The first 200 lines.
شب خیلی خوبی داشتیم
فکر کنم یکی از بهترین دوستام هم ازش خوشش میاد
به نظرم بهش نگو
فهمیدم. خیالت تخت، بین خودمون میمونه
مرکز فرستادتت اینجا
که دستیار رئیس پاسکال بشی؟
من لوسی هستم
با توجه به درگیریام با افبیآی
این آخرین شیفتم توی ایستگاه ۵۱ هست
ستوان، شما یه رهبر فوقالعادهاید
کاری کن بقیه هم همون چیزی رو که من در تو میبینم، ببینن
اون چیه؟ پتانسیلِ بیپایان
عمو لری رو به عنوان وکیل قانونیام انتخاب کردم
اون در نهایت رفت سراغ بررسی اجاقی که باعث آتیشسوزیمون شده بود
یه پیشنهاد فرستادن
این یه مبلغِ حسابی و جدیه
اوه، اینجا داره یخ میزنه
آره، بخاری دوباره قاطی کرده
داری به بخش خدمات زنگ میزنی؟
نه، نه، نه
دارم سعی میکنم با عمو لری تماس بگیرم
جواب نمیده
میدونم واقعاً خیلی سرده
ولی فکر نکنم بتونیم بابت این از سازمان آتشنشانی شکایت کنیم
نه، نه، نه. زنگ زد، میدونی
برام پیغام گذاشت
گفت باهاش تماس بگیرم، واجبه
آدم هیچوقت دوست نداره این رو از زبون وکیلش بشنوه
خب
شاید از اون واجبههای خوب باشه
واجبِ خوب؟
باشه، آره، شاید هم نه
آره، میدونم
ببین، تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که داره زنگ میزنه بگه
توافقِ سرِ خونهمون داره به هم میخوره
آخه دیگه چی میتونه باشه؟
عالی شد. مستقیم میره رو پیغامگیر
مگه لری نگفت توافق تموم شدهست؟
موچ، یارو شغلش دروغ گفتنه
خودت گفتی از اون آدمحسابیهاست
ولی بازم یه وکیله
ببین
تا وقتی بیشتر نفهمیدی، دلیلی نداره انقدر خودت رو اذیت کنی
سعی میکنم بهش ایمیل بزنم
باورم نمیشه به یه وکیل اعتماد کردم
خیلی عجیبه که رئیس رفته
دلم براش تنگ میشه
اون واقعاً سنگ تموم گذاشت
تا بهم بفهمونه که بخشی از اینجام
مرد خوبیه
آره
هی، بچهها لوسی دستیار جدید رو دیدین؟
آره، به نظر عالی میاد
آره، مگه استخدام نشده بود که دستیار پاسکال باشه؟
منظورم اینه که چقدر میتونه اینجا موندگار بشه؟
شنیدم پاسکال میخواد سوراید بیاد اونجا
قصد داره بیاد؟
دفتر رو تحویل بگیره؟
کید هنوز مطمئن نیست
ولی سوراید این هفته نیست
چون داره برای امتحان کاپیتانی درس میخونه
فقط یه شیفت نبودیم، چطور انقدر همهچی عوض شد؟
صبح بخیر ستوان. کاری از دستم برمیاد؟
سلام لوسی، نه
فقط دارم کار بایگانیِ
چندتا گزارش تعمیرات رو تموم میکنم، ولی ممنون
اوه، باشه
خب، از اونجایی که پاسکال رفته و سوراید هم نیست
شما ارشدِ بعدی هستید، درسته؟
آره
پس از نظر فنی، این شیفت من دستیار شمام
خوشحال میشم هر کمکی بتونم بکنم
من معمولاً کارهام رو خودم انجام میدم
ولی مطمئنم یه موردی پیش میاد
خبری از سازمان درباره وضعیتِ پستِ خودت نشنیدی؟
اوه، با اون همه کاغذبازی و بروکراسیای که طی کردم
تا به اینجا برسم، احتمالاً همونقدر هم طول میکشه
که منو بیرون کنن، مگه نه؟
۶۱ نردبان ۸۱، آمبولانس
۸۱۷۳ تصادف رانندگی، خیابون گوشن، پلاک
باید بریم
و
هی، تیم پزشکی، عقب بمونید. مفهومه
کدوم پیمانکار احمقی قبل از بتنریزی
وضعیت هوا رو چک نمیکنه؟
هی، صدام رو میشنوی؟
خیلی خب، یه مصدومِ هوشیار داریم
دووم بیار. الان میاریمت بیرون، باشه؟
هی، ستوان. - بله؟
بیا یه نگاه به این بنداز. همونجا بمون
چی شده؟
خیلی خب. هرمن، بالارد، پخش بشین
مصدومِ دیگه رو پیدا کنین
