Season 2

Release info

Maxton Hall Die Welt zwischen uns S02E02 Wish to the Universe 720p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian

Tags

webdl
Published on: 2025-11-07
Downloads: 88
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جیمز؟

جیمز، صدامو می‌شنوی؟

مامان؟

جیمز!

خیلی دلم برات تنگ شده بود.

آخه چرا؟

من همیشه باهاتم.

متاسفم، مامان.

اینقدر به خودت سخت نگیر.

تو قلب مهربونی داری.

فقط باید یاد بگیری بهش گوش کنی.

مامان... مامان؟

جیمز؟

جیمز؟

جیمز؟

صدامو می‌شنوی؟

جیمز؟

مَکستون هال: دنیای بین ما

برگرفته از رمان "نجاتت میدهم" نوشته‌ی مونا کاستن

علائم حیاتی‌ش پایداره.

حالش چطوره؟

حتماً یک فرشته نگهبان داشته.

تقریباً هیچ آسیبی ندیده.

اتاق ۲۰۷.

از اینجا به بعد با منه.

گم شو، اوفیلیا.

اگه خانم بیوفورت اینقدر خوب واکنش نشون نداده بود...

ما نمی‌تونستیم اینقدر سریع کمکش کنیم.

لجبازی‌ت تو رو به کشتن میده.

تو فقط دنبال انتقام دیرینه‌تی.

ما تو این زندگی دوست نمی‌شیم، مورتیمر.

حتی اگه خواهرم خیلی دلش می‌خواست.

چه خوشت بیاد، چه نیاد...

از الان به بعد من مراقب جیمز و لیدیا هستم.

بچه‌های من به تو ربطی ندارن.

چرا که ربط دارن. اون‌ها هم خانواده منن.

با وجود تلاش‌هات برای طرد کردن من...

من و کوردلیا همیشه در تماس بودیم.

من همه چیز رو درباره هردوشون می‌دونم.

اون مطمئناً نمی‌خواست اونا تنها و تحت سلطه تو باشن.

نگران نباش.

به‌زودی می‌فهمیم آخرین وصیت کوردلیا چی بوده.

بله.

از زحمات شما متشکرم، دکتر.

مورتیمر.

اوفیلیا.

چقدر طول می‌کشه تا دوباره سرپا بشه؟

جیمز!

قسم می‌خورم، اگه یک بار دیگه اینطوری منو بترسونی، می‌کشمت.

بابا هم به‌زودی میرسه.

نمی‌خوام ببینمش.

خیلی نگران بود.

دیگه نمی‌تونم هیچ‌کدوم از این‌ها رو ادامه بدم.

پسر نمونه بابا بودن...

هیئت مدیره، سهامداران بیوفورت، مطبوعات...

تو اول باید خوب بشی.

می‌تونم سعی کنم تو بیوفورت هواتو داشته باشم.

بهت قول میدم که فعلاً لازم نیست نگران باشی.

به روبی خبر بدم؟

دلشو شکستم، لید.

از دستش دادم.

خدا رو شکر.

جیمز.

هی.

چطوری؟

خیلی نگران بودم.

زودتر از این نمی‌تونستم بیام.

گفت چی شده؟

ببخشید، خوب نخوابیدم.

همش خواب رد شدن از آکسفورد رو می‌بینم.

مزخرفه، اگه قبولت نکنن احمقن.

نامه‌ها فردا میرسن، اون وقت بیشتر می‌فهمیم.

جیمز سعی کرد باهام تماس بگیره.

چی می‌خواست؟

نمی‌دونم. بهش زنگ نزدم.

خانم بل، در مورد جشن خیریه...

قرار بود یک ایده ارائه بدید، نه اینکه یک مکان جدید پیشنهاد بدید.

و مطمئناً نه مدرسه‌مون.

چون شما جشن ویکتوریایی رو خیلی تحسین کردید...

فکر کردم با فلسفه کمپبل مطابقت داره و رویکرد خوبی میتونه باشه.

اونقدر قانع کننده بود که یکی از بنیاد کمپبل همین الان با من تماس گرفت.

هنوز رسمی نشده. یعنی ایده روبی انتخاب شده؟

بله.

و به لطف ایده فوق‌العاده خانم بل...

یک جشن خیریه منحصر به فرد اینجا برگزار میشه...

که حداقل ۴۰ هزار پوند هزینه اجراش میشه.

و چطور قصد دارید این رو تامین مالی کنید؟ حمایت مالی؟

با پدر و مادر هم‌کلاسی‌هامون صحبت می‌کنیم. عقلت رو از دست دادی؟

خانم بل، شما نباید والدین هم‌کلاسی‌هاتون رو به زحمت بندازید...

که همین الان هم مبلغ هنگفتی برای شهریه مدرسه پرداخت می‌کنن...

با ایده‌های جنون‌آمیزتون.

شما مسئول تامین مالی هستید.

اگه اتفاقی بیفته که باعث بدنامی مدرسه‌مون بشه...

اون وقت روی دیگه من رو خواهید شناخت.

برو!

بله، ادامه بده.

بله.

خیلی خوبه.

و برو!

برو!

بگیریدش! آره!

بچه‌ها! فینال به زودی شروع میشه.

