The first 200 lines.
وقایع و شخصیتها ساختگی هستند
هرگونه شباهت به واقعیت کاملاً اتفاقی است
برگههای امتحان رو میز، بچهها، مثل همیشه
بذار برگه رو ببینم
جامدادیها رو بردارین که دید داشته باشم
دیگه تمومش کنین
هیچوقت نمیتونستم کسی رو مثل تو دوست داشته باشم
توی اون چشمها دردی هست که منم باهاش سوختم
از وقتی که پدر و مادرت رو از دست دادی
وقت تقریباً تمومه
اولین باری که دیدمت
میدونستم میتونیم همدیگه رو خوشبخت کنیم
میگفتن فقط به خاطر هورموناته
میگفتن من مشکل ناپختگی دارم
جمعوجور کنین. وقت زیادی نمونده
برگهها رو بدین بالا. خیلی ممنون
چطور بود؟ بهتر دادی؟
کی میتونه به ما بگه چه حسی داریم؟
خیلی ممنون
کی حق داره بگه عشق چیه یا کجا باید پیداش کرد؟
زیر نگاه تنبیهگرِ قاضیها؟
یا خانوادههامون؟
آدمهای پوچی که نمیفهمن
که این همدستی فقط مال من و توئه
بدجوری عاشقم
سلیطهی لعنتی! نه
اینجا چه خبره؟
راه بیفت! هی
تو هم همینطور
یالله، راه برو! تکون بخور
چطور ممکنه عشق جرم باشه؟
توی لجن
آروم و ملایم. پول تو همین کاره
یالله. بجنب جسی. حرکت کن. برو بریم
چقدر رمانتیک
دارین چیکار میکنین؟ چه خبره بچهها؟
دست از سرِ میز بردار
هی، بیزکا، میخوای کور بشی؟
فقط یه هدیه کوچیکه. بگیریدش
خفه شو
دبی رو ول کن
پول من کجاست؟
پولت اینجا نیست
تو از دخترم سوءاستفاده میکنی
و اونوقت جرئت میکنی پولم رو هم بدزدی؟
تیکهتیکهتون میکنم، عوضیا
کسی از من سوءاستفاده نمیکنه
خفه شو
به خودت نگاه کن. با این همه آشغالی که مصرف کردی به زور حرف میزنی
گرینگا، تنها چیزی که اینجا مال توئه دخترته
داری واسه من لاتی پُر میکنی؟
هان؟ لعنتی! ولش کن
ولش کن مامان! کار من بود
مامان، همهاش فکر من بود! ولش کن
ولش کن
تحت نظر نگهش میدارم
علائمی از خونریزی داخلی نداره
ولی کبودی و زخمهای عمیق داره
و احتمالاً یه دندهاش هم شکسته
بهش مسکن میدم
بسیار خب
قرار بود امنیت داشته باشم
فکر میکنی نداشتی؟
وگرنه الان زنده نبودی که حرف بزنی
حالا بدجوری اوضاع خیط شده
این دخترا مثل کوسه میمونن، بوی خون به دماغشون خورده
باید همینجا بمونی تا تصمیم بگیرم چیکارت کنم
تکلیف ویتو چی میشه؟
حواسم بهش هست. مراقب پسرت هستم
اما خانم، اون نمیتونه برگرده به بندِ ما
دخترا چشم دیدنش رو ندارن
آلبا، خواهش میکنم. همهتون دارین دیوونه میشین؟
لازمه برات توضیح بدم، بچهبازِ عوضی؟
نه بابا، آلبا. تو هم؟ آره، منم همینطور
راه بیفت، آلبا. برو دیگه
آروم باش
آلبا مراقب پسره هست
منم تو این مدت فکر میکنم چطوری زنده نگهت دارم
حله؟
نگران نباش
مطمئنی نمیخوای ببینیش؟
مطمئنم. نمیخوام منو پشت میلهها ببینه
ترجیح میدم فکر کنه دارم دور دنیا سفر میکنم و کار میکنم
درکت نمیکنم، نیکول
ترجیح میدی حس کنه خودت نمیخوای ببینیش
تا اینکه حقیقت رو بدونه؟
ندیدنت بدترین قسمتش نیست
بدترش اینه که دیگه سراغت رو هم نمیگیره
وقتی بزرگ بشه
میفهمه تمام این کارها رو واسه اون کردم
اوضاع اینجا خیلی خرابه، مامان
هیچ پولی در نمیآرم
حکمم رو تمدید کردن
وارد این حساب شو
و ۲۰۰ هزار دلار برداشت کن
حسابِ خودته؟
مالِ کسیه که بهم بدهکاره
عزیزم، خواهش میکنم
مامان، لطفاً. بهش نیاز پیدا میکنی
میخوام گاسپار رو برداری و ببری. کجا؟
اسپانیا
با پسرخالههات حرف بزن
ازشون بخواه دو تا بلیط واسه خودت و اون بگیرن
وقتی رسیدی اونجا پولشون رو پس میدی. بسه دیگه
دیگه نمیتونم گندکاریهای تو رو جمع کنم
بهت نگاه میکنم و نمیشناسمت
