The first 200 lines.
ستایش پروردگار!
آمین
برادران و خواهران عزیز
امروز در این روز زیبا اینجا گرد هم آمدهایم
تا پیوند مقدس و ناگسستنی ازدواج را برقرار کنیم
بین فرزندان محبوب خداوند
فکر کنم زیادی عجله کردیم. تو بهترین رفیق کرنلی!
اونوقت تو میگی زیادی لعنتی عجلهای بود؟!
فکر نکن با این سکوتت میتونی منو عذاب وجدان بدی!
وقتی یکی بهت دل میده، همیشه همینجوری تموم میشه!
تو هیچوقت آدم نمیشی!
وقتی مشکلی پیش میاد، باید در موردش حرف زد، باید...
کرنل چی شد؟
نمیدونم، خیلی شلوغ بود، همه داشتن از سر و کول هم بالا میرفتن
اگه جنگ بشه، تو رو تو دستهام راه نمیدم
من "ای" دارم. تو چی داری؟
"ای"، "برای خدمت سربازی دائم نامناسب". پس حتی اگه شروع بشه...
چرا اینجوری دراز کشیدی؟ میخوای سرما بخوری؟
بلند شو!
میخوای التماس کنم، آره؟
دراز بکش، هر کاری میخوای بکن. برام ذرهای مهم نیست
فقط فکر نکن که التماس میکنم
اصلاً برام مهم نیستی
بازیگران
فیلمنامهنویس
صدا
موسیقی
آهنگها
مدیر هنری
طراح لباس
تدوین
جلوههای ویژه
مدیر فیلمبرداری
مدیر تولید
تهیهکننده
کارگردانان
چرا اینقدر زود؟ گفتی ساعت سه بعدازظهر! گمشو!
ما معمولاً این چیزا رو آخر مهمونی داریم
چند بار باید بهت بگم؟ تو عقبموندهای؟!
چه جای زیبایی!
میخوای عوض کنی؟
خودمو معرفی میکنم، استاوروس فیستاچ.
ممنون بابت کمکت، فیستاچ
تنهایی از پسش برنمیاومدم. کی فکرشو میکرد یه همچین نکبتی اینقدر دووم بیاره؟
نصف روز برقشون میندازی و دوباره کدر میشن
آقا، این یک سوتفاهم بزرگه
خفه شو!
خوش شانس بودی که نشکستن. میدونی چقدر آب خوردن؟
کفشهای خیلی شیکی هستن
یونانیان، ولی ایتالیایی میزنن، نه؟
بهت میگم این یک اشتباهه... خفه شو!
جدراس کجاست؟ باید در بزنی
میتونم، ولی یکی خوشقیافهتر
خوک! بیاتکا، ما یه مشکل داریم
اونا اینجان و حال و هوای خوشی ندارن
میشه لطفاً بگید آشپز کجاست؟
کجا میتونه باشه؟ تو آشپزخونه، نه؟
اینجا خیلی قشنگه
آره، قشنگه!
چیه؟!
به من قسم خورد که کارشو ول کرده! تو آشپزا رو باور میکنی؟ یه گارسون رو؟
باید قایمش کنی. اگه پیداش کنن، همهمون رو میاندازن تو دیگ
گوشی رو برنمیداره!
آقای کرنل انگار افتاده زمین. شاید یکی بهش زده؟ فکر کنم...
آره، با یک شمع بزرگ، میدونی، بهشون چی میگن؟
شمع عید پاک. تو قرار بود خفه شی، لعنتی!
بعدش اونو از دست دادم، چون همه داشتن از سر و کول هم بالا میرفتن
بعد یک مرد کچل اونو برد بیرون... جانیس، خونم!
کارمون باهاش تموم شد. حالا برو سر دیگها
چی؟
یکی باید براشون غذا درست کنه، نه؟
تو دیوونهای؟ من گارسونم نه آشپز، اصلاً نمیدونم چطوری آشپزی کنم!
ماسیوخووای پیر؟
اون یه خانوم نظافتچیه
ولی اون پیره! زنها در زمان اون خیلی باسوادتر بودن
مطمئنم اون آشپزی میکنه!
داری چیکار میکنی؟ اون داره خونریزی میکنه
خونریزی، خونریزی! این که جنگ نیست!
دقیقاً!
دقیقاً! این یه موشه نه یه اسیر جنگی!
اون هیچی لیاقت نداره. شاید یه کمی سم
حالا که صحبت از سمه، چطوره یه پیک بزنیم؟
آقا، عمرتو با پیک زدن هدر نده
اگر کسی میخواد بزنه، باید یه لیوان کامل باشه
جوان، فلسفهت خیلی شبیه منه!
اون "دائم نامناسب" هم یه پیک میزنه؟
من شراب ترجیح میدم. شراب، شراب
اینجا مهمونی سوسولها نیست! گارسون!
اون عوضی کجاست؟
گارسون!!!
شاتوبریان، نه؟
پس شاید استروگانف؟
حداقل مرغ؟
هر کاری از دستت برمیاد انجام بده، خانم استنیا
من سوسیس سیبزمینی و جگر بلدم
گارسون!!!
سؤالات رو بپرسید
گارسون!!
و سیرابی؟
آره!
دست به کار شو وگرنه از هم خوشمون نمیاد.
چطور میتونم خدمتتون کنم؟ مخلصانه.
برای شروع یه نوشیدنی میخوایم.
