاگنده بود؟
یه گله پاگنده بودن!
اصلاً کیف نمیده
خب، چون هنوز اسمور درست نکردیم
میرم آیپدم رو بیارم
هیچکس خوشش نمیاد به یه باغچهی مرده نگاه کنه
چیزی جز یه مشت خاک نمیبینه
چیکار داری میکنی؟
هرکاری بخوای
میخوام بریم مشاورهی زوجین
چیزی که زمانی سرسبز و شاداب بود
حالا خشک و خالی شده
وظیفهی من اینه که جون دوبارهای به خاک بدم
دوستت چطوره؟
- خیلی بهتر شده - واقعاً؟
- منظورش کیه؟ - هیچکس
همون دختری که داره باهاش بچه میسازه
- اصلاً حرکت جالبی نبود - واقعاً؟
اینم حرکت جالبی نیست
مال من نیست
این ایکسباکس مدل جدیده؟
آره. میخوایش؟
آره بابا
خیلیخب، صبر کن شاید مال من باشه
نمیدونی داری با کی درمیفتی
چیه؟ میخوای منو بفرستی تو اتاقم؟
بیخیال بابا
من از اون زنهای سادهلوحی نیستم که بتونی بازیش بدی
اوه، نه. نه، میدونم دقیقاً کی هستی
میگی "منو نگاه کنین، رفقای خرپولم"
"دارم به بچهی فقیر و خنگ کمک میکنم"
"میشه برگردم توی تیم پیکتبال؟"
حتی اگر واقعاً اینطوریم چرا ازش نهایت استفاده رو نمیبری؟
ولی هنوز بابت ایکسباکس بهم بدهکاری
پس وقتی به یه باغ مرده نگاه میکنم
چیزی جز فرصت نمیبینم
امروز صبح برام صبحونه آورد توی تخت
- عجیبه - آره
- چی درست کرد؟ - کریپ
عجیبتر شد
کی برای زنی که تازه بهش خیانت کرده کریپ درست میکنه؟
تصور کن اگر خیانت نمیکردی چی گیرت میومد
چرا از دستم عصبانی نیست؟
شاید تاکر بیشتر مثل بمب ساعتی میمونه
یا شاید یه کار خیلی بدتر کرده
این بنفشها رو بذارم کنار سبزها
یا اون صورتیها؟
بذار کنار کوکبها
- همون صورتیا - همون صورتیا
توضیح بده ببینم
داره بدهیش رو صاف میکنه
نه، منظورم قضیهی تاکره
اوه، نکتهش اینجاست
هرموقع یه مرد زیادی مهربونه
و سعی نمیکنه باهام بخوابه
یه کار ناجور کرده
درست میگه
خیلیا اسلحه دارن، آلیس
تو داری؟
نه، من بیشتر اهل
نبرد تن به تن هستم
داگ اسلحه داره؟ واسه چی؟
هرچی هست دلش نمیخواد من بدونم
برای تو صبحونه چی درست کرد؟
قرار مشاوره گرفت
گل جعفریهام کو؟
زیادی گرونن
ولی جعفریها جلب توجه میکنن
تصمیم گرفتیم بهجاش بنفشه بکاریم
خب، داستانی که اونا تعریف میکنن با جعفریها فرق میکنه، کاترین
مگه چه داستانی تعریف میکنن، ماریلن؟
خب، روزی روزگاری
یه انجمن باغبانی کوچولو و بامزه بود
که فکر میکرد میتونه هر سال
با کاشتن گلهای تکراری
فاخرترین جایزهی ایالت میشیگان رو ببره
چون ترجیح میدن شراب گلی بخورن
و در مورد زندگیهای مشترک غمانگیزشون صحبت کنن جای اینکه
روی چیزی که واقعاً مهمه تمرکز کنن... کاشتن یه باغ کوفتی
که آوازهش از زمین تا آسمون بره
دانا!
حتماً یه جایی گل جعفری رو حراج کردن، درسته؟
مجبور بودی در مورد بنفشهها بهش بگی؟
ولی تماشای زجر کشیدنش یهخرده کیف میده، مگه نه؟
فکر کنم لبهام یه مشکلی پیدا کردن
ای وای، پسر
یه زنبور نیشم زد
- چت شده؟ - دانا، میشه یکم آب بیاری؟
وای خدا
وای خدا
وای خدا
لطفاً نمیر
« شش ماه بعد »
چطوری یه جسد رو گم کردیم؟
دارم بهتون میگم، 15 قدم
با شمشاد ژاپنی فاصله داشت
نه، شمشاد همیشهسبز بود
- این یکی یا اون یکی؟ - این یکی
- من که این یکی رو گشتم - خب اون یکی رو بگرد!
عالی شد. کیش رو گم کردیم
کسی رو گم نکردیم
بصورت زنده پخشش کن خودتو راحت کن
پس چجوری بفهمیم کجا رو داریم میکنیم؟
شمشادها برای همین بودن
No comments yet. Be the first to leave one.