The first 200 lines.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
-بیا دیگه. خوبه همین.
دختر خوب.
تولدت مبارک مامان.
الان نه آرگوس.
-سلام داداش، نمیتونم. قرار دارم.
آرگوس!
قرار نیست ول کنی معامله رو، نه؟
امروز حسابی داری لوس میشی ساکس.
تعجبی نداره بیشتر از من دوستت داره.
خوشت میاد عزیزم؟
عالیه.
- واقعاً؟ - آره.
عالی داری پیش میری جیک.
لبخند بزن. داری فیلمبرداری میشی.
نمیخواستم بهت بگم.
تقریباً نمیخوام چشم بخورم.
چی؟
حالا دیگه مجبوری بگی.
دیشب خوابیدی.
مگه من هر شب نمیخوابم؟
نه منظورم واقعاً خوابیدی، عمیق عمیق.
خب خوبه دیگه.
خوشحالم که پلیس نشدی.
خوشحالتری وقتی سگها رو تربیت میکنی.
دیگه نمیترسم.
نمیترسی؟
هیچوقت به من نگفتی میترسی.
از چی؟
از تو.
انگار داشتی با یه چیزی کشتی میگرفتی.
آره، اینجوری من ریلکس میکنم.
شاید. فقط انگار... اینقدر بیحرکتی.
انگار هر نیرویی یا هر چیزی که باهاش میجنگیدی،
انگار...
-کنار دندهها. زود برگردید.
-ممنون. حتماً میایم. خیلی خوشمزه بود.
- مرسی. - مرسی.
-چی داشتی میگفتی؟ ادامه بده.
انگار بردی.
آخ! آتیش گرفته.
- چی؟ - خونه. باید بریم.
زود باش!
آخ!
فر رو خاموش نکردی؟
من اصلاً روشن نکرده بودم.
چیه دختر؟
ساکس...
میا، با ۹۱۱ تماس بگیر!
-اورژانس بینالمللی. چه مشکلی پیش اومده؟
-یکی داره بهمون حمله میکنه! لطفاً!
باشه. در خطر هستید؟
الو؟ آره، دارن بهمون حمله میکنن. لطفاً.
اسمتون چیه؟
میا راسر.
یکی داره سعی میکنه شوهرمو بکشه.
-میبینم ببینم میتونم کسی رو بفرستم کمکتون.
خانم؟ خانم؟ چی...
🅳🅾🆆🅽🅻🅾🅰🅳 🅵🆁🅾🅼 🅼🅾🆅🅸🅴🅿🅾🆅🅸🅴
جیک؟
جیک؟!
آرگوس...
دیگه جایی نمیره.
ساکس؟ کادر پزشکی رو بیارید تو.
به یه دکتر احتیاج دارم.
-آروم باش دختر. تکونِت نمیدم.
نشونم بده کجا درد میکنه. میرم کمک بیارم.
- اون اونجاست. جیک! - جیک!
کاب! ساکس زخمی شده.
-براون همین الان خبر داد. پزشکی داره میاد.
- سالمم. - خوبی؟ ها؟
آره.
خوبی.
سالمه انگار. - آره.
- میا، همین جا بمون باشه؟ - آره باشه.
آرگوس...
-چشمهام چشمهای تو هستن که مراقبت کنن و از تو و عزیزانت محافظت کنن.
گوشهام گوشهای تو هستن که بشنون و تشخیص بدن
ذهنهای شیطانی رو تو تاریکی.
بینیام بینیِ توئه که بوی مهاجم رو بگیره.
و اینجوری تو زنده بمونی.
زندگی من هم مال توئه.
جوخه... آماده!
به دوش.
آماده! نشونه! شلیک!
آماده! نشونه! شلیک!
آرگوس.
برو خونه.
سلام.
باشه، پاشو! بیا بریم.
پاشو پاشو.
نمیتونستم تحمل کنم... ببینمت اونجا.
بین مردهها.
تو اون چیزی رو داری که من میخوام.
این زندگیِ خونه به دوشی کنار اقیانوس...
قرار نیست درستش کنه.
دختر خوبی هستی.
زود میبینمت ساکس.
زود میبینمت.
تو شرکت بیمه منی، ولی بیمهام نمیکنی.
این چه جوری کار میکنه؟
-آقای راسر، توی قراردادتون، بخش ۴، بند ۹...
-صبر کن. بذار... بذار من. بذار تموم کنم. باشه؟
باشه.
-منظورم اینه که دیگه از این سادهتر نمیشه. باشه؟
-عصبانی هستید، و من درک میکنم.
