The Fluffy Movie

The Fluffy Movie

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Fluffy Movie Unity Through Laughter 2014 EXTENTED 720p BluRay x264-TOPCAT
The Fluffy Movie Unity Through Laughter 2014 720p BluRay x264 YIFY
The Fluffy Movie Unity Through Laughter 2014 BluRay 720p-Ganool
The Fluffy Movie Unity Through Laughter 2014 EXTENTED REPACK BDRip x264-TOPCAT
A Commentary by spring7
LiLMedia.TV ارائه ای از رسانه کوچک | spring7

Tags

BluRay
720p
720
ganool
x264
Published on: 2018-04-23
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫نمیتونم باور کنم که اینکارو کرد.

‫میدونی چیه، کارمن؟ ‫تموم شد. دیگه باهاش کاری ندارم

‫میدونی چیه؟

‫این اخرین باره که من و ‫اینجوری با خودش می کشه.

‫چون دیگه نمیخوام بهش فکر کنم.

‫من لیاقتم خیلی بهتر از اینه. مگه نه؟

‫معلومه که هستی.

‫من باید باهاش قرار بذارم.

‫استر؟ استر؟

‫چیه؟

‫تو هنوز متاهلی.

‫این کبودی رو یه طلاق در نظر بگیر.

‫استر، تو باید زور بزنی

‫این چیه؟... این سیگاره؟

‫روشن نیست. اینکارو ‫فقط برای استرس گاهی وقتا انجام میدم.

‫مرتیکه دیوونه

‫تو چرا سیگار می کشی؟ اونم وقتی ‫که باید یه بچه رو به دنیا بیاری؟

‫این یه جور استرسه همونطور که ‫در مورد گفت. خانوم.

‫مستم هستی؟

‫اگه یه دکتر سفید پوست هوشیار ‫تو این شهر میخواین

‫درست نیست؟

‫مرد، این یچه باید درشت باشه

‫امیدوارم فقط قبل از اینکه اون من و ‫بکشه تو من اون و بکشم بیرون.

‫باباش اینجاست؟

‫یا مسیح

‫ببخشید من توی حموم بودم.

‫یه خورد چیمیگاس تند خوردم. ‫

‫-اوه، باشه ‫-اوه، مرد

‫باورت نمیشه چطوری سوختم

‫آره مطمئنم سوختی. باشه. من باید برگردم سرکار

‫- آره ‫- بسیار خب، گابریلیتو. بیا داخل

‫- عجله کن یه فیلم بردار ‫- باشه مامان

‫هی، هی، هی، کجا داری میری؟

‫اون پایین باید موهات در اومده باشه ‫تا بتونی بری اونجا.

‫موهای پایینت در اومده؟

‫من که مو دارم.

‫مامانت کجاست؟

‫اونجا داره با اون پیرمرده حرف میزنه.

‫کدوم پیرمرد؟ بابات کجاست؟

‫من بابا ندارم

‫- گابریل، زود باش ‫- باشه مامان

‫من نمیتونم این و بهت اجاره بدم بچه. ‫این یه فیلم R-Rate هست. ‫

‫خب، مامانم گفته اشکال نداره.

‫- عالیه، دوباره ازش بپرس ‫- اون با من.

‫هی مامان. میتونم این و اجاره کنم؟

‫آره پسر، عجله کن. باید بریم

‫- باشه ممنون ‫- بهت گفتم

‫بعد از اینکه فیلمت تموم شد.

‫اینجاها رو تمیز کن و تکالیفت ‫رو انجام بده. باشه؟

‫- باشه مامان ‫- بسیار خب

‫و یادت باشه در مورد چی حرف زدیم؟

‫میخوام در موردش فکر کنی ‫اینکه وقتی بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی

‫باشه؟ ‫باشه

‫- واقعا ‫- واقعا

‫باشه. یه بوس بده

‫- دوست دارم ‫- منم

‫- روز خوبی داشته باشی ‫- تو هم همینطور

‫25 سال بعد

‫گوینده: خانم ها و آقایان

‫به افتخار گابریل ایگلیسیاس

‫فلافی، فلافی

‫فلافی، فلافی

‫- خلیج قرمز

‫دلم براتون تنگ شده بود...

‫ممنون ممنون ممنون ‫ممنون ممنون

‫ممنون ممنون ممنون

‫قسمت 215

‫چهارده، سیزده، دوازده

‫یازده، ده

‫نه. هشت، هفت

‫ش. پبج. چهار. سه. دو و یک

‫اونا میتونن صداتون و بشنون

‫خدای من، من باید اینجا رو کوچیکتر نگاه کنم. هان؟

‫کوچیکه، کوچیه

‫اون خیلی کوچولوعه. آره

‫قبل از اینکه چیز دیگه ای بگم. شماها

‫یه دست بزرگ برای ‫خلیج قرمز آقای چویی گومز بزنین!

‫اولین مردی که من و توی رادیو ‫در خلیج قرمز گذاشت.

‫ممنونم. چویی

‫و البته، ‫یه دور بزرگ دیگه تشویق

‫برای دوستم، مرد اسطوره ای ‫افسانه ای

‫بزنین برای مارتین!

‫خیلی جالبه که چطور شما ‫بچه ها اون و میشناسین.

