The first 193 lines.
« سرباز جنگی عراق - سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحدۀ آمریکا » « عملیات آزادی بلندمدت »
بَری. بَری. بَری. پا شو، رفیق
فیوکس؟ - !سلام -
چند دقیقهست داری من رو وقتی خوابام نگاه میکنی؟
پول کار «راچستر» پرداخت شد
یه آدم بد کمتر توی دنیاست. کارـت طبق معمول عالی بود، بَری
اوه... اون توی تختخواب بود، پس دقیقاً اسمش کار نبود
چرا دو روز طول کشید؟
داشتم دیدهوری میکردم - اوه -
تا کثیفکاری نشه
یا... مثل ماه گذشته در «سو فالز» یا قبل از اون در «سنت پائول» توی اتاق هتل دراز کشیده بودی؟
ببین، این مخارج اضافه، خیلی زیاد میشن، بَری
باشه - !بسیارخب -
...اه، خدا. نگرانتام، رفیق. این
،آشغالدونی به بَری قدیمی میخوره
قبل از اینکه هدفی داشت
نه، نه، فقط فکر میکنم از پا در اومدم
میدونی، شاید به یه استراحتی نیاز دارم
هی، میدونی من چی فکر میکنم؟ - چی؟ -
بهنظر من باید یه تکونی به اوضاع بدیم
میدونی، پس بهجای کُشتن یه خلافکار خردهپای دیگه توی یه عندونی زنگاری برفگرفته
نظرت در مورد یه سفر کوچولو به لسآنجلس آفتابی چیه؟
اومدی اینجا که یه مأموریت بهم بدی؟ - مافیای چچن. بیا اینجا -
یه یارو به اسم گوران پزار به یه غریبه نیاز داره که به یه کار خجالتآور رسیدگی کنه
!پول قلمبهای توـشه
ما رو خیلی به جایی که نیاز داریم تا یه روزی بازنشسته بشیم، نزدیکتر میکنه
چیه، بهنظرت زمانش کِیه؟ - پرواز لسآنجلس چهار ساعت دیگه بلند میشه -
یه ماشین توی فرودگاه «انتاریو» میذارم منتظرت باشه - ،«ولی «انتاریو -
وایسا. از اونجا یه دو ساعتی رانندگی نداره؟ - نمیتونی که، میدونی، پرواز کنی به فرودگاه بینالمللی لسآنجلس -
باید ردّمون رو بپوشونیم، درسته؟
چرا، چون ارزونتره یا...؟ - !چون هوشمندانهتره، بَری -
چقدر ارزونتر بود؟
« بخش اول: اثر خودت رو بذار »
هی، بَری، فیوکسام، احتمالاً هنوز سوار هواپیمائی، ولی به «کالیفرنیا» خوش اومدی، رفیق
هـی، آدمم گفت که ماشین رو گذاشته توی محوطۀ 408
بهش گفتم تو بهترین آدم منای، پس باید بهت برسه
گفت ماشینه «معرکه»ست، پس، ازش لذت ببر، رفیق
وقتی با گوران دیدار کردی، نترس خودت رو نشون بدی
اون توزیعکنندۀ مشروب در «کانتون» رو یادته که با چاقو زدی توی تخمهاش؟
فکر کنم گوران از اون آدمهایی باشه که چنین چیزی از نظرش جذاب باشه
پس اون رو توی صحبت بگنجون و آگاهش ...کن که، میدونی، تا اونجا پیش میری
!عوضی... عوضی وامونده
هی، پسر، تو باید بَری باشی! من نوهو هنکام
ایشالا پرواز که خوب بود، نه؟
گرسنهای؟ منظورم اینه، ساندویچ زیردریایی میخوری؟
اگه تشنهای، آبمیوه داریم، «پانچ هاوایی»ای یا شاید آبجویی چیزی
پس، بیرون صحبت میکنیم، اگه مشکلی نداشته باشه
دخترش چندتا از دوستهاش رو دعوت کرده اینجا. هان؟
دارن «جسی»شون رو تماشا میکنن
چرا؟ خوشبوکنندۀ کفشِ سالن بولینگ تموم شده؟
،ما مدت زیادی نیست توی لسآنجلسایم
...ولی پیشرفت زیادی کردیم
،لنگرگاهها، سرقت هویت، شیشه فروشگاههای 99سِنتی. اوضاع کار خوب بوده
