Spider-Noir

Spider-Noir

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Spider-Noir S01E07 WEB-DL AMZN Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-04
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 196 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ـ دارم از شهر می‌رم.‏ ‏ـ عجب.‏

‏ پای کت وسطه، نه؟ ‏

‏واقعاً برات خوشحالم.‏

‏دربارهٔ وینستون می‌دونم.‏

‏ می‌دونم براش پاپوش دوختی، ‏

‏ و می‌دونم به خاطر اون بود. ‏

‏ به رئیس نگفتم، چون ‏

‏ هردوتون رو می‌کشت. ‏

‏هر چهار سال، من تصمیم می‌گیرم‏ ‏کی روی اون صندلی بشینه.‏

‏می‌ری سراغ نفر بعدی‏ ‏و انتظار داری من بی‌سروصدا کنار برم؟‏

‏جهشم داره پیرم می‌کنه‏

‏ با سرعت عمر سگ. ‏

‏دکتر فیبر‏

‏ آخرین شانسم برای زنده‌موندنه. ‏

‏ـ من کجام؟‏ ‏ـ آزمایشگاه خصوصی من.‏

‏ همه‌چی خیلی آسون‌تر می‌شه ‏

‏اگه آروم باشین و بذارین کارم رو بکنم.‏

‏ باور دارم فرایندی که باعث شد ‏

‏ جهش در بدن شما پایدار بشه، ‏

‏ می‌تونه برای درمان کامل ‏

‏ جهش‌های دیگه به کار گرفته بشه. ‏

‏اوه!‏

‏زن خیلی زیباییه،‏

‏ همونی که گفت چطور پیداتون کنم. ‏

‏کت.‏

‏کنجکاوم بدونم‏ ‏آدم‌های دیگه‌ای مثل اون‌ها هستن یا نه.‏

‏ـ خدای من.‏ ‏ـ این مردها رفقای ما بودن.‏

‏اینجا چیزی برای ما نیست.‏

‏ خودت می‌خواستی درمان بشی؟ ‏

‏ عنکبوت هیچ‌وقت قهرمان نبود. ‏

‏ فقط برای هیجانش این کار رو می‌کردم. ‏

‏ شاید اون موقع نبودی، ‏

‏ ولی هنوز وقت هست‏ ‏که یکی بشی. ‏

‏ـ فلینت، خواهش می‌کنم. ‏ ‏ ـ دور بمون! ‏

‏ دیگه چی برامون اینجا مونده؟ ‏

‏ روبی رفته، فلینت هم قابل کمک نیست. ‏

‏ داریم دنبال شبح‌ها می‌دویم. ‏

‏ ولی من و تو می‌تونیم چیزی داشته باشیم. ‏

‏اگه بهتون بگم...‏

‏...قول می‌دین بهش آسیب نزنین؟‏

‏نوشیدنی می‌خوام.‏

‏ببین چه طعنه‌ای.‏

‏مردی جریان مشروب شهری با هفت میلیون آدم رو‏ ‏کنترل می‌کنه،‏

‏ولی گلوی خودش خشک‌تر از سوراخ شتر‏ ‏وسط طوفان شنه.‏

‏توی آزمایشگاه چی شد؟‏

‏چیز جالبی پیدا کردین؟‏

‏آره.‏

‏کلی سرباز مرده.‏

‏بعضی‌هاشون دوست‌های قدیمی بودن.‏

‏خانم دکتر توی زیرزمینش‏ ‏عجیب‌الخلقه می‌ساخت.‏

‏اگه از من بپرسی، یه پلیدی لعنتی بود.‏

‏فقط همین؟‏

‏هیچی نداشت جز یه مشت گوشت‏ ‏توی شیشه‌های بزرگ،‏

‏برای همین اونجا رو آتیش زدیم.‏

‏آزمایشگاه رو آتیش زدین؟‏

‏تا تهِ لعنتی‌اش سوخت.‏

‏به تو چه؟‏

‏حق با توئه.‏