نمیدونم کی هستی
مامان
منو به دردسر میندازی
نه، مامان
یه حساب خارجیه. کسی دنبالت نمیآد
خواهش میکنم، بهم اعتماد کن
این آخرین فرصتمه
گاسپار رو بردار و ببر
لعنتی
فکر کردم عجیبه به این زودی دوباره هوس کردی
میخوایم با آکینوها در بیفتیم؟
اونا کلهگندهان. اون فقط یه بچهست
فابی، داری ازم میخوای وارد کاری بشم که تمایلی بهش ندارم
تو آدمهاش رو میشناسی
آدمهات رو جمع کن
بورخس. لالو. سلام
چرا اینقدر طول کشید؟ با "دماغ گنده" هماهنگ کردم
سختگیر بود. مهم نیست
خب؟ انجامش میده؟
من در حد و اندازهای نیستم که با آکینوها در بیفتم
اونوقت منم که میترسم؟
واسه من چی داره؟ نپرس
اون یه بچهست. صبر کن
به "لفتی" تو هر چی که لازم داشته باشه کمک میکنم
گرینگا رو کلهپا میکنیم
و کاسبیت رو پس میگیری
گوش کن
یه سرنخ پیدا کردم که نوهام کجاست
توی یه تعمیرگاه که یکی از آدمهای باند آکینو به اسم رینالدو میچرخونتش
وقتی بری، یه نگهبان بهت یه گوشی میده
توش فیلمهای یه تعمیرگاه هست
هر چقدر بخوای میدم. خواهش میکنم، التماست میکنم
پایش شهری
مخصوصاً میخوام از همهی کسایی که تلاش کردن تشکر کنم
تا این پروژهی ساخت زندان به واقعیت تبدیل بشه
با تشکر از فرماندار آندرس فاچیا
ممنون از همهتون که اینجا هستین
خیلی سپاسگزارم
از صمیم قلب ازتون ممنونم
اول، میهن
و دوم، باز هم میهن. ممنون از همگی
عکس بگیرید
بحث رو عوض میکنم. بله
یه سری اخبار هست که توی رسانهها سروصدا کرده
بئاتریس
ناپدید شدن خولیان آکینو
نظری ندارین؟
خب، این چیزیه که شما خبرنگارها
باید دنبالش بگردین
چه غافلگیریای! خیلی وقت بود ندیده بودمت! سلام
دوباره داری با شوهرم کار میکنی؟
اگه بهم نیاز داشته باشه، مثل همیشه در خدمتش هستم
چند وقته منتظرشی؟
منظورت همین الانه؟
اون به من خیانت میکنه، به تو هم خیانت میکنه
به هر احمقی که سر راهش سبز بشه خیانت میکنه
که فکر نکردی تنها معشوقهش هستی، ها؟
من کوچکترین اطلاعی از زندگی عاطفی شوهرتون ندارم
رابطهی ما کاملاً کاریه
نگران نباش، رسوایی به بار نمیآرم
نه المشنگهای، نه چیزی. مالِ خودت
ببین، تو این مرحله از زندگیم
طلاق گرفتن از "آنتین" فقط مایهی دردسره
بیشتر هم به خاطر تقسیم اموال
من هیچ اطلاعی ندارم
که خانوادهی آکینو رهبری کارتل جنوب رو بر عهده دارن
چیز دیگهای هست؟
خب، ممنون
متشکرم. با اجازه
بهت توصیه میکنم نذاری منو بهونه کنه
واسه عملکرد ضعیفش توی رختخواب
نصیحت خوبیه
بیشتر از چیزی که انتظار داشتم طول کشید، ببخشید
آره، این مراسمهای لعنتی
همیشه مجبورم ریختم رو نشون بدم، مگه نه؟
عزیزم، مگه قرار نبود بری مادرت رو ببینی؟
بهتره بری. منتظرش نذار
از دیدن دوبارهت خوشحال شدم. خیلی عالی بود
هر چی بهت گفت
نشنیده بگیر
اون دیوونهست
این در مقابل چیزی که باهاش روبروام واسم پشیزی ارزش نداره
اینو خودت باید حل کنی. باید بچه رو هر چه زودتر از اونجا بیاری بیرون
چرا گذاشتی گلادیس از انفرادی بیاد بیرون؟
اونی که با این زنها سر و کله میزنه منم
اون یه زندانی معمولی نیست. خاصه
در ضمن، اگه اوضاع بیخ پیدا کنه میدونم چی میشه
"لا کبرادا" رو مقصر میکنی. منو قربانی میکنی
دستات رو میشوری و میکشی کنار. خوب میشناسمت
نمیخوام زنستیز به نظر بیام
ولی یائسگی اصلاً بهت نمیآد
با من در نیفت. نه امروز
داری ریسک زیادی رو به من تحمیل میکنی
اگه اوضاع بد پیش بره، این بار سرِ توئه که بر باد میره
No comments yet. Be the first to leave one.