حله. مفهومه
برو اون طرفی
ابزار فک و الوارها رو برام بیار
حله
هی، الان میکشیمت بیرون
و داریم دنبال مسافرت هم میگردیم
اوه، نه، نه. مشکلی نیست. فقط خودم بودم
اینجا هیچ مصدومی نیست
شاهدی هم نیست که چیزی دیده باشه
کسی رو پیدا کردی؟ - هیچی
هی، یه تیکه از این حصار رو بکن
به عنوان سکو برای تیم پزشکی ازش استفاده کن، باشه؟
حله. برو اره رو بیار
نقشه چیه؟
خب، از توش نمیتونیم بریم
از روش میریم
بسیار خب
خب، شروع کردیم
خب، من یکیش رو گرفتم
من اومدم تو. حله
باشه
صبر کن. سعی کن تکون نخوری، باشه؟
الان تیم پزشکیمون میان یه نگاهی بهت میندازن
باشه
مراقب باشید! داریم میایم تو
دقیقاً زیرِ در
باشه
خب، شد
خیلی خب، بیاین تو. حله
گرفتیمش
هی، اسمت چیه؟
آدم. خب، آدم
میتونی بگی کجات درد میکنه؟
سرمه
داره گیج میره
ضربان قلبش بالا رفته
خیلی خب، الان این گردنبند طبی رو برات میبندم
آفرین. سرت رو برام خم کن
خب، باید برسونیمش بخش فوریتها
علائم ضربه مغزی داره و ممکنه خونریزی داخلی داشته باشه
آره. بریم سوارش کنیم
خب. مواظب سرت باش
صاف بخواب
خب، با شماره سه
یک، دو، سه
باشه رفیق. حله
آدم، مطمئنی کس دیگهای توی ماشین باهات نبود؟
فقط خودم بودم
باشه
هی، ستوان. - بله
میگم، به نظرت
ممکنه کسی اومده باشه بهش سر بزنه؟
ردِ پاهایی که فقط به یه سمت و دور از ماشین میره؟
اوه، اینو ببین. هر دوتا ایربگ باز شدن
یه کیف اونجا روی کفِ ماشینه
فکر میکنی ماشین اون رو به عنوان مسافر تشخیص داده؟
آره، ممکنه پیش بیاد
این روزا اکثر ماشینها سنسور وزنی دارن
لوسی؟
همم؟
کار تو بود؟ - چی؟
شوفاژ دوباره راه افتاده
اوه، آره
بچههای خدمات اومدن و گرفتگیِ
ورودیِ احتراقِ سیستم تهویه رو برطرف کردن
خب، فوتِ کوزهگریت چیه؟
ها؟
فامیلی چیزی توی بخش خدمات داری؟
یا مدرکی برای باجگیری از کسی توی بخش اداری داری؟
چون توی کل تاریخ سازمان آتشنشانی
هیچوقت به این سرعت جواب نداده بودن
چندتا ترفند یاد گرفتم
اون موقعی که توی شرکت ساختمونیِ خونوادگیمون کار میکردم
اگه فکر کنن رئیسِ بزرگ ممکنه یه سری بهشون بزنه
یهو همهی کارها انجام میشه
و یه چیزایی هم شنیدم
درباره اینکه کمیسر داره سرزده از ایستگاهها بازدید میکنه
پس ممکنه امروز بیاد اینجا
مگه نه؟
اوه
این زن یه گنجینهی ملیه
و باید به هر قیمتی ازش محافظت کرد
واو
خب، پایان شیفت
نمیخوام هیچ اثری از بتنِ خشک شده روی ماشین ببینم
اوه، نگران نباش، وقتی کارمون تموم بشه
کفِ ماشین از تمیزی برق میزنه
منم که تازه همهی وسیلههام رو تمیز کردم
لری
این چه وضعیه؟ تمام صبح داشتم سعی میکردم باهات تماس بگیرم
آره، میدونم
متاسفم نتونستم زنگ بزنم
ولی موقع فیلمبرداری نمیشه گوشی رو روشن گذاشت
خب
فیلمبرداری؟ داری چی میگی؟
امروز دارم یه تیزر تبلیغاتی میسازم
ایستگاه آتشنشانی سرِ راهِ لوکیشنِ بعدی بود
گفتم یه سری هم بهت بزنم
در هر صورت بهتر بود حضوری حرف بزنیم
قضیه مربوط به توافقِ منه، نه؟
چی؟ نه، نه، نه. توافقت مشکلی نداره. نه
واسه تبلیغ اومدم اینجا
توی پیغامت گفتی واجبه
هست
فقط یه روز وقت دارم این آگهی رو تموم کنم
و بازیگر نقش اولم رو از دست دادم، واسه همین بدجوری توی مضیقه گیر کردم
میفهمی منظورم چیه دیگه؟
No comments yet. Be the first to leave one.