Confetti

Confetti

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Confetti 2006 1080p WEBRip x264-RARBG
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian confetti 2006 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من آنتونی کلارک هستم و بهترین دوست عروس‌هام.

من همجنس‌گرا نیستم.

الان صاحب مجله Confetti هستم ولی ویوین سردبیرشه.

و واقعاً ستون فقرات این نشریه‌ست.

اگه بخواید، همه کارهای روزمره رو اون انجام میده.

این قراره رویداد سال باشه و ما باید

واقعاً باید براش سنگ تموم بذاریم که در حد رویداد سال باشه.

کار بزرگیه، چون اعتبار ما، اعتبارمون، به

یک نخ بنده اگه تو این شکست بخوریم.

نیم ساعت بعدازظهر شنبه‌ست.

سه تا عروسی، آسونه.

تنها کاری که باید بکنید اینه که

یه کارت بگیرید بالا و بگید ده از ده

یا صفر امتیاز.

آنتونی: همه‌مون خیلی هیجان‌زده‌ایم.

قرار بود یه مسابقه دیگه "عروس سال" برگزار کنیم.

ولی فکر کردیم که بازم آخرش به یه زن با لباس سفید داده میشه.

برای همین فکر کردیم ایده "خلاقانه‌ترین عروسی" رو اجرا کنیم.

ما داریم یه خونه هدیه میدیم

به زوجی که خلاقانه‌ترین عروسی رو داشته باشن.

خب، همه نمی‌خوان یه جوری عجیب‌غریب عروسی کنن.

همه نمی‌خوان روز خاصشون با یه حقه یا چیز مسخره خراب بشه.

ولی بعضیا می‌خوان.

ایده‌هاتون رو برای خلاقانه‌ترین عروسی به ما بگید.

خب، ما دایناسوریم. در واقع، رپتوریم.

یه عروسی با تم دایناسور؟

مرد: آره، کاملاً.

اول از همه، ما می‌خوایم توی یه غار باشه.

از اومدنتون خیلی ممنونم.

همین الان؟ به این زودی؟

ویوین: آره، همین الان. (صدای قورباغه)

آنتونی: نمی‌خوام وقتتون رو تلف کنم. نفر بعدی.

سلام. از اومدنتون خیلی ممنونم.

همه آقایون قرار لباس الویس پریسلی بپوشن.

زن: و خانم‌ها هم، می‌دونید، لباس "تدی گرلز" میپوشن.

ویوین: فکر نمی‌کنید این ایده قبلاً انجام شده؟

نه.

خیلی خب، نفر بعدی.

ویوین، آیا قراره بازم ملاقات کنم

آدم‌های روانی‌تر امروز؟

ما قراره عروسی کنیم

با دنبال کردن مسیر نرگس در اطراف ولز.

این یه مسیر قطاره.

از کاردیف شروع میشه.

از اینکه خواستید اینجا بیاید و خونه برنده بشید ممنونم.

براتون اتفاق نمی‌افته. خداحافظ.

مرد: سه بار باید قطار عوض کنیم از اینجا تا بریج‌پورت.

مطمئنم که تو لعنتی عاشقش شدی، نه؟

تو عاشق قطاری. ادامه بده.

اون فوق‌العاده زیبا بود.

در واقع می‌تونستیم اون رو با یکی دیگه شریک کنیم.

خب، چیزی که ما تو ذهنمون داشتیم، یه جور عروسی رومی باستان بود.

عالیه.

با قربانی کردن یه خوک تو خونه عروس شروع میشه.

وای خدا.

ولی شاید با یه مدل موی خاص دورش.

و یه لنز طبی.

آنتونی: (آه می‌کشد) نفر بعدی.

برید بیرون.

اگه داشتیم یه نسخه به‌روز شده تولید می‌کردیم

از کتاب "لذت سکس"

شما دو نفر عالی بودید.

برهنگراها یا "لذت سکس"؟

"لذت سکس"

خوش‌قیافه‌ترن، ولی برهنگراها

خب، بیشتر... بیشتر به Confetti میخوره.

من اصلاً اونا رو نمی‌خوام.

من رومی‌ها رو ترجیح میدم.

ممکنه.

برهنگراها، تنیس، موزیکال‌ها.

مت: درخواست ما قبول شد و راستی، درخواست ما

احتمالاً باید بگیم تم موزیکاله.

تم برای یه عروسی موزیکال.

آره، موزیکال‌های هالیوودی، این چیزیه که دنبالشیم. آره.

سَم: ایده‌ای که ما ارائه دادیم، به سبک

اون مدل بازبی برکلیه.

پس یه جور شماره اجرایی بزرگ تولیدیه.

ساقدوش‌ها رو یه جورایی به عنوان دختران کُرال داریم.

می‌دونید، اون مدل پله‌های وسیع رو دارن

از ساقدوش‌ها توی اون فیلم‌ها. و جِن،

خواهرم، مشخصه که

اون ساقدوش افتخاری میشه، مگه نه؟

اوه، قطعاً. اون عاشق این کاره.

الان سفر کرده ولی یه رقاصه.

تو بحرین با یه کشتی تفریحی (کار می‌کنه).

مادر سَم: اون خیلی سفر می‌کنه.

و ما همیشه نمی‌دونیم کجاست.

من تو یه سرای سالمندان کار می‌کنم.

سَم بعضی وقتا میاد و کمک می‌کنه.

اون به من کمک می‌کنه

و واسشون خیلی قشنگ آواز می‌خونه.

