The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آنچه در مارشالها گذشت...
نزدیک هشتهزار بدهکاری
هردومون میدونیم پولش رو میدم
خیلی دوست دارم ایستکمپ
بخشی از کارم بشه
میخوای مزرعهام رو بخری؟
بابا، اول بذار دسر بخوره بعد دعوتش کن توی تختت
- مایلز؟ - سابرینا
شانس بروکن راک بهلطف فرشتهٔ نگهبانش برگشته
گرت
آسیب آتش باعث شد
اکسیژن کافی به بدنش نرسه
حدود دو ساعت پیش فوت کرد
آخرین کار دابلجی دویدن وسط آتیش بود؛ واقعاً
اگه اینقدر غمانگیز نبود شاعرانه میشد
بدون شک مثل قهرمان مرد
راه خاصی هست که بخوای با همهٔ اینا کنار بیای؟
فقط بدترین چیزها رو دور میریزم
کمکم باورم شده بود ایستکمپ نجاتش میده
آره، انگار اینجا
اون سرزمین موعودی نبود که فکر میکردم
یه توده آوار یادبود درخور دابلجی نیست
بابام از بولدوزر حرف میزنه
قبل از اینکه بزرگتر بشه جلوش رو بگیر
تیت از ایده خوشش اومد
هر ایدهای که زودتر بفرستدش ماهیگیری دوست داره
رودخونه پر از قزلآلاست
فقط گفتم
فکرت خیلی درگیره، ولی
وقتی وقت ساخت انبار جدید شد بهم بگو
آدمهام یه هفتهای میسازنش
داری ملکی رو تعمیر میکنی که میخوای بخری؟
جرئت نمیکنم کار رو وارد ماجرا کنم
اتفاقی که برای دوستت افتاد غمانگیزه؛ اون هم نظامی بود؟
آره
با این حال هنوز مشتاقم اینجا رو بخرم
اگه بعد از تمام چیزهایی که کشیدی
دنبال شروع تازهای هستی
نگرانیهامون رو بندازیم توی آب؟
- قلابها رو آماده میکنم - باشه
میخوای باهاشون بری؟
همونطور که گفتم، تنها با این روبهرو نمیشی
تو چی فکر میکنی، مامان؟
- بل؟ - چی؟
حواست با ماست؟
براکستون دربارهٔ مادربزرگ میپرسید
عزیزم
قبلاً دربارهاش حرف زدیم
مادربزرگ...
بهش گفتم مامانم برای تولدش تأکید کرده هدیه نخواد
هیچ هدیهای نخواد
ولی قانع نمیشه
درسته
معلومه که نمیشی
من جمعش میکنم
تو برای ما قهوه بگیر
ممنون
برات شکلات داغ میگیرم، باشه؟
این رو ببین
برای مادربزرگ چی میخوای بگیری؟
خانم تورک
یا خانم اسکینر، وقتی شرط نمیبازی
که از پس پرداختش برنمیای
تو کی هستی؟
کازینو اون بیستهزار دلاری رو میخواد که بدهکاری
پولش رو میدم
میدونن خیلی عقب افتادی
شاید باید با شوهرت حرف بزنم
یا همکارهات
پول رو میرسونم
دفعهٔ بعد
شاید اینقدر مؤدب نباشم
ماهی میگیره؟
برای آقای ویور نه؛ دست خالی موند
هنوز داره راهورسم مونتانا رو یاد میگیره
من رو یاد پدربزرگ میاندازه
بدون اون همه فحش
دربارهٔ خرید ایستکمپ چی میگفت؟
برای دامداریش زمین لازم داره
داری بهش فکر میکنی؟
حتی اگه اینجا سرنوشتت نباشه
باز هم خونهاته
برای من خونه به زمین نیست، بابا
هرجا تو باشی خونهمه
ایستکمپ عالیه
ولی همونجاییه که مامان مریض شد و مرد
میدونم احتمالاً شماها
برای مرگ برادر رسم سیل دارین
ولی ممنون که اومدید
درسته که همینجا یه جرعه برای دابلجی بریزیم
عجب اثری روی اینجا گذاشت
پنج قدم نمیرم بیآنکه یکی بپرسه کجاست
انگار واقعاً مونتانا رو دوست داشت
فکر کنم تفاوتها جذب میکنن
میفهمی همین باری که توش دیدیش
توی مونتاناست، نه؟
فکر کردم اینجا رو دوست داری
تا وقتی یه دیوونهٔ محلی من رو دزدید
و شکنجه کرد
گرت قرار بود جای امن فرود من باشه
بعد مونتانا همون رو هم خراب کرد
همهٔ اینا رو گردن کل ایالت میاندازی؟
اومدی به دخترت نزدیک شی
چطور پیش میره؟
نه دقیقاً اونطور که میخواستم
ولی فکر کنم نباید خیلی امیدوار باشم
وقتی خود کویو داره به فروش مزرعه فکر میکنه
ایستکمپ؟
پیشنهاد خرید گرفتی؟
آره، یه جور پیشنهاد دائمی
داری جدی بهش فکر میکنی؟
اولش توهینآمیز بود
ولی بعد از تمام اتفاقها...