‫اون و میبینن و دوسش دارین

‫اونه، باید مارتین باشه

‫جدا، با اون موهای دیوانه کنندش

‫خالکوبی هاش! ریش بزی ‫دقیقا میدونین اون کیه.

‫حالا تو این ساختمون

‫من دیدم انی دختر اون و ول کرده. ‫به طرف مارتین میدوئه و جیغ میکشه.

‫و بعدش اون و بغل کرد

‫و بعدش مارتین بهش نگاه کرد ‫گفت:" رفیق"

‫من گفتم:" هی، اون متهم مقابلت نیست ‫توام بغلش کن."

‫خیلی لطیف بود.

‫خب بعدش دختره برگشت

‫و من و نگاه کرد و گفت" هی"

‫و بعدش من اینطوری بودم" هی"

‫و اون گفت" ‫میشه ازمون عکس بگیرین؟"

‫باشه بسیار خب

‫خب میدونی مثل چی بود. آره ‫برو بریم

‫من آماده م که عکس بگیرم

‫و اون مارتین رو بغل میکنه و

‫و میگه" نمیتونم صبر کنم تا به دوستام ‫بگم که مارتین رو دیدم"

‫من کپ کردم. اینطوری بودم ‫" لبخند بزن"

‫لبخند بزن

‫خیلی ناراحت شده بود

‫میگفت: " داداش. اون من و شناخت"

‫اما اون فکر کرده بود من یکی دیگه م"

‫من گفتم" هی، بیخیال، من رپو رو برای ‫سه سال اداره می کردم. باشه؟" ‫

‫" فقط ازت ممنونم که تو من و شناختی"

‫خب بذارین بگم که بعدش چه اتفاقی افتاد

‫از آخرین باری که ما در اینجا ‫خلیج بودیم.

‫به هر حال، امبدوارم دکوراسیون صحنه ما رو در اینجا ‫دوست داشته باشین.

‫آره

‫از آخرین زمانی که اینجا بودم. ‫یه چیزایی تغییر کرده

‫یکی از اونا اینکه که ‫من حدودا 100 پوند کم کردم.

‫آره

‫من میدونم بعضی از شماها این جلو ‫دارین به من اینطوری نگاه میکنین

‫"خب، یعنی تو چقدر بزرگ بودی؟"

‫میدونم. ‫هرکول. هرکول

‫آره...

‫به هر حال، شماها ‫بذارین بگم که چی شد

‫در واقع من فهمیدم ‫که یه بیماری کوچیک دارم.

‫حدودا دو سال پیش تشخیصش دادم. ‫دیابت نوع دو

‫حالا، حداکثر 445 پوندم.

‫آره، این فلافی قبل بود. خب؟

‫بخوام صادق باشم. ‫لعنتی. همیشگی نیست

‫445 پوند. سرحد کشف ‫کانال چاقی هست

‫" من نمیتونم از خونه برم. آره؟"

‫" او میخواست بره تو فیلم ها"

‫واقعا بد بود بچه ها

‫و خب من هر روز صبح بیدار میشدم ‫با قندخون 300

‫حالا هر کسی در مورد دیابت میدونه. ‫این قند بالاست

‫و به تعداد کافی انجامش دادین. ‫و احتمالا...

‫" واضح"

‫خیلی سخته

‫برای گفتن خداحافظ

‫اون ها اون و تو خامه دفن کردن.

‫شیرین ترین مراسم دفن ‫بوده که تا حالا وجود داشته.

‫همه یه کاپ کیک گرفتن. ‫خیلی خوب بود.

‫من تو مطب دکتر بودم. ‫و دکتر بهم گفت

‫" گوش کن ، گابریل. ‫تو 445 پوند هستی"

‫وزنت ازکنترل خارج شده. ‫دیابتت از کنترل خارج شده.

‫تو 35 سالته.

‫من تضمین میکنم تو بیشتر از دو سال ‫زندگی نخواهی کرد.

‫و من هیلی احساساتی شدم. میدونین. ‫گفتم" جدی میگی؟"

‫اون گفت" نهایت دو سال"

‫و من گفتم " اما من تازه ‫دارم پول در میارم"

‫خب، میتونه یه مراسم ‫خاکسپاری خوب بشه.

‫من گفتم" چه خریه"

‫خب در نهایت برای من خیلی ‫زمان برد که در موردش یه کارایی رو انجام بدم.

‫چون این اولین باری نبود که من ‫سعی کرده بودم وزن کم کنم.

‫برای مدت زمان زیادی ‫این اتفاق افتاده بود.

‫اما وقتی یه نفر بهت میگه تو داری میمیری. ‫تو واقعا از خواب بیدار میشی.

‫پس حمایت از دوستام. خانوادم رو داشتم.

‫میدونی، مخصوصا من کارت اعتباری ‫مربوط به هر جایی رو داشتم.

‫مارتین. خیلی بهم کمک کرد

‫چون اون همیشه من و ‫به رفتن به باشگاه ورزشی تشویق میکرد.

‫بیا بریم تمرین داداش

‫بیا بریم یه کاری بکنیم

‫و مهمترین چیز ‫" بیا بریم تمرین" اینه

‫ما با هم تو یه مسیر 46 هفته ای بودیم ‫تو یه سال

‫پس ما با هم خیلی خوردیم. ‫و اون همیشه حواسش بود من چی میخورم.

‫و اگر اون من و میدید که ‫دنبال چیزی هستم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left