Release info

Senritsu Kaiki File Kowasugi File 03 Legend (1)
A Commentary by Don Milo

Tags

bluray
Published on: 2025-11-28
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏‫خیلی عمیقه.‬

‏‫درسته.‬

‏‫فقط یه موجود ازشون بجا مونده؟‬

‏‫- تخصص -‬

‏‫اندازه تقریبی ۳۶ سانتی‌متر‬

‏‫اندازه تقریبی ۳۶ سانتی‌متر‬ ‏‫۳ انگشت‬

‏‫اندازه تقریبی ۳۶ سانتی‌متر‬ ‏‫۳ انگشت‬ ‏‫چنگال‌های تیز‬

‏‫اندازه تقریبی ۳۶ سانتی‌متر‬ ‏‫۳ انگشت‬ ‏‫چنگال‌های تیز‬ ‏‫عمیق‬

‏‫- این ردپاها مال کاپاست؟ -‬

‏‫شما دو نفر به کاپا اعتقاد دارید؟‬

‏‫پس فعلاً فقط من و تاشیرو، فیلمبردار هستیم‬

‏‫و برای برنامه جدید تولید محتوا می‌کنیم.‬

‏‫خوشحالم که با شما کار می‌کنم.‬

‏‫منم خوشحالم که با شما کار می‌کنم.‬

‏‫می‌خواهم یک ویدیوی جدید را به شما معرفی کنم.‬

‏‫این ویدیو را یک زوج فیلمبرداری کرده‌اند.‬

‏‫این ویدیو اتفاقی را نشان می‌دهد که هنگام ماهیگیری برایشان افتاده و حسابی غافلگیرشان کرده.‬

