The first 200 lines.
ناهارِت اینجاست، باشه؟
یه دلارم گذاشتم توش که بتونی باهاش شیر بخری
میتونی از بچه بزرگترها بپرسی از کجا باید بخری
شماره تلفنت یادت هست؟ محض احتیاط برات یادداشتش کردم
بذارش تو جیبت. نمیخوام گمش کنی
خب. آمادهای؟
فکر کنم آره
امروز روزِ بزرگِ کِیدییه
فکر کنم طبیعیه که پدر و مادرها روز اول مدرسه بچهشون گریه کنن
ولی خب، معمولاً این اتفاق وقتی میافته که بچه پنج سالهست
من ۱۶ سالمه و تا همین امروز
تو خونه درس میخوندم
میدونم چی فکر میکنین: «بچههایی که تو خونه درس میخونن یه تختهشون کمه.»
ز-ا-ی-ل-و-ک-ا-ر-پ
زایلوکارپ
یا اینکه فکر میکنین زیادی مذهبیایم یا یه همچین چیزی
و روز سوم، خدا تفنگ گلنگدنی رمینگتون رو آفرید
تا آدمها بتونن با دایناسورها بجنگن
و با همجنسگراها
آمین. آمین
ولی خانواده من کاملاً نرمالان
جز اینکه مامان و بابام هر دو پژوهشگر جانورشناسیان
و ۱۲ سال گذشته رو تو آفریقا گذروندیم
زندگی عالیای داشتم
اما بعدش به مامانم تو دانشگاه «نورثوسترن» کرسی دائم پیشنهاد دادن
اینطوری شد که با آفریقا خداحافظی کردیم و سلام کردیم به دبیرستان
خوبم. ببخشید. حواسمو جمع میکنم
سلام
نمیدونم کسی چیزی درباره من بهتون گفته یا نه
من دانشآموز جدیدم. اسمم کِیدی هِرونه
یه بار دیگه با من حرف بزنی، دهنتو سرویس میکنم
بهتره اونجا نشینی
دوستپسرِ کریستن هدلی قراره اونجا بشینه
سلام عزیزم
نچ
خیلی چُس میده
سلام بچهها
اوه خدای من، واقعاً معذرت میخوام
تقصیر تو نیست. من بدشانسم
خانم نوربری؟
تیشرتم چسبیده به پلیورم، نه؟
آره. معرکهست
اینجا همهچی روبراهه؟
اوه، آره
خب، اممم، تابستونت چطور بود؟
طلاق گرفتم. اوه
سندروم تونل کارپالم هم دوباره برگشته
من بُردم
بله، همینطوره
خب، فقط میخواستم به همه بگم که یه دانشآموز جدید بهمون اضافه شده
تازه از اون سر دنیا، از آفریقا اومده اینجا
خوش اومدی
من اهل میشیگانم
عالیه
اسمش «کَدی»ـه. کَدی هِرون
کجایی «کَدی»؟ منم
کِیدی تلفظ میشه. معذرت میخوام
یه برادرزاده دارم اسمش آنفرنیه
و میدونم چقدر شاکی میشه وقتی آنتونی صداش میکنم
تقریباً به همون اندازهای که من شاکی میشم
وقتی به این فکر میکنم که خواهرم چرا اسمشو گذاشته آنفرنی
خب، اممم، خوش اومدی کِیدی. ممنون آقای دووال
خواهش میکنم
و اگه چیزی لازم داشتی یا خواستی با کسی حرف بزنی
ممنون
شاید یه وقت دیگه که لباسم بدننما نباشه
باشه
خب، روز همگی خوش
روز اول مدرسه مثل یه کابوسِ گنگ بود
یه تصویرِ محوِ پراسترس و سورئال
به خاطرِ بیربطترین چیزها به دردسر میافتادم
کجا داری میری؟ اوه، باید برم دستشویی
کارتِ تردد به دستشویی لازم داری
باشه. میشه کارتِ تردد رو بهم بدین؟
تلاش خوبی بود. بشین سر جات
هیچوقت تو دنیایی زندگی نکرده بودم که بزرگترها به آدم اعتماد نداشتن
و مدام سر آدم داد میزدن
جلو جلو نخون! از خودکار سبز استفاده نکن
سر کلاس خوراکی ممنوع
دارم بهت میگم همهشو دیدم. موبهمو
ممهشو دیدی؟
فقط وقتی حساب میشه که ممهشو دیده باشی
راست میگه پسر
من تو آفریقا کلی دوست داشتم
چی؟
ولی اینجا تو ایوانستون، تا حالا هیچی
هِی
روز اولت چطور بود؟
این رنگ موی خودته؟
آره. معرکهست
مرسی
ببین، دقیقاً همین رنگی رو میخوام که تو داری
ایشون دیمینـه. اونقدری گی هست که نتونه زندگی عادی داشته باشه
از آشناییتون خوشبختم
کلاهگیسِ قشنگیه جَنیس. از چی درست شده؟
از پشمهای سینه مامانت
من جَنیسم. سلام، منم کِیدیام
شماها میدونین اتاق جی-۱۴ کجاست؟
«کلاس سلامت، سهشنبه و پنجشنبه، اتاق جی-۱۴.»
