The first 200 lines.
سلام آماندا هستم. پيغام بزاريد
.ناتالي ام .کامرون امشب اومد مشروب فروشي
،فکر کردم ميخواد بهم صدمه بزنه .تو روم ايستاد
.بطورکل قاط زده بود، اونا پرتش کردن بيرون
.بهتره توهم باش راه بياي
صبح بخير
کارآگاه فريس، کارآگاه هوو
گوش کن. ميتونيم از آخرين باري که ناتالي رو ديدي شروع کنيم
و از اتفاقاتي که توي اون زمان افتاد سردربياريم
ليزا پاس بده
.دوباره منم. اين اتفاق نميفته
.ماشينم داغون شده، روشن نميشه
کنار جاده علاف شدم، نميدونم .پنج مايلي مشروب فروشي
.ميخوام بياي دنبالم
چرا گوشيتو جواب نميدي؟ کجايي تو؟
:فاکتور سوم نتيجه ي کاره
.نتايج اين استراتژي ها در عمل
ما اينجا فقط پيشگويي نميکنيم
،اينطور نيست که هر فکري که کنيم ...قراره اتفاق بيفته
اما همه ي اون چيزاي امکان پذيري که اتفاق نميفتن چي؟
...اگه ميخوايم درکش کنيم بايد بگيم که
آماندا صبر کن
وايسا، يه دقيقه صبر کن
اگه نياز داشتي با کسي صحبت کني
...منظورم اينه
من هستم
تو واقعا دوست خوبي هستي مارک
.حالم مياد سرجاش
اين فقط يه اتاقه
.کاري از دست تو واسه ناتالي برنمياد
من ديگه نميتونم از عهده ي اجاره ي يه اتاق خالي بربيام
تو ميتوني؟
.سلام. من زويي هستم - سلام هايلي -
.از ملاقاتت خوشبختم - .بله. همچنين -
هايلي - آماندا -
.خوشبختم از آشناييت
خب اين اولين سالته؟ - آره -
ميخواي چي بخوني؟
خب من تو يه مزرعه بزرگ شدم .و توي يه بيمارستان حيوانات کار ميکنم
.پس نظر خودم... دامپزشکيه
.خب اينم از اين
اتاق تلويزيون، سيم، دستگاه دي وي دي
.بخاري، اما بايد چوب کم مصرف کنيم
چون خاکستراش باعث کثيف کاري ميشه
اتاق من
اتاق آماندا
...و
اينم ميتونه اتاق تو باشه
عاليه
سلام
سلام
واست يکم چايي آوردم
ممنون
بنظر که مشکلي نيست
آره
خب تا حالا فرصت شده محوطه رو يه نگاه بندازي؟
.نه زياد، قبلا يه تور اساسي تو بهار داشتم
.خب اگه بخواي ميتونم اطراف رو نشونت بدم
.بابت پيشنهادت ممنونم اما شرمندم
...ببين يه جاهاي خيلي توپي هست
.مطمئنم اونا نشونت ندادن
باشه
عاليه
درباره کلين شنيدم. عجيبه
کلين کيه؟
ماريا کلين
ميمونه DNA اون مث تمام اخبار بانک اطلاعات
...آماندا تمام تابستون توي دفترش بعنوان انترن بود
و حالا يه شغل توپ داره که بعد از فارغ التحصيلي بدردش ميخوره
تو از کجا دربارش شنيدي؟
.همه ميدونن .کلين کم آدمي نيست
چيه؟
اون ميدونه؟
چيو ميدونم؟
.ناتالي دوست من بود
.توي اتاق تو زندگي کرد
يعني من دارم تو اتاق يه دختر مرده زندگي ميکنم؟
.اون گم شده کسي نگفته که مرده
.ببين. من شرمندم .شايد ما بايد بهت ميگفتيم
بيخيال
اين فقط يه اتاقه نه؟
.من بايد برم
از ديدنت خوشحال شدم .بعدا ميبينمت
.اون مجبورمون کرد ديوونه بازي دربياريم
سال اولي که وارد دانشگاه شدم .خيلي بهم سخت گذشت
...ميدوني که، مدرسه، پسرا
.پدرومادرم هميشه ازم دور بودن
ناتالي اينو ميدونست. بهرحال اون ...کله ي سحر بيدار شد
پرتمون کرد تو ماشين ...و حرکت کرد سمت بيرون شهر
.و به ما هم نگفت که داريم کجا ميريم
.يه گردش با اين قايق هاي مسطح رديف کرده بود
وحشت کرده بودم. منظورم اينه ترس برم داشته بود
از آب ميترسيدم ...از قايق ، از غرق شدن
.جنده ي لعنتي اينو ميدونست
.اما اون واسه کارش دليل داشت
...ميدوني مث
مث اينکه ميدونست چي واست خوبه
خب تو هم زيربار رفتي؟
.اين بهترين گردش زندگيم بود
.اون يکي از همون دخترا بود ميدوني؟
...مهم نبود که درگير چه مسائلي باشي
...يا اينکه زندگيت چقدر داغون باشه
وقتي اون پيشت بود .همه چيز عالي بود
يادمه تو روزنامه ها و اينجور چيزا ميديدمش
