Piglets

Piglets

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Piglets S01E05 Questioning 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 Piglets 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-01-31
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این‌جا، رفیق، این... این‌جا داره داغونم می‌کنه

باید بزنم به دلِ خیابون

مثل یه ببرِ تو قفس می‌مونم این‌جا

آره؟ یه چیزی هست که شماها درباره‌م نمی‌دونین

من یه نفرو کشتم. هوم؟ و بازم این کار رو می‌کنم

ممنون. عالی بود

فکر کنم هرچی لازم بود رو دیدیم

می‌تونم بلندتر هم اجراش کنم، می‌دونی. جذاب‌تر. با لهجه ایرلندی؟

نه، نه. فکر کنم همین‌قدر کافیه

راستش، من تازه این دوره ۱۸ هفته‌ای رو شروع کردم، می‌دونی

خیلی فشرده‌ست، واسه همین... فکر نکنم مشکلی پیش بیاد

واقعاً؟ مرخصی گرفتن سخت می‌شه ها

جداً فکر نمی‌کنم مشکلی باشه. خب، ردیفه

خیلی ممنون. به‌زودی می‌بینمتون

صبح بخیر. (با لحن آهنگین): صبح بخیر

بفرما

بیا از شرِ این لباسای خیس خلاصت کنیم

فکر نکنم خیس باشن، ملانی، هستن؟

هر جور میلته. فقط یه پیشنهاد بود

خب، این چهارشنبه‌ صبحِ قشنگ چطوره اوضاع؟

امروز پنج‌شنبه‌ست. واقعاً؟

آره. پس چهارشنبه چی شد؟

دیروز بود. اوه

خب «جدولِ زمانی» واسه پنج‌شنبه چی می‌گه؟

سوال، سوال، و باز هم سوال

ببخشید که نفس می‌کشم. نه، سوال داریم، باب

تکنیک‌های مصاحبه و بازجویی؛ چطور درست گوش بدیم

جوش بدیم؟ گوش بدیم

آهان، گوش بدیم

قصدم اینه از این واحد برای کلافه کردنِ اون عجوزه استفاده کنم

و آیا، اوم، تحقیق و بازرسی‌ای هست که بتونم توش کمک کنم؟

فکر نکنم این تو تخصصِ تو باشه، ملانی، هست؟

خب، دو تا عقل بهتر از یکیه و این حرفا. تو که دو تا عقل نداری

نه، منظورم این بود که

می‌دونم منظورت چی بود و جواب «نه» هست

فقط می‌ری آمارشو به «بیلبو بابینز» می‌دی

یه سوال دارم. اِ، پنج‌شنبه

بله، بله، ولی فکر نمی‌کنی باید جلوشو گرفت؟

من؟ آهان، بله، بله، فکر می‌کنم

ولی تا حالا هیچ کاری براش نکردی

چرا، قطعاً کردم

من، اِ، یادداشت کردم که دقیقاً به همین موضوع رسیدگی کنم

و نوشتم... نوشتمش یه جا

داشتم... داشتم... داشتم می‌نوشتمش

نه، نه، نه

اون قراره افتخارِ این کار رو درست از زیر دماغت بزنه

من جلوی چنگ‌اندازیاش رو می‌گیرم، نگران اون نباش

جداً فکر می‌کنی اون می‌تونه رو دستِ باب ویکز بلند شه؟

ردیفش می‌کنم. تو فکرمه

ردیفش می‌کنم. تو فکرمه

ردیفش

بجنب باب، تو فکِرشی

تو فکرم. تو

تو فکرِ چی؟ تو-تو-تو نَخِ کسی. آره؟ نه، سرِ... سرِ کار

سرِ کار؟ یا پریود؟ پریود نه

استفِ آ-یِ لعنتی

آخه اصلاً مگه چی تو اون دیده؟

من که سر در نمی‌ارم. لابد شخصیتِ محشری داره

مسخره‌ست. خیلی... چیه، خزوخیله؟

آره. آره، خزوخیل

تو خودت با همچین کسی وارد رابطه می‌شی؟

بازوهای خوبی داره، جذابیت هم داره، اینو قبول دارم. نه

اون رو نه. دختره رو

اوه. اوم، فکر کنم یه کم کلاسش به من نمی‌خوره

آره. مثل من. اوم

مثل من. نه، من فقط

مثل من. باشه، باشه

فقط یه دقیقه بهم وقت بده. تو خیلی بی‌ادبی

ببین، من فقط دارم می‌گم

مطمئنم کلی مایکِ دیگه هم توی دنیا پیدا می‌شه

من همون رو می‌خوام

چرا؟ اگه سوالِ بی‌ادبانه‌ای نیست

چون من شکست نمی‌خورم و نمی‌بازم. درسته

خب، می‌دونی، می‌تونی همون دور و برا پلک بزنی

و منتظر بمونی ببینی موقع سکس باد درمی‌کنه یا نه

یا این‌که می‌تونم بکشمش

خیلی خب، آروم باشین. آروم! (زمزمه‌های باب)

تکنیک بازجویی، بخش دوم! (صاف کردن گلوی جولی)

راه‌های مختلفی وجود داره

تا حرف کشیدن و گرفتنِ اطلاعاتِ مهم

یه ذره هیجان‌انگیزتر بشه

الکترودها

اِ... فقط کوچولوهاش، بدون سیم و اینا

فقط سردی‌شون رو پوست حس بشه

نه، الکترود نه

اون مالِ بخش سومه. (خنده با تنگی نفس)