سَم: من یه کم گَم صدا هستم ولی مت همیشه میگه

اگه گَم صدا نبودم، صدای خیلی خوبی داشتم.

آره، واقعیه.

خب، می‌دونید، من ازش لذت می‌برم.

همه‌ش اعتماده، فقط همینه. آره، آره.

بخش زیادیش اعتماده.

خب، چشم‌انداز عروسی ما...

کار سختی نخواهد بود

تنیس. تنیس.

آره!

هوو!

یالا یوزف. یوزف، می‌گم که ما می‌بریم.

اگه دارین گوش می‌کنین، بازنده‌ها

بقیه شرکت‌کننده‌ها، بیخیال شید.

بس کنین.

همین الان بس کنین، چون ما می‌بریم.

بحث این نیست که عروسی ما چقدر خوبه

بحث اینه که می‌تونیم کاری بکنیم

که مال اونا رو یه کم...

تو تنیس اینجوریه. همین کارو می‌کنین.

باید بازی طرف رو ببینی و نابودش کنی.

آره، ما یه مربی داریم.

خب، اگه بشه گفت مربی...

ما یه مربی داریم.

اون، اِم...

وای خدا، فوق‌العاده‌س.

اون خیلی حمایتگره.

روحیه بازیم در حال حاضر از بین رفته

و اون واقعاً داره

روی این با من کار می‌کنه. آره.

پس وقتی تو زمینیم، اون چیزیه که

روش کار می‌کنیم.

اون خیلی مشتاقه که وارد وجودت بشه، نه؟

تو این کار عالیه.

* دوست دارم باهات دوچرخه‌سواری کنم. *

خب، من مایکل هستم.

ایشون جوآنا هستن.

من جوآنا هستم.

و، اِم، آره، من تمام عمرم طبیعت‌گرا بودم.

و جوآنا... (صدای پاشیدن آب)

و جوآنا راستش، تو این کار تازه‌کاره.

من تازه‌کارم.

* هرگز نگو خداحافظ... *

JOANNA سامرلند، قدیمی‌ترین کمپ طبیعت‌گرایی تو کشوره.

مامان و بابا اینجا زندگی می‌کردن

و اون‌ها طبیعت‌گرا بودن.

JOANNA خب، پدرم پلیس بود.

مادرم هم به عنوان منشی حقوقی کار می‌کرد.

و اونا فکر می‌کنن، یه کم نگرانن که من تو یه فرقه هستم.

این فرقه نیست.

فرقه نیست.

یعنی، ما همه لختیم به غیر از لباس‌هامون.

JOANNA همیشه.

و بعد که لباس‌ها رو درمیاری، واضح‌تره.

می‌دونین، می‌دونم برای این فیلم

باید اینجوری بشینم که شما نتونین آلت تناسلی منو ببینین.

ولی می‌دونین، من الان دارم به آلت تناسلی‌ام نگاه می‌کنم.

خیلی قشنگه.

به نظر من که کاملاً خوبه.

حالا اون تست‌های بازیگری که داشتیم، من خیلی واسش هیجان‌زده بودم.

ولی الان دیگه زیاد نه.

یکی‌شون یه ایده احتمالیه شاید، اون زوج خواننده.

نه، نه، نه.

بازم برگشتیم به ناکوک خوندن، عزیزم.

اون زوج تنیس‌باز شاید بشه.

ولی اون دختره، سوراخ‌های بینی فوق‌العاده‌ای داره.

یعنی، نمی‌تونم چشم ازشون بردارم.

پس اگه اون رو بذارین

روی جلد اول

ملت نمی‌تونن چشم ازشون بردارن.

انتخاب سوم.

یعنی، می‌خواین از کجا شروع کنم؟

اونا می‌خوان لخت روی جلد باشن.

ولی من خوش‌بینم.

برنامه‌ریزهای عروسیمون دارن میان به زودی.

و... هِرون و هوف، و به نظر میاد کاملاً پویا و پرانرژی هستن.

آقا: یه کم ببرش کنار.

خوبین؟

* "ل" برای اونجوریه که تو به من نگاه می‌کنی * بیا تو.

سلام!

سلام.

ایشون شریک من هستن.

هِرون و هوف.

رویاهاتون کافیه.

آرچی: فکر می‌کنم این قراره خارق‌العاده‌ترین

جشن عشق و عروسی تئاتری بشه.

یه سیرک سه‌حلقه.

این یه سیرک سه‌حلقه عشقه.

و ما درست تو مرکز اون خواهیم بود.

اونو بهشون نشون نده.

بیا اینجا. اونو بهشون نشون نده.

این...

نه، بس کن.

این... نه.

این دیوار جوایز ماست.

نباید اونو بهشون نشون بدی.

می‌دونم، ولی بذار... می‌دونی.

اون یکی یا اون یکی رو بهشون نشون نده.

گرگوری: در حال حاضر بودجه‌مون مشخص نیست، درسته؟

آرچی: نه، ولی، منظورم اینه که نکته عالی اینه، این

همونطور که می‌دونی، یه مجله خیلی بزرگه.

پس فکر می‌کنم با خیال راحت فرض می‌کنیم که

پولی برای خرج کردن وجود خواهد داشت.

فقط یه کوچولو.

آرچی: به خاطر همینه که ما از قبل شروع کردیم.

یعنی، ما هنوز ملاقات نکردیم'

هنوز زوج‌ها رو ندیدیم، ولی از قبل کلی ایده داریم

که می‌خواستیم یه جورایی بهشون پیشنهاد بدیم.

گریگوری: و من فکر می‌کنم اولین حسی که آدم داره، معمولاً بهترینه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left