The first 200 lines.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
الوود
الوود؟
اِل
مامان، اِل رو ندیدی؟
توی حیاط پشتیه، ظاهراً افتاده زمین
عجب، اولین
میخوای همهشو بذاری وسط؟
جین جینه دیگه
خودتون میدونین پرسی نمیتونه همزمان مشروب بخوره و بشماره
خیلی خستهای، پرسی؟
بعد از این باخت بعدی مجبورم تا خود کالیفرنیا
نق زدنهات رو بشنوم
نه، ببین، خودش میدونه قرار نیست بشینه پشت فرمون
همین الانم شروع کرده به نق زدن
میگیری چی میگم؟ داره... ببین
میدونه قرار نیست بشینه پشت فرمون از همین الان شروع کرده به نق زدن
کاری که باید بکنی اینه که بری پسره رو بخوابونی
نه، کاری که تو باید بکنی اینه که سرت به کار خودت باشه
و خودتو برای اتفاقی که قراره برات بیفته آماده کنی
چه اتفاقی قراره برام بیفته؟
خیلیخب، الوود. دیگه برو پایین
تق تق
قراره اتفاقهای خوبی برام بیفته
خودم تمیزش میکنم، مامان
برگرد کمکم کن برنده بشم، اولین
شنیدی چی گفتم؟
گفتم خودم میشورمش، مامان
حداقل به پسرت بگو داری میری
اوهوم
آخ!
آخ!
سلام الوود
دارم ساندویچ تختی الوود واسه خودم درست میکنم
وای، الوود
الوود
عزیزم، نترس جایی نمیرم
جایی نمیرم
بیا اینجا. بیا
ننه جایی نمیره
بیا بغلم
هتی، چقدر شیک شدی
حالا دیگه کسی مامانبزرگ صداش نمیکنه
من که از خدامه نوهای داشته باشم
که خریدهام رو برام بیاره
پسر خوبی تربیت کردی، هتی
خب، الوود چندان احتیاجی به تربیت کردن نداشت
بیشتر وقتش رو صرف خوندن میکنه
آره
شنیدین توی سلما چه خبره؟
اوهوم
آقای پارکر به ما میگه
سر کار در مورد مسائل سیاسی حرف نزنیم
میگه "اون قضایا ربطی به شماها نداره"
معلومه که داره تا وقتی کارمون رو انجام میدیم
چه فرقی میکنه در موردش حرف بزنیم یا نزنیم
و خیلی هم تو کارمون سنگتموم میذاریم
خب، جیمکرو که همینطوری وجود نحسش پاک نمیشه (قوانین جداسازی نژادی)
این دوران هرچقدر هم سخت باشه...
بله آقا
این لحظه هرچقدر هم کلافهکننده باشه
- دوام نخواهد داشت - نه آقا
چون حقیقتی که زیر پا له شده
- دوباره برخواهد خواست - بله آقا
- چقدر دیگه مونده؟ دیگه چیزی نمونده - بله آقا
چون ماه تا همیشه پشت ابر نمیمونه
بله آقا
- چقدر دیگه مونده؟ دیگه چیزی نمونده - چقدر دیگه مونده؟
چون هرچه کاشتهاید، درو خواهید کرد
بله آقا
- چقدر دیگه مونده؟ دیگه چیزی نمونده - چقدر دیگه مونده؟
اولین دستور کار کلاس من اینه که...
تمام صفات و القاب جدید جوانان سفیدپوست رو از کتاب خط بزنیم
که خیلی هم خلاقانه هستن
آقای هیل، شما هم جزو مسافران آزادی هستین؟
بخاطر همین بالای چشمتون زخم شده؟
نشویل
یه مرد سفیدپوست با آچار چرخ زد تو سرم
سلام
تو از کجا پیدات شد؟
دو تا از ماهوارههای 380 کیلوگرمی
به دور ماه چرخیده...
و از مناطق گستردهای عکسبرداری و نقشهبرداری کردهاند
و گاهی اوقات تا ارتفاع 40 کیلومتری از سطح ماه پایین رفتند
اینها برخی از آن عکسها هستند
عکسهایی که کمک میکنند
فراز و نشیب کوههای ماه
و عمق دهانههای ماه را برآورد کنیم
این عکسهای خارق العاده دهانهی کوپرنیک را نشان میدهند
عکسهایی از پشت ماه نیز گرفته شده است
و همچنین تصویری از زمین از فاصلهی 384 هزار کیلومتری در فضا
- آقای مارکونی؟ - بله
خیلی خوشحالم بالاخره میبینمتون، آقا
- ممنون - خیلی چیزا در موردتون شنیدم
عه، خیلی هم عالی
دارم... دارم دنبال الوود میگردم
- معلمشم - عه...
