School Spirits

School Spirits

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

School Spirits 2023 S03E07 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-25
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «ارواح مدرسه» گذشت...

‫ارواح دیگه‌ ای هم اون پایین‌ تر هستن.

‫قدیمی‌ تر از ما.

‫رالف.

‫بیاید پیشم. امشب. ‫موقع شیفت شب.

‫- اون کجاست؟! ‫- من همینجام.

‫پس اون تو بودی که با خودش برد.

‫هیچکدوم از کارهات اهمیتی نداره.

‫فقط میتونی از تمام عواقب ‫جون سالم به در ببری.

‫مدی! ‫اون اسلحه داره!

‫خب، این رو ببین.

‫- نه! ‫- سایمون!

‫مدی!

‫کمک! ‫کمک لازم داریم!

‫هی! اون این پشته!

‫- همینجا. ‫- فهمیدی؟

‫علائم حیاتیش رو چک کن.

‫نبضش رو چک کن.

‫خون ریزی شریانیِ فعال.

‫چی شده؟

‫اِه، اون شلیک...

‫اِه، اون... ‫نمیدونیم، نمیدونیم.

‫باشه، از اینجا به بعد با ماست.

‫مدی، زود باش. ‫تمام هیکلت خونیه.

‫- خوبی؟ ‫- اِم؟

‫هی، به من نگاه کن. ‫خوبی؟

‫اوه، نه، نه، نه. ‫شماها نباید اینجا باشید.

‫چی؟ ‫داری درباره چی حرف میزنی؟

‫- هیچکس نمیدونه که شماها... ‫- مدی!

‫هی، هیچکس نمیدونه ‫که شماها اونجا بودید.

‫نه، ما هم میایم تو.

‫داشتنِ چند تا شاهد ضرری نداره.

‫ممکنه برای اونا ضرر داشته باشه.

‫حداقل میتونیم بیرون منتظر بمونیم ‫تا اگه اتفاقی افتاد خبردار بشیم؟

‫- برو کنار. ‫- باشه، بهت پیام میدیم.

‫برو، ‫برو!

‫- زود باش. ‫- برو کنار!

‫گوش کن، باید حرف‌ هامون رو ‫با هم یکی کنیم.

‫واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

‫بهت گفتم زیویر، ‫اون به خودش شلیک کرد.

‫و بعدش ناپدید شد.

‫چه کوفتی؟ ‫ناپدید شد؟ یعنی چی؟

‫اون از یه در رفت.

‫توی مارپیچ ذرت هیچ دری نبود.

‫میدونم. ‫اون در توی الهام های من بود.

‫یه در توی الهامت...

‫- چطور ممکنه؟ ‫- وای، خدای من، زیویر.

‫بدنش. اگه بدن کایل اینجاست، ‫پس خالیه.

‫زیاد دووم نمیاره. ‫باید پسش بگیریم.

‫- باشه، میرم پیداش کنم. ‫- باشه، عجله کن.

‫داری ما رو کجا می‌بری؟

‫پایین.

‫گفتی چطوری مُردی؟

‫روزی که بیمارستان افتتاح شد...

‫آسانسور سقوط کرد.

‫گزارش یه مورد تیرخوردگی دارم. ‫کجاست؟

‫اونجاست.

‫با تمام احترام، کلانتر، ما ترجیح میدیم ‫مطمئن بشیم بیمار زنده میمونه...

‫قبل از اینکه ازش بازجویی بشه.

‫- این یکی خون زیادی از دست داده. ‫- باشه.

‫کلانتر! ‫کلانتر باکستر.

‫کسی که باید ازش بازجویی کنی پسرته.

‫و اون دختره، نیرز.

‫اینجا نیست. ‫کل مدرسه رو گشتیم.

‫آقای مارتین، ‫سایمون کدوم گوریه؟

‫چطور باید به مدی بگم ‫که اون رو گم کردم؟

‫نمیتونسته همینجوری غیب شده باشه.

‫منظورم اینه که، حتی وقتی مُردیم هم، ‫همینطوری غیب نشدیم.

‫پس حتماً باید یه جایی باشه.

‫کجا؟

‫نمیدونم. ‫ولی پیداش میکنیم.