- من بیمه بیزنس دادم. - این مورد مورد اختلاف نیست.
بیزنسم که بیمه کرده بودی، نابود شد.
آره، نابود شد.
دیگه نمیدونم چجوری بگم.
آقای راسر، شما دوربینهای امنیتی رو
ثبت کرده بودید، و توی حادثهای به این...
نه، فیلمها غیبشون زده.
دیگه نیستن. دیگه هیچ فیلمی نیست، باشه؟
با شرکت امنیتی حرف زدم،
هک شدن.
باشه، میتونم شمارهشونو بهت بدم اگه...
جناب، بدون فیلم،
درخواست خسارتتون احتمالاً رد میشه.
-صبر کن. دوباره بگو. اونو نشنیدم.
جناب، بدون فیلم...
نه ولی گزارش پلیس هست.
آره یه فکری به سرم زد.
-میتونیم یه کم آرومتر باشیم؟
ببینیم کی اول قطع میکنه، باشه؟
سالمه.
هی، من نگران نیستم.
شنیدم با سگها خیلی واردی.
نه فقط باهاش حرف میزنم.
جیک، من کارآگاه ثورن هستم.
وقت بدیه؟
نه، اتفاقاً چون گرفتن جواب خیلی سخت بوده.
آها.
حرفی نداری یه کم باهاش کار کنم حرف بزنیم؟
- تو که نداری. - آرگوس...
خوبی. پیداش کن. ش
⒨⒪⒱⒤⒠⒫⒪⒱⒤⒠
-خب قراره چی بشه؟ سگ جنازهیاب؟
-نه. مواد مخدر. بینیِ فوقالعادهای داره.
ببین اینو.
آفرین پسر. پسر خوب.
-شرط میبندم یه جنازه تو زبالهدونی هم پیدا میکنه، نه؟
-من، آره، امیدوار بودم یه کم روشنم کنی درباره چندتا چیز.
آرگوس...
این یعنی چی؟ آلمانیِ «بکش»؟
حمله.
حمله نمیکنه.
آره خب تازه دیده خانوادشو پارهپاره کردن،
یه کم عصبیه.
آها.
تو از واحد سرقت/قتل نیستی، نه؟
-هی، تو باید کارآگاه باشی.
حتی اگه بديا رو بکشی، بازم قتله.
-میدونی چی؟ راست میگی. الان وقت بدیه.
پلیس لسآنجلس، داداش. داره همون کار همیشگیشو میکنه.
تحقیق درباره من. برای چی؟
چون یکی سعی کرد به مامانم آسیب بزنه،
و منم بهش آسیب زدم؟
قانونی بود؟
نه. بحث قانونی نیست.
بحث اخلاقیه.
اها، تو چی کار داری؟
حتی اگه بتونم برات توضیح بدم هیئت منصفه بزرگ چیه...
حتی اگه بتونم برات توصیف کنم چی سر یه پلیس میاد
که میندازنش زندان، یا بدهی چیه، ورشکستگی،
ازدواج، بله بله بله...
هیچ فرقی نمیکرد.
میدونی چرا؟ چون تو آزادی.
در اصل احتمالاً از منم بهتر میفهمی.
دیدم وقتی تو قفس باشی چی به سرت میاد.
اگه معجزه بشه، بتونم قسط خونه رو بدم،
بیمه پول بده،
و این دیوونهها دیگه سعی نکنن منو بکشن،
احتمال خیلی خوبی هست تا آخر عمر برم زندان.
باید حرف بزنیم کارآگاه.
وقت بگیر آقای راسر. - نه.
نباید اینجا باشی.
-ولی اینجام، هنوز تو سیستمم.
چرا تو رو گذاشتن رو این پرونده؟
تازه منتقل شدی. منو نمیشناسی.
-میدونم که داری تخلف میکنی
و میتونم دستگیرت کنم.
میتونی، ولی نمیکنی.
- چی کار کردی؟ - اون کی بود؟
من اول پرسیدم.
-از نظر فنی من اول پرسیدم، ولی پنج سالم نیست.
چرا میترسی؟
- شنیدم دربارهات. - آره؟
ما همون آدما رو عصبانی کردیم.
شاید بتونی کمک کنی.
اسmesh آدولفو ریس بود.
خب این یه کم محدودش میکنه.
-کارتل نیست. غیرقانونی هم نیست.
شهروند مکزیکی بود که اونجا زندگی میکرد.
پس چجوری اومد تو خونه من؟
اومدش.
شام خوردی؟
دیرم شده برای کالبدشکافی.
سورس اصلی — مووی پووی
صبحونه نخوردی.
No comments yet. Be the first to leave one.