The first 200 lines.
میگو هایی که دیروز خوردیم میدونی چه بلایی سرم آوردن؟
مریض شدی؟
نه، یه خوابی دیدم
سیاه و سفید؟ نه، خوابای من رنگیان-
چه خوابی دیدی؟
خواب دیدم که بیوه شدم
خواب مرگِ
همسرم رو دیدم
مرگ، کفن، تشییع جنازه، همه چی
من پشت تابوت بودم، تو سمت راستم بودی مارکیز
و پدر آگوستینو سمت چپم بود
همش یادته؟
کاملا
ناراحت بودی؟
به هیچ وجه همه گریه میکردن ولی من میخندیدم
میخندیدی؟
و وقتی که تابوت رو مبذاشتن پایین تو قبر
یه نفر منو از پشت زد
خیلی هم محکم
فکر کردم پدر آگوستینوئه بیدار شدم
زنم بود که داشت میگفت
ای احمق، پس تو خواب هم میخندی؟
بیوه
گروه پیشگام: ارائه کننده برترين آثار سينمايي PishgumTeam@
صد و نود و یکمین ترجمه گروه پيشگام ترجمهي فيلمها به "انتخاب" و "همياري" شما
معذرت میخوام
نامه ندارم سالواتوره؟
آقا ، همسرتون
هنوز پامو نذاشتم بیرون زنگ میزنی؟
داری میری؟ تماس گرفته؟
مادرت مریضه؟ باشه
میخوای برات بلیت بگیرم؟
بله
با جای خواب، عقب قطار کنار چرخاش نباشه
فهمیدم، بچه نیستم بهم توهین نکن
روزم رو خراب کردی؟ دیگه لبخند نمیزم خوشحالی؟
بیا سالواتوره معذرت میخوام آقا-
چیه؟
میخواستم اون ده هزار لیره رو یادآوری کنم
ممنون که یاد آوری کردی
این نصفش بقیهاش هم فردا میگیری
و سالواتوره- بله؟-
اگر آقای لامبرتونی من رو میخواست
بگو برای کار رفتم به سوئیس
یادت باشه: لامبرتونی بله آقا-
آقای ناردی؟
لامبرتونی عزیزم، غافلگیرم کردی خوشتیپ شدی
در میلان ، در این موج گرما؟
اومدم پولی که بهت قرض داده بودم رو بگیرم
سفته ها اینجان
اوه، امروز موعدشه
چیکار کنیم؟ بریم بانک-
واقعاً؟
سلام عمو
خیلی گرمه بحث پوله دیگه-
نظرت راجع به ماشین جدیدم چیه؟
بریم عمو
ناردی؟
مینلی تو میلان تو اوج گرما
یه قراری داشتیم
فراموش کردی؟ اوه یادم رفت-
همدیگه رو میشناسید؟ مینلی، لامبرتونی
کجا میری؟
میرم تو اداره یه کم پول بردارم
اون دیوونهام میکنه
قربان، آقای ناردی اینجا هستن
کی؟
....شوهر- آقای مدیر - ناردی عزیز
حالتون چطوره- ممنون، بفرمایید-
حالتون بهتره؟
چی شده بود؟ فقط یه مشکل کوچیک عصبی بود-
پنج سال کار ، بدون یک روز مرخصی
اونم با این هزینه ها و مالیات و اعتصاب
اجتناب ناپذیر بود
چیز جدی ای نیست؟
خوب
کلمه ها رو جابهجا میگفتم
وقتی سیگار میخواستم میگفتم چراغ میخوام
ولی یقین داشتم که گفتهام سیگار
الان حالتون بهتره؟
دوست من، رفتم دکتر
وقتی با اون چکس کوچولو زد رو زانوم
پاهام تکون نخورد
بیاید به کار برسیم
هیچکدوم وقت واسه تلف کردن نداریم
درخواست شما برای بودجه رو بررسی کردم
23میلیون برای اجرای یک پروژه بزرگ صنعتی
درخواست با ارزشیه
و من تائیدش کردم
آقای رئیس، باعث افتخاره
چرا که نشون میده شما
چقدر از من مطمئنید
کی پول رو میگیرم؟ همین الان-
فقط یه موردی هست که باید بگم
همسرتون هم باید امضا کنه
همسرم؟
موضوع این نیست که به شما اعتماد ندارم
اما ملک همسرتون
یک میلیارد لیره ارزش داره
در حالی که شرکت شما
الان تو رکوده نمیتونه ضمانت خوبی باشه
خیلی خب
