Zero Day

Zero Day

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Zero Day 2025 S01E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-SuccessfulCrab
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2025-02-20
Downloads: 118
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«روز صفر»

‫اوان گرین آزاد شده، ‫ولی هرگز نباید بازداشت می‌شد

‫کاری که دولت ایالات متحده با اون کرده...

‫غیرقانونی، غیراخلاقی و ‫غیرانسانی بوده

‫زیاده‌روی جرج مالن حالا ‫از خود تروریسم هم تهدیدی جدی‌تر شده...

‫که قرار بود متوقف بشه

‫و با اینحال ما امن‌تریم؟ ‫فکر نکنم

‫چون داخل این ساختمون، ‫موکلم اصلا در امان نبوده

‫فقط می‌خوام برم خونه

‫شکایت می‌کنی؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫سلام

‫داشتم به نیک فکر می‌کردم که سعی داشت ‫اون کار احمقانه رو با اسکیت‌بردش بکنه...

‫از پنجره دفترم توی آلبانی می‌دیدمش

‫همه‌ش می‌افتاد و می‌افتاد...

‫و نمی‌تونست درست انجامش بده. ‫و بعد در نهایت موفق شد

‫و می‌خواستم برم بیرون و بهش بگم، ‫آفرین، پسر جون

‫درستش همینه. همینطوری تلاش کن

‫ولی تلفن‌ها زنگ می‌خوردن. ‫فکر کنم داشتیم روی بودجه کار می‌کردیم

‫حتی یادمم نمیاد

‫و همین بود. هیچوقت فرصت نداشتم ‫در مورد اون باهاش حرف بزنم

‫این کار رو نکن. اینطوری نباش

‫آره. امروز، جلوی کمیته نظارت...

‫نباید جلوی خودتو بگیری

‫نمی‌خوام از من یا کمیسیون دفاع کنی

‫گفتم هر اتفاقی هم بیافته ‫می‌تونم کنترلش رو حفظ کنم

‫خب، شاید اشتباه می‌کردم

‫فکر کنم راجر اینو می‌دونست

‫ولی هیچوقت نتونست بهم نه بگه

‫منم نتونستم دوباره کنار بشم. ‫اصلا نتونستم

‫همین همه چیزو بدتر کرد

‫چرا بهم نگفتی چقدر زیر فشاری؟

‫نمی‌دونم

‫نمی‌دونم

‫- جناب رییس ‫- خانم رییس‌جمهور

‫روس‌ها و چینی‌ها قطعا ‫مانور نظامی برگزار می‌کنن

‫مالن پس فردا میاد

‫امیدوارم بیاد استعفا بده

‫چندان قابل پیش‌بینی نبوده، ‫ولی فکر کنم برای همین بیاد

‫شهادت امروز شیلا مالن ‫باید تضمینش کنه

‫عجب شیرینکاری بود

‫اگه همسر خودش ازش حمایت نکنه...

‫و اگه هنوز امیدواره به عنوان ‫یکی از قضات تایید بشه...

‫امکان نداره ازش حمایت کنه...

‫مردم هم ازش حمایت نمی‌کنن

‫خانم رییس‌جمهور، ‫به این کار افتخار نمی‌کنم

‫ولی حتی شما هم باید قبول کنین...

‫انتخاب مالن یه اشتباه بود ‫ولی برای تصحیحش خیلی دیر نشده

‫باید یکپارچگی کمیسیون رو ‫دوباره احیا کنیم

‫ریاست دست آدم درست باشه، هنوزم بهترین ‫و سریعترین راه برای پیدا کردن آدم مناسبه

‫منظورت در دستان توئه؟

‫درسته، یه بار دیگه، اینقدر امن هستم که حمایت ‫دو حزب رو برای ریاست کمیسیون داشته باشم

‫مالن دوشنبه استعفا میده. ‫می‌تونم سه‌شنبه سوگند یاد کنم

‫یا با هم می‌تونیم درخواست بدیم ‫تا این کمیسیون بلافاصله منحل بشه

‫اعتراف کنیم چی بوده...

‫یه خطا که بعد از فاجعه‌ای ‫دردناک بوجود اومده

‫با کمال احترام، خانم رییس‌جمهور...

‫شما سرمایه سیاسی...

‫برای برگردوندن این غول ‫به داخل بطری رو ندارین

‫مردم جواب می‌خوان. من تنها کسیم که ‫می‌تونه بهشون جواب بده

‫مردی اینو میگه که از الان رقیبم شده؟

‫در یه بیانیه کتبی که امروز ‫منتشر شد خبردار شدیم...

‫گزارش‌های شوکه‌کننده...

‫که روش‌های شدید بازجویی ‫روی شخصیت تلویزیونی اوان گرین...

‫استفاده شده...

‫که تجربه‌ش رو مشابه تجربه ‫زندانیان سیاسی میشه درنظر گرفت...