بیاین با سناریوی سنتیِ پلیسِ خوب و پلیسِ بد شروع کنیم

می‌خوای کدومشون باشم؟

اوه، ببخشید. من... من می‌تونم بد باشم

اوه، ای وای

اوه، بسیار خب

خیلی خب، نفرِ اول افسرِ دانشجو، هانزل

بیا بالا لطفا. باشه

بشین. برو دیگه، دِو

ممنون. ممنون. بیاین بریم سراغِ حقیقت

نکته‌ای برای شخصیتِ نقشم ندارین؟

خفه شو، کله‌پوک! اوه، شروع کردیم؟ باشه

ش-شروع کردیم؟ شروع کردیم؟ سوالای لعنتی رو من می‌پرسم

یه فنجون چای میل داری، دِو؟ گفتم که، سوالا رو من می‌پرسم

من... ممنون

چرا این‌جایی، هانزل؟

که پلیس بشم. نه، واقعاً چرا این‌جایی؟

که پلیس بشم. تو واقعاً کی هستی، هانزل؟

یه پلیس. یه فنجون چای میل داری؟

راستشو بهم بگو، وگرنه با دندونام بیضه‌هات رو می‌کشم بیرون

یه پلیس. داری بهم دروغ می‌گی

برکات، الکترودها رو بیار! نه، نه، نه

تو چی هستی؟

یه بازیگر. من یه بازیگرم

تهِ دلم، من اینم. متاسفم. متاسفم

لعنتی! اون بخشش رو می‌دونستم. دنبالِ این نبودم

باشه، برو، بزن به چاک. چابرا، نوبت توئه

چای، ساندویچ، میوه تازه یا بیسکویت؟

خوب، همون‌جا وایسا

مگه چیکار کردم؟

داشتم برای جناب سرهنگ ویکز یه سری چک‌های تصادفی انجام می‌دادم

و پرونده پرسنلیِ تو غیب شده

حالا، می‌تونم به سیستم مرکزی نفوذ کنم و کلِ سوابقت رو زیر و رو کنم

ن-نه، نکن. این

ببین، چرا با هم نریم یه چیزی بنوشیم؟

چی؟

می‌دونی، تو... اوه، تو خیلی زیبایی

می‌دانم. ولی تو نیستی. اوه. چ-چی؟

به هر حال، همون‌طور که گفتم می‌تونم نفوذ کنم

ولی چرا باید به خودم زحمت بدم وقتی «اسکل‌سنج»ـم رو دارم؟

: اون چیکار می‌کنه؟

وقتی به سمتش راه می‌ری، اگه اون پرهای کوچیک تکون بخورن

یا اون زنگوله‌های کوچیک صدا بدن، می‌فهمم که آدمِ ناتوئی هستی

یه اسکلِ حیله‌گر و غیرقابل اعتماد

خرابه؟ چی؟

چی؟ نه. خراب... خراب نیست. تابلوئه که سالمه

خب، اسکل‌سنج هیچ‌وقت دروغ نمی‌گه. اوه

می‌تونی به کارت برسی

اوه، باشه، خب

ممنون

خدای من، یعنی واقعاً درسته. تکنولوژی رو می‌بینی؟

دیوانه‌کننده‌ست

برو

شروع مصاحبه، ساعت ۱۱:۵۶

حاضرین در جلسه: افسرِ دانشجو رایان لِگلند

گروهبان مایکل گان و، اِ، یه سری آدمِ دیگه هم هستن

صدای این مصاحبه ضبط می‌شه

نام مظنون: استفانی «لیسه» جکسون