‏‫- ویدیوی آپلود شده -‬

‏‫اه، اصلاً هیچی نگرفتیم.‬

‏‫نظرت چیه، یوری؟ سرگرم‌کننده‌ست؟‬

‏‫- زوجی که کنار یک برکه ماهیگیری می‌کنند -‬

‏‫خیلی.‬

‏‫ها، تسلیم شدی؟‬

‏‫باید تو یه مسابقه بین‌المللی شرکت کنم.‬

‏‫شاید برنده بشی.‬

‏‫شانس زیادی داری.‬

‏‫ببین.‬

‏‫هوم؟‬

‏‫من باید...‬

‏‫چی؟‬

‏‫من باید...‬

‏‫چی؟‬

‏‫دستشویی.‬

‏‫دستشویی؟‬

‏‫دستشویی.‬

‏‫خب برو.‬

‏‫اینجا مغازه راحتی (کانبینی) پیدا می‌شه؟‬

‏‫آه؟‬

‏‫مغازه راحتی.‬

‏‫من تنبلم، برو تو بوته‌ها.‬

‏‫بیا بریم به ماشین.‬

‏‫نه.‬

‏‫چرا؟‬

‏‫تنبلم.‬

‏‫خب که چی؟‬

‏‫همین الان برو تو بوته‌ها.‬

‏‫اصلاً نمی‌شه!‬

‏‫برو دیگه، اینجا کسی نیست.‬

‏‫منو ببر مغازه راحتی.‬

‏‫نه، خیلی کار پردردسریه.‬

‏‫تو بدترین آدمی هستی.‬

‏‫من رفتم.‬

‏‫اصلاً ماهی نیست.‬

‏‫پس یوری رو دنبال کنیم.‬

‏‫اون دوره.‬

‏‫هی، چی شد؟‬

‏‫چی؟ چی شده؟!‬

‏‫چی شده؟‬

‏‫چ... این یه حیوونه؟ چه چندش‌آوره.‬

‏‫چقدر چندش...‬

‏‫حال‌به‌هم‌زنه. این دیگه چیه؟‬

‏‫جسد...‬

‏‫جسد تازه...‬

‏‫اِم، این چیه؟‬

‏‫خیار.‬

‏‫- خیار؟‬ ‏‫- از کجا؟‬

‏‫- جسد یه حیوون مرده و خیارهای خورده شده اینجاست -‬

‏‫خیار!‬

‏‫این خیارا از کجا اومدن؟‬

‏‫کاپا؟‬

‏‫کار کاپا بود؟‬

‏‫کاپا؟‬

‏‫چی بود؟ چی بود اون؟!‬

‏‫یه صدایی شنیدم!‬

‏‫بریم، بریم!‬

‏‫نه، نه، نه!‬

‏‫اونجا! اونجا! اونجا!‬

‏‫کاپا! کاپا! کاپا!‬

‏‫این چیه؟!‬

‏‫یا خدا! این دیوونگیه!‬

‏‫کجاست؟!‬

‏‫می‌بینمش! می‌بینمش!‬

‏‫داره تکون می‌خوره!‬

‏‫واقعاً کاپاست!‬

‏‫آره، منم می‌بینمش.‬

‏‫کاپاست، درسته؟‬

‏‫کاپا رو گرفتیم!‬

‏‫باورم نمیشه!‬

‏‫کجا رفت؟‬

‏‫رفت!‬

‏‫مزخرفه. کجا رفت؟‬

‏‫یه جایی تو عمق برکه.‬

‏‫کجاست؟ کجاست؟‬

‏‫کجا؟‬

‏‫یه جایی دور؟‬

‏‫اونجا! اونجا! اونجا!‬

‏‫کاپا! کاپا! کاپا!‬

‏‫این چیه؟!‬

‏‫یا خدا! این دیوونگیه!‬

‏‫کجاست؟!‬

‏‫دیدمش! پیداش کردم!‬

‏‫داره حرکت می‌کنه!‬

‏‫واقعاً کاپاست!‬

‏‫آره، منم می‌بینم.‬

‏‫کاپا، درسته؟‬

‏‫- موجود ناشناسی که به اون زوج حمله کرد -‬

‏‫- واقعاً کیه؟ -‬

‏‫کاپا.‬

‏‫یوکای، موجودی که از دیرباز در ژاپن وجود داشته.‬

‏‫کف دست و پاش پرده داره.‬

‏‫پشتش با یه لاک پوشیده شده.‬

‏‫یه بشقاب هم رو سرشه.‬

‏‫و دهنش منقاره.‬

‏‫رودخونه‌ها، دریاچه‌ها، تالاب‌ها، دریاها، همه‌جا زیستگاهشه.‬

‏‫کاپاها دارن زمین‌های کشاورزی رو نابود می‌کنن.‬

‏‫دارن گله‌ها رو زیر آب می‌کشن.‬

‏‫توپ‌هایی رو از مقعد مردم بیرون می‌کشن.‬

‏‫مردم رو می‌کشن و می‌برن توی غار و می‌خورنشون.‬

‏‫معتقدن که قبلاً خدایان رودخونه بودن و در طول قرن‌ها منحط شدن.‬

‏‫یا اینکه از جسد غرق‌شدگان بیرون میان.‬

‏‫یه تئوری هست که میگه خارجی‌ها و گداهای کنار آب تبدیل به کاپا می‌شن.‬

‏‫یا شاید هم موجودات فضایی باشن.‬

‏‫موجودات ناشناخته از اعماق.‬

