The first 200 lines.
.باهام حرف بزن
دوباره این مدلی؟
...لباسهای مهمونیِ امشب
.خب، چه انتظاری داشتی
.هلم واتسون عاشق زرق و برقـه
هنوز لباسهات رو تحویل نگرفتی؟
.هنری
...لباسهات رو - .فرق داشت -
.تو فرق داشتی
اوه؟
.من آلفا هستم. من باید دست بگیرم
.آره، میدونم
.خب
خوشت اومد؟
.بهت که گفتم، عجیب بود - .چنین چیزی نپرسیدم -
دوست داشتی؟
.امروز سر عقل نیستی
.عیبی نداره، میدونی
.اگه خوشت اومده میتونی... بگی
.لنینا
.جوابِ سوال رو بده
.بده - .بشین تا شاید بدم -
.باید طبق سطحت رفتار کنی
.گفتم بشین
.این صندلیِ منـه
.این دفتر منـه
.میدونم - .من اونجا میشینم -
.جایی که نشستی .سر جای من نشستی
.اوه، فکر میکنی بامزهست
.یه سوال سادهست
خوشت اومد، هنری؟
دوست نداری تحتِ کنترل باشی؟
حتی یک بار؟ واسهی یک لحظه؟
ندونی چه اتفاقی میوفته؟ ممکنه چه اتفاقی بیوفته؟
.من دوست داشتم
خوشت اومد که من دوست داشتم؟
.کافیـه
.نه - چی؟ -
.صبر میکنی
...لنینا - ،صبر میکنی -
،و بهت سوما میدم
.بهترین سومای عمرت رو
.شاید بهت ندم
.شاید این سوما رو مصرف نکنی
شاید دیگه تا آخر عمرمون
.سوما استفاده نکنیم
چی میشه؟
بهت که صدمه نزدم، نـه؟ - .نه، خوبـم -
.راههای دیگه هم باید باشه، هنری
...چیزهای
.دیگه این کار رو نمیکنیم
متوجهای؟
.خوبـه. تموم شد
مشاور مارکس؟
اینجا کجاست؟
.با من بیاید لطفا
.بیاید
.جهاندار اعظم، خیلی ممنونـم
...حضور در اینجا باعثِ افتخاره - یکی سازی چطور پیش میره؟ -
.بله... به نظرم خوب پیش میره
.خیر
در حقیقت اصلا پیش نمیره، نه؟
.خب، داره سیستم رو یاد میگیره
.جان هرروزه تو جلسات شرکت میکنه
...و، آم... اونها هرروز
پیکر اجتماعی چطور جان رو جذب میکنه
اونم در صورتی که ندیدنـش؟
.بله. درسته. نه... آره، نه
،گمان میکنم جان به جفت شدن بی میلی نشون میده
اما چند شب پیش توی تالار فیلی
.حادثهای رخ داد - .مطلعم -
،بله و مادرش رو هم از دست داده، البته
و یه جورایی این تروما رو
...به خوبی پردازش نمیکنه، به هیچ وجه. آم
...و همچنین
...عذر میخوام. نمیدونم چطور
...بیان کنم اما، آم
،معتقدم مدیر کل
...مدیر کل سابق، آم
...ممکنه که
پدرش باشه؟
.بله
...بله، معلوم میکنه چرا مدیر کل
.حتما این ننگ و فضاحت غیر قابل تحمل بوده
...و محیا کردنِ همهچیز که از جان میخوایم
.به نظرم به صلاحه چیزی ندونـه
.نه. البته. حق با شماست
...فقط
این سوال هم وجود داره که پیکر اجتماعی
.نسبت به جان چطور واکنش نشون میده - سطحت چطوره؟ -
...سطحم خوبـه. متشکرم. آم
.کارِ تو محافظت نیست
.کارِ تو وفق دادنـه
.جان رو به لندنِ نو معرفی کن
بهش طرز فکر کردن رو یاده بده
.و بهش نشون بده چطور وفق پیدا کنه .بهشون نشون بده
و آم... اگه... اگه نتونم چی؟
.در اون صورت ایندرا اصلاح میکنه
.ایندرا چنین کاری نمیکنه
.این رو به اپسیلونها بگو
.فکر کنم باید بری سرکار
.مدیرکل جدید به زودی از راه میرسه