کجا رو باید امضا کند؟
اینجا، فقط تشریفاتیه
بهرحال ممنونم خواهش میکنم-
هنوز اینجاست
ببخشید
خروجی دیگه ای هست؟ بله-
ولی آسانسور باریه عالیه-
ساعت 9ه چرا سر کار نیستین؟
منتظر پاکتای حقوقمون هستیم
مدیر بهتون پولی نداده؟
کلاهت
کارلو بیا باهاش صحبت کن
شما همیشه میگین ما یه خانواده بزرگ هستیم
یه خانواده بد شانس
شما ماشین خودتون رو دارید
ما فقط حقوقمون رو میخوایم
هیچ از لحنت خوشم نمیاد
این آچار رو بذار زمین منو نمیترسونه
دستمزد شما مسئولیت مدیره ، نه مال من
آقای استوکی؟
آفرین آلبرتو
هی، کی بهت گفت ماشین آقا رو ببری؟
آقا گفتن
ببخشید ماشین تو اون فیات 600ه
کلیدا رو بده
گوش کن: من از هیچکی دستور نمیگیرم
من عموی رئیس و یک سهامدار هستم
سهامدار بله-
من تاکسیم رو فروختم و هفتصد هزار لیره
توی شرکت برادرزادهم سرمایه گذاری کردم
آفرین به تو
لطفا مدیر رو صدا کن
میتونم بیام داخل؟
بله فریتزمایر
روزنامه امروز رو خوندین؟
نه، چطور؟
"جلسه صمیمانه آیزنهاور و خروشچف"
اوضاع روبراهه نه، صفحه 4
"دو روسی در ماه" عالیه، دو تا کمتر رو زمینه
"بریجیت باردو در انتظار" کی اهمیت میده
"عقاب به پیرمرد حمله می کند"
اینجا قربان زیرش خط کشیده
آسانسور از 7 طبقه سقوط کرد مال ماست
تولید کننده مقصر خوانده شد آسانسور سقوط میکند
حداقل تلفاتی وجود نداشته
آفرین
پنج سال صرف ساخت آسانسور میکنیم
اونوقت اینطوری میشه نگاش کن
اتفاق بدیه ولی از یه لحاظ خوشحالم
خوشحال؟
الان میدونم که مشکل از کمک فنر ها بوده
همین؟ همین؟
بیمه داریم؟
نمیدونم، مارکیز این کارا رو انجام میده
استوکی
سلام، حالتون خوبه تماس گرفتین؟
نیم ساعته دارم صدات میزنم
بچرخ مارکیز
این چه ژاکتیه؟ ژاکت شکاره-
اینجایی که کار بکنی نه شکار
بعد از ظهر عوضش میکنم
در مورد آسانسور شنیدی؟ بله-
بیمه داریم؟
از پریروز دیگه نداریم
تمدیدش نکردی؟ پولی وجود نداشت-
خودتون گفتین: قرار نیست که سقوط کنه
ولی انگار قرار بود
درسته اینجا همه انتظارشو داشتن
که کارمندایی برو بیرون فریتزمایر
و یه خورده هوش به خرج بده
با اشتباه کردنه که یاد میگیریم
دیگه اشتباهی نباشه فهمیدی؟
دیگه حتی رو مهندسای آلمانی هم نمیشه حساب کرد
اخراجش کن و بفرستش آلمان
دستگیرش میکنن تحت تعقیبه
سیاسی؟
به یه دختر 12 ساله تجاوز کرده
یه دختر 12 ساله؟ بله-
چرا پاکت های حقوق کارگرا رو آماده نکردی؟
دو تا دلیل ساده داره
هیچ پولی نداریم
و حتی نمیتونیم پاکت ها رو بخریم
برو بخرشون، من ترتیب همه چی رو میدم
با بانک توافق کردین؟
فقط به امضای زنم نیاز دارم
شک دارم قبول کنه
اینقدر منفی نگر و نا امید نباش استوکی
برو سیگارای من رو بگیر
الان قربان- صبر کن
سیگار سرالیو و 4 تا سفته
الساعه آقا استوکی؟-
چه نوع سفته ای میخوای بیاری؟
نگفتین قربان- خب اجازه بده
نمیخوام سرزنشت کنم
ولی اجازه بده حرفمو تموم کنم
یه پاکت سرالیو و 4 تا سفته 50 لیره ای
اگه لامبرتونی بود من اینجا نیستم
برای مینلی هم همینطور...و پیازی هر کسی که بود
No comments yet. Be the first to leave one.