.با اين حال هيچوقت چندان بهش توجه نميکردم
چي شد؟
.ناتالي توي مشروب فروشي قوي سياه پيشخدمت بود
...يه بار از صبح تا 2 شب کار کرد
و اين آخرين باري بود که .کسي اونو ديد
پوستر پخش کرديم، با مردمي که اون شب ...توي مشروب فروشي بودن صحبت کرديم
،روزنامه ها رو خونديم .اخبار رو دنبال کرديم
تلاش ميکرديم مث يه پازل سرنخ هارو به هم متصل کنيم،ميدوني؟
...حتي رفتم جايي که ماشينش پيدا شد
...و سعي کردم حدس بزنم که چه بلايي سرش اومده
.تمام حدس و گمان هام منفين
هي
.همونطور که گفتي اون گم شده
.ميتونه هنوز زنده باشه
در چه حالي؟
.چند وقته نديدمت
جاي جديدت چطوره؟
خوبه
واسه شام ميموني؟ .رفتم خريد
بايد برم
.مامان گفت ميتونم اينو داشته باشم
.اگه پول ميخواي بگو
صبر کن
بگير
ببين من فقط ميخوام بات صحبت کنم. باشه؟ .بفهم
.حرفي واسه گفتن نداريم
ببين من گند زدم، باشه؟ ...خودم ميدونم
...اما ما بايد با همديگه باشيم
خودت گفتي، يادته؟
.اشتباه ميکردم
حالا بزن به چاک
يالا
.آماندا خواهش ميکنم باور کن
.واسه ناتالي کاري ازم برنميومد
.مجبورم نکن دوباره اينو بگم
سلام
سلام، داريد ميريد؟
.آره. ذوق زده ام
.آخرهفته ي خوبي داشته باشيد
ممنون. بعدا ميبينمت
...فرونشاندن علايق مشخص در منطقه
خبر مربوط به ماريا کلين در هفته گذشته ...به طور موثري
DNA تصويب قانون ايجاد بانک اطلاعاتي ...براي افراد گمشده
.در سرتاسر کشور را مختل نمود
با صدور اجازه ي حوزه قضايي جهت ...کنارکشيدن از اين مسأله
خب اين باعث ميشه بانک اطلاعاتي .قبل از شروع به کارش بلااستفاده باشه
...درضمن خانواده هاي افراد گمشده
همچنان رنج ميکشن و ...سردرگم ميشن که
شايد جگرگوشه هاشون پيدا شده باشن .اما تشخيص هويت نشده باشن
...به همين دليل - کلين؟ -
...من از اين قانون حمايت نميکنم
آره
...شما نگران اين هستيد که مردم شمارو سرزنش کنن
که خودتون رو درگير اين قضيه نکرديد؟
:پيام من به اونا و آقاي شاونسي اينه که
،اگر اين کارو درست انجام بديد يا اصلا انجام نديد
.بهرحال خانواده هاي افراد گمشده لياقتشون بيشتره
.هي اون تويي
.آره تقريبا مال يه هفته پيشه
واسش چکار ميکردي؟
خيلي کارا
.اولا تا قبل از اين اتفاق من پشتش بودم
...يکي از رقباش توي کارش موش دووند
...و تنها من بودم که فهميدم
چيز ديگه اي که فهميدم اين بود که .ما جلوي دوربين ها بوديم
.بنظر کارت درسته
...اين قانون گزاري مشکل داشت بسته شده بود و پر از راه گريز بود
.آينده ي درخشاني در انتظارش نبود
،اگه من وقتي اينکارو کردم آشکارش نميکردم .يه کساي ديگه اي اينکارو ميکردن
اگه مردم قراره بابت اين شکست سرزنشم کنن .ميتونن پاپيش بزارن
چيه؟
هيچي
...سوالي که ممکنه مردم بپرسن اينه که
چرا حوزه قضايي رأي به عدم همکاري داد؟
...و چرا اين اجباري نبود
براي اجراي همه ي قانون ها، براي شراکت نماينده لازمه؟
اين يه مانع بزرگه اما من قصد ندارم بزارم ساکت و مخفيانه تموم بشه
سلام
سلام
.ببخشي فکر کردم صدايي شنيدم
.من چيزي نشنيدم
اه محض رضاي خدا
کي ميخواي اينو تو مغز پوکت فرو کني؟
ما کاري باهم نداريم. پس گم شو وگرنه زنگ ميزنم پليس
من عاشقتم
هميشه خواهم بود. نميبيني؟
هي دست لعنتيتو ازش بکش. ولش کن
تو کدوم خري هستي؟ - .بيا اينجا جلقي تا بفهمي -
ببين جنده اين موضوع به تو ربطي نداره
لعنتي
لعنت به تو
.باورم نميشه با اون يارو رابطه داشتم
اون يکي از آخرين کسايي بوده .که ناتالي رو زنده ديده
.اون شب توي مشروب فروشي بوده
.ميدونم اون يه کاري باش کرده
...نميتونم ثابتش کنم فقط
No comments yet. Be the first to leave one.