،اخیراً، مسائل شخصی پدیدار شد، که باید از کسبوْکار جدا بمونه
واسه همین با تو تماس گرفتیم
این رایان مدیسونـه
یه مربی تربیتبدنی در «سیلور لِیک»ـه
با همسر گوران، اُکسانا کار میکنه
...الآن چند وقتیه با همدیگه تمرین میکنن
چند وقته بهنظرت؟ یک، دو، سه، دو؟ دوسه ماهه، هوم؟ آره؟
طی چند هفتۀ گذشته، این دورهها مکررتر شد
گوران از من خواست که دنبالش کنم، و من مطلع شدم که توی یک «هالیدی این» در «استودیو سیتی» جا گرفتن
من یه دوربین ماتیکی، شبیه این، توی اتاق جاسازی کردم
و این رو گرفتم
من چرا باید بخوام این رو ببینم؟
خاموشش کن
!خاموشش کن - بیخیال -
...میخواستم یه تصویر کلی بهش بـ - !خودش متوجهه -
گفتی که توی هتل جا گرفتن
مهمه - چرا فیلم رو نشون میدی؟ -
فقط واسه اینکه بهخاطر جاسازی دوربین تحتتأثیر قرارش بدی
!فیلم رو نابود کن - !باشه -
میخواید از بین بره؟ - !آره! - آره -
خوبه، خوبه - ...ما بهت پول میدیم -
نه، به من پولی نمیدید. فیوکس به پول رسیدگی میکنه. من فقط اسم و آدرسش رو لازم دارم، و تا چند روز دیگه کارم تمومه
خوب به نظر میاد - ...بسیارخب. حالا روشهای زیادی وجود داره -
...که میتونم این کار رو براتون انجام بدم. آم
...یکیشون
اینه که چاقو رو فرو کنم توی تخمهاش
،این کاریه که یه بار انجام دادم
و با... انجام دوبارهش، خیلی راحتام
چی؟ - یا نه -
چرا؟ - فراموشش کن -
آخه کی این رو میخواد؟
نمیتونی راحت بهش شلیک کنی؟ - ...چرا. نه، من -
چون تیرخوردن خیلی دردناکه
تابهحال تیر خوردی؟ هاه! من خوردم
بدجوری دردناکه - هر روشی بهتر از اینه که چاقو رو فرو کنی توی تخمهای طرف -
بهش شلیک میکنم، بهش شلیک میکنم، بهش شلیک میکنم
خیلیخب
...گوران
بهنظرم بهش شلیک میکنه
ممنون. روز خوبی داشته باشید
!لولهخفهکن نداره. ممنون، فیوکس
!کون لق تو هم کرده! به من نگو خانم
!به من نگو خانم، عوضی وامونده
!ننهخراب! کون لق تو هم کرده
!به من نگو خانم! کون لق تو هم کرده
تو کی هستی؟ این بیرون چیکار میکنی؟
!تُف، سطرم رو گم کردم. لعنتی - !سَلی، آمادهته -
!تُف
!خدای من. خیلی ممنون
...قوی
داروهای قویای داری اینجا. پسر. اوه
مشکلت چیه که به این داروها احتیاج داری؟
ننهخراب - چی؟ -
عوضی وامونده
تو چه خری هستی؟ فکر کردی چه خری هستی؟
خواهش میکنم، خانم، چرا سعی نمیکنی آروم باشی - !چرنده -
چرنده! مصنوعیه، سَلی
میدونم، درست قبل از اینکه شروع کنم، حواسم پرت شد
...بیرون داشتم - عذر میخوام! به یهورمم نیست -
حتی بهونههات هم مصنوعیه
اون بالائی، داری گند میزنی به صحنۀ من، دخترک
چه پُخی میخوای؟
آم... داروی تجویزشده رو - لیندا نه! تو -
...سَلی رید کوچولو از «جاپلین»ِ میزوری
تو چی میخوای؟
که بازیگر بشم - باز هم! باورت نمیکنم -
تنها چیزیه که همیشه توی تمام دنیا خواستم - اوه، واقعاً؟ -
با این تفاوت که فکر نمیکنی موفق بشی، مگه نه؟
منظورم اینه، این چیزیه که به من گفتی
اوه، آره
هفتۀ پیش، بعد از کلاس من رو به صرف یه فنجون قهوه برد بیرون، شروع به گریهزاری میکنه، آبدماغش راه میوفته
