Germinal

Germinal

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Germinal 1963 - fa@FrancoFilms
A Commentary by Francofilms
✔ FrancoFilms :ترجمه از گروه تلگرامی مترجم: علی کلان ✔ به سفارش: آقای شهرام اشرف ابیانه

Tags

dvd
professional_translation
Published on: 2025-08-05
Downloads: 51
Hearing Impaired: No
FPS: 25

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ ‫FRANCOFILMS@

:به سفارش

‫ترجمه و زیرنویس: ‫علی کلان

‫سلام.

‫سلام.

‫معدن اینجاست؟

‫این آدرس برای همه جای اینجا هست.

‫برای مکانیک کار پیدا میشه؟

‫ببین، تو تیمت جای خالی نداری؟

‫بگو بینم، اون پایین قبلا کار کردی؟

‫نه. هرگز.

‫بگو، از کدوم طرف میای؟

‫از جنوب، کل شب رو پیاده اومدم

‫چه کاری بلدی؟

‫ماشین کارم تو راه آهن.

‫مثل پسر من.

‫اونم یه جورایی جایگزین شد.

‫کار من تا 12 ساعت دیگه تموم میشه.

‫میریم پیشش، خودش بهت میگه.

‫و بهت بگم، تو تونل‌ها هم دوازده ساعته.

‫مثل همه جا.

‫سلام.

‫حق با اونه، بونمور.

‫بهتر بود بیشتر میرفتی.

‫خدافظ.

‫بونمور، اسم شماست؟

‫نه، یه لقبه.

‫از سه تا حادثه جون سالم به در بردم، ‫نمردم.

‫واسه همین، برای خنده، بهم گفتن بونمور.

‫کار با رئیس‌ها سخته؟

‫به جز ژاندارم‌ها، دیگه هیچ رئیسی نیست.

‫همه چاه‌های منطقه به یه شرکت فروخته شدن.

‫حالا، تو پاریس تصمیم می‌گیرن هر جور که به نفعشونه.

‫به اندازه کافی پول درمیاریم که غذا بخوریم؟

‫بخور نمیر.

‫مدیر شبیه آب‌نباته، ولی برعکسه.

‫درباره مشکلاتش با زنش حرف می‌زنه، ‫و عصبانیش می‌کنه.

‫زاکاری، وقته.

‫ژان-لین، پاشو.

‫سر و صدا هم نکن.

‫اوه، چقدر اعصاب‌خردکنی!

‫یالا.

‫یالا، پاشو.

‫بابا، وقته.

‫بابا؟

‫آه، بله.

‫سلام، بونمور.

‫سلام.

‫بیا، اینم خونه.

‫آیا ماهو کسی رو برای جایگزینی ‫هرشوز پیدا کرده؟

‫نمی‌دونم. ‫چیزی بهم نگفت.

‫پاهام حسابی درد می‌کنن.

‫میرم بخوابم و بهش بگم تو اینجایی.

‫بازم ممنون.

‫خواهش می‌کنم. ‫شب بخیر.

‫بشینید.

‫اسم من اتین لانتیه.

‫من کاترینم.

‫هرشوز. ‫این کار چیه؟

‫هل دادن واگن‌ها.

‫وقتی خالی هستن، خودشون میرن.

‫وقتی پر هستن، زیاد جالب نیست.

‫و این کاریه که من می‌کنم.

‫- همین؟ ‫- همین، ولی دوازده ساعت طول می‌کشه.

‫و تو این یارو رو می‌شناسی؟

‫نه، میگه از راه‌آهنه.

‫بچه رو ساکت کن!

‫شیر می‌خواد، من دیگه ندارم.

‫وانمود کن.

‫کم یا زیاد، ساکت میشه.

‫نوبت شماهاست.

‫دیگه پول ندارم.

‫پونزده روز دیگه حقوق می‌گیریم.

‫نمی‌تونیم سه روز بدون غذا بمونیم.

‫مگرات میدونه ما کی هستیم.

‫اونم میدونه که ۵۲ فرانک بهش بدهکاریم.

‫ممنون.

‫دیگه سوپ نداریم؟

‫همینه.

‫و نون هم نیست؟

‫نگهش داشتم واسه صبحونه ساعت ۱۰.

‫صبح بخیر.

‫پیرمرده گفت دنبال کار می‌گردی.

‫یه کاسه سوپ بهش تعارف نکردی؟

‫ممنون، خوردم.

‫یه هرشوز از تیمم رو از دست دادم.

‫جاشو بهت میدم.

‫و پولشو بهت میدم.

‫ولی بیشتر نه.

‫طبیعیه.

‫من زنا رو می‌فهمم.

‫تقصیر شما نیست.

‫ولی به من لطف می‌کنید.

‫موافقیم.

‫کاترین، تو بهش توضیح میدی.

‫خب، بیدار نشدیم؟

‫بله.

