The first 200 lines.
میگن غافلگیری دشمنِ دادستانه
این رو خیلی قبل از اینکه دادستان بشم یاد گرفتم
از نظر من
باید بدونیم چه اتفاقی ممکنه بیفته، قبل از اینکه واقعاً رخ بده
هنرِ پیشبینی کردن
چرا فرار کردی رفتی سمت بزرگراه؟
نورا تیمر، بهترین دادستان منه
بهعنوان یه معاون دادستانِ رنگینپوست
توی یه سری از محلهها، بهتر از بقیهی ما میتونه دهنِ خلافکارا رو سرویس کنه
با حضور اون، آمار محکومیتِ گنگها سه برابر شده
و اگه با وعدهی پاکسازی خیابونها داری برای شهردار شدن رقابت میکنی
داشتنِ بهترین دادستانِ پروندههای گنگستری توی ایالت، اصلاً ضرر نداره
اما بهترین بودن همیشه کافی نیست
حتی اگه یه قدم از احتمالات جلوتر باشی
و یه حرکت هم از طرفِ مقابلت پیش باشی
پیشبینی... فقط تا یه جایی جواب میده
بعد از اون، دیگه همهچیز شانسیه
و وقتی شانسمون تهکشیده باشه
همیشه باید تاوانش رو پس بدیم
فرقی هم نمیکنه کی باشی
چرا؟ چرا چی؟
تای تریپینگ، از مجلهی وَنیتی فِر. یه مقاله دربارهم نوشتی
چرا؟ من که آدم مشهوری نیستم
یه پلیس شهری که شبانه درس حقوق میخونه و میشه دادستان
و حالا هم چشم دوخته به صندلی شهردار
اگه این رو هم اضافه کنیم که تو یکی از سرشناسترین مجردهای
این شهری، خب معلومه که برامون سوژهای
اون چیه؟ اولین سوالی که قراره ازم بپرسی؟
دقیقه قبل از اینکه همدیگه رو ببینیم نوشتمش ۲۰
به خاطر همینه که بهت میگن عشقِ کنترل؟
اولین قانون دادگاه:
«هیچوقت سوالی نپرس که جوابش رو از قبل نمیدونی.»
من سعی میکنم یه قدم فراتر برم و قبل از اینکه سوال پرسیده بشه، بدونم چیه
در مورد زنها چی؟
من دادستانم. کی به زندگی عشقی من اهمیت میده؟
وقتی شهردار بشی، همه اهمیت میدن
باشه، باشه، نبض مردم تو دستته
نظرسنجیها هم که دارن عالی پیش میرن
اما بذار یه چیزی ازت بپرسم
دشمنات کی هستن؟ همینجا
دنی لودن و دار و دستهاش، یعنی «اُومِنها»
اگه یه شرکت ثبت شده بودن، جزو ۵۰۰ شرکت برتر دنیا میشدن
درآمد سالانهشون بیش از ۱۰۰ میلیون دلاره
مواد، باجگیری، قاچاق اسلحه... املاک
دنی لودن؛ میتونی بهش بگی رئیس یه گنگ، اما
اون فقط یه مدیرعامل دیگهست که شعبههای زیادی داره
توی ۱۱ تا شهر شعبه داره. اونوقت تو میخندی
به خاطر همین بود که سعی کردی دنی لودن رو ترور کنی؟
چی؟ شایعه شده که به یکی از اعضای اومن پیشنهاد دادی
اگه دنی لودن رو بکشه، بهش مصونیت قضایی میدی
چرا باید همچین کاری بکنم؟
چون از راه دیگهای نمیتونی بگیریش
پُز میدادی که دنی لودن رو فرستادی زندان تا محاکمه بشه
اما معلوم شد اون دنی نبوده
دنی به ۲۰ نفر از اعضای گنگش گواهینامههایی داده بود که تو همهشون اسم «دنی لودن» ثبت شده بود
تا هیچکس نفهمه دنیِ واقعی کیه
دلت میخواد تا روز انتخابات، شهر از شرِ دنی خلاص بشه
درست حدس زدی. اما چطوری میخوای
دنی لودن رو بگیری، وقتی نمیدونی اصلاً کی هست؟
دنی لودن میتونه لنگم رو ببوسه
میتونی همین رو چاپ کنی
چه خبره جناب سروان؟ هیچی قربان، فقط نشت گازه
اینجا همهاش قلمروِ اومنهاست
زمان ساختش، یه پروژهی مسکن مهر بود
نزدیکترین خیابونِ متوسطنشین، ۳ کیلومتر اونطرفتر بود
حالا، فروشگاههای لوکس فقط ده قدم با اینجا فاصله دارن
استارباکس و کتابفروشیهای زنجیرهای هم همین نزدیکیها باز میشن
خب، فکر میکنی اون پروژه الان چقدر میارزه؟
میلیون دلار، برای نوسازی ۵۰۰
ببخشید
بله؟
چِت هستم. یه وضعیت اضطراری پیش اومده. چقدر زود میتونی خودت رو برسونی؟
میخوام تحت حفاظت باشه. هیچکس باهاش حرف نمیزنه. اسلحه کجاست؟
هنوز پیداش نکردن. داشت شوکه میشد
گفت که از دستش افتاده. اگه شانس بیاریم، رسانهها
تا سپیدهی صبح چیزی نمیفهمن. اون یارو خبرنگاره. دکش کن بره
با اجازه. بفرمایید بشینید
دوربین رو خاموش کن
چیزی نیست. دیگه همهچیز روبهراهه
حالت خوبه؟
بهم تجاوز کرد
کی؟
روی اتیکت اسمش نوشته بود آیزاک
اتیکت اسمش؟
هفتهی پیش