ببخشید، سرویس بهداشتی آقایان از کدوم طرفه؟
از در حیاط، سمت چپ، بعد پایین.
بعد راست.
بعد راست، بعد راست.
گیر کرد.
نه، سه بار راست.
بعد بالا، دومین در سمت چپ.
نه، درِ سوم. دومی مال خانماست.
این دیگه چیه؟ راه دستشوییه یا لونه گرگها؟
نه، فقط اینکه امروز دستشویی رستوران...
فقط امروز سرریز شده... میترسم گم شم.
تاکسی بگیر!
من نشونت میدم! تو برو سراغ ودکا!
موبایل داری، اگه کمک خواستی زنگ بزن.
لیوانها رو، مردونه!
انتظار کشیدن کار مزخرفیه، نه؟ باید پفیوز باشی تا ازش لذت ببری.
توجهههه!
کرنل رو از مدت طولانی میشناسی؟
اصلاً نمیشناسمش. من از طرف آلیسا هستم.
هرزه! اما تو خوبی، فیستاچ.
چرا فقط دو تا؟
چون شما دو نفرین. مگه کوری؟
اون موشه چی؟ مگه سگه؟!
ممکنه سختگیر باشم، ولی هیولا نیستم.
من ودکا نمیخوام. کی از تو پرسید چی میخوای؟!
یه لحظهای تو زندگی هر مردی پیش میاد...
که پسرش ازدواج میکنه... اگه دختر داشته باشه چی؟
ببخشید.
تو این لحظات، به زیبایی عروسش جام سلامت میزنه.
اما زندگی همیشه این لحظات سریالهای آبکی رو نداره.
پس تنها چیزی که امروز میتونیم بگیم اینه...
آقایان، امیدوارم تمام هرزههای خائن به جهنم برن و بپوسن!
بالاخره اومد.
هِماتوری داری؟ بدتر.
تو شیر آب رنگ بود! خدایا، اتاقها رو قاطی کردی!
من طبق دستورات شما رفتم.
تو رفتی تو انبار. برادر رئیس ما...
یه هنرمند پرفورمنسه. اینستالیشنهاش رو اونجا نگه میداره.
حتماً "شیر آب لیدی مکبث" رو باز کردی!
اون اثر...
"شیر آب لیدی مکبث"
الگوهای رمانتیک رو ساختارشکنی میکنه...
ما رو تو دریاچه مرده ابتذال رها میکنه...
و تو بوی گند، اما نشاطآور...
غرولندِ زیر لب اضطرابها.
نه، من طبق نقشه رفتم. سومین در سمت چپ.
راست! گفتم راست!
من گفتم چپ؟
احمق! گفتم احمقه.
لطفاً اینجوری صدام نکن! چطور صدات کنم؟ حضرت عالی؟
هیچی صدام نکن. امروز روز بدی دارم.
روز بد! مادرت روز بدی داشت وقتی پدرت رو دید...
که از درخت پایین اومد، مخصوصاً برای اون مناسبت.
نمیدونم. من هیچوقت پدرم رو نشناختم.
پس برو یه بلیط باغ وحش بخر، همدیگه رو میشناسید.
یه کلمه دیگه بگی صورتت رو درست میکنم، شوخی ندارم.
آها! بالاخره یه کم رفلکس انسانی!
واقعاً شوخی نمیکنه. خفه شو، موش!
تو خفه شو.
تو، گوش کن، تو...
بهت گفتم شوخی نمیکنه.
دعوا شایعترین علت قتلها تو سرتاسر دنیاست.
من اون سباستین ترتین رو دست کم نمیگیرم.
تیتوس.
اغلب قتل یک حمله یکطرفه به یک قربانی کاملاً ناآگاه نیست.
بیشتر یک تعامل پویاست بین یک قربانی، یک مهاجم...
و شاهدان ماجرا که ما هستیم.
من نمیخوام بکشمش.
درسته، نمیخوای. ولی میکشی.
چی؟ برای چی؟!
منظورت چیه: برای چی؟ برای نجات آبروت...
آبروی تو، که با اظهارات گستاخانه قربانی در مورد...
والدین محترمت لکهدار شده، در حضور دردناک شاهدان.
خوب فکر کردی، رفیق.
فیستاچ.
سباستین ترتین، باعث افتخاره.
میسکیویچ، فوق لیسانس. میتونی صدام کنی باگ.
ترتین، باعث افتخاره.
این دیگه چه کوفتیه؟!
اگه کسی تو این رستوران هست که حق قتل داره، به خاطر...
آبروریزی، اون فقط پسر منه! و من در غیابش نمایندشم!
هیچ جنایتی بدتر از این نیست!
فقط برای دزدیدن یه اسب، آدم سرش رو از دست میداد، حالا اینا بماند...
کدوم یک از شما آقای استاوروسه؟
کرنل.
پسر کوچولوی من. حالش چطوره؟
الان خوشحالی؟!
چی قراره بشه، جانیس؟
هیچی، فکر کنم. فقط غش کرد.
میخواستن ببرنش برای معاینه، اما اون اصرار کرد همینجا بمونه.
خوشبختانه، یه مرد رو که از زیر تراموا کشیده بودن بیرون، آوردن.
همه داد میزدن "پا کجاست؟". واسه همین تونستیم...
میتونم یه نوشیدنی داشته باشم؟
تو، گوش کن.
ببخشید آقا، پسرم تشنهست.
چی میخواید بخورید؟
من که دارم میخورم.
No comments yet. Be the first to leave one.