اون موقع مشخص میشه که شما مکسون هال رو به عنوان برنده ترک می‌کنید

یا به عنوان بازنده.

میدونم که بعضی از شماها فقط با بورسیه ورزشی وارد آکسفورد میشید.

واسه همین یه دور تمرینی گذاشتم.

حواستون جمعه؟ بله، مربی.

خوبه.

کاپیتان رو انتخاب کردید؟

جیمز به زودی برمیگرده.

فقط یه کم زمان نیاز داره.

مطمئنی؟ مراسم خاکسپاری که همین دیروز بود.

اون کاپیتان ماست.

خب، ادامه بدین.

آماده‌اید؟ بریم!

حالش خوبه.

متاسفم که نتونستم جلوشو بگیرم.

تقصیر تو نیست، پرسی.

من همین الان میرم. پرسی؟

لطفاً ماشین رو حاضر کن.

متاسفم. باید برم.

شریکای میلانیمون یه جلسه اضطراری گذاشتن.

و حالا این اتفاق با جیمز...

اگه این خبر پخش بشه، فاجعه میشه.

باید کل استراتژی رو برای جلسه سرمایه‌گذاران دوباره بررسی کنم.

میگم جولیا یه چیزی آماده کنه. باشه.

قبل از اینکه چیزی بگی، لطفاً بذار حرفم تموم بشه.

تا وقتی جیمز کنار کشیده، من میتونم ازت حمایت کنم.

من اعداد و ارقام رو می‌دونم و از همه چیز یانگ بوفورت خبر دارم.

میتونم کمکت کنم.

باشه.

باشه؟

شرایط خاص، اقدامات خاصی رو می‌طلبه.

باشه.

یه فکری به ذهنم رسید. می‌تونیم یه برنامه خیریه برگزار کنیم.

یه برنامه خیریه برای اینکه یه برنامه خیریه دیگه رو تامین مالی کنیم؟

ایده مسخره‌ایه.

خودشه! آره؟

اون لباس پولکیه! همون رو می‌پوشم.

راه حل. داریم برای بودجه ایده جمع می‌کنیم.

مگه این کار تو نیست؟

می‌تونیم کلاس‌های خصوصی رو به مزایده بذاریم.

حالت خوبه؟

آره. دیرم شده، باید برم سر کار.

تو اونجا بودی؟ جیمز واقعاً اونجوری قاطی کرد که همه میگن؟

آره، واقعاً دیوونه کننده بود.

آخه یعنی چی؟ مراسم خاکسپاری مادرشه!

چت شده؟ کار دیگه‌ای نداری؟

بیا، روبی.

روبی.

نمیتونم. این مکان، این آدما...

دارم سعی می‌کنم جیمز رو فراموش کنم، ولی اون همه جا هست.

تنها چیزی که می‌خوام اینه که برم پیشش،

ولی عاشقش شدن اشتباه وحشتناکی بود.

نمی‌تونم روی هیچی تمرکز کنم، در حالی که الان اینقدر چیزای مهم هست.

اگه خودم رو جمع و جور نکنم، هرچی براش زحمت کشیدم رو از دست می‌دم.

لیدیا، من...

حتی نمیدونم چطوری باید شروع کنم.

شنیدم چه اتفاقی برای مادرت افتاده.

خیلی متاسفم.

اگه کاری از دستم برمیاد، اگه چیزی نیاز داری...

من پیشتم، باشه؟

به فکرتم.

الو؟ - سلام لیدیا، لین هستم.

در مورد روبی هست.

زندگی بهت یه فرصت دوباره داده.

البته، نمی‌تونم مجبورت کنم بمونی.

ولی مایلم روان‌درمانگر کلینیکمون رو بهت معرفی کنم.

دکتر پری متخصص تروما هست.

یه متخصص واقعاً خوب.

تنهایی.

حسی که می‌تونه کاملاً ناگهانی به سراغت بیاد.

تنهایی به معنی نبود همراه نیست.

اون نبود ارتباط با آدماییه که برامون مهمن.

به خودمون بستگی داره که تغییری که می‌خوایم رو ایجاد کنیم.

سوال فقط اینه که چطور؟

لیدیا؟

الو؟

فقط یه نشونه کوچیک از امید لازمه،

یه نقطه اتکا در بی‌نهایت،

اگه بخوایم بتونیم باور کنیم.

نمیدونم، کیران. من قبلاً به لیست خودم زنگ زدم.

اگه به زودی یه فکری نکنیم...

باشه، امتحان کن.

ممنون، موفق باشی.

روبی!

الان نه!

ولی مهمه!

سلام! سوپرایز!

باشه، قول دادن که هیچ وقت اسم اونی که نباید گفته بشه رو نبرن.

و چون یه عالمه خوشگذرونی، بهترین داروی قلب شکسته است،

ما یه مهمونی پیژامه داریم.

و حتی مافین هم داریم.

ممنون.

تو خیلی گلی.

به سلامتی آینده!

حرف از آینده شد...

یه چیزی با خودم آوردم.

از گالری مامانم گرفتمش.

تو خانواده ما، ما اونا رو تو نقاط عطف خاص زندگی پرواز میدیم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left