فکر کنم تو ساختمون پشتیه
آره، همون ساختمون پشتیه. بیا تا اونجا میبریمِت
ممنون
برین کنار! گوشت تازه داره میاد
سلامت. اسپانیایی
حسابان سال دوازدهم رو برداشتی؟ آره، ریاضی رو دوست دارم
اه، چرا؟
چون تو همه کشورها یه جوره
چقدر قشنگ. این دختره آدمِ عمیقیه
ساختمون پشتی کجاست؟
سال ۱۹۸۷ سوخت و خاکستر شد
به خاطر این کار به دردسر نمیافتیم؟
واسه چی بندازیمت تو دردسر؟
ما دوستاتیم
میدونستم جیم شدن از کلاس کار غلطیه، ولی جَنیس گفت ما دوستیم
و منم تو موقعیتی نبودم که بخوام دوست پیدا کردن رو از دست بدم
فکر کنم هیچوقت نفهمم تو جلسه اول کلاس سلامت چی گذشت
سکس نکنین
چون حامله میشین و میمیرین
سکس به حالت سنتی نکنین. ایستاده سکس نکنین
کلاً نکنین، قول دادین؟
خب، همگی چندتا کاندوم بردارین
چرا نذاشتن همون تو خونه درس بخونی؟
میخواستن اجتماعی بار بیام
اوه، حسابی اجتماعی میشی. مخصوصاً یه تیکه جیگر مثل تو
چی میگی واسه خودت؟ تو یه دافِ تمامعیاری
چی؟ قبولش کن دیگه
اسمت رو چطوری مینوشتی کَدی؟
کِیدیـه. ک-ِ-ی-د-ی
آره، ولی من همون کَدی صدات میکنم
تو رو به هر چی مقدسه
یه نگاه به لباس ورزشِ کارن اسمیت بنداز
معلومه که همه «پلاستیکها» تو یه کلاس ورزشان
پلاستیکها کیان؟ اونا اشرافزادههای دبیرستانان
اگه مدرسه «نورث شور» یه مجله زرد بود، اونا همیشه روی جلدش بودن
اون یکی، کارن اسمیتـه
اون یکی از خنگترین دخترهاییه که ممکنه تو عمرت ببینی
دیمین پارسال تو کلاس انگلیسی بغلدستش مینشست
ازم پرسید «پرتقال» رو چطوری مینویسن
و اون قدکوتاهه؟ گرچن وینرزه
خرپولِ به تمام معناست چون باباش مخترع «توستر اشترودل»ـه
گرچن وینرز آمارِ زندگیِ همه رو داره
همهچی رو درباره همه میدونه
واسه همینه که موهاش اینقدر پُف داره. توش پُر از رازه
و اما تجسمِ عینیِ شرارت: رجینا جورج
گول نخوریها، چون ممکنه به نظر بیاد که یه دخترِ خودخواه و از پشت خنجرزنه
یه هرزه پاپتیِ نمکنشناس
ولی در واقعیت، اون خیلی فراتر از این حرفهاست
اون ملکه زنبورهاست
ستاره مجلسه. اون دو تای دیگه فقط کارگرهای کوچیکشن
رجینا جورج
اصلاً چطوری شروع کنم به توضیح دادن درباره رجینا جورج؟
رجینا جورج بینقصه
دوتا کیف «فندی» داره و یه لکسوس نقرهای
شنیدم موهاشو ده هزار دلار بیمه کرده
شنیدم تو ژاپن تیزرهای تبلیغاتی ماشین بازی میکنه
فیلم موردعلاقهش «وارسیتی بلوز»ـه
یه بار تو هواپیما «جان استیموس» رو دید و اون بهش گفت که خیلی خوشگله
یه بار کوبید تو صورتِ من
عالی بود
همیشه تیپش خفنه. همیشه هم ملکه جشن بهاره میشه
کی اهمیت میده؟ من
هر سال سالبالاییها این جشن رقص رو برای سالپاینیها میگیرن
که اسمش «جشن بهاره»ست
و هر کسی که به عنوان شاه و ملکه جشن انتخاب بشه
خودبهخود رئیس کمیته فعالیتهای دانشآموزی میشه
و از اونجایی که من عضوِ فعالِ کمیته فعالیتهای دانشآموزیام
آره، به نظرم خیلی هم مهمه
واو دیمین، واقعاً دیگه روی دستِ هر چی گی بود بلند شدی
بیا. این نقشه، راهنمای تو تو مدرسه «نورث شور»ـه
حالا، اینکه کجای سلف بشینی خیلی حیاتیه
چون همه مدل آدم اونجا پیدا میکنی
سالاولیها رو داری، بچههای نظاموظیفه
سوسولها، ورزشکارهای تیمِ دوم
خرخونهای آسیایی
آسیاییهای باحال
ورزشکارهای تیم اصلی
دافهای سیاهپوست بداخلاق
دخترهایی که غصههاشونو میخورن
دخترهایی که هیچی نمیخورن
آدمهای ضایعی که میخوان خودشونو بچسبونن به بقیه
معتادهای داغون
خوره موسیقیهای فعال از لحاظ جنسی
بهترین آدمهایی که ممکنه ببینی
و بدترینها
حواست به «پلاستیکها» باشه
سلام. داریم یه نظرسنجی وقت ناهار از دانشآموزهای جدید میگیریم
میتونی به چندتا سوال جواب بدی؟
خب. مافینت کره مالی شده؟
چی؟
دوست داری یکی رو مامور کنیم که بیاد برات کره بماله به مافینت؟
به چیِ من؟ داره اذیتت میکنه؟
جیسون، چرا اینقدر هولی؟
فقط دارم صمیمی برخورد میکنم
قرار بود دیشب بهم زنگ بزنی
جیسون. تو حق نداری با گرچن بیای مهمونیِ خونه من
و بعدش سه روز بعد جلوی رویِ ما، آمارِ یه دخترِ معصوم و بیچاره رو بگیری
اون تمایلی نداره
میخوای باهاش سکس کنی؟
نه، ممنون
خوبه. پس حله
No comments yet. Be the first to leave one.