The first 157 lines.
خب، سلام
خیلی وقته اینجا ندیدمت
خوبی؟
عالی
هستش؟
آره، هست
یه برنامهی عالی واسه امشب داریم
تو هم باید... اِم، باید بیای پیشمون
نمیدونم چی تو تو دیده که من نمیبینم
همون اخلاقِ تودارِ همیشگی. خیری که ازش ندیدم
شاید بد نباشه یه وقتایی روش منو امتحان کنی
سلام پسر
خب، چی شده راهت به اینجا افتاده؟
یه مدتی بود ندیده بودمت، آخه نبودی و این حرفا
خوبم
امشب سرِ کاری؟
آره، الانم دارم میرم همونجا
پس بهتره بری. وقتِ حرف زدن نیست
فکر کردم میتونیم یه گپی بزنیم؟
شنیدی که چی گفت. وقتِ حرف زدن نیست
آستین، ساکت باش
ببین
زود همدیگه رو میبینیم و گپ میزنیم. فعلاً خوبم
باعثِ افتخاره
اگه هوس کردی بیای پیشمون، بهم زنگ بزن
تهِ چاه
نوشیدنی میخوری؟ یا
نه، ممنون
زود رسیدی
سعی میکنم فرز باشم
خوبه
پس بیا دیگه
بله؟
یالا دیگه
دیگه میتونی از آپارتمانم بری بیرون
پول دمِ درِ ورودیه
انتخابِ خوبیه
چی؟
این صفحهت. عاشقِ بتهوونم
آره، منم همینطور
باید دوستپسرمو مجبور کنم به اینجور چیزا گوش بده
قبلاً اینجاها ندیده بودمت
تازه اومدم به این محله
اسمت چی بود؟
نائومی هستم
نائومی. که عاشقِ بتهوونه
خب، اینجا جایِ فوقالعادهایه. من
صاحبش رو میشناسم؛ همیشه چیزای عالی میاره
پس تو این دور و اطراف حسابی میشناسنت، نه؟
تو یه محافلِ خاصی، آره
خب، چون تو این محله تازهواردی، شاید یه وقتی بتونم جاهای مختلف رو بهت نشون بدم؟
میتونم کمکت کنم رفیق؟
چی گفتی؟
خب از اونجایی که من ایستاده بودم، اینطور به نظر میرسید که داری واسه دوستدخترم تور پهن میکنی
هیو، نکن
نه. میخوام بدونم مشکلِ این یارو چیه
فکر کردی خیلی گندهای که داری با دوستدخترِ یکی دیگه حرف میزنی، نه؟
ما فقط داشتیم همین کار رو میکردیم. حرف زدن
هیو، این کار رو نکن. لطفاً تمومش کن
شاید بهتر باشه فقط گم شی بری پیِ کارت
شاید بهتر باشه به نائومیِ عزیز گوش بدی و... تمومش کنی
مشکلی پیش اومده، بچهها؟
مشکلی هست؟
نه. اصلاً مشکلی نیست
فکر کردی خیلی زرنگی، مرتیکهی فلانفلانشده
حالا دیگه سرتو میندازی پایین میای تو، آره؟
تو اصلاً از خونه میری بیرون؟
یا همیشه اینجا زانو زدی و منتظری هر چی هنری هوس کرد انجام بدی؟
هستش؟
تو اتاقخوابه
بیا تو
چی میخوای؟
یه کم مرخصی میخوام
درگیرِ یه سری مسائل هستم و
نه
بله؟
خبری از مرخصی نیست
پولِ منو آوردی؟
روی میزِ
خوبه
پس امشب میری بیرون
همون کاری رو که میکنی ادامه بده
منم کارِ خودمو میکنم
دیگه هم در موردِ مرخصی نِق نزن
روالِ کار اینجوری نیست
حالیت شد؟
خوبه
حالا... بزن به چاک
اگه اجازه بدی، یه هوسِ زودگذر دارم که باید بهش برسم
اوه، سلام رُز
سلام به روی ماهت. خریدهاتو آوردم
میدونی اگه اون تو بمونی دیوونه میشی؟
شاید
میدونم اتفاقی که برات افتاد فاجعه بود
ولی واکنشِ آدم به سختیها
همونه که شخصیتش رو میسازه
نذار این اتفاق خودِ واقعیت رو از پا دربیاره
سلام
خوبی داداش؟ ببخشید که باز ندیدمت
من و مامان یه مدتیه ازت بیخبریم و
هر وقت تونستی یه زنگی بزن، باشه؟
داری چه غلطی میکنی؟
بهت گفتم ظرفها رو بشوری
دارم خواهرت رو میبرم کلاس باله، وقتی برگشتم بهتره ظرفها شسته شده باشن
سلام
خوبی؟
فقط یادت باشه همیشه چی بهت میگم
خیلی هم عالی
یه مدتیه ندیدیمت
برگرد. هنری میخواد برگردی
فکر نکنم
هنوز تو اون آپارتمانِ شیکی؟
شاید بتونم بیام ببینمت؟
نه، اسبابکشی کردم
الان یه جای دیگهام
شنیدیم چه اتفاقی برات افتاده
هنری متأسفه
الان دیگه متأسفه، نه؟
نه اون موقعی که اتفاق افتاد، نه اون موقعی که اهمیت داشت
میتونیم جبران کنیم
دیگه خیلی دیر شده
هیچوقت دیر نیست
اونجاست؟
اون همیشه اینجاست
سلام پسر
چی میخوای؟
دلمون برات تنگ شده. خیلی وقت گذشته
برام مهم نیست، من برنمیگردم
مشتریهایی داریم که اونا هم دلشون برات تنگ شده
واسم مهم نیست. نمیذارم دوباره اون اتفاق بیفته
کجایی؟
فکر کنم بهتره سرت تو لاکِ خودت باشه
اگه همه سرشون تو کار خودشون بود
چرخِ دنیا خیلی تندتر از الان میچرخید
کارِ من تویی، پسر
همیشه هم کارِ من باقی میمونی
برام مهم نیست الان کجایی، یا کجا میخوای بری
تو برمیگردی
اگه برنگردم چی؟
دوباره همدیگه رو میبینیم
فرقی نمیکنه کدوم راه رو انتخاب کنی
میدونم تصمیم درست رو میگیری و برمیگردی
الان نسبت بهش کوری، ولی میفهمی
سلام
سلام، خوبی؟
بهتر از اینم بودم
من آنام. تازه اسبابکشی کردم اومدم اینجا
همونجا
خیلی خجالتی هستی، نه؟
زیاد ملاقاتی ندارم
زیاد از بیرون رفتن خوشم نمیاد
نظرت در موردِ همینجا، خونهی بغلی چیه؟
بله؟
فردا یه دورهمیِ کوچیک واسه شام دارم
میخوام همسایههامو بشناسم
دوست داری بیای؟
خوب میشه
No comments yet. Be the first to leave one.