Johatsu - Into Thin Air

Johatsu - Into Thin Air

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Johatsu Into Thin Air 2024 Persian
A Commentary by Mehdi Mostofi

Tags

other
Published on: 2025-07-14
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ساعت الان ۷ است.

دوست دخترم گفت

وقتی میره حموم، از فرصت استفاده کنم و فرار کنم.

نه.

اونقدر ریلکس نیست که اینجوری بیاد بیرون.

حدود ۱۰ دقیقه دیگه مونده.

اون ماشین پشت سر، ماشین ماست؟

ممکنه. بهش بگم چراغ‌ها رو خاموش کنه؟

دیده نمیشه.

بگو خاموش کنه. به خاطر نور، صورتش دیده نمیشه.

داره میدوئه.

سوارش کن.

در باز نمیشه.

آقای اودا؟

حرکت می‌کنیم.

- شما آقای اودا هستید؟ - بله.

- من سایتا هستم. - حالتون خوبه؟

همین‌ها وسایلتونه؟

بله.

دیگه نمی‌تونید برگردید.

بله.

خوشحالم که به سلامت بیرون اومدید.

خیلی ترسیدم.

خیلی ترسیدم. حالتون خوبه؟

کسی تعقیب‌مون نمی‌کنه. خوبم.

آقای اودا، من سایتا هستم.

بله، خوشبختم.

الان فقط دوست دخترتون خونه‌ست؟

درسته.

لطفاً مشخصات ظاهری دوست دخترتون رو به همکارم بگید.

الان یکی از کارمندای ما داره نگاه میکنه

انتظار فرار رو داشتید؟

معمولا جوری که انگار تحت نظر باشه، بود

- بهش توجه میکردید - بله

چند ساله که اینجوری شده؟

اولش اینطوری نبود

فقط یه حسادت کوچیک بود

تا اینکه یه روز

دوست دخترش، دوستش رو از دست داد

به خاطر عذاب وجدان اینکه نتونسته دوستش رو نجات بده

بعد از اینکه دچار یه بیماری روحی شد، کم کم عجیب شد

خوشبختانه فرار کرد

آدم های ناپدید شده

هر سال در ژاپن حدود ۸۰ هزار مورد گزارش مفقودی ثبت میشه

اکثرشون برمیگردن، اما هزاران نفر همونطور ناپدید میشن

اونا به اسم 'آدم های ناپدید شده' شناخته میشن

وقتی به افراد مفقود شده نگاه میکنیم

در واقع کسایی بودن که نمیخواستن برن، اما مجبور شدن ناپدید بشن

کسایی که واقعا میخواستن ناپدید بشن و خودشون رو پنهان کردن

هر کسی فرق داره

ببخشید

دنبال یه فرد گمشده میگردم

آخرین بار اینجا دیده شده

میخواستم بپرسم شما ندیدینش؟

اعلامیه ها رو توی کلانتری هم گذاشتیم

اگه دیدینش، لطفا به نزدیکترین کلانتری اطلاع بدین

این پاسگاه هم در جریان هست

اگه چیزی میدونید، لطفا همکاری کنید

مزاحم شدم ممنون

اینجا یه کافه اینترنتیه چه اتفاقی افتاده؟

دنبال یه آدم گمشده می‌گردم.

منظورم این نیست که تراکت پخش کنم.

می‌خوام تراکت رو به کارمنداتون نشون بدم.

واقعاً متاسفم، ولی فروشگاه ما...

یه فروشگاه غیرحضوریه که با مشتری‌ها ملاقات مستقیم نداره.

آهان، متوجه شدم.

برای همین حتی اگه عکس نشون بدید، تشخیصش سخته.

همه چی اتوماتیکه، برای همینه.

بله، سلف‌سرویسه.

متاسفم.

اشکالی نداره.

- خداحافظ. - ممنون.

این گمشده‌ای که دنبالش می‌گردیم یه جوون ۲۶ ساله‌ست.

توی خوابگاه زندگی می‌کرد که ناپدید شد.