فقط دارم می‌گم، داری با دمِ شیر بازی می‌کنی

خب، دوشیزه جکسون، شما گروهبان مایکل گان رو از کجا می‌شناسین؟

ایشون همکارِ من هستن... اوم-هوم

و یه دوست، که البته خودت هم می‌دونی. هوم

یه دوست؟ باشه. اون با تو چطور رفتار می‌کنه؟

اوه، اون که دکتر نیست

راستش فکر کنم سوال کاملاً واضحه

آیا اون جوری که لایقشی باهات رفتار می‌کنه؟

خب، همیشه حواسش کاملاً جمع نیست

کسی که خیلی جذاب، باهوش و بذله‌گوئه

اگه بخوام راستشو بگم، اون‌قدرها هم بذله‌گو... یا باهوش نیست

منظورم اون نبود

خودت

فکر کردم گفتی من در حدّت نیستم؟ اوم

خب تابلوئه که داریم نقش بازی می‌کنیم. اوه، تابلوئه

این... آره

نذارین فضا ساکت بمونه

و یادتون باشه هر کسی که می‌گه «نظری ندارم»

قطعاً یه چیزی برای مخفی کردن داره

ادامه بدین

اصلاً خودت می‌دونی چی می‌خوای؟

می‌خوام با وکیلم صحبت کنم

وکیلت توی بازداشتگاه داره به طرز وحشیانه‌ای کتک می‌خوره

تو یه پلیسِ ناتو هستی. من حق و حقوقم رو می‌دونم

بسه دیگه، خفه شو لیسه. یه بار دیگه بهم بگو لیسه

آخ! خورد تو صورتم

تیک. پایان مصاحبه، ساعت ۱۱:۵۷

این‌جا چه خبره؟

نظری ندارم

بسیار خب

پاشو ببینم

خب، اِ، وقتشه که از هم جدا بشین

جدا بشیم؟ یعنی کلِ این مدت ما با هم بودیم؟

نه. تو و لِگلند. چی؟

دارم می‌ذارمت توی یه تیم دیگه. ولی چرا؟

چون شما دو تا به عنوان یه تیم با هم خوب کار نمی‌کنین

بچه‌بازی درمی‌آرین و جِلف‌بازی می‌کنین

فکر کنم من و لِگو داریم پیشرفت می‌کنیم

تو و لِگو بیخود می‌کنین پیشرفت می‌کنین

این اصلاً منطقی نیست. چرا، هست

از چه نظر؟

از همون نظری که برای بقیه آدمای عاقل منطقی به نظر می‌رسه

اگه بدونی اصلاً داری درباره چی حرف می‌زنی

درسته

دیگه... هیچ پیشرفتی نمی‌کنی! فهمیدی؟

اوه، باب

می‌تونم دو ساعت برای ناهار وقت داشته باشم؟

خدای من، تو چقدر شکمویی

نه، دارم می‌رم سرِ قرار

با دوست‌دختر سابقِ جولی

ببخشید؟ توی «صورتی‌کاپید» با هم آشنا شدیم

عجب. از... از نظر تو اون جذابه؟

نه. نه

نه، می‌خوام خودم رو تو دلش جا کنم تا اعتمادشو جلب کنم

تا اگه لازم شد، تحت‌اللفظی، تشتِ رسواییِ جولی رو از بام بندازم

و چطور می‌خوای این کار رو بکنی؟

خب، می‌رم تو... آره

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left