«یهمرتبه برگشت گفت: «من موفق نمیشم
دارم بهتون میگم، خجالتزده شده بودم. رقتانگیز بود
این آدمیه که پولش رو حروم میکنه، هیچ استعدادی نداره
دختره اصلاً نباید توی این کلاس باشه
...نمیتونم باور کنم - !این منصفانه نیست، جین -
فکر نکن، فقط صحنه رو تموم کن
به من نگو خانم
...من میام اینجا، این چیزها رو میدم بهت، تو بررسی میکنی
!من مریضام
مریضی وجودم رو گرفته، اونوقت تو در مورد زندگیم ازم میپرسی؟
تو مرگ رو توی بسترت دیدی؟ توی خونهت؟
اونوقت سؤالپیچ میشم؟
!مشکل چیه؟ بیا مال من رو بخور
!مشکل اینه
خجالت بکش
خجالت بکش
مال من رو بخور
پایان صحنه
خیلیخب، میدونی که مجبور بودم اون کار رو بکنم، درسته؟ میدونی که دوستت دارم
بسیارخب. اون خاص بود
،حالا، همونطور که سَلیِ زیبا نشون داد
این کلاس در مورد همینه
زندگی! ازتون میخوام درست روی این صحنه زندگی خلق کنید
منظورم اینه، ما اینجا بازی در یه آگهی تبلیغاتی تلویزیونی آموزش نمیدیم
به این خاطر نیومدید لسآنجلس، درسته؟
اینهمه راه از اونور کشور واسه اون کار نیومدید
این تئاتره
،حالا
بیاید یه کف مرتب دیگه براش بزنیم. اون لیاقت تمجید رو داره
هی، پسر! جدیدی توی این کلاس؟
قبلاً ندیدمت. من رایانام
رایان مدیسون. گوش کن، من قرار بود یه صحنه با مت کندی انجام بدم، ولی اون یه کار سورساترسونی داره
پس، میتونی کمکم کنی؟ - رایان، نوبت توئه -
کندی کو؟ - اینجا نیست -
ولی صحنه رو با این انجام میدم
بگیر بشین، پسرجون. یه «اگرول» بردار
ما اینجا همهچی داریم، از شیر مرغ... تا جون آدمیزاد
یعنی قبل از اینکه بیای اینجا، چیزی خوردی؟ شیکمت سیره، آره؟
نه، فکر نکنم
بهنظرم زیادی ترسیدی که بخوای چیزی بخوری
میدونی، تو اصلاً هنوز ننشستی
توی اون تلویوزیونی که اونوره، از موقعی که وارد اتاق شدی، یه زنه هست که ممههاش آویزونه
حالا. میدونم من خوشگلام
ولی در حد یهجفت ممه خوشگل نیستم
چیزی که توی اون پاکتنامهست، واسه آسودگی خاطر منه
آسودگی خاطر من اونقدر میارزه. نه یه پنی بیشتر. نه یه پنی بیشتر
خالیه
!پایان صحنه
تو کی هستی؟
بَری
بَری چی؟
برکمن - ،خب، بَری برکمن -
تو الآن از یک جلسۀ مستمعآزادبودنت استفاده کردی
اگه میخوای پنجشنبه اینجا باشی، به نفعته یه مونولوگ آماده کنی
فهمیدی؟
!عجب
خیلیخب، بعدی کیه؟
هی! هی، بَری
هی، فقط میخواستم بهت بگم که شرمنده اون بیرون پریدم بهت
نمیدونستم بازیگری
من بازیگر نیستم - واسه مونولوگت چیکار میخوای بکنی؟ -
،من صحنۀ فیلم «نقطۀ کور» رو انجام دادم، میدونی همونی که سندی بولاک مزاحم تمرین فوتبال میشه
«!این تیم خانوادهته! از نقطۀ کورش محافظت میکنی»
اون رو یادته؟ یه اسکار براش برد
من مونولوگ نمیگم - چه مونولوگی برات خوبه؟ -
بیا فکرمون رو بذاریم روی هم. چند «نفرمون میخوایم بریم به «رزیجوالز/پسماند
رزیجوالز» چیه؟»
اگه رابرت دووال از «بخششهای محبتآمیز» رو انجام میدادی چی؟
اوه، آره، آره، اونی که داره با دخترش حرف میزنه. حتماً باید اون رو انجام بدی
No comments yet. Be the first to leave one.