‫در پایگاه‌های مخفی سیا ‫شکنجه و تحقیر شده

‫این اتهامات علیه کمیسیون روز صفر...

‫با محکومیت‌های جهانی روبه‌رو شده

‫اوان گرین خودش به طرز غیرعادی ‫بعد از آزادیش ساکت مونده...

‫کار ما برای پیدا کردن افراد ‫مسئول این حمله ادامه داره

‫همونطور که قبلا گفتم، ‫مالن رییس کمیسیون می‌مونه

‫نه، در اون مورد هیچ نظری نداریم

‫خبری از پزشکی قانونی شد؟

‫علت رسمی مرگ غرق شدن بوده...

‫ولی توی خونش هرویین داشته، ‫که خیلی زود اثراتش ناپدید میشه

‫حتما بلافاصله بعد از ‫مصرف هرویین توی وان فوت شده

‫وضعیت بازداشتی‌ها چطوریه؟

‫همگی آزاد شدن...

‫اگرچه سه نفر متهم به ‫جرائم غیرمرتبط با تروریسم شدن

‫جعل هویت...

‫دزدی رمز ارز...

‫سرقت اطلاعات

‫از رییس خبری شنیدی؟

‫نه

‫دست کم عامل خوبی برای ‫بازدارندگی شد، نه؟

‫حمله‌ی دیگه‌ای صورت نگرفت

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫با شرافت سوگند می‌خورید ‫که شهادت شما...

‫حقیقت خواهد بود، حقیقت محض ‫و نه چیزی به جز حقیقت...

‫تا خداوند به شما کمک کند؟

‫سوگند می‌خورم

‫- صبح‌بخیر، قربان ‫- صبح‌بخیر

‫اینم گزارش کالبدشکافی، قربان

‫فعلا قابل بحث ـه...

‫ولی در بازبینی عکس‌ها که ‫راجر در اختیار کمیسیون گذاشت...

‫متخصصان‌مون الان میگن ‫همه‌شون جعلی هستن...

‫از لحاظ فنی تا حالا با چنین ‫چیزهای پیچیده‌ای روبه‌رو نشده بودن...

‫ولی به هر حال جعلی هستن

‫هر کسی می‌تونسته گول‌شونو بخوره

‫- قربان؟ ‫- یه دقیقه بهم وقت بده

‫سلام به همگی

‫هیچی عوض نشده، باشه؟

‫هنوزم یه تحقیقات فعاله و ‫مسئولیت شما، مثل همیشه...

‫نسبت به مردم آمریکا بوده، نه به من

‫به کشورمون حمله شد...

‫و هر کسی این کار رو کرده ‫تهدید کرده دوباره این کار رو می‌کنه

‫وظیفه و کار شماست که نذارین ‫این اتفاق دوباره بیافته

‫ممنونم

‫قربان، داره شروع میشه

‫باشه

‫به نظر شما به تعلیق دراوردن ‫آزادی‌های مدنی قانونیه؟

‫بی‌سابقه نیست

‫در طول جنگ داخلی، آبراهام لینکلن ‫قانون امنیت قضایی رو...

‫با بیانیه 104 تعلیق کرد و ‫بعد از اون فرانکلین روزولت...

‫با ایی‌او 9066 در جنگ ‫جهانی دوم این کار رو کرد

‫هر دو رییس‌جمهور در اون زمان ‫در قدرت بودن و همونطور که بیان کردین...

‫هر دو وسط یه جنگ بودن

‫فکر کنم موافق باشین که تعریف جنگ ‫از اون موقع تا الان خیلی گسترش پیدا کرده

‫بعد از یازده سپتامبر جنگ ‫علیه تروریسم مطرح شد

‫قانون میهن‌پرستی تصویب شد

‫خوب یا بد، خیلی از بندهای این ‫قانون تا به همین امروز لازم‌الاجرا هستن

‫از قانون میهن‌پرستی حمایت می‌کنین؟

‫کار یه قاضی تفسیر قانونه...

‫نه حمایت یا مخالفت باهاش

‫شکنجه طبق بند 2340الف، ماده قانون ‫18 از قوانین ایالات متحده ممنوع اعلام شده

‫سوالی داشتین یا فقط خواستین ‫یه چیزی بهم یاد بدین؟

‫خانم، شوهر شما قانون رو زیر پا گذاشته؟

‫فقط می‌تونم حدس بزنم دارین به اتهامات ‫مطرح شده در رسانه‌ها اشاره می‌کنین...

‫و اتهاماتی که هنوز در دادگاه ثابت نشدن

‫شکنجه غیرقانونیه

‫البته، اگه حافظه‌م یاری کنه...

‫شما علیه قانون ممنوعیت شدت بخشیدن ‫به روش‌های بازجویی رای دادین...

