Blood Coast

Blood Coast (Pax Massilia)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Pax Massilia S02E02 1080p WEB-H264-NESTED
A Commentary by NESTED

Tags

webdl
Published on: 2025-12-09
Downloads: 64
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫باشه، حله.

‫حتماً.

‫بهم خبر بدین

‫مرسی.

‫اینو میشناسیم؟

‫طبق شهادت شاهد ها،

‫این راشد عبدالله هست.

‫شما میشناسیدش؟

‫اون واسه سعیدی ها کار میکرد.

‫یه بار به‌ خاطر قاچاق مواد دستگیرش کردیم.

‫لعنتی!

‫چطور تونستن؟ ‫وقتی تیکه ‌تیکه ‌اش میکردن مُرده بود؟

‫طبق گفته پزشکی قانونی، آره.

‫اول سوزوندنش، بعد تبر رو برداشتن.

‫اثر انگشتی نیست؟

‫- نه. ‫- شاهدها چیز دیگه‌ای دیدن؟

‫ترسیدن و نمیخوان حرف بزنن. ‫اینم نمادشونه: اِل‌ایکس ۱۳.

‫- کجا؟ ‫- اون‌ورِ ماشین.

‫اِل‌ایکس ۱۳؟ این یعنی چی؟

‫یکی از اون آدما میگه ‫از گروه لوس زِتاس بوده.

‫میشناسیدشون؟ ما هیچی نداریم.

‫نه، تا حالا نشنیده‌م.

‫من آنلاین گشتم.

‫یه گروه از ارتشی‌ ها هستن.

‫تو دهه نود، کارتل خلیج استخدامشون کرده بود.

‫فکر میکنن اینجا مکزیکه.

‫این بازی نیست، ستوان روسو.

‫نمیتونیم این وحشی‌ گری ‌ها رو تحمل کنیم.

‫- چی‌کار میکنید؟ ‫- نمیدونم.

‫این پرونده واسه کارآگاه ‌های جنایی هست.

‫نه، این واسه همه بخش‌ هاست.

‫کسی که میتونه این کارا رو بکنه، ‫باید جلوش گرفته بشه.

‫من انتظار دارم این پرونده زود حل بشه.

‫خانما، آقایون.

‫آرنو کجاست؟

‫حال زنش دوباره بد شده ‫و بردنش بیمارستان.

‫باشه.

‫شما میدونید چی‌کار باید بکنید.

‫برید و به خانواد‌ش خبر بدید.

‫من میرم. مادرشو میشناسم.

‫عجله کن قبل از اینکه ‫از شبکه‌ های اجتماعی بشنوه.

‫ ‫قسمت دوم

‫- سلام. شما خانم عبدالله هستین؟ ‫- بله.

‫روسو هستم، از پلیس.

‫درباره پسرتون، راشد هست.

‫باز چی‌کار کرده؟

‫میشه بریم داخل صحبت کنیم؟

‫بهتره.

‫من هنوز صدای جیغ‌ های اون کونی، ‫راشد، رو میشنوم.

‫حقش بود، حرومزاده!

‫- قیافشو دیدی؟ ‫- مثل موش آب‌ کشیده.

‫- واقعاً. ‫- نه، خواهش میکنم.

‫بهش نشون دادیم!

‫نگران نباش، یکی ‌یکی گیرشون میندازیم.

‫- تاکتیک جنگ و زمان ‌بندی. ‫- دقیقاً.

‫- قسم به جون مادرم. ‫- آره.

‫ولی حیف اون ماشین.

‫- بیخیال، بی‌ ام ‌وِ بود. ‫- آره.

‫از اینا هر روز نمیبینی.

‫راست میگی.

‫صبر کن، میخوام یه چیزی رو چک کنم.

‫این یکی اِنکریپت نشده.

‫لیست اوبرهش شونو دارم.

‫مخاطبین و مشتریاشون تو گوشی‌ هاشونه.

‫یه ضیافت حسابی. نه، بول ؟

‫- کاملاً. ‫- میدونستم.

