Pathetic Fallacy

Pathetic Fallacy (Ajantrik)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Pathetic Fallacy 1958
A Commentary by yashar alikhah

Tags

other
Published on: 2025-03-16
Downloads: 130
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 181 lines.

چی شده؟- اینجا عجب خر تو خریه-

امان از اینجا- آهان، بازم ماجرایِ تاکسی شروع شد-

اون مرد بهِم گفت جاده خرابه- کونِ لقش-

اون گفت دنبالِ داماد نمیره

منم گفتم خودم میبرمت اونجا

ابرا تو آسمون پر شدن- خفه شو بابا-

اِاِ تو اینجایی! یه تاکسی...؟- !!پووو

خوبه که چتر دارم دیگه کاسه‌ام خیس نمی‌شه

خواهر شوهر با من ازدواج می‌کنی؟

راهِ جدیدی پیدا کردی؟

برایِ حلِ مشکلاتم، اگه مجبور باشم با همچین کسی ازدواج می‌کنم

آهای تاکسی

با کرایۀ خوب میبریمتون

هر دو تون رو

می‌تونی ما رو تا غروب به جالپور برسونی؟

ما عروسی دعوت شدیم و باید غروب اونجا باشیم

نه نمیشه، جاده‌اش میان بُر به بهشته

سه تا نهرِ بزرگ تو مسیره که به خاطرِ بارون همیشه پُرِ آبه

!تا غروب می‌رسیم؟

گفتم که ردیف می‌کنم پس غمت نباشه

برایِ چی می‌خندی؟- ...اگه دیر برسیم-

عمویم تو رو کتک میزنه سیاه و کبودت می‌کنه

کجا می‌خواهید برید؟- ...انگار یکی پیدا شد-

می‌تونی برامون تاکسی بگیری؟ برایِ کجا؟

داستانش طولانیه تو ایستگاهِ اشتباهی پیاده شدیم

برادر زاده‌ام امروز عروسیشه- منو میگه-

برایِ اینکه راحت باشیم سوارِ قطارِ درجه یک شدیم

فقط برایِ راحتی- مقصدتون کجاست؟-

می‌تونی برامون تاکسی بگیری؟

سلطان برو دنبالِ بیمال

کمیسیونِ من یادتون نره

باشه میدیم بهت- پس دنبالم بیایید

بریم

همین جا بشین تا من بیام

اینجا تنهام نذاریا- بتمرگ

چی شد؟

چه جایِ عجیبی

چرا اینجا آوردی منو؟ قبرستونه؟

مواطب باش چی میگی اون اخلاقش تنده

بخاطرِ دائم‌الخمر بودنشه هیچی، بیخیال

این می‌خواد به جالپور بره

کِی؟- همین الان-

عروسیِ برادرزاده‌ام هست- بیست تا میشه-

بیست روپیه، جناب

می‌خوای به خاطرِ شرایطِ اضطاریم تیغ بزنی؟ نه، نمیشه

عروسیِ برادرزاده‌ام نیست

داره برمی‌گرده- خودت باعثش شدی-

باشه قبوله، به خاطرِ عروسیِ برادرزاده‌ام بیست روپیه میدم

چی؟ بدونِ جواب دادن اینجا نشستی؟

نصفش الان- چی؟-

نصفش رو الان می‌گیره- کلاه‌بردارها-

باشه

تو ایستگاهِ تاکسی منتظرم باشید- تلکه‌مون نکنی؟-

خفه شو نمیدم، پولمو بده

این چیه دیگه- خیلی داغونه... قارقارکه

به حرفایی که میزنید دقت کنید وگرنه سلاخیتون می‌کنه

کمیسیونِ منو بده

باشه بابا

اینم پولت، بچۀ خوب

کمه که، باشه سگ‌خور

به چی می‌خندی؟

ما قرار نیست حرکت کنیم تا ابد اینجا میشینیم

مواظب باش نیوفتی

این یه ماشینِ نفرین شده ست ما توش گرفتار شدیم

نمیخوام تو این ماشین باشم- کجا میتونیم بریم آخه-

نمی‌دونم، یه لحظه هم نمی‌تونم اینجا باشم

اوه خدا، صدای چیه؟

بیایید بیرون

برا چی می‌خندی؟- اون خیلی خنده دار شده-

بیا پایین دلقک

قراره مارو همینجا ول کنه

چرا داری سر به سرمون میذاری ؟

الان خودمون پیاده میشیم، چرا با زور آخه

چی شده مگه؟

چرا ازمون عصبانی شدی؟ ماشینت که خیلی خوشکله

اون غلط کرد گفت ماشینت قارقارکه

مواظبِ رفتارت باش، پسر

من دعواش میکنم تا مودب بشه

برو ماشین رو هل بده

پسرم برو ماشین رو هل بده

دو تایی باهم

عجب وضعی

نیم ساعت قبل پدرمون در اومده بود

اما بالاخره رسیدیم

چرا اینجا انقدر خلوته

تشنه‌ات هست جگدال؟ یکم استراحت کنیم تا حالت جا بیاد