‏چرا باید برام مهم باشه که‏ ‏یه دانشمند دیوونه داره سربازها رو می‌کشه؟‏

‏من فقط یه دختر خوشگلم‏ ‏که دوست داره بخونه و برقصه.‏

‏خیلی وقت‌ها آرزو می‌کنم واقعاً همین بودی.‏

‏نه، نمی‌کنی. بعد از شش ماه‏ ‏حوصله‌ات ازم سر می‌رفت.‏

‏یه دور دیگه؟‏

‏مگه شاه با خواهرش هم‌بستر نمی‌شه؟‏

‏فایده‌اش چیه؟‏

‏بهترین ویسکی رو می‌خوری،‏ ‏بهترین ماشین رو می‌رونی،‏

‏بهترین کلوب رو داری.‏

‏برای چی می‌جنگی؟‏

‏خودِ جنگ هدفه.‏

‏جنگه که به ویسکی مزه می‌ده.‏

‏به کلوب خطر می‌ده.‏

‏اتفاقاً باید از شهردار‏ ‏تشکر هم بکنم.‏

‏وقتی اون حروم‌زاده رو دفن کردم،‏ ‏حتماً برای قبرش گل می‌فرستم.‏

‏ولی شما پسرها کار دارین.‏

‏حالا که دکتر از بازی خارجه،‏

‏حساب کار روشنه. شما سه نفرین‏

‏در برابر یه نفر شهردار.‏

‏پس برین و غارت کنین.‏

‏کمی خرابکاری و هرج‌ومرج راه بندازین.‏

‏قلک شهردار رو خالی کنین.‏

‏برای هادسن رأی بخرین.‏

‏وقتشه به اون سیاستمدار عوضی نشون بدیم‏ ‏واقعاً چه کسی فرمان می‌ده.‏

‏عاشقشی؛ خودتم می‌دونی.‏

‏دا، دا، دا، دا...‏

‏می‌بینین، این...‏ ‏این یه جای باکلاسه.‏

‏اوه نه. اوه نه، پسرهای آبی‌پوش اومدن.‏

‏اوه نه.‏

‏هی، این مزخرف رو می‌بینین؟‏

‏حالا، دوستان،‏

‏معمولاً باید بابت‏

‏چنین مزاحمتی عذرخواهی کنم،‏

‏ولی به احتمال زیاد امروز بزرگ‌ترین روز‏

‏زندگی‌های حقیر و بدبخت شماست.‏

‏چی؟ دست نمی‌زنین؟‏

‏هوم.‏

‏تو مسئولی؟‏

‏کسی خونه نیست؟‏

‏آقای نوبل رئیس این دفتره،‏

‏ولی هر کاری داشته باشین من می‌تونم کمک‏ ‏کنم.‏

‏هوم.‏

‏مطمئنم می‌تونی، عزیزم.‏

‏ـ هی.‏ ‏ـ هی، آروم باش.‏

‏فقط داریم می‌ریم توی نقشمون.‏

‏ـ درسته...‏ ‏ـ آلیس.‏

‏ـ ...آلیس.‏ ‏ـ و من ازت نمی‌ترسم.‏

‏خب، باید بترسی.‏

‏ـ عقب برو.‏ ‏ـ اوه.‏

‏باشه، آلیس.‏

‏حالا اگه زحمتی نیست نشونمون بده‏ ‏شهردار پول‌هاش رو کجا نگه می‌داره،‏

‏واقعاً ممنون می‌شیم.‏

‏خدایا، یه کم وقت آزاد می‌خوام، پسرها.‏ ‏بریم.‏

‏هی، آلیس، قانون رو می‌دونی.‏

‏هیچ‌کس نباید بره عقب...‏

‏آلیس رو سرزنش نکن. فکر خودمون بود.‏

‏اوه، ببین، ببین.‏

‏اشکالی نداره چند تا از این‌ها رو برداریم،‏ ‏نه؟‏

‏نه؟ خوبه.‏

‏می‌خوایم ثروت رو بین مردم نیویورک پخش‏ ‏کنیم.‏

‏هی، درک. بریم سر کار.‏

‏اوه، و ام، وقتی دیدیش،‏

‏به دوست پرآوازه‌مون موریس بگو...‏

‏بگو سیلورمین سلام رسوند.‏

‏خیلی ممنون.‏

‏خداحافظ.‏

‏ترسیدی؟‏

‏آره، ترسیدی.‏

‏بیا تو.‏

‏رئیسم و کسب‌وکارم رو ازم گرفتی.‏