وقتی توی خونه، مدرسه یا محل کار مشکلی پیش میاد،

ژاپنی‌ها این گرایش رو دارن که...

فکر می‌کنن مردن بهتر از اینه که با خجالت زندگی کنن،

ولی آدم‌هایی هم هستن که می‌خوان از اول...

یه جایی که هیچ‌کس اون‌ها رو نشناسه شروع کنن.

حدود ظهر ۱۸ ژوئن،

یه مرد ۲۶ ساله به طور ناگهانی...

از خوابگاه یه شرکت در کاریای آیچی ناپدید شد.

همون روز...

حدود ساعت ۳:۱۵ بعد از ظهر،

درست قبل از اینکه برم سر کار،

یه تلفن زنگ خورد.

وقتی جواب دادم، از شرکتی بود که پسرم توی ناگویا کار می‌کرد.

گفتن: 'کازوکی سان ناپدید شده.'

'یهو از خوابگاه غیب شده،'

'شما چیزی می‌دونید؟' این‌طوری پرسیدن.

خیلی شوکه شدم.

گفتم هیچی نمی‌دانم.

آن موقع تعجب کردم، اما فکر کردم برمی‌گردد.

به بانک هم سر زدم.

به شرکت مخابرات هم سر زدم.

همه‌جا سر زدم، اما

همه‌اش به خاطر حفظ حریم خصوصی

هیچ کاری نتوانستم بکنم.

قانون این‌طوری است.

اما اگر مجرم و مزاحم

و والدینی مثل من که نمی‌توانند

بچه‌شان را پیدا کنند،

همگی شامل این قانون شوند، پس این حفظ حریم خصوصی به چه دردی می‌خورد؟

خیلی دلم می‌خواهد پیدایش کنم، هنوز فرصت هست.

اگر امروز باشد، هنوز هم می‌توانم پیدایش کنم.

اما نمی‌شود.

هیچ‌چیز را نمی‌توانم ردیابی کنم.

هیچ‌چیز را نمی‌توانم

تأیید کنم.

'بدون حضور خود شخص، نمی‌توانیم تأیید کنیم.' / 'به دلیل حفظ حریم خصوصی، نمی‌توانیم اطلاع دهیم.'

هرجا می‌روم، همین را می‌گویند.

اداره پلیس هم که می‌روم، همین‌طور است.

'باید با خود شخص تماس

گرفته شود.' / مشکل این است که نمی‌شود با او تماس گرفت.

کارگران روزمزد! حتماً کارت بیمه سلامت‌تان را همراه داشته باشید.

وضع مالی خانواده‌ام خیلی بد بود.

برای همین در دفتر یاکوزا

شروع به کار کردم. / مسئول تلفن‌ها بودم.

فکر کنم کمی پول

قرض کرده بودند. / چون نتوانستند پس بدهند،

گفتند برای وصول پول به

خانه‌شان می‌آیند. / ترسیدم و از دفتر فرار کردم.

به سختی به آخرین کشتی رسیدم.

فکر کردم دیگه هرگز برنمی‌گردم.

با تمام وجود فرار کردم.

اخیراً هم زیاد نیومده، می‌گن به خاطر تعطیلات بوده.

امروز هم که تعطیله.

درسته.

وزن من و آقای تاکاهاشی حدود ۱۳ کیلو بود.

- واقعاً؟ - شین هم همین‌طور گفت.

هر سه نفرمون حدود ۱۳ کیلو بودیم.

این مقدار که کمه.

روی هم سی و چند کیلو.

با خرید آبجو و چیپس، آقای تاکاهاشی ضرر می‌کنه.

فقط روز به روز زندگی می‌کنیم.

حتی فکرش رو هم نکردم که قراره چی بشه.

فقط دنبال جایی برای خوردن و خوابیدن می‌گردم.

همین‌طور این‌ور و اون‌ور می‌چرخیم و زندگی می‌کنیم.

تقریباً تمام پولی که درمیارم رو تو پاچینکو خرج می‌کنم.