‫میریم، پیرمرد.

‫بیا، بیا.

‫بیا، کاترین.

‫امشب تو راه خاکی همدیگه رو می‌بینیم؟

‫با تو نه، خوک پیر!

‫و شاوال؟

‫اون نیست؟

‫نه. ‫اون قبلاً پایین رفته.

‫اون باز هم خوب میشه.

‫روزای اول اینجوریه.

‫کمتر خسته میشی.

‫کاترین، گیره موی منو بهش بده.

‫- و شما؟ ‫- ماهوها کله‌شون از چرم جوشونده هم سفت‌تره.

‫و رئیس پوریون؟

‫تکون نخور.

‫باهاش حرف زدم.

‫اجازه گرفتی باسن منو نیشگون بگیری؟

‫چرا؟ ‫دخترا خوششون نمیاد؟

‫عاشقشن.

‫ولی به شرطی که منم دوست داشته باشم.

‫ولی برای سلام کردن بود.

‫- خداحافظ. ‫- اوه، خداحافظ.

‫این جدیده با کاترین کیه؟

‫هیچ وقت ندیدمش.

‫بد نیست.

‫این بیل برای کندنه.

‫و این چکش برای تراشیدن.

‫تو چقدر چیز بلدی.

‫اینو وقت داشتم بشناسم.

‫ولی من سواد ندارم.

‫اگه بخوای، یادت میدم.

‫در این بین، تا ببینیم چقدر می‌ارزه.

‫می‌دونی که اینجا، خیلی غریبه‌ها رو دوست نداریم.

‫خلاصه، فقط همین دفعه.

‫بار اول که میری پایین خیلی حال میده.

‫خیلی عمیق میریم پایین.

‫۷۰۰ متر.

‫وقتی ما خم میشیم، تو هم خم شو.

‫امروز صبح، تو کرومب، خانم هنبو ‫لباس پخش می‌کنه.

‫مدیره دل بزرگی داره.

‫بچه‌های ما، لباس که ‫نمی‌خوان، این هوا رو می‌خوان.

‫چطور؟

‫خوردی به جایی؟

‫این الوار بود که ضربه خورد.

‫این بهت یاد میده به ما گوش کنی.

‫چه غلطی می‌کنید، لعنتی؟

‫انقدر غر نزن.

‫باید آلیس بزرگ رو جایگزین می‌کردیم.

‫حالا دیگه پسرا نون دخترا رو می‌خورن.

‫شروع کردی؟

‫سؤال بیخود. ‫یه واگن کامل باید خالی بشه.

‫چی شده؟

‫واگن از ریل خارج شد.

‫بذار من انجام بدم. ‫قلق داره.

‫دیدی؟ ‫من عادت دارم.

‫ممنون.

‫اگه میشه، نون می‌خوام.

‫و یه تیکه چربی، اگه میشه.

‫اینو مگرات تصمیم می‌گیره.

‫دقیقاً، داره موجودیشو چک می‌کنه.

‫خیلی خوب.

‫وقتی تو مهربونی، منم مهربونم.

‫هر کس هر چی داره میده.

‫این اساسشه.

‫دوستت کلم دوست داره.

‫هی، دوستت سوپ کلم دوست داره.

‫حتماً، آقای ‫مگرات.

‫بیا.

‫اینم یه دونه قشنگ. ‫من اینو بهش میدم.

‫- ویکتور! ‫- چیه؟

‫با تو کار دارن. ‫بله، الان میام.

‫- از اونجا برو. ‫- ممنون، آقای مگرات.

‫ممنون، ویکتور.

‫ممنون، ویکتور.

‫پس، شمایید.

‫و با بچه‌ها.

‫پدر مگرات رو می‌شناسیم.

‫آخر ماهه.

‫بچه‌ها رو میاریم تا دلش نرم بشه.

‫-می‌خواستم بگم که برای اون بدهی کوچیک... ‫-نمیخوام در موردش حرف بزنم.

‫نحیف هستن، بیچاره‌ها. ‫دل آدم کباب میشه.

‫شکر، برنج، ‫ماکارونی می‌خوان.

‫دقیقاً، اگه ممکنه... ‫هر چی گفتم رو بده.

‫و دیگه چی.

‫بدون تعارف بگو...

‫و دیگه با من...

‫چربی؟

‫یه تیکه خوب.

‫این نون قشنگ، شاید.

‫نخود فرنگی برای سوپ و عدس.

‫عدس دوست دارن؟

‫معلومه.

‫خیلی نازن.

‫صابون.

‫ولی سه قالب.

‫و اگه چیزی کم بود، به کاترین بگید.

‫و من اضافه می‌کنم وقتی بیاد همه اینا رو ببره.

‫کاترین؟

‫ولی من سبدمو دارم.

‫دوست دارم کاترین رو ببینم.

‫اون دیگه هیچ وقت نمیاد.

‫چرا؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left