The first 200 lines.
- پرستون، پرستون
مارکوس. مارکوس
مارکوس، صدای منو میشنوی؟ خدای من
- آمادهای، مارکوس؟
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا
این برای اینه که دووم بیاری تا وقتی برسی خونه
مارکوس، مادرت حق داشت
دنبال دلت برو، هان؟
و هیچوقت تخیلتو از دست نده
- ممنونم، خواهر لوئیزا
- هی پسر، نمیدونی هیچوقت بدون اجازه دست به اسب مرد نزنی؟
مگه دعوتت کرده باشن
شیطون. یه توپ و گچ میخوام
- ند، برگرد سر کارت
چیزی لازم داری عزیزم؟
- یه اسب
- خب، پیش میاد یه نفر رو میشناسم که میفروشه
بیا توی سالون راجع بهش حرف بزنیم
بیا
ند - هان؟
- لطفا، بفرما بشین
چی میل داری؟
- آب - اوکی
- ممنون
- اسم قشنگت چیه عزیزم؟
- مارکوس - مارکوس. من ویوینم
ویوین ویلر به پرگاتوری خوش اومدی
- هوم. شیکه
- آره
مارکوس، امشب دنبال سرگرمی هستی؟
- ببخشید؟
- آره. همدم میخوای؟ یه دختر؟
خب، چه جور اسبی دنبال خریدنش هستی؟
- یکی که برسوندم خونه
- آهان، خب
باید بری پیش تایتوس توی اصطبل سر خیابون
بگو من فرستادمت هواتو داره
کجا میمونی؟
اوه، من اتاق دارم
شبی پنجاه سنت از پسش برمیای؟
خوبه
روی خط آهن کار میکردی؟
- سنم خورد به سقف یتیمخونه میسیون
- هوم
راستی؟
هوم
- بیا کنارم بشین
خوشم میاد داری اون کتابی که دادم رو میخونی
- مامان - هان؟
- شمن یعنی چی؟
- شمن یه درمانگره
که به نیروی الهی وصله
میدونه توی همه آدما خوبی و بدی باهم راه میرن
شونه به شونه
آخرش، خوبی باید راه رو نشون بده
- خواب اون حکاکی ها رو میبینم
- هیچوقت اون تخیلتو از دست نده
یه اسم جدید برات دارم شمن
- اون یه هنرمنده
- اینو از تو به ارث برده
توی خونشه
- یکی دیگه که سنش از یتیمخونه رد شد
یه پول نقد هم گرفته
- هوم، خب وقتشه مکزیکیه یه نون و عسلی دربیاره، هان؟
زحمتشو بکشه
- آه، زیبایی جبران
- خواهش میکنم، خواهش میکنم دیگه نزنم
- متاسفم اذیتت کردم
ببخشید توی این اتاق حبست کردم
نمیخواستم فرار کنی
قبل از اینکه فرصت حرف زدن پیدا کنیم
منو یاد خودم میندازی وقتی جوون بودم
جاه طلب، باهوش خوشگل، هوم
گفتی میخوای بری کنسرواتوار موسیقی
خب، با پیانو زدن اون پایین
پول دندون گیری درنمیاری
این یه واقعیته
به فرصتی که داری فکر کن
اینجا، کنار من
مردا این دنیا رو میچرخونن هیچوقت عوض نمیشه
ولی ما یه جور قدرت خودمون رو داریم
بذار نشونت بدم چطوری بازی کنی
و این قدرتو به نفع خودت بچرخونی
یا قربانی میشی یا سرنوشتتو دست میگیری
من اینجوری بزرگ نشدم
خب، دختراي من خودشون راه احترامو درمیارن
کاری که اینجا میکنن جلوی ازدواجشونو نمیگیره
با یه مزرعه دار یا دکتر، یا هر شغل آبرومند دیگه
- نمیدونم
- یه پسر جوون تو اتاق شماره سه هست
چرا نمیری ببینیش؟
- میتونم بیام تو؟
- اوکی