‫وقتی سازمان امنیت ملی مشغول نظارت ‫بدون مجوز بود حرفی نزدین...

‫و به گسترش قدرت نظامی ‫کمیسیون‌ها رای دادین...

‫تا زندانی‌ها تا ابد در گیتمو بمونن

‫پس، این کمیسیون هر کاری ‫که ادعا میشه انجام داده...

‫به نظر میاد با سوابق گذشته ‫شما در هماهنگی کامل باشه...

‫جناب رییس مجلس

‫وضعیت ذهنی شوهرتون رو ‫چطوری توصیف می‌کنین؟

‫در سلامت کامل

‫چقدر سلامت؟

‫با توجه به اتفاقی که برای ‫این کشور افتاده...

‫و کاری که با خودمون کردیم، ‫سلامت روانی شما چقدره؟

‫با میزان قدرتی که به رییس‌جمهور مالن ‫داده شده مشکلی ندارین؟

‫کلمه اصلی در اینجا داده شده‌س

‫این انتصاب رو نه می‌خواسته ‫و نه دنبالش بوده

‫بسیار خب، پس باید قبولش می‌کرد؟

‫خب، پدران موسس این کشور ‫هرگز قصد نداشتن کسی چنین قدرتی رو...

‫داشته باشه که کنگره به شوهرم اعطا کرده...

‫و بار این مسئولیت فقط بر روی دوش اونه

‫ولی من پیشنهاد میدم که ‫اعضای این کمیته نظارت...

‫که تمام کسانی هستن که به نفع کمیسیون ‫و قدرتهای گسترده‌ش رای دادن...

‫توی آینه خوب به خودشون نگاه کنن

‫من شاید همسر جرج مالن باشم...

‫ولی شماها در این جریان همدست ‫و همیارش هستین

‫کمیته نظارت مجلس مایله ‫یه تنفس ده دقیقه‌ای اعلام کنه

‫ممنونم

‫سیاستمدارهای واشنگتن دارن نظر میدن. ‫چند تا انتقاد می‌بینم...

‫ولی بیشترشون مثبتن

‫موضع‌گیری‌های اصولی، کارشو ‫خوب بلده، چموش و عصبانی

‫به نظرم عملکردش خیلی خوب بود

‫بچه‌ها، میشه یه لحظه تنهامون بذارین؟

‫بعید می‌دونم عاقلانه باشه ‫فردا به این مراسم خاکسپاری بری...

‫اونم در چنین شرایط اجتماعی که ‫احتمالش هست...

‫- پروتئوس باشه ‫- می‌تونیم محوطه رو ایمن کنیم، ولی...

‫ببین، هر کسی که هستن و ‫هر کاری که سعی دارن بکنن...

‫انجامش دادن

‫حاضر نیستم خاکسپاری رو از دست بدم

‫با راجر وارد این جریان شدم. ‫درستش اینه که با اون برم بیرون

‫آنها پیر نخواهند شد

‫مثل ما که باقی مانده‌ایم تا پیر شویم

‫کهولت سن بر آنها چیره نخواهد شد

‫و نه گذر سالها برای آنها حتمی است

‫در غروب آفتاب و در سحرگاه

‫آنها را به یاد میاریم

‫ولی جایی که تمایلات ما هستن ‫و امیدهامون عمیق

‫مانند یک سرچشمه هستن، ‫سرچشمه‌ای که از دید پنهان شده

‫تا ژرف‌ترین نقطه سرزمین‌شون

‫با هماهنگی به سمت دشت ‫بهشتی در حرکتند

‫با هماهنگی به سمت دشت ‫بهشتی در حرکتند

‫به مانند ستارگان که ‫در زمان درخشانند...

‫- خوبی؟ ‫- در تاریکی ما

‫خوبی؟

‫تا پایان، تا پایان

‫باقی می‌مانند

‫چرا نمیای خونه؟ ‫یه کم با ما وقت بگذرون؟

‫ولی فقط یه مدت کوتاه. باشه؟ من...

‫چی کار می‌کنه؟

‫چرا توی گورستان خواستی اونو ببینی؟

‫چون وقتی برادرت فوت کرد ‫نخواستم ببینمش

‫همیشه میگم ای کاش می‌دیدمش، نمی‌خواستم ‫با راجر هم همین اشتباه رو بکنم

‫نمی‌خواستم پشیمون بشم

‫ولی توی خاکسپاری نیک هم گریه نکردی

‫سخت بود گریه نکنی، ‫ولی با تمام اتفاقاتی که در جریان بود...

‫رسانه‌ها و همه چی، می‌دونی...

‫حس نمی‌کردم کار درستی باشه، ‫اینکه چاره‌ای داشته باشم

‫همه جور انتخاباتی وجود داشت

‫و هیچکدوم آسون نبود

More Farsi Persian subtitles for Zero Day

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left