The first 200 lines.
خیلی وقته کار رئیس تموم نشده فکر کنم این دختره...
نتونه دووم بیاره.
نه بابا، اون یه هرزهست.
همه چی دیده.
حتماً میتونه تحمل کنه.
یالا... ورقها رو بنداز.
بازش کن.
چی میخوای هانس؟
جنسامو.
کدوم جنس؟ نمیفهمم چی میگی.
اگه نگی شلیک میکنم.
تقصیر من نیست. رئیس مجبورم کرد این کارو بکنم.
رحم کن!
رئیس، بفرمایید.
رئیس، بهت که گفتم...
ما اینجا قویترینیم.
خیلی خب، لطفاً بشین.
چای بخورید.
بیاید چای بخوریم.
رئیس، از اونجایی که کوئینسی جنساشو از دست داده...
دیگه خواب راحت نداره.
جرأت کنه جلوی رییس ما قدم علم کنه حسابشون رو میرسیم
منظورت همینه؟ اما آقای ما...
از اونجایی که کوئینسی کلی جنس و اسلحه از دست داده...
بیخیال قضیه نمیشه.
نظرت چیه؟
خب که چی؟
میتونه با ما بجنگه؟
درسته؟
نمیتونه کاری بکنه. چون مدرکی نداره.
فراموش نکن که کوئینسی... خیلی وقته تو تایلند بوده.
اونا باند قدرتمندی هستن. بهتره مراقب باشیم.
درسته، خیلی قوی هستن.
اما قبلاً اینطور بود.
الان دیگه حتی نمیتونه درست راه بره.
رئیس. تایلند الان زیر سلطه شماست.
شما اینطور فکر نمیکنید؟
رئیس، ما الان به شما تکیه کردیم.
با یه اشاره شما... سر کوئینسی رو براتون میاریم.
فهمیدید؟
چرا، خوشحال نیستید؟
حالا بفرمایید.
بشینید.
هانس، باید بهت یادآوری کنم...
فکر نکن میتونی هر کسی رو بکشی...
فقط به خاطر اینکه عضو باند کوئینسی هستی.
خیلی جسوری. تو اسلحههای گروه ما رو دزدیدی.
هانس، کی جنسای تو رو مصادره کرده؟ مدرکی داری؟
مدرک میخوای؟ آره، بیارینش تو.
رئیس.
خانم یی، شما خیلی وقتشناسی. لطفاً بفرمایید داخل.
بفرمایید.
خانم یی، جنسها کجان؟
اگه الان پول رو پرداخت کنید... ظرف سه روز...
صد تا دختر به هنگ کنگ فرستاده میشه.
همه پول اینجاست.
همکاری خوبی بود.
خواهران من، گوش کنید.
این بار نباید بذاریم فرار کنه.
مراقب باشید!
پلیس این دور و بره.
بگیریش.
حرکت کنید.
یی فنگ.
تکون نخور!
وایسید!
بریم!
مقاومت کنید!
یالا!
زود باش!
زود باش!
زود باش!
زود باش!
زود باش!
بذار یه نگاهی اونجا بندازیم.
یی فنگ، وایسا!
مون، سرهنگ کاری صحبت میکنه.
چی شده؟
خوشحال نباش. الان یه مأموریت جدید داری.
برو به شهر کالا، واقع در مرز تایلند و برمه.
چی؟ سرهنگ، من الان تو مرخصیم.
مرخصیت لغو شد.
چی؟
من همین هفته پیش... اون باند رو نابود کردم.
و شما قول مرخصی دادی. حالا لغوش کردی؟
این یه مأموریت فوریه.
برام مهم نیست، از پولت بخواه بره.
پولت الان تو هواپیماست.
اونجا میبینتت.
گوش کن مون، این یه دستوره.
گفتم برام مهم نیست.
مون، این یه دستوره.
مون، داری چیکار میکنی؟ مون!
خانم، ساندویچ مجانی.
مون، فوراً بیا به شهر کالا. به دستور سرهنگ کاری.
ببخشید.
میشه مراقب باشی؟
داری چیکار میکنی؟
داری میری؟
صبر کن، صبر کن.
داری چیکار میکنی؟ چه خبره؟
خانم، فقط یه ساعت. سوار ماشین شو.
میبریمت فرودگاه.