وقتی پول می‌بینم، این‌طوری می‌شم.

می‌شه گفت مثل اعتیاد به مواد مخدره.

همیشه فکر می‌کنم باید ترکش کنم.

ولی نمی‌تونم ترکش کنم.

نمی‌دونم باید چیکار کنم.

۱۵۰ متر دیگه به سمت راست بپیچید.

اصلاً فکر نمی‌کردم همچین اتفاقی برام بیفته.

همه همین رو می‌گن.

تا حالا درست و حسابی زندگی کردم.

تقریباً ۴ سال پیش، یه بار یه نفر رو

که تو محله مورد تعقیب قرار می‌گرفت،

با خودم بردم.

نمی‌شه فهمید دشمن کجاست.

باید یه جایی رو پیدا کنیم که اصلاً کسی نفهمه.

گاهی اوقات خیابان‌های شلوغ خوب هستند،

و گاهی هم نه.

آیا کارت اعتباری مشکلی نداره؟

اگه از کارت استفاده کنی، می‌تونن مکانت رو پیدا کنن.

این اساساً فقط برای افراد خارج از خانواده ممکنه.

بیمه درمانی یا بیمه عمر و این چیزا رو

همه چطوری تهیه می‌کنن؟

یه آدرس اجاره می‌کنن و با اون آدرس قرارداد می‌بندن.

اساساً یه آدرس دور از اینجا رو اجاره می‌کنن.

چون اگه نزدیک باشه فایده نداره.

فعلاً برای کارای فوری یه تاریخ...

من یه سرویس فرار شبانه به اسم TSC دارم.

بدون اینکه کسی بفهمه، فقط وسایل ضروری رو جمع می‌کنیم

و موکل رو به یه جایی می‌بریم که هیچ‌کس نمی‌شناسه.

و یه خونه و شغل جدید بهشون معرفی می‌کنیم.

بعضی وقتا باهاشون میریم اداره پلیس، بعضی وقتا وکیل پیدا می‌کنیم

به هر حال،

کارهای مختلفی انجام می‌دیم.

این موقع از روز کسی اینجا نیست.

حتی می‌تونیم کامیون رو جلوی خونه پارک کنیم.

مسئله اصلی اینه که بتونیم کامیون رو پارک کنیم یا نه.

باید خودتون مراقب باشید و زیاده‌روی نکنید.

اصلاً نیازی به این کارها هم نیست.

حتی اگه اطرافیان بگن نباید این کارو بکنه،

اگه خودش بخواد بمیره، دیگه تمومه.

شاید بی‌رحمانه به نظر برسه، ولی آخرش همینه.

من که نمی‌تونم 24 ساعته پیشش باشم.

بقیه هم همینطورن.

حتی اگه دوست پسرش بگه به خاطر این چیزا نمیره،

اگه خودش واقعاً بخواد بمیره،

فایده نداره.

فقط امیدوارم به یه افسردگی ساده ختم بشه.

ببخشید که اینطوری حرف می‌زنم،

خیلی‌ها با نوسانات خلقی شدید، زندگی عادی دارن.

من اسکیزوفرنی هم زیاد دیدم.

نسبت به کارمندای عادی، خیلی بیشتر دیدم.

خب، دوشنبه، نوزدهم.

هتل رو با اسم مستعار رزرو کردم و شماره تماس یه شماره دیگه‌ست.

آماده‌ش کردم.

سرویس "فرار شبانه" بعد از فروپاشی اقتصاد حبابی دهه ۱۹۹۰

و بدهکار شدن خیلی از مردم، شکل گرفت.

در چارچوب قانون فعالیت می‌کرد، اما گاهی از قانون فرار می‌کرد.

من به تنهایی نمی‌دونستم باید چیکار کنم.

تو اینترنت جستجو کردم.

یه دلال پیدا کردم که تو این کارها کمک می‌کرد و بهش زنگ زدم.

و شرایطم رو براش توضیح دادم.

اون گفت اول از اونجا برم، منم فورا رفتم.

Johatsu - Into Thin Air subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left