اون بچهها رو نجات ندادم
که از شغلم سوءاستفاده کنم
نشان رو برای کمک به مردم میزنم، نه سیاستبازی
ولی کمک به رینواتر بهای کمی نیست
برای جلوگیری از سوءاستفاده از بروکن راک؟
شهادت جلوی کمیتهٔ سنا
وحشتناکه
بازجویی کنگره از تعقیب فراری خشن امنتره، نه؟
فراری خشن، نه؟
هوم
باید جواب بدم
لطفاً یه دور دیگه
هی، انگار تو و مایلز خوبید؛ خوشحالم
شرط میبندم هستی
جدی میگم
اینکه کنار کسی باشی که خودش هم تو رو میخواد
بهسختی پیدا میشه
ازش لذت ببر
تا وقتی شغلش ناگزیر خرابش کنه؟
عجب روحیهای بهش دادی
اینکه اون حرف رو بهت زده خیلی معنی داره
باشه، اون من نیست
و این تنها چیزیه که برات میخوام
باید برم؛ ببخشید
فقط یه بیعانه میخوام
سالهاست مشتری کارتتونم
سالهاست دارمش
نه، اگه میشد بدهی رو بدم
پیشپرداخت نمیخواستم
باید برم
بیخوابی و بدهی سنگین کارت اعتباری
همهمون عجیبوغریبیم
فقط یه خطای صورتحساب دفتر جرده
همهچیز درست میشه
هی، هشدار فراری اومد
فرد تحتتعقیب کودی رینوره
دو سال پیش ماشین دانشجویی رو گرفت
و کشتش
سرنخ از کجا اومده؟
بعد از کلگ
میخوام منابع رو بهتر بسنجیم
بهخاطر من از شلیک نترس
دیروز پستچی در مجتمع لیوینگستون
شناختش
وقتی کل تیم رسید، توجیه میکنیم و حرکت
معاون مارشال کروز، یه لحظه
مارشال گیفورد، چه افتخاری نصیبم شده؟
امروز با چند مقام وزارت دادگستری ناهار دارم
لباس آبرومند داری؟
چیزی که اندازهٔ تو باشه نه
اونا خیلی دوست دارن مارشالی رو ببینن
که زیر آتش چنین شجاعتی نشون داده
آهان
یعنی به کسی زل بزنن که کلگها گرفتنش؟
داستان وحشتناک رو مستقیم بشنون؟
این داستان قهرمانی و استقامته
برای من تموم شده
من دوشیزهٔ گرفتار یه قصهٔ اسارت نیستم
ضمن اینکه عملیات گرفتیم
عملیات من اینه مطمئن شم این واحد
منابع لازم برای جمع کردن آدمهایی مثل کلگ رو داره
امروز کنار من میشینی
چی شده؟
دوستم
سابرینا مرد
اوردوز کرد
خیلی متأسفم، مایلز
همون تماسی بود که دیروز توی بار گرفتی؟
میدونستم یه چیزی درست نیست
آره
از نوزادی با هم دوست بودیم
سه روز طول کشید تا خبر حتی به من برسه
باید کمکش میکردم
آره، اون حس رو میشناسم
هی...
هرقدر لازم داری وقت بگیر
باشه؟
فکر کردم من رو از عملیات کشیدی بیرون
که با چند کلهگندهٔ دادگستری ناهار بخوریم
قبل از غذا اومدن یه نمایش کوچیک ببینن
کی توی منطقهٔ ۵۱ پیچ اشتباه رفته؟
بهش میگن eVTOL
ترکیب کاملاً برقی هواپیما و بالگرده
دارایی فوقالعادهای برای واحدمون میشه
هوم؛ بیا
آدام
No comments yet. Be the first to leave one.