‫دوباره رو پاهامون وایمیستیم. ‫چی فکر کرده بودن؟

‫چی میدونستی؟ و من به شما چی گفتم؟

‫اومدی اینجا که رو اعصاب ما راه بری؟

‫شما احمقا حتی یه ثانیه هم فکر کردید؟

‫بهشون نشون دادیم ‫که اِل‌ایکس‌ ها کی هستن.

‫و دقیقاً چی؟

‫پنج تا کشته و یه دختر ده ساله ‫که تیر سرگردون بهش خورده.

‫از اینم خبر داشتید؟

‫- مُرده؟ ‫- هنوز دارن عملش میکنن.

‫لعنت بهت، بول! ‫شبکه‌ های اجتماعی پر شده!

‫حالا تک تک پلیس های مارسی ‫دنبال ما میگردن.

‫آفرین.

‫تازه، علی سعیدی هم تیم‌ هاشو فرستاده

‫تا کسی که تو قلمروش ‫خرابکاری کرده رو پیدا کنه.

‫خب که چی؟

‫هان؟

‫کارش تمومه. مال گذشته‌ هست.

‫نمیفهمی؟

‫بذار سگاش بیان.

‫زنگ بزن بهش. یه چیزی براشون دارم.

‫من همشون رو از بین میبرم.

‫اونا کیلیان رو جلوی ‫چشمای من تیکه پاره کردن.

‫مهدی ، تو تحت تعقیبی.

‫میخوان بکشنت. حالیت میشه؟

‫چیزی که میگن راسته؟

‫جسد تیکه‌ تیکه شده. زنده سوزوندنش.

‫کار شما بود؟

‫- مهدی، کار تو بود؟ ‫- تو چی فکر میکنی؟

‫یه پیغامی بود.

‫شک دارم واقعاً از یه مادر دنیا اومده باشیم.

‫تو همین خراب ‌شده میمونید، فهمیدید؟

‫تا وقتی که بتونم از اینجا ‫ببرمتون بیرون و قضیه رو جمع کنم.

‫هیچکس نباید بدونه کجایید.

‫پس غذا چی؟

‫من خودم مسئول غذا میشم.

‫برام مهم نیست. باید قبلش به فکر میبودید.

‫مسئولیت این کار وحشتناک و بی ‌سابقه را

‫یک باند جدید به عهده گرفت: ‫ اِل‌ایکس ۱۳.

‫این فقط بخشی از یک سری اتفاقات

‫در مارسی شمالیست ‫که به خاطر انتقام و کنترل

‫مراکز خرید و فروش مواد مخدر هست.

‫امروزه این خلافکارا دیگه تردید نمیکنن

‫تا رقیباشونو بترسونن و بکشن.

‫جنگ بین باند ها ‫یک قربانی جدید گرفت: راشد الف.

‫قاچاقچی‌ های مواد ‫که سنشون هی پایینتر میاد

‫بیشتر و بیشتر به ‫سلاح‌ های مرگبار رو میارن و انگار

‫هیچ ارزشی برای ‫جون آدم‌ ها قائل نیستن.

‫رئیس داره زنگ میزنه.

‫این دیگه زیادیه. قابل قبول نیست. من...

‫بسیار خب.

‫بله؟

‫آقای بنعمر ، با توجه به خطری که ‫زندگی شما رو تهدید میکنه،

‫ما نمیتونیم شما رو ‫بیشتر از این اینجا نگه داریم.

‫امنیت شما و اعتبار ما در خطره.

‫کِی جا به‌ جا میشم؟

‫نمیتونم بهتون بگم.

‫به خاطر مسائل امنیتی.

‫یعنی چی؟

‫یک ساعت قبلش بهتون خبر میدیم

‫و تحت محافظت ای ‌آر آی‌ اس ‫به یه زندان منتقل میشید

‫که هویتتون فاش نمیشه.

‫اینجوری میتونیم به موریلو رسیدگی کنیم

‫و امنیت شما رو تضمین کنیم.

‫متأسفم.

‫ این تصمیم.