.خب
میخواستی در چه مورد صحبت کنی؟
.سلام جان
.بهم گفتن پیشرفتِ زیادی داشتی
.عالیـه
میخوای کمی از این فضا فاصله بگیری؟
.نه، راحتـم - .بیاید بچهها -
.خب، نمیتونی تا آخر تو بخش شرطی سازی بمونی، جان
چرا نمیشه؟
...خب، آم - .غذا خوبـه -
.بچهها خیلی باحال هستن
.اون یکی تخمجنـه
.اینطوری نگاهم نکن .میدونی چیکار کردی
جان، یه شهر اون بیرونـه
.چشم انتظارِ آشنایی با توئـه - .آشنا شدیم -
درک میکنم
.چرا ممکنه بی میل باشی اونـم بعد از اون شب
.اوهوم - ...و -
...مطمئنم لندنِ نو میتونه
.مکان گیج کنندهای برای آدمی مثل تو باشه
.من برای همین اینجا هستم
.تا کمکت کنم
...و فکر میکنم
.بهت گفتم من اون کوفتی رو توی چشمم نمیکنم
...بدونِ این تشخیص
...خیلی گول زننده میشه، جان. من اینها رو مشخص میکنم
تشخیصِ چی؟ - .بعنوان مثال رده بندی مردم -
.بدونِ نشانگر، نمیتونی ردهی آدمها رو ببینی
.آلفا. آلفا. بتا. بتا
.گاما. دلتا. بتا. آلفا. آلفا
و البته، اون حرومیهای بیچاره که .تمیز کاری میکنن اپسیلونها هستن
.آفرین
.هرچند اپسیلونها از کارشون لذت میبرن
.صحیح
!واقعا
.میدونی، من تماشاتون میکردم
.همهاش الکیـه
.تو خونه، ما هم رده بندی داشتیم
خب میدونی، خوبـه که
.پیکر اجتماعی و طرز کارآییش رو نظاره میکنی
.به نظر همین الانش خیلی کشیدی
،و میدونم درک کردنش واست سخته
...از جایی اومدی که
.خب، آدمها ناراضی بودن
...اما اینجا
.هیچوقت از نزدیک ندیده بودمشون
.فکر کنم از تو خوشش میاد
.همه خوشحالان
.متصلان. همه وفق پیدا کردن - .مزخرفـه -
.اوه، حرفم رو باور نمیکنی
خب چرا نمیری ازشون بپرسی؟
همم؟ میتونیم بریم بیرون
و جفت شدن رو توی گفتگو ادامه بدیم؟
.جان
.باشه
ببخشید؟ - .بریم -
.عالیه. خوبـه
.از اینجا خوشت میاد، جان .همه اینجا جایگاهی دارن
.اینجا خبری از گرسنگی و خشونت نیست
.لذتهایی هست که نمیتونی تصور کنی
.بچه
.فقط یه ضربه بزن
همه توی زمین بازی هستن؟
.ببخشید که دیر کردم
حقیقت داره؟ - .آره -
.واقعا متاسفم
.میدونی منظورم چیه
راستـه اونقدر وحشی هستی؟
تو تالار فیلی حسابی زدی به سیم آخر؟
چرا بهم نگفتی؟
.از بین این همه آدم از زبون ویویان شنیدم
مگه باید همهچی رو بهت بگم؟
.آره
...میدونی، اگه
...شاید بخش کوچیکی از من
چی؟
.مال خودمه
تو این رو نمیخوای؟
چیزی که مال خودتـه؟ ...چیزی که
...خصوصی و خودمدارانه و
.همه متعلق به کس دیگه هستن
.نه - ...من -
...تو چرا
...تو خیلی - چی؟ -
.عوض شدی
...شاید من یکم - .نه، نخیر -
.تو مثل من هستی .فرنی و لنینا
.ما بتا مثبت هستیم
.از یک چیز خوشمون میاد، یه کار میکنیم
.مثل هم هستیم. دقیقا
تنها تفاوت اینـه که گاهی اوقات
اتفاقات جالب
...بدون هیچ دلیل برای تو رخ میدن و
.بگو
منصفانه نیست، نه؟
.هنری فاستر رو داشتم .تک شریک جنسی بودم
.قوانین رو زیر پا گذاشتم
.باید برم وحشیکده
No comments yet. Be the first to leave one.