بیا رقصِ نور رو ببین

در پابندِ یک دوشیزۀ زیبا

سقفت سوراخ شده جگدال؟ فعلا با وصله پینه سر کن

اگه همینطور کرایۀ خوبی گیرم بیاد فصلِ بعد ردیفت میکنم

یه کاپوتِ نو با لامپهای پر نور

پرنده‌ها باز ریدن روت بهم بگو جگدال، اونا چه خصومتی باهات دارن

هیچکدومشون سراغِ ماشینای دیگه نمیره

حتی پرنده ها هم بهت حسودی میکنن

اگه ببینم اومدی خرابکاری، کله‌ات رو میکَنم

چیکار میکنی بیمال؟ این ماشین نیازی به شستن داره مگه؟

زِر نزن بابا، کی ازت نظر خواست

یه ماشین نو خریدم بیا بریم نشونت بدم

من نمیفهمم چرا مردم سرشون تو کونِ منه

مگه این ماشین زنته؟ چه زِری زدی؟

امروز دیگه باید منو ببری

بهونه نیار امروز منو ببر گردش

باشه

چی؟- باشه دیگه

برم پیرهنمو بپوشم؟- تو ایستگاهِ تاکسی منتظرم باش-

پس چته؟- ...تو اول باید

این مسافر رو به رانچی ببری

نه، نمی‌برمش سوار شو سلطان

می‌دونی چرا ماشینو دارم میشورم؟- چون دیوونه‌ای-

امروز میخوام جگدال رو ببرم پیشِ عکاس

خواهر شوهر

با من ازدواج می‌کنی؟

بیمال هنوز نیومده؟- نه-

رئیس، امروز من با بیمال میرم گردش

نتیا

پاشو

چرتمو پاره کردی حرف نزن برو اونجا واستا

وگرنه عکسی در کار نیست

...اما

هر دو تا گوشم تو عکس میوفته؟

میتونی یه جوری بگیری گوشام نیوفته؟

بدو بریم

پیارا سینگ هر سال ماشینشو عوض میکنه ماشینت خیلی قدیمیه

جگدالِ من سرسخته ماشینایِ دیگه زود زِرتشون در میاد

اونا آب‌روغن قاطی میکنن صبح مگه ندیدی

جگدال فقط تونست اونارو ببره همه به جگدال حسادت میکنن

وقتی یه پیرمرد سرسخت و قویه جوونا بهش حسادت میکنن

کی میتونه مثلِ جگدال تو سربالایی مسابقه رو ببره

منو کجا میبری؟

هر جا که بخوای

میدونی تو گروهِ بنگال پشتِ سرت چی میگن؟

کیرم تو گروهِ بنگالی و اربابانش

میگن تو کسخلی، پونزده ساله داری یه ماشین رو میپرستی

میگن خودتم مثلِ ماشینت داغون شدی

اینجوری میگن؟- آره-

پس چرا داری نیشخند میزنی؟ کسشر بگی میزنمتا

برو اونجا واستا

میخوام زیر پارچه رو ببینم- برو واستا نمیشه-

نه لبخند نزن

داشت بتونۀ ماشینو میکند

بتونۀ ماشینمو میکنی؟ بتونت میکنم

فلفل خریده بودم میخواستم با بتونه بخورم

سلطان، نگهش دار

انصافت کجا رفته؟

قطار پستی کلکته رسید

بازم مثل همیشه

راننده کیه؟- منم-

سمتِ هوراب میری؟ کدوم ورش

خونۀ اقواممه، چقدر میگیری؟

پونرده روپیه بریم

سوار شید تا بریم

گرد و غبار گاوهارو میترسونه، چیزیم نمیشه بهت گفت

هر کی هر جایی گوزید تقصیرِ ماشینِ منه؟

آسمون چه خوشکله از این سوراخ دیده میشه

چه ماشینِ داغونی؟

میخوام بیشتر پاره کنم تا بهتر ببینم

چه شونه‌های خوشکلی، یه دونه میخوام راننده، اینجا وایستا

الان میخرم برات

چقدر؟- چهار آناس

چقدر خوشکله

هیچ وقت گمش نمیکنم

چقدر ارزونه، فقط چهار آناس

رسیدیم هوراب

این نزدیکیا مسافرخونه نیست؟

یکم جلوتره- بریم پس

خدمتکار

نمیتونم نگهش دارم

یه سنگ بیار زود باش احمق

اشراف گروه بنگال

خوب گفتن- چی گفتن مگه؟-

من یه ماشینم

بوی روغن سوخته رو دوست دارم بوی بنزین منو نشئه میکنه

چیزی اونا از درکش ناتوانن اینه که جگدال هم انسانه

تو این روزای گرونی

حداقل دو روپیه هر روز پول تو خونه‌ام میاره

و تقریبا همه کاره خودشه بیست و دو مایل رو با یه باک میره

اون میدونه که من فقیرم

هر وقت جگدال صداش میکنی

جوابتو میده؟

روزایِ خوبی باهم سپری کردین، آره؟

جگدال چند وقته با توئه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left