‫دادستان کل و دادستانه

‫ماریو ، باید یه کاری برام بکنی.

‫بفهم کِی منو جا به‌ جا میکنن.

‫یه گوشی برام جور کن. واجبه.

‫- دارم انجام میدم، نگران نباش. ‫- ممنون.

‫بکاری!

‫تو اینجا چی میخوای؟

‫با تو حرف دارم.

‫بیا.

‫درباره راشد و کاری که باهاش کردن.

‫من میدونم کی کشتش.

‫از کجا میدونی؟

‫با هم نگهبانی میدادیم.

‫یه دفعه یه سری آدم ‫با ماسک اسکی اومدن.

‫اونا به ما شلیک کردن.

‫اما یکیشونو شناختم. ‫همیشه یه مدل کتونی مپوشه.

‫فقط اون از اون کفشا مپوشه.

‫از کِی تا حالا تو نگهبانی میدی؟

‫دیگه با اونا نگرد!

‫- اسمش چیه؟ ‫- کریم بولال.

‫ولی صداش میزنن بول.

‫بچه این محله؟

‫نه. فقط بعضی وقتا اینجا پلاسه.

‫مخفیگاهش تو سَن ‌لو هست.

‫چرا داری اینا رو به من میگی؟

‫اون دوست من بود.

‫باید تاوان پس بدن.

‫برو خونه. رسیدی بهم پیام بده.

‫میدونی کار کی میتونه باشه؟

‫- تیم‌ های من دارن روش کار میکنن. ‫- این جواب من نبود.

‫علی.

‫- از ناکجا آباد پیداشون شد. ‫- هیچکس از ناکجا آباد پیدا نمیشه.

‫مطمئناً از همون باند پسریه ‫که آشیِل شکمشو درآورد.

‫و ما یه اسم کوچیک داریم.

‫مهدی.

‫قیافه‌شو میدونیم.

‫دیده ‌بان ‌ها و پیک‌ هامون مشخصاتشو دارن.

‫به زودی یه خبری میشه.

‫سلام علیکم، جدو سیدی.

‫شش تُن آماده‌ هست.

‫کشتی سه روز دیگه میره. خوبه؟

‫آره، عالیه.

‫هنوز مطمئنی؟

‫آره، چرا؟

‫پول از شلوغی خوشش نمیاد، ‫علی. باید بدونی.

‫بعد از اتفاقات اخیر،

‫که به خاطرش از طرف رسانه‌ ها

‫و مردم کلی مورد انتقاد قرار گرفتیم،

‫مدیریت ما تصمیم گرفت ‫یه گروه ویژه عملیاتی تشکیل بده.

‫این گروه از نیروهای متخصص تشکیل میشه،

‫که علیه سران شبکه ‫و علیه کسایی که مسئول

‫مرگ شش نفر هستن، اقدام میکنه، ‫ از جمله سمیرا لکتار کوچولو،

‫که حدود یک ساعت پیش تو بیمارستان فوت کرد.

‫مرگ قاچاقچی‌ های مواد ابداً برام مهم نیست،

‫اما وقتی یه دختر ده ساله ‫موقع نوشتن مشق ‌هاش تیر میخوره،

‫این رو به مسئله اصلی خودم تبدیل میکنم.

‫و مسئله اصلی شما.

‫ما ناراحتی بعضی از خانواده‌ ها رو ‫احساس خواهیم کرد.

‫ما از تمام ابزارهای موجود استفاده میکنیم

‫تا ساکنین دوباره احساس امنیت کنن.

‫و برای این کار، ‫ما سریع و قاطعانه اونجا اقدام میکنیم

‫که واقعاً مهمه.

‫از امروز، مأمورین مبارزه با مواد مخدر

‫با بخش ‌های جرایم خشن،

‫جرایم باندی و مبارزه ‫با تروریسم همکاری میکنن.

‫این درگیری‌ های انتقامی باید تموم بشه. ‫مردم خسته شدن.

‫بیاید شهر رو از شر این کثافت‌ ها خلاص کنیم.

More Farsi Persian subtitles for Blood Coast

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left