The first 185 lines.
فکر کنم دیگه خیلی زیادهروی شده.
منظورت چیه؟
خیلی بیکلهبازی بود.
خیلی خطرناکه.
چطوری فرار کردی، بابا؟
اینا رو میخوای؟
اگه نخواستی میفروشمشون.
آدریان چی؟
بهش چیزی گفتی؟ من همینم که هستم، لو.
بابا.
بابا.
نورما،
برگشتم خونه.
کارناوال بهاری با هر چه هستید، بیایید
گمشده
جنگل لوستیگ
سلام جذابِ من.
تو کی هستی؟
سلام جکسون.
کجا بودی؟
برو، تنهام بذار.
منتظر چی هستی؟
بجنب دیگه.
کمکم کن وسایل رو ببرم.
چت شده؟
میخوام برم خونه.
منظورت کدوم یکی از اون پنج تا خونهایه که توشون زندگی کردیم؟
یا شایدم شیش تا بود؟ یادم رفته.
منظورم اون دورانی بود که سهتایی بودیم.
تا وقتی که من بیفتم زندان
و تو رو بفرستن کانون اصلاح و تربیت؟
یا حتی بدتر.
اینجا خونه جدیدمونه.
مامان برامون گذاشتش که اگه یه روز بیخونه شدیم، جای موندن داشته باشیم.
و الان هم لازمش داریم، مگه نه؟
هیچکس اینجا رو نمیشناسه.
کی برمیگردیم؟
هیچوقت.
زندگی قبلیمون تموم شد.
هدفون رو بزن.
جنگل لوستیگ
یا خدا.
اعتبار سیمکارت شما رو به اتمام است.
لطفاً برای برقراری مجدد سرویس، آن را شارژ کنید.
پشمام.
چون شب شنبه
یکی از اون شبهاییه که هیچوقت فراموش نمیکنی.
این آخرین ضربه طبل به ما میگه که کارناوال عزیزمون تموم شد.
وقتی خورشید غروب میکنه و ماه بالا میاد،
به جایزهتون میرسین.
یه نمایش آتشبازی بینظیر آسمون شب رو روشن میکنه.
این یه پایان عالی برای یه جشن فوقالعادهست،
که چند هفتهست دلهامون رو پر از شادی کرده.
کارناوال ما میخواد با یه انفجار بزرگ تموم بشه،
پس آمادهش باشین.
داری چیکار میکنی؟
تلویزیون نداریم. دارم دق میکنم.
شانس نداری دیگه.
خرابه. درستش میکنم.
میشه بخاری رو روشن کنیم؟
نه، هیزم نداریم. بعداً میتونیم بگیریم.
این یه غاره.
افتضاحه.
اصلاً حرفشم نزن،
تو اینجا اتاق خودت رو داری.
بس کن دیگه.
قرار نیست پیش من بخوابی. بیخیالش شو.
نه، پاشو.
برو اتاقت. زود باش، برو.
همینجا بمون و از هدفون استفاده کن.
امشب، آسمون لاستیگ مثل رنگینکمان میدرخشه.
زود باش، بخور.
میشه بهم بگی دیشب چه اتفاقی افتاد؟
سراغ وسایل من رفتی؟
اون زمزمهها رو شنیدی؟
اونا رو از گوشت درآوردی؟
فقط برای یه لحظه.
خودت میدونی که نباید درشون بیاری. اون میدونه ما کجاییم؟
نه، نمیدونه. باید حرف بزنی، آدریان.
میدونم که خوب میتونی حرف بزنی.
یه ساعت دیگه میآم ریاضیت رو چک کنم.
جکسون.
بیا.
بیا.
چی با خودت آوردی؟
جکسون.
بیا اینجا.
بیا، بیا، بیا جکسون.
بیا.
بیا، بیا، بیا. آفرین.
بیا.
یالا، برو بیرون.
برو بیرون.
«کشف جسد در لاستیگ»
حوادث جزئی در طول مراسم جشن کارناوال لاستیگ
گمشده: «کشف جسد»
«قتل در منطقه لاستیگ»
ویدیوهای نگرانکننده در شبکههای اجتماعی
بسیج افکار عمومی درباره دختران گمشده
مارکو...
پولو.
مارکو...
پولو.
بیخیال، اونجا که چیزی نیست.
رفتارت عجیبه.
نگران نباش، فکر کردم بیرون صدای پایی شنیدم.
میشه تنهام بذاری؟
نمیفهمم چی میگی، واضح حرف بزن.
خودت بفهم.
تمومش کن، شش ماه گذشته.
باید شروع کنی به حرف زدن.
جکسون.
جکسون.
جکسون.
بیا.
بیا جکسون.
آفرین.
پسر خوب.
قرار نیست چهار ساعت بشینی خودتو لیس بزنی که، هستی؟
این الکترودها هستن،
و آبلیمو هم نقش الکترولیت رو داره.
الکترودها انرژی رو از لیمویی به لیموی دیگه منتقل میکنن،
و اینطوری ما...
میفهمی چی میگم؟
به اون نگاه نکن.
یادت میاد کجا بودی؟
بابا؟
بابا، یادت میاد کجا بودی؟ کمکم کن.
بابا، باید بدونم... همین الان کمکم کن.
جکسون.
جکسون.
قرار نیست چهار ساعت بشینی خودتو لیس بزنی که، هستی؟
برو بیرون.
بیا، بیا، بیا.
آدرین.
آدرین.
آدرین.
آدرین.
آدرین.
فوریتهای پلیسی، ۹۱۱.
کمکم کنید، لطفاً. من تو مسیر لاستیک هستم... لطفاً، گوشی رو نگه دارید.
نه، نه، نه. لطفاً، این کار رو نکن.
نه، نه.
قطع نکن.
تماس شما برای ما مهمه و بهزودی پاسخ خواهیم داد.
۹۱۱، مورد اورژانسیتون چیه؟
سه نفر ریختن تو خونهم و برادرم رو دزدیدن.
نمیدونم کجا بردنش. لطفاً آروم باشید.
آدرستون رو لازم دارم.
خیابان لوستیگ، پلاک ۳۱...
کسی هست؟
الو؟
برادرم کجاست؟
اون کجاست؟
آدرین.
آدرین.
آدرین.
من اینجام.
حالت خوبه؟
دیگه کنترلش دست خودش نیست.
تو برای پسر خودت زمزمه کردی. میخواستی بکشیش.
فقط میخوام آزاد بشه، همین.
چرا حالا؟
چون یه روزی خسته میشی
و منو ترک میکنی، اما اون رو ترک نمیکنی، مگه نه؟
اون آمادهست. لازم نیست مثل تو باشه.
من تا حالا برای تو زمزمه کردم؟
نه، چون تو این موهبت رو نداری، اما اون داره،
همونطور که من دارم، و پدر و پدربزرگم هم داشتن.
و بالاخره اون هم میمیره، درست مثل بقیه ما.
شاید پنجاه سال دیگه...
یا شاید الان، ولی اون میمیره.
و چیزی که توی وجودش داره بیدار میشه.
قراره رها بشه،
چه بخوای، چه نخوای.
برادرم کجاست؟
اون کجاست؟
خونریزی میکنی و میمیری.
چی میخوای؟
از من چی میخوای؟
حالت خوبه؟ اذیتت کردن؟
خوبی؟
نه.
خواهش میکنم، منو ببخش.
دیگه همهچیز تموم شد.
No comments yet. Be the first to leave one.