‏چی رو جا گذاشتی؟‏

‏فقط شوخی کردم.‏

‏واقعاً برای هردوتون خوشحالم.‏

‏ـ چی شده؟‏ ‏ـ دیدیش؟‏

‏منظورت... منظورت چیه؟‏ ‏قرار بود پیش تو باشه.‏

‏ـ هیچ‌وقت نیومد.‏ ‏ـ چی؟‏

‏چند روز گذشته.‏

‏و تازه الان افتادی دنبالش؟‏

‏نمی‌دونم برای تو چطوره،‏

‏ولی وقتی مردی سر قرارم نمیاد،‏ ‏معمولاً دنبالش نمی‌گردم...‏

‏اوه خدا، آره. لازم نیست بیشتر بگی.‏

‏نوشیدنی می‌خوای؟‏

‏احتمالاً یه بطری هنوز‏ ‏یه گوشه‌ای شناوره.‏

‏نه، ممنون.‏

‏آخرین بار کی ازش خبر داشتی؟‏

‏ام، عصر شنبه.‏

‏با یه پاکت پر از پول نقد اومد.‏

‏ـ این...‏ ‏ـ چی؟‏

‏فقط، ام...‏

‏بن دقیقاً آدم دست‌ودلبازی نیست.‏

‏یعنی می‌گی صرفه‌جوئه؟‏

‏می‌گم عادتش نیست یه مشت پول‏ ‏بذاره توی دامنم،‏

‏مگر اینکه حسابی درباره‌اش فکر کرده باشه.‏

‏خب، مردها گاهی جا می‌زنن.‏

‏نه.‏

‏نه، اگه فکر می‌کردی قضیه همینه،‏ ‏اینجا نمی‌اومدی.‏

‏برای این کار زیادی مغروری.‏

‏پس کار کیه؟‏

‏سیلورمین؟‏

‏موریس؟‏

‏دکتر؟ هر وقت نزدیک شدم جلویم رو بگیر.‏

‏دستت روی اجاقه،‏ ‏ولی بیشتر از این نمی‌دونم.‏

‏لطفاً دیلی بیوگل .‏

‏رابی رابرتسون.‏

‏و هیچ تماسی نگرفت یا به هیچ شکلی پیغام‏ ‏نذاشت؟‏

‏بله، بگین جنت زنگ زد.‏ ‏می‌دونه چطور پیدام کنه.‏

‏باشه، ممنون.‏

‏گوش کن، مثل گربه می‌مونه...‏

‏اگه خبری شنیدی،‏ ‏توی کالیپسو پیدام می‌کنی.‏

‏باشه.‏

‏ـ ممنون.‏ ‏ـ قابلی نداشت.‏

‏لعنتی، بن، کجایی؟‏

‏لطفاً دیلی بیوگل .‏

‏دربارهٔ ماهیچه‌های عنکبوت چیزی می‌دونی،‏ ‏ایمون؟‏

‏نه.‏

‏خب، چون اصلاً ماهیچه ندارن.‏

‏با یه سامانهٔ هیدرولیکی حرکت می‌کنن،‏

‏مایع رو پمپاژ می‌کنن تا پاهاشون تکون‏ ‏بخوره.‏

‏اندام‌هاشون یه جورایی مثل نیه.‏

‏مثل سوت‌های کاغذی مهمونی!‏

‏ولی اون دوستم نداشت.‏

‏اشکالی نداره.‏

‏هیچ‌کس مجبور نیست کسی رو دوست داشته باشه.‏

‏ولی اینکه پشت سرم اون کار رو بکنه؟‏

‏با اون دکتر. اون چه کوفتی بود؟‏

‏یعنی، از خیانت هم بدتره،‏

‏نمک‌پاشیدن روی زخمه.‏

‏هوم.‏

‏ولی ایمون، از بحث دور شدم،‏

‏چون همین‌جا،‏ ‏توی کف دستم،‏

‏پادزهر رو دارم...‏

‏...برای تمام مشکلاتم.‏

‏آره، خب، اولین کسی نیستی‏ ‏که این رو فهمیده، رفیق.‏

‏اصلاً کاسبی ما با همین می‌چرخه.‏

‏باز هم بیار، ایمون.‏

‏بفرما.‏

‏دارن از پول تبلیغات من‏ ‏برای رقیب لعنتی‌ام خرج می‌کنن.‏

More Farsi/persian subtitles for Spider-Noir

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left