اونجاست
- آقای هیل - آقای الوود
نگران نباش. خبرای خوبی دارم
اون کالج رنگینپوستها هست که جنوب "تالاهاسی"ـه؟
دانشکدهی فنی ملوین گریگز؟
تازه یه سری دوره
برای دانشآموزهای دبیرستانی ممتاز گذاشته
و فوراً به فکر تو افتادم
بهنظر عالی میاد، آقای هیل
ولی... فکر نکنم پول کافی
برای همچین کلاسهایی داشته باشیم
اوه. خب نکتهش همینجاست
مجانی هستن
واقعاً؟
حداقل پاییز امسال مجانی هستن
تا خبرش بین مردم پخش بشه
یه کتاب درسی رو تصور کن که لازم نباشه چیزیش رو خط بزنی
دستتون رو بدین آقا
از طریق بزرگراه
درحال رفتن به سمت فرودگاه آتلانتا هستیم
از کنار جایی به اسم "شهر سرگرمی" میگذریم (اسم یک شهر بازی)
نمیخواستم مجبور باشم...
به دختر کوچولوم بگم...
که بخاطر رنگ پوستش
نمیتونه به شهر سرگرمی بره
باعث میشن حس کنیم
ما آدم حساب نمیشیم
باید از ته دلمون باور داشته باشیم که ما برای خودمون کسی هستیم
که مهم هستیم...
که باارزشیم...
و باید هر روز از زندگیمون رو
با حس کرامت
و حس اهمیت داشتن سپری کنیم
برای نهمین روز پیاپی
آن دانشجوها به اعتراضات خود بر علیه جداسازی
ادامه داده...
اینطوری نمیشه ما رو از هم جدا کرد
آره
آقای هیل گفت ممکنه بیای
داریم وثیقه آماده میکنیم میتونیم روت حساب کنیم، الوود؟
آره
میتونم نصف حقوقم رو بدم
هفتهی بعد برمیگردم
خوشحالم حس کردی نیازه جلوشون ایستادگی کنی
خب، حداقل عکس خوبی ازش گرفتن
به الوودت افتخار نمیکنی که داره ایستادگی میکنه؟
معلومه که افتخار میکنم اونجا بوده
اگر مامانش هم بود بهش افتخار میکرد
آره
اگر الان برمیگشت پسر خودشو نمیشناخت
داشتن توی اون سالن سینما "آمریکایی زشت"
و "مهاجمان مریخی" رو نشون میدادن
تمام مردم شهرستان لیان روانی شدن؟
خیلیخب، باشه. بهش میگم
- خب دیگه خداحافظ - خیلیخب. خداحافظ
ننهجون، دفعهی بعد...
میخوام اون بخش نافرمانی مدنی رو انجام بدم
دوستت دارم، ال
منم دوستت دارم ننهجون
- گرسنهای؟ - نه ممنون
خفه! سوار ماشین شو ببینم!
آروم باش. باشه، دارم سوار میشم
باشه بابا
یالا
تکون نخور
با آنکه در...
وادی سایهی موت قدم برمیدارم
از شر و پلیدی نخواهم ترسید
چرا که تو با من هستی
عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد...
- میری سمت شمال؟ - ها؟
کجا میری؟
دانشکدهی فنی ملوین گریگز
تابحال اسمشو نشنیدم
بیا سوار شو
بالاخره باز شد. سوار شو
این همیشه اذیتم میکنه
آها حالا شد
آره
اسمت چیه پسر؟
الوود کورتیس آقا
آقا؟
خوشم اومد
از ماشینم خوشت میاد؟
تازه گرفتمش
دارم میرم نیویورک دیدن مادرم
چند سالته؟
بهت میخوره 15 سالت باشه
به این زودی رفتی کالج؟
تقریباً 17 سالمه، آقا
هنوزم جوونی
داری نژادمون رو سربلند میکنی، پسرجون
من وقتی همسن تو بودم توی کارخونهی پرورش گربهماهی کار میکردم
سلام بچهها
کارنامههای بیستتون رو بیارین
تا بتونین در این تعطیلات پیشرو
مجانی وارد شهر سرگرمی بشین
هورا!
سوار چرخوفلک بشین
گندش بزنن. قضیه چیه؟
پشت سرتو نگاه نکن
خونسرد باش
- ها؟ - مهارتتون در گلف مینیاتوری رو
No comments yet. Be the first to leave one.