متأسفم خانم.
سرهنگ کاری این دستور رو داده. لطفاً سوار شید.
بفرمایید.
همه چی آمادهست.
دارن مواد مخدر رو از مثلث طلایی به هنگ کنگ قاچاق میکنن.
پس باید همهشونو موقع معامله دستگیر کنیم.
فهمیدی؟
بله، فهمیدم.
الان شروع میکنیم.
این مرد اسمش سومی هست.
یا همون چیانگ تای سو. متولد 1950.
پدرش فرمانده ارتش 98 بوده.
در طول جنگ...
و نیروها رو از یونان به برمه برد.
بعدش مُرد.
بعد مادرش با یه مرد تایلندی ازدواج کرد.
و یه اسم تایلندی بهش داد، یعنی سومی.
اون مرد شماره دو باند کوئینسی نیست. قاچاقچی مواده.
اسم این هانس هست.
دستیار کوئینسیه. و به کشتن عادت داره.
اون برای محافظت از قاچاق تریاک اونجاست.
ما اطلاعات موثقی به دست آوردیم...
که حدود پونصد کیلوگرم تریاک...
قراره قاچاق بشه از...
مثلث طلایی به کالا. نزدیک مرز چین.
ظرف ده روز.
سومی و هانس... با یه دختر چینی ملاقات میکنن.
اسمش یی فنگ هست.
یه دختر خیلی مرموز.
خیلی تلاش کردیم تا ازش عکس بگیریم.
سرهنگ کاری... فکر کنم اشتباه میکنید.
این دختر تو پرونده ما اسمش سوفیاست.
اسم واقعیش وو چین لان هست. از هنگ کنگ.
اون یه دلال محبته و همزمان دختر هم میفروشه.
ما درست میگیم. چندین پاسپورت داره.
مدارکی داریم...
که نشون میده قاچاقچی مواده.
اسامی زیادی هم داره. خیلی حیلهگره.
تو هر عملیات دستگیری تونسته فرار کنه.
برای کنترل تجارت مواد مخدر تو مثلث طلایی...
باید هانس، سومی و یی فنگ رو دستگیر کنیم.
ما برای این عملیات به کمک شما حساب میکنیم.
برای این عملیات دستگیری.
من دستیارایی رو فرستادم...
به کالا تا تعقیبشون کنن.
سرهنگ بای... ما آماده همکاری با شما هستیم.
متشکرم. از همگی ممنونم.
توقف کن!
- نگه دار... - چی شده؟
بفرمایید، چی شده؟
نگه دار.
چقدر بیعرضهای.
نتونستم کاری بکنم.
راه رو بلدی؟
ببخشید، این هتل کجاست؟
بپیچید چپ، برید جلو. دو تا ساختمون بعد از برجهاست.
- ممنون. - خواهش میکنم.
خداحافظ.
خوش اومدید خانم، بذارید کمکتون کنم.
خودم میبرمش. ممنون.
- دو تا آبجو. - الان.
بفرمایید.
- سلام، سلام. - ممنون.
- به سلامتیتون. - کاری از دستم برمیاد؟
میخوام رئیستونو ببینم، آقای ما.
شما کی هستید؟
ما رو ماما کاری از هنگ کنگ معرفی کرده.
از این طرف لطفاً.
بفرمایید.
آقای ما.
کلید شماره 312.
- اتاق رو بهشون نشون بده. - بفرمایید.
- ممنون. - خواهش میکنم.
از این طرف.
بفرمایید.
اگه کمکی خواستید به من خبر بدید.
اینم برای تو.
ممنون.
خانم، این گلها برای خوشامدگویی به شماست.
مأموریت چیه؟
این دو تا برای تحویل هستن. اونی که عینک داره سومی هست.
اون یکی هم هانس هست.
من تا حالا ندیدمشون، اگه بیان...
ترتیب اقامتشون رو تو اتاق 313 میدم.
اتاق بغلیه.
خوبه.
اینم یی فنگ هست، یا آنا...
یا سوفیا. میاد تا جنسها رو بگیره.
خودشه.
میشناسیش؟
نه، این چند روز میرفته کافه.
کِی؟
تقریباً وقتشه.
به چی نگاه میکنی؟
هیچی.
چی شده؟
هیچی.
No comments yet. Be the first to leave one.