Mission of Justice

Mission of Justice (金三角群英會)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Mission of justice (Moon Lee) 1992
A Commentary by Mitic
ترجمه و زیرنویس از مهدی عطایی [email protected]

Tags

other
Published on: 2026-07-16
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خیلی وقته کار رئیس تموم نشده ‫فکر کنم این دختره...

‫نتونه دووم بیاره.

‫نه بابا، اون یه هرزه‌ست.

‫همه چی دیده.

‫حتماً می‌تونه تحمل کنه.

‫یالا... ورق‌ها رو بنداز.

‫بازش کن.

‫چی می‌خوای هانس؟

‫جنسامو.

‫کدوم جنس؟ ‫نمی‌فهمم چی می‌گی.

‫اگه نگی شلیک می‌کنم.

‫تقصیر من نیست. ‫رئیس مجبورم کرد این کارو بکنم.

‫رحم کن!

‫رئیس، بفرمایید.

‫رئیس، بهت که گفتم...

‫ما اینجا قوی‌ترینیم.

‫خیلی خب، لطفاً بشین.

‫چای بخورید.

‫بیاید چای بخوریم.

‫رئیس، از اونجایی که کوئینسی جنساشو از دست داده...

‫دیگه خواب راحت نداره.

‫جرأت کنه جلوی رییس ما قدم علم کنه حسابشون رو میرسیم

‫منظورت همینه؟ ‫اما آقای ما...

‫از اونجایی که کوئینسی کلی جنس و اسلحه از دست داده...

‫بی‌خیال قضیه نمی‌شه.

‫نظرت چیه؟

‫خب که چی؟

‫می‌تونه با ما بجنگه؟

‫درسته؟

‫نمی‌تونه کاری بکنه. ‫چون مدرکی نداره.

‫فراموش نکن که کوئینسی... ‫خیلی وقته تو تایلند بوده.

‫اونا باند قدرتمندی هستن. ‫بهتره مراقب باشیم.

‫درسته، خیلی قوی هستن.

‫اما قبلاً اینطور بود.

‫الان دیگه حتی نمی‌تونه درست راه بره.

‫رئیس. ‫تایلند الان زیر سلطه شماست.

‫شما اینطور فکر نمی‌کنید؟

‫رئیس، ما الان به شما تکیه کردیم.

‫با یه اشاره شما... ‫سر کوئینسی رو براتون میاریم.

‫فهمیدید؟

‫چرا، خوشحال نیستید؟

‫حالا بفرمایید.

‫بشینید.

‫هانس، باید بهت یادآوری کنم...

‫فکر نکن می‌تونی هر کسی رو بکشی...

‫فقط به خاطر اینکه عضو باند کوئینسی هستی.

‫خیلی جسوری. ‫تو اسلحه‌های گروه ما رو دزدیدی.

‫هانس، کی جنسای تو رو مصادره کرده؟ ‫مدرکی داری؟

‫مدرک می‌خوای؟ ‫آره، بیارینش تو.

‫رئیس.

‫خانم یی، شما خیلی وقت‌شناسی. ‫لطفاً بفرمایید داخل.

‫بفرمایید.

‫خانم یی، جنس‌ها کجان؟

‫اگه الان پول رو پرداخت کنید... ‫ظرف سه روز...

‫صد تا دختر به هنگ کنگ فرستاده می‌شه.

‫همه پول اینجاست.

‫همکاری خوبی بود.

‫خواهران من، گوش کنید.

‫این بار نباید بذاریم فرار کنه.

‫مراقب باشید!

‫پلیس این دور و بره.

‫بگیریش.

‫حرکت کنید.

‫یی فنگ.

‫تکون نخور!

‫وایسید!

‫بریم!

‫مقاومت کنید!

‫یالا!

‫زود باش!

‫زود باش!

‫زود باش!

‫زود باش!

‫زود باش!

‫بذار یه نگاهی اونجا بندازیم.

‫یی فنگ، وایسا!

‫مون، سرهنگ کاری صحبت می‌کنه.

‫چی شده؟

‫خوشحال نباش. ‫الان یه مأموریت جدید داری.

‫برو به شهر کالا، واقع در مرز تایلند و برمه.

‫چی؟ ‫سرهنگ، من الان تو مرخصیم.

‫مرخصیت لغو شد.

‫چی؟

‫من همین هفته پیش... ‫اون باند رو نابود کردم.

‫و شما قول مرخصی دادی. ‫حالا لغوش کردی؟

‫این یه مأموریت فوریه.

‫برام مهم نیست، از پولت بخواه بره.

‫پولت الان تو هواپیماست.

‫اونجا می‌بینتت.

‫گوش کن مون، این یه دستوره.

‫گفتم برام مهم نیست.

‫مون، این یه دستوره.

‫مون، داری چیکار می‌کنی؟ ‫مون!

‫خانم، ساندویچ مجانی.

‫ مون، فوراً بیا به شهر کالا. ‫به دستور سرهنگ کاری.

‫ببخشید.

‫میشه مراقب باشی؟

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫داری می‌ری؟

‫صبر کن، صبر کن.

