The first 181 lines.
.بازم رد شدم
اگه کسی استخدامم نکنه چی؟
چی شد که زندگیم به این وضع افتاد؟
.تبریک میگم
برای چی؟
.شما به عنوان اولین مورد آزمایشی شاخه کانتو آزمایشگاه ریلایف انتخاب شدین
.از آشناییتون خوشبختم، هیشیرو چیزورو سان
.هیشیرو سان
.به شما شانسی برای تکرار زندگی گذشتهتون داده میشه
چطوره سعی کنید خودتونُ بیشتر با اطرافیانتون درگیر کنید؟
.آره، درسته
.سعی میکنم رو این مورد کار کنم
.ولی نمیدونم جواب میگیرم یا نه
That narrow hill and summer vacation
That once seemed so far away
We each grew up in our own way
But those were the best of days
Tomorrow there'll be no one left
Dawn will bring a tremble, not from isolation
Just from the sweetness of parting
Don't turn around; you've got to go
Someday, apropos of nothing
We'll remember—Our secret code
The red sky you can only see after class
"Good-bye" ain't our style
Fate may yank us far apart
But the start was the same for all of us
Even if it all disappears
That one thing will still remain
نهار / کاسه برنج
!کابوپان لطفا
.رامن، بدون پیازچه
چی داری؟
!برای سومین روز پیاپی، نهار الف
.عجب آهی
!میانترم دوم رو هم خراب کرد تا مجبور بشه یه آزمون جبرانی دیگه بده
!من که هنوز هیچی نگفتم !اینقدر راحت نزن وسط خال
.ولی نمراتت پیشرفت کردن
.به اندازه نیمترم اول طول نمیکشه
.ممنون جناب همیشه سنجاق نقرهای .قدردان دلگرمی دادنت هستم
.ولی نتایج دخترها شوکه کننده بود
معنی این چیه؟!
منظورت چیه؟
نام نویسی
تحویل
!رنا، برای هیشیرون هم شوکه کننده بود
!بهش سخت نگیر
...ولی
تو که از عمد نذاشتی من ببرم، گذاشتی؟
نمیخواستی کاری کنی که اوگا و من بتونیم با هم مبصر باشیم؟
نام نویسی
تحویل
چرا اینقدر شوکه کننده است!؟
.اگه کم میذاشتم حسابی از دستم عصبانی میشدی
.دلم میخواد با هم دوستان خوبی باشیم، بنابراین هرگز این کارُ نمیکنم
.حالا متوجه شدم چه ببری چه ببازی عصبانی میشی
سر کردن باهاش غیرممکنه، درسته؟
تقصیر منه؟
.آخه باید هنوز فاصله زیادی بینمون باشه، پس حس درستی نداره
!نمیتونم از این بابت خوشحال باشم
.بازم این کله شقی
!اینطور نیست
با وجود این که الان چه گیره نقرهای باشه چه نباشه !تمام مدت میتونه همراه اوگا کون باشه
!مسئله این نیست
اتفاقی برات افتاده؟
موقع امتحانات حالت خوب نبود یا چی؟
بهخاطر کایزاکی کونه؟
.تو فستیوال آتیش بازی هم کلی پیشش بودی
یعنی این رو ذهنت سنگینی میکنه؟
!آره! و با یوئاکه کون هم دست تو دست قدم میزدین
!حسابی غافلگیر شدم
میخواستی کاری کنی کایزاکی کون به خودش بیاد و پا پیش بذاره؟
.عمرا هیشیرو بتونه همچین نقشهای بکشه
.شرمنده. خیلی چیزها هست که خودمم درکشون نمیکنم
.این دودل بودن بهت نمیاد
.تو اگه چیزی رو نفهمی، سعی میکنی ازش سر در بیاری
.صاف میری دنبال جواب .این کاریه که میکنی
.اگه اذیتت میکنه، با کله بهش حمله کن
.رنا، این نصحیتهای صد من یه غازُ بذار کنار
.این مسئله حساسیه
.حساس؟ الان داریم درمورد یه ربات حرف میزنیم
.نه خیرم، هیشیرون خیلی هم انسانه
.وقتی اوضاع برای خودت خوب پیش رفت حسابی اطمینان پیدا کردی
ولی مگه خودتم قبل از ابراز علاقه به کازو کون دودل نبودی؟
!ببین، سعی دارم کمکت کنم
.میدونم
.ممنون. ذهنم الان خیلی سبکتره
.درسته، من هرگز در پیدا کردن جواب تردید نمیکردم
...حتی اگه نتونم صاف برم سراغ منبع
چی شده؟ چرا گفتی بیام اینجا؟
.متاسفم. میدونم خیلی یهویی شد
اشکالی نداره، ولی چی اینقدر حیاتیه که باید تو مدرسه درموردش صحبت میکردی؟