‫هوم؟

‫ببین، اگه اون سیل اون رو کُشته بود، ‫الان اینجا پیش ما وایساده بود، مگه نه؟

‫آره.

‫ترس من اینه که اونجا ‫اون رو برده باشه...

‫همشون رو، ‫جسم و روح...

‫یه جای دیگه.

‫چیه؟ ‫چی شده؟

‫فکر کنم میدونم چطور ‫باید به یه جای دیگه رفت.

‫والی، ما نمیدونیم اونجا ‫به کجا ختم میشه.

‫حق با توئه.

‫نمیدونیم.

‫ولی چیزی که میدونیم اینه که ‫هیچکس تا حالا از اونجا برنگشته.

SANDS Movie

‫چطور شد که شما دو نفر ‫جنسن رو به بیمارستان آوردید؟

‫پنج ثانیه وقت دارید.

‫به خونه‌ش رفتیم تا باهاش ‫درباره مدرسه حرف بزنیم.

‫همونطوری پیداش کردیم.

‫گفتم باید به بیمارستان ببریمش.

‫سعی کردیم با ۹۱۱ تماس بگیریم.

‫- خب؟ ‫- آنتن نمیداد.

‫فقط بهتره دعا کنی ‫وقتی این یارو بیدار شد...

‫همه حرف‌ هایی که بهم زدی رو تایید کنه.

‫مامانمه.

‫- متاسفم. ‫- نه، مشکلی نیست. برو.

‫- بابا... ‫- نه.

‫یه چیز دیگه هم هست ‫که باید برام توضیح بدی.

‫یه ایمیل از اون خانم جوونِ ‫اونجا به دستم رسید.

‫از قیافه‌ت میتونم بفهمم که از قبل میدونستی ‫اون عکس برچسب زمان داشت...

‫درست برای همون شبی ‫که بهت ضربه وارد شد.

‫میدونی، من دیگه نمیخوام دوباره ‫سر همون موضوع باهات بحث کنم.

‫درسته.

‫باشه، خیلی خب. آره. ‫قبلاً هم توی این موقعیت بودیم.

‫باورم نمیکنی، ‫درک میکنم.

‫من این رو نگفتم.

‫من این رو نگفتم.

‫باید اعتراف کنم، دیگه برام سخت شده ‫انکار کنم که اتفاقاتی در جریان نیست.

‫شاید درکش نکنم، ولی برام سخته که باور کنم ‫اون دخترِ اونجا عمداً کاری کنه که بهت آسیب برسه.

‫لازم نیست تمام جزئیات رو بدونم، زیویر.

‫ولی اگه این عکس پخش بشه...

‫نمیدونم تا کی میتونم ‫ازت محافظت کنم.

‫اینجا کجاست؟

‫اینجا همون جاییه که ‫قبل از بیمارستان بود.

‫ریخته‌ گری.

‫اونا کی هستن؟

‫فراموش‌ شدگان.

‫- زیویر. ‫- هی.

‫من... من هیچ‌ جا کایل رو پیدا نمیکنم. ‫حالت خوبه؟

‫با یه دستمال کاغذی فقط ‫تا یه حدی میشه تمیزش کرد.

‫هی، اینجایی.

‫- آقای اندرسون. ‫- اینجا مثل هزارتو میمونه.

‫خیلی ممنون که اومدی.

‫چی شده؟

‫اِم...

‫داستانش طولانیه.

‫قول میدم برات تعریف کنم، ولی...

‫اوضاع فقط عجیب‌ تر شده.

‫اوم... ‫درِ جلویی.

‫بازم، خیلی ممنونم.

‫- منم باهات میومدم، ولی... ‫- نه، نه، نه.

‫- راه طولانیه. ‫- نه، با کمال میل انجامش میدم.

‫خیلی خوبه که داره بهش کمک میشه.

‫میدونی که هر کاری برای تو ‫و مادرت انجام میدم، ولی...

‫الان چقدر باید نگران باشم؟ ‫حالت خوبه؟

‫اِم، فکر کنم آره.

‫یا امیدوارم که باشم.

‫خب، هی، واقعاً جدی میگم.

‫هر چی لازم داشتی.

‫مراقب همدیگه باشید.