‏‫تئوری‌های زیادی هست.‬

‏‫کجاست؟!‬

‏‫دیدمش! پیداش کردم!‬

‏‫داره حرکت می‌کنه!‬

‏‫واقعاً کاپاست!‬

‏‫فایل سنریستو کایکی کوواسوجی! پرونده ۳: افسانه کاپای آدم‌خوار‬

‏‫- به همراه سازندگان ویدیو به اون برکه که حادثه افتاد رفتیم -‬

‏‫- از یه زوج که فیلم گرفته بودن مصاحبه کردیم -‬

‏‫اون درخت افتاده رو می‌بینی؟‬

‏‫کجا؟‬

‏‫اونجا کنار ساحل برکه است.‬

‏‫آها، فهمیدم.‬

‏‫اون طرف، روبروی ما...‬

‏‫نشستیم و ماهیگیری کردیم.‬

‏‫آره، می‌بینم.‬

‏‫- سازندگان ویدیو: کنتا اینوئه، یوری ساتو -‬

‏‫اممم... چطوری باید بریم پایین؟‬

‏‫اینجا باید دور بزنیم.‬

‏‫آها، باشه.‬

‏‫نوشته «حوادث مرگبار».‬

‏‫احتمالاً خودکشی؟‬

‏‫آره، این مکان به خاطر خودکشی‌ها معروفه.‬

‏‫بذارید از حصار رد شیم و بریم اونجا.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫باید از اینجا دور بزنیم.‬

‏‫- به جایی رسیدیم که موجود ناشناس فیلمبرداری شد -‬

‏‫اینجاییم.‬

‏‫یا من دارم اشتباه می‌بینم؟‬

‏‫خب، من فکر نمی‌کنم وجود داشته باشه.‬

‏‫فقط اینکه، می‌دونی، آدم‌های‬

‏‫عجیبی هستن که به کاپا باور دارن.‬

‏‫نه... خب، من که باور ندارم.‬

‏‫شاید آدم‌های پیر باور داشته باشن...‬

‏‫آره، خب، پدربزرگ مادربزرگ‌ها شاید باور کنن. نسل قدیم.‬

‏‫اونا نسبت بهش محتاطن.‬

‏‫آره، حتماً همچین آدم‌هایی هستن.‬

‏‫پس شما فکر می‌کنی سالمندان به این افسانه‌ها باور دارن؟‬ ‏‫- بله.‬

‏‫پس شما فکر نمی‌کنی اون موجود افسانه‌ای واقعیه؟‬

‏‫نه، من فکر نمی‌کنم.‬

‏‫- افسانه کاپا و ردپاهای بزرگ -‬

‏‫- باقی‌مانده حیوانات و خیار... -‬

‏‫یه سرنخ داریم - خیار.‬

‏‫بله.‬

‏‫برای ارضای کنجکاوی، می‌تونیم بریم یه مزرعه نزدیک اینجا.‬

‏‫- اوه، یه ساختمونی هم اون نزدیکی هست.‬ ‏‫- آره.‬

‏‫یه باغچه کوچیک خانوادگی.‬

‏‫همچین برداشتی هست.‬

‏‫- جستجو برای مزرعه خیار رو شروع کردیم -‬ ‏‫- و بعد... -‬

‏‫- و بعد... -‬

‏‫چقدر دیگه مونده بریم؟‬

‏‫تقریباً رسیدیم.‬

‏‫اوه، واقعاً؟‬

‏‫آها، مزرعه‌ست.‬

‏‫همینه؟‬

‏‫خیار.‬

‏‫واقعاً خیار.‬

‏‫این چیه؟‬

‏‫به خیارها چی شده؟‬

‏‫ببین. آخ، همه خیارها نابود شدن.‬

‏‫- یه مزرعه خیار خراب‌شده پیدا کردیم -‬ ‏‫- درسته.‬

‏‫درسته.‬

‏‫اینا همه خیار باقی‌مانده‌ن؟‬

‏‫آره، فکر کنم.‬

‏‫انگار خورده شدن.‬

‏‫فقط ساقه‌هاشون مونده.‬

‏‫اوه، واقعاً.‬

‏‫آره، انگار همینطوره.‬

‏‫این تیکه رو ببین.‬

‏‫همش جویده شده.‬

‏‫واقعاً.‬

‏‫انگار یکی واقعاً خورده‌هاشون رو.‬

‏‫این برداشت رو می‌کنه...‬

‏‫هیچی ازشون نمونده.‬

‏‫می‌دونی اون طرف چیه؟‬

‏‫یه خونه اونجاست.‬

‏‫- آها، پشت درخت‌ها.‬ ‏‫- آره.‬

‏‫آها، یه کم سقفش دیده می‌شه.‬

Senritsu Kaiki File Kowasugi! File 03: Legend of a Human-Eating Kappa subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left