The first 185 lines.
اسم من اودای شتیه
واسه رئیس پلیس بمبئی کار میکنم
شش سال پیش، رشید خان یه نقشه کشید که منو بدزده
که توسط سروان آبجیت کاله اجرا شد
منو که به زور ندزدیدن یا غیبم نکردن
من توی این نقشه شریک بودم
شش ساله که رشید خان و باندش از پلیسهای سابق مثل خودم
درگیر اخاذی، قتل و باجگیری بودن
دوران کاری رشید خان تو هر شهر ایالت
پر از این جور ماجراهاست
تو این شش سال، رشید خان منو مجبور کرده انقدر آدم بکشم
که از دستم در رفته
(موسیقی کلاسیک پرهیجان)
(موسیقی اوج میگیرد)
- (موسیقی قطع میشود)- (صدای جیغ لاستیک ماشین)
(صدای بوق ماشین)
- (صدای قدم)- (صدای بسته شدن در ماشین)
(صدای جلینگ کلید ماشین)
(موسیقی کلاسیک)
- (صدای دینگ آسانسور)- (صدای آهسته موسیقی)
(موسیقی قطع میشود)
(صدای آژیر در پسزمینه)
- (خنجر میزند)- (موسیقی دوباره شروع میشود)
(موسیقی اوج میگیرد)
(صدای دوش آب)
(موسیقی قطع میشود)
(در باز و بسته میشود)
- (صدای دینگ آسانسور)- (در آسانسور باز میشود)
(صدای دینگ آسانسور)
ژاکتت باحاله
(چارلی میخندد)
(موسیقی مرموز)
(موسیقی ترسناک میشود)
(صدای بسته شدن در ماشین)
(صدای هوش مصنوعی) به شوفِر، سرویس تاکسی لوکس، خوش آمدید
لطفاً آنلاین شوید تا مشتری پیدا کنید
در حال جستجو برای مشتریان اطراف شما
مشتری پیدا شد
(در ماشین باز میشود)
چارلی
تاکسی گرفتی
آره
ماسک
اسمت کندیه
آره
اما چرا
مگه نباید لباس فرمتون طوسی باشه
شما آبی پوشیدین
اجباری نیست
(صدای آژیر در پسزمینه)
(در ماشین باز میشود)
چطوری شتی
ضدعفونی کننده کو
آدم باید دستاشو تمیز نگه داره
خب، بزنیم بریم کالا قودا. وقت جمع کردن پوله
(موسیقی جاز)
بفرمایید اینم پول نقد
همهش همینه
چی گفت؟ از کجا میشناسیش
چقدر میشه
همون همیشگی، قربان
رئیس بهتون زنگ نزد
قرنطینه شده. ما کلی دهن داریم که باید سیرشون کنیم
نگاه کنید چقدر خلوته، قربان
قوانین بهمون اجازه نمیدن بیشتر از ۳۰ درصد ظرفیت کار کنیم
یه اشتباه کوچیک، و کارمون تمومه
چند روز پیش، یکی تو کلاب ترینیتی فیلم گرفت
صاحبش دستگیر و جریمه شد
اون مرد کارش تمومه، قربان
(رشید خان) این پاندمی بیشتر از یه نعمت برای شما بوده، قربان
یه بارون حسابی گرفت
حالا یه فکری هم به حال ما بدبخت بیچارهها بکنید
خونهت توی ماهاراشتراست
آزمایشگاهتم اینجاست
اینجا زندگی میکنی، پول درمیاری
اینجا مهمونیهای لاکچریتو میگیری
هر وقت دنیا درگیر بیماری شد
تو با واکسنهات کلی پول به جیب زدی
(مرد) واسه خانم ماشین فرستادی
آره قربان. مستقیم میاد دم ورودی خصوصی فرودگاه میبینتتون
داری به من گوش میدی یا با یکی دیگه حرف میزنی
من اینجام
ببین، اگه بخوای
میتونیم ایالتو راضی نگه داریم بدون اینکه دولت مرکزی بو ببره
بالاخره، همهچی دست توئه
گوش کن، جناب کمیسر