‫اِم، آقای اندرسون؟

‫داشتم فکر میکردم ‫که، اِم، اتفاقی که با...

‫چیزی که پشت سر گذاشتیم...

‫دنبالت اومده؟

‫مثلاً، خواب‌ های عجیب می‌بینی...

‫یا چیزهایی می‌بینی، ‫یا یه همچین چیزهایی؟

‫نه.

‫خب، صورتم هنوز داره بهتر میشه، ‫ولی...

‫اون واقعاً یه تلنگرِ حسابی بود.

‫فکر کنم هنوز دارم سعی میکنم ‫از کلِ ماجرا سر در بیارم.

‫قطعاً دیگه مثل سابق ‫به زندگی نگاه نمیکنم.

‫مادرت رو صحیح و سالم ‫به خونه میرسونم.

‫هی، من به گشتن دنبال ‫کایل ادامه میدم، باشه؟

‫تو برو پیش سایمون. ‫هر خبری بشه بهت پیام میدم، باشه؟

‫- باشه. ‫- خیلی خب.

‫دقیقاً دنبال چی میگردیم؟

‫دنبال اینکه چطوری وارد شده.

‫هی.

‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

‫رد پاهایی هست که ‫از اونجا شروع شده.

‫نه!

‫برگرد به آسانسور!

‫چه خبره؟

‫داره از دست میره.

‫کنار تخت؟ ‫خیلی خب.

‫- علائم حیاتیش رو برام چک کن. ‫- باشه.

‫خیلی خب، ‫بیاید به دستگاه وصلش کنیم.

‫بالاخره، لعنتی.

‫باید بریم، رفیق.

‫بدنت اینجاست، ‫و در دسترسه.

‫- چی؟ ‫- کی.سی. جنسن. اون اینجاست.

‫- میتونی... ‫- برگردم به بدنم.

‫ولی همین الان باید بریم.

‫باشه؟ اون مجروح شده. ‫خون زیادی از دست داده.

‫وایسا، چی؟ ‫چقدر خون؟

‫اگه...

‫- من... ‫- بمیری؟

‫اگه قلبش وایسه، دقیقاً همونجایی که ‫ازش شروع کردی برمیگردی، باشه؟

‫دِب واقعاً داره سعی میکنه ‫بگه مدی به جنسن آسیب زده؟

‫مدی توی فکر اون جادوگر لونه کرده. ‫خدای من.

‫وایسا، چطور میتونه فکر کنه مدی ‫توانایی شلیک کردن به کسی رو داره؟

‫لابد چون خودِ دِب این کاره‌ست.

‫- مثل مادر، مثل دختر. ‫- اوهوم.

‫آه، هی، مدی داره میاد پایین.

‫میخواد که ببریمش به مدرسه ‫تا بتونه با سایمون حرف بزنه.

‫باید از هم جدا بشیم.

‫از زاویه‌ های مختلف بهش حمله کنیم.

‫من به خونه‌‌تون برمیگردم.

‫چرا؟ ‫میخوای با یه چرت زدن حمله کنی؟

‫کی قراره چرت بزنه؟

‫ببین، ناپدریم هم توی ‫کل این ماجرا دست داره.

‫داره از این جریان یه نفعی می‌بره.

‫اگه بتونم راهی پیدا کنم که ‫اطلاعات کافی علیه‌ش به دست بیارم...

‫اون‌ موقع میتونه بهمون کمک کنه ‫«دب» رو کله‌ پا کنیم.

‫- اوهوم. ‫- و چطوری میخوای اون کار رو بکنی؟

‫چیه، مثلاً میخوای بگی : ‫«هی جف، امروز کار غیرقانونی چیزی انجام دادی؟»

‫خیلی خب، شماها به مدرسه برید. ‫من به دیگو زنگ میزنم که دنبالم بیاد.

‫بهم اعتماد کن، ‫یه چیزی پیدا میکنم.

‫جف آدم موفقیه، ‫ولی یه‌ جورایی احمقه.

‫باشه، هر کاری لازمه بکن، ‫ولی مراقب باش.

‫دیگه طاقت شنیدن ‫خبر بدِ بیشتری رو ندارم.

More Farsi Persian subtitles for School Spirits

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left