‫داری چیکار می‌کنی؟ ‫چه خبره؟

‫خانم، فقط یه ساعت. ‫سوار ماشین شو.

‫می‌بریمت فرودگاه.

‫متأسفم خانم.

‫سرهنگ کاری این دستور رو داده. ‫لطفاً سوار شید.

‫بفرمایید.

‫همه چی آماده‌ست.

‫دارن مواد مخدر رو از مثلث طلایی به هنگ کنگ قاچاق می‌کنن.

‫پس باید همه‌شونو موقع معامله دستگیر کنیم.

‫فهمیدی؟

‫بله، فهمیدم.

‫الان شروع می‌کنیم.

‫این مرد اسمش سومی هست.

‫یا همون چیانگ تای سو. ‫متولد 1950.

‫پدرش فرمانده ارتش 98 بوده.

‫در طول جنگ...

‫و نیروها رو از یونان به برمه برد.

‫بعدش مُرد.

‫بعد مادرش با یه مرد تایلندی ازدواج کرد.

‫و یه اسم تایلندی بهش داد، یعنی سومی.

‫اون مرد شماره دو باند کوئینسی نیست. ‫قاچاقچی مواده.

‫اسم این هانس هست.

‫دستیار کوئینسیه. ‫و به کشتن عادت داره.

‫اون برای محافظت از قاچاق تریاک اونجاست.

‫ما اطلاعات موثقی به دست آوردیم...

‫که حدود پونصد کیلوگرم تریاک...

‫قراره قاچاق بشه از...

‫مثلث طلایی به کالا. ‫نزدیک مرز چین.

‫ظرف ده روز.

‫سومی و هانس... ‫با یه دختر چینی ملاقات می‌کنن.

‫اسمش یی فنگ هست.

‫یه دختر خیلی مرموز.

‫خیلی تلاش کردیم تا ازش عکس بگیریم.

‫سرهنگ کاری... ‫فکر کنم اشتباه می‌کنید.

‫این دختر تو پرونده ما اسمش سوفیاست.

‫اسم واقعیش وو چین لان هست. ‫از هنگ کنگ.

‫اون یه دلال محبته و همزمان دختر هم می‌فروشه.

‫ما درست می‌گیم. ‫چندین پاسپورت داره.

‫مدارکی داریم...

‫که نشون می‌ده قاچاقچی مواده.

‫اسامی زیادی هم داره. ‫خیلی حیله‌گره.

‫تو هر عملیات دستگیری تونسته فرار کنه.

‫برای کنترل تجارت مواد مخدر تو مثلث طلایی...

‫باید هانس، سومی و یی فنگ رو دستگیر کنیم.

‫ما برای این عملیات به کمک شما حساب می‌کنیم.

‫برای این عملیات دستگیری.

‫من دستیارایی رو فرستادم...

‫به کالا تا تعقیبشون کنن.

‫سرهنگ بای... ‫ما آماده همکاری با شما هستیم.

‫متشکرم. ‫از همگی ممنونم.

‫توقف کن!

‫- نگه دار... ‫- چی شده؟

‫بفرمایید، چی شده؟

‫نگه دار.

‫چقدر بی‌عرضه‌ای.

‫نتونستم کاری بکنم.

‫راه رو بلدی؟

‫ببخشید، این هتل کجاست؟

‫بپیچید چپ، برید جلو. ‫دو تا ساختمون بعد از برج‌هاست.

‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم.

‫خداحافظ.

‫خوش اومدید خانم، بذارید کمکتون کنم.

‫خودم می‌برمش. ‫ممنون.

‫- دو تا آبجو. ‫- الان.

‫بفرمایید.

‫- سلام، سلام. ‫- ممنون.

‫- به سلامتیتون. ‫- کاری از دستم برمیاد؟

‫می‌خوام رئیستونو ببینم، آقای ما.

‫شما کی هستید؟

‫ما رو ماما کاری از هنگ کنگ معرفی کرده.

‫از این طرف لطفاً.

‫بفرمایید.

‫آقای ما.

‫کلید شماره 312.

‫- اتاق رو بهشون نشون بده. ‫- بفرمایید.

‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم.

‫از این طرف.

‫بفرمایید.

‫اگه کمکی خواستید به من خبر بدید.

‫اینم برای تو.

‫ممنون.

‫خانم، این گل‌ها برای خوشامدگویی به شماست.

‫مأموریت چیه؟

‫این دو تا برای تحویل هستن. ‫اونی که عینک داره سومی هست.

‫اون یکی هم هانس هست.

‫من تا حالا ندیدمشون، اگه بیان...

‫ترتیب اقامتشون رو تو اتاق 313 می‌دم.

‫اتاق بغلیه.

‫خوبه.

‫اینم یی فنگ هست، یا آنا...

‫یا سوفیا. ‫میاد تا جنس‌ها رو بگیره.

‫خودشه.

‫می‌شناسیش؟

‫نه، این چند روز می‌رفته کافه.

‫کِی؟

‫تقریباً وقتشه.

‫به چی نگاه می‌کنی؟

‫هیچی.

‫چی شده؟

‫هیچی.

Mission of Justice subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left