من با وزیر ارشد و وزارت بهداشت مرکزی در تماسم
و شخصاً با رئیس دهلی
هر چی هست، بین اوناست
پس حتی سعی نکن از این اوضاع پول بکشی بالا
مرتیکه قطع کرد روم
آه بابا
این قرنطینه حسابی پدرمونو درآورده
میدونی هدف جمعآوری ماهانهمون چقدره
اگه کلابا، رستورانا و بارا باز نمیشدن، کارمون تموم بود
هر روز، فقط از بمبئی
ما باید حداقل ۳ تا ۵ میلیون روپیه جمع کنیم
وگرنه کارمون تمومه
بازم گند میزنم تعلیق میشم
کاله
خبری از سلیم نیست
ادا ببر رو درمیاره، ولی خودش یه ترسوئه
جرأت نداره برگرده بمبئی
فقط واسه ختمها یواشکی میاد
آخرین بار شنیدم تو لیسبون بود
تو پرتغال
(موسیقی غمگین)
کشت و کشتاراتو یاد بیار
یادته چقدر ازش حال کردی
(صداها در هم)
(صداها همچنان در هم)
(بمب منفجر میشود)
مسیر باندرا رو باز کنین، دو تا آمبولانس دارن میان
ماشین گشت تو دادار برای کنترل جمعیت لازمه
تجمع تو منطقه قرنطینه، ماشین گشت فرستاده شد دادار
(در ماشین بسته میشود)
(اسکنر بوق میزند)
(صدای پا)
کشت و کشتاراتو یاد بیار
(در باز میشود)
یادته چقدر ازش حال کردی
(در بسته میشود)
(صدای ضربه)
برای هر جنازه چقدر پول گرفتی
چقدر درآوردی
(شیر آب باز است)
(کشو باز میشود)
(کشو بسته میشود)
این کیه
یه دقیقه صبر کن
من اینجا زندگی میکنم
ماسکتو پایین بیار
شماره آپارتمان
۲۵۰۳
باشه. پریا، بذار رد شه
- پزشکی قانونی جنازه رو دید؟ - آره قربان. گفتن ببریم
(چارلی زمزمه میکند)
برو
- (زنگ آسانسور) - (در آسانسور باز میشود)
(کاله فریاد میزند)
انگار همه جا دنبالم راه افتادی
- تو اینجا زندگی میکنی؟ - (چارلی ریزریز میخنده)
اون آپارتمان توئه
من، استوار کاله
دیشب خونه نبودی
میدونم، ولی مجبورم بپرسم... قانونشه
(میخندد)
یه نوشیدنی میخوام. تو نمیخوای
(هر دو میخندند)
تو اهل هند نیستی، نه
من هندیام. کافی نیست
- دزدی شده؟ - نه
قتل
(بلندتر میخندد)
کی مرده
همسایه بالاییت
تو طبقه ۲۵ شرقی، اون طبقه ۲۶ غربی بود
درست بالای سرت
شیندی، میشنوی؟ سه تا تخت بیمارستان وسط شهر میخوایم
سه بیمار، تخت نیست. شیندی، اونجایی
تو ورلی سه تا تخت هست. میتونن برن اونجا
اول همه جزئیاتشونو چک کن
هیچکس نباید پارتیبازی کنه
قوانین کووید باید دقیق رعایت شه
(صدای ضعیف عبور قطار)
(بوق قطار)
اون بیرون واینستا
گفتم زود بیا. هیچوقت نمیتونی سر وقت بیای
من اینجام، کافی نیست برات
(بوق قطار از دور)
چرا انقدر نامردی میکنی، اکبر
میدونی چقدر حرصم میگیره وقتی منو معطل میکنی
مامانم منو نگه داشت
یه بهونه جور کردم که در برم
(نفسنفس زدن اکبر)
اکبر
منو میبری خرید
- ها، اکبر؟ - آره
منو میبری پاساژ
اکبر
دفعه آخر که دعوا کردیم
تقصیر کی بود، عزیزم
مال من
منو میبری خرید، آره
(موسیقی ترسناک)
No comments yet. Be the first to leave one.