کجا، نورا؟ هفتهی پیش کجا؟
توی فروشگاهی که اولین بار دیدمش
یه خواهرِ خوشتیپی مثل شما نباید اینطوری راه بره
تقصیرِ این چاله آبِ توی پیادهروئه
فقط معتادای عملی این دور و برا پابرهنه راه میرن
منتظر تاکسی میمونم
من حدوداً... ده دقیقهی دیگه تعطیل میشم
میتونم برسونمت. بههرحال ممنون
تاکسی! تاکسی
لعنتی
دلت نمیخواد یه گشتی متوقفت کنه و دنبالِ مواد بگرده، مگه نه؟
مامانم همیشه میگفت بارون درد رو پنهون میکنه
خیلی چیزا هست که زیرِ صدای بارون شنیده نمیشه
گریه، داد و فریاد
خواهر «ایرما توماس»
تا ۱۹ سالگی، چهار تا بچه و دو تا شوهر داشت
رسیدیم. خونهی من اینجاست
گفتم خونهم اینجاست
بفرمایید، اینم تقدیم به شما
نورا تیمر
فامیلم رو از کجا میدونی؟
کارت اعتباریت
خواهر ایرما بهت میگه... عشق، سکس
درد... زیرِ بارون
چیز دیگهای هم گفت؟
نه. فقط همین آهنگ رو پخش میکرد
هر شب روی پیغامگیرم بود
به هیچکس چیزی نگفتی؟
فقط فکر میکردم یه آدمِ کنهست. اما نه امشب
وقتی رسیدم خونه، اون داخل بود
اومد روی من
بهم تجاوز کرد
نمیتونستم بذارم کارش رو تموم کنه
اسلحه رو ازش گرفتی؟
خونش
روی صورتم بود و
مزه شو حس کردم
متاسفم
معذرت میخوام
مجبورن اینجا نگهت دارن. چیزی لازم داری؟
الان برمیگردم، باشه؟
دکتر معاینهش کرده؟ بله، از بیمارستان اومده
ببین. باید کنفرانس خبری راه بندازیم؟
نه، خبریش نکن. فقط، آم
فقط یه بیانیه بده. بهش تجاوز شده و از خودش دفاع کرده
تو دربارهی آدمای معروف مینویسی؟
بعضی وقتها
زنبرادرِ من اتاقِ اپرا وینفری رو توی هتل تمیز میکرد
آره؟ آشغالاش رو توی «ایبِی» فروخت
اون پشت چه خبره؟
هزار جور شایعهست
هیچکدومش رو نمیتونم بهت بگم
ممنون
قربان
فورد
یه نفر اومده محل جرم و دنبال اون یارو که مرده میگرده
اونجا دنبالش میگرده؟
چرا؟ اون که اینجاست
میگه فقط با خودِ دادستان حرف میزنه. گفت شما میفهمید چرا
من دادستان هستم
اسمت چیه؟
اجازه میدی؟
میتونم؟
اینطوری راحتترم
راحت باش، هر جور راحتی. ممنون
اسمت چیه؟ اسمش لوتر پینکز هست
اون مقتول رو میشناختی، لوتر؟
آیزاک دوپارد
رفیق فابم بود
امشب، آقای پینکز. چطوری از این «حادثه» باخبر شدی؟
اوه، چه کلمهی قشنگی، «حادثه». از «قتل» خیلی بهتره
چرا رفتی خونهی خانم تیمر؟ چرا فکر کردی ممکنه اونجا پیداش کنی؟
کجا دیگه میخواستم پیداش کنم؟
چطور؟ نمیدونم اصلاً چرا هنوز خونه داشت
چون عملاً با هم زندگی میکردن
آقای دوپارد و خانم تیمر؟
به جز وقتهایی که نورا شب رو خونهی اون میموند
پسره عملاً تو مُشتش بود
کشیدش توی دنیای خودش و بعد هم شوتش کرد بیرون
بهش هشدار داده بودم
اولین شبی که نورا اومد تو رو هنوز یادمه
شهر بوی گریپفروت میداد. گریپفروت؟
مغزم بوها رو اینطوری پردازش میکنه، میدونی
همه چیز همیشه برام بوی غذا میده
مثل همین الان
اینجا بوی... گوشتِ رستشده میده
گوشتِ سوخته
وقتی با هم آشنا شدن، تو اونجا بودی؟
چی میخوای بدونی؟ از رابطه جنسیشون؟
از پولهایی که رد و بدل شد؟
از اولین قتل؟ چی؟
هفتهی پیش که همدیگه رو دیدن، تو اونجا بودی؟
کدوم هفتهی پیش؟ من دارم دربارهی عید پاک حرف میزنم
چهار ماه پیش؟ حدودای نیمهشب
تقصیرِ این چاله آبِ بیرونِ دره
میدونی، فقط معتادای عملی این دور و برا پابرهنه راه میرن
یه ماشین لازم دارم منو برسونه
اون چیه؟
پول بنزین
رسیدیم. خونهی من اینجاست
میدونی، کرایهی تاکسی ۷ دلار میشد
خب، پس این برای چیه؟
شبِ بعد
درست قبل از تعطیل کردن
سر و کلهش پیدا شد
دنبال یه چیزی بود اما یه چیز دیگه میخواست
اون آهنگی که دیشب توی ماشینت بود. چی بود؟
عاشقش شدم
پول
چرا؟
دو روز بعد، نورا توی ماشینِ آیزاک منتظرش بود
اسم تو آیزاک دوپارده
ساعتی ۷ دلار و ۳۵ سنت میگیری و شیفت شب کار میکنی
گاهی اوقات هم برای پارتیها بارتندری میکنی
بعضی وقتها هم توی کلوپها دیجی میشی
No comments yet. Be the first to leave one.