.ریوف میخوام یه سوال عجیب بپرسم
کایزاکی کون هم یه موضوع آزمایشی ریلایفه؟
اونم مثل من واقعا یه بزرگساله؟
و یه گوشهگیر؟
چرا همچین فکری میکنی؟
.هر از گاهی از طرز رفتارش بلوغ خاصی رو حس میکنم
.و تو خونه هم یه دستگاه پخش موسیقی قدیمی داره
...تازه، سیگاری هم هست
.تو دروس مدرسه و تربیت بدنی هم خیلی بدتر از دبیرستانیهای عادیه
.و غیره
.نه میتونم تایید کنم نه میتونم تکذیب کنم
اگر بر فرض کایزاکی کون یه مورد آزمایشی بود اگه تو از این قضیه خبردار میشدی
آزمایش اون به پایان میرسید .و دیگه هرگز همدیگه رو نمیدیدین
این چیزیه که میخوای؟
.ولی حسابی غافلگیر شدم
هیچ علاقهای به اطرافیانت نداشتی
.ولی کلی وقت برای مشاهده و تفکر درمورد اون میذاری
.خیلی عوض شدی
.بیشتر هم میخندی
از این که میبینم از زمان آغاز سال دوم آزمایش .کمکم داری تغییر میکنی خوشحالم
...دوست داشتم تا آخرش ازت حمایت کنم
.ولی برای ترم دوم یه نفر دیگه کنارت خواهد بود
هان؟
!تادا
سلام! از ترم بعدی من مسئولتم
!و من گیس گلابتون عینکی بخش پشتیبانی آزمایشگاه ریلایف هستم
!تههه
...تههه
...پس، اومم
.اجازه بده باز خودمُ معرفی کنم .من اونویا هستم، پشتیبان جدیدت
.اون از نظر فنی از کارکنان آزمایشگاهه، ولی زیردست منه
.پس نگران نباش
چرا الان یهویی تغییر اعمال کردین؟
.اگه از ابتدای سال تحصیلی بود درک میکردم
دلیل خاصی داره؟
.خب، در مورد تو، این که یه سال دومی همراهت باشه عجیبه
من پارسال تو یه مدرسه دیگه داشتم آموزش میدیدم
.پس برای دبیرستان آئوبا آماده نبودم
بهخاطر همین ترم اولُ
.به عنوان دوره گذار برای عادت کردن به اینجا گذروندم
و فکر کردیم دونستن این که دو ناظر در کلاس داری
ممکنه تو رو تحت فشار قرار بده
.پس تصمیم گرفتیم تا لحظه آخر ازت مخفیش کنیم
این یعنی تو میری، ریو؟
.نه. پشتیبان تو نیستم، ولی بازم اینجا میمونم
.ظاهرا برداشتنم از کلاس در این مقطع خیلی دردسر داره
که اینطور. پس این تغییر تمام مدت جزو نقشهتون بوده؟
.اوهوم
و تو جایی نمیری؟
.اوهوم
و پشتیبان جدیدم گیس گلابتون عینکیه؟
.اوهوم
!اونویا هستم
و تو حالا میشی پشتیبان انحصاری کایزاکی سان؟
اوهوم...؟
.میخواستم گولت بزنم تا تاییدش کنی، ولی باید بیشتر دقت میکردم
.به این راحتی زبون باز نمیکنی
درمورد چی صحبت میکنی؟
!جو یهو خیلی سرد شد !میترسم! میخوام برم خونه
تمام چیزهایی که اذیتمون میکرد
.اگه کایزاکی سان یه مورد آزمایش بود با عقل جور در میاومد
.منظورتُ میفهمم، ولی نمیتونم تایید یا تکذیب کنم
.اگه نبود، میتونستی راحت بهم بگی
پس نیس
.الان دیگه نمیتونم باورت کنم
بهم باور نداری، هان؟
چرا میخوای بدونی کایزاکی کون مورد آزمایشی هست یا نه؟
فقط از سر کنجکاویه؟
یا مسئله دیگهای هست؟
منظورت چیه؟
اگه کایزاکی کون یه مورد آزمایشی باشه
گه یه بزرگسال باشه
.اون وقت دیگه یه بچه دبیرستانی نیست
.لازم نیست احساساتت نسبت به اونُ سرکوب کنی
مطمئنی از سر همچین خواستهای بهش مظنون نشدی؟
منظورت چیه؟
کایزاکی سان یه مورد آزمایشی نیست بلکه فقط یه بچه دبیرستانی عادیه، درسته؟
چطور میتونم نسبت به کسی که یازده سال ازم کوچیکتره احساساتی داشته باشم؟
براشون مشکلی پیش نمیاد؟
...فقط، در مورد تو، داشتن یه سال دومی
.یه سال دومی عجیبه
موتُ اصلاح کردی؟
.آره
.خوب شده
.خیلی خوبه
الان یه خورده بیشتر شبیه دخترهای دبیرستانی شدم؟
برنامه ریلایف من تمدید شده
فهمیدم اگه بخوام بیشترین استفاده رو ازش ببرم .باید اول به ظاهرم برسم
.امسال هم رو شما حساب میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.