- خانم ویوین منو فرستاده
- برای چی؟
- برای هم صحبتی میدونی؟
لذت
- من هیچ لذتی نخواستم
- پس چرا اینجایی؟ - منم میتونم همینو از تو بپرسم
لازم نیست این کارو بکنی
- ممنون
نمیخوام اینجا باشم
من هیچوقت
با یه مرد نبودم
- خب، منم هیچوقت با یه دختر نبودم
خواهر لوئیزا
میگفت این چیز خاصیه که باید نگهش داری
- میشه؟
خیلی قشنگه
این خونه توئه؟
- بود
- اسمت چیه؟
- مارکوس دالر
تو چی؟
- بل دوبوا
- تا حالا همچین اسمی نشنیدم
- اسم واقعیم دولسه فلورسه
- دولسه
شیرین
چرا اسم قلابی استفاده میکنی؟
ربطی به خانم ویوین داره؟
چطوری سر از اینجا درآوردی؟
- بابام سفالگری میکرد
خواهرم هم دقیقا مثل اونه
وقتی مرد، میخواست منم مثل اون بشم
خیلی دعوامون شد و من رفتم
- که بیای اینجا؟ - نه
که پول کافی جمع کنم
برم کنسرواتوار موسیقی
- موسیقی؟
- پیانو میزنم
خانم ویوین منو برای اینجا استخدام کرد
حداقل اون موقع اینو فکر میکردم
بعدش گفت باید کارای بیشتری بکنم
قبول نکردم
- این کارو با تو هم کرد؟
- اون و ند. مایرا رو زدن
اون یکی از دخترای اینجا بود خیلی بد بهش آسیب زدن
دیگه هرگز ندیدمش
تنها چیزی که میخوام اینه برگردم خونه
- دولسه، دولسه، بیدار شو
- باید برگردم اتاقم
- نه، صبر کن
دارم میرم یه اسب بخرم میبرمت خونه
- جدی؟
- آره
- ولی خانم ویوین و ند
پایین زندگی میکنن و نمیدونم چطور--
- میارمت بیرون از اینجا
به من اعتماد کن
طول نمیکشه
- ای خداوند، اما حالا
پیدا شدم
- ببخشید
- چه کمکی ازم برمیاد؟
- اسب میخوام
اون یکی چطوره؟ - دوشس؟
مال کلانتر تیبه
بیشتر از 200 دلار برات آب میخوره
صبر کن رفیق چندتای دیگه هم دارم
- ارزون میخوام و همین الان
- خب، اسمت چیه؟
- مارکوس
- اینطوره مارکوس، اون قاطر پیر
اونجا رو 10 دلار بهت میفروشم
سه دلار دیگه هم بده به پسرم جسی برای زین
و دهنه، کنار قطار
آره، هر جا بخوای میبرتت
- برش میدارم
بیا بریم، دولسه
- بل؟
بل؟ - حالت خوبه؟
- چیکار میکنی؟ هی
هی، تو
هی تو برگرد اینجا
- نگه دار، دولسه
- برگرد اینجا یه آت و آشغال
ویوین، ویوین - چرا داد میکشی؟
- بل و اون بچه کثیف با یه قاطر زدن به چاک
- چی؟ - همین الان
- اون دید با مایرا چیکار کردیم
- کی دلش برای یه فاحشه مرده میسوزه؟
- هیچکس، مگر اینکه اون دختر مکزیکی دهن باز کنه
- همونقدر احمقی که زشتی. برو پیداش کن
وگرنه هممون بالای دار تاب میخوریم
- از خدا میخواستم منو از این وضع نجات بده
که خودم انداختمش توش
درست وقتی ناامید شدم
و دیگه نمیخواستم زندگی کنم
تو رو فرستاد
هرگز فراموش نمیکنم
نمیخوای بمونی یه کم استراحت کنی؟
صبح برو
- بهتره راه بیفتم
- ممنون
امیدوارم دوباره ببینمت
- دولسه
- پرستون
- اشکالی نداره
- اوه. کیپ، بگیرش
No comments yet. Be the first to leave one.