The first 200 lines.
من جری لاندگارد هستم
تو جری لاندگاردی؟
آره
شپ پرادفوت گفت
کارل: شپ گفت ساعت ۷:۳۰ اینجا باشی. قضیه چیه مرد؟
شپ گفت ۸:۳۰
یه ساعته اینجا نشستیم
این رفیقمون تا حالا سه بار رفته دستشویی
واقعاً معذرت میخوام. شپ به من گفت ۸:۳۰
فکر کنم یه سوتفاهمی شده
ماشین رو آوردی؟
آره، حتماً
اونجا تو پارکینگه، یه سیرای قهوهای سوخته، کاملاً نو
آره، باشه. خب، پس بشین
من کارل شوالتر هستم
اینم همکارم، گییر گریمسرود
آره. چطوری؟
خب، پس سرِ این قضیه ردیفیم دیگه؟
حتماً جری، همه چیز ردیفه. چرا نباشه؟
آره، نه، مطمئنم که هستین
شپ ضمانت شما رو کرده و این حرفها
من به شماها اعتماد کامل دارم
خب پس فکر کنم تمومه دیگه
اینم کلیدها
کارل: نه جری، تموم نیست
هان؟
ماشین نو به اضافهی ۴۰ هزار دلار
آره، ولی قرارمون این بود که اول ماشین باشه
بعد ۴۰ هزار تا، انگار که مثلاً پولِ خون (باج) باشه
فکر کردم شپ بهتون گفته
شپ چیز زیادی به ما نگفت، جری
خب، باشه
فقط گفت که ساعت ۷:۳۰ اینجا باشی
آره، خب، اون سوتفاهم شده بود دیگه
آره، قبلاً گفتی
آره، ولی اینطوری نیست که کلِ پول رو اول بدیم
ببینید، من یه ماشین نو رو جلو جلو بهتون میدم، و بعد
نمیخوام باهات بحث کنم، جری
باشه
نمیخوام اینجا بشینم و چونه بزنم
فقط این رو بگم
چیزهایی که شپ به ما گفت، خیلی منطقی به نظر نمیرسید
اوه، نه. کاملاً حسابشدهست. همهچیز ردیفه
تو میخوای زنِ خودت دزدیده بشه
آره
تو
حرف من اینه که
تو باج رو میدی، چقدر؟ ۸۰ هزار دلار؟
یعنی نصف باج رو که ۴۰ هزار دلاره به ما میدی، نصفش رو هم برای خودت نگه میداری
این یعنی از این جیب به اون جیب کردن
اصلاً با عقل جور در نمیآد
خب، ببینید، قرار نیست من پول باج رو بدم
قضیه اینه که زنم، اون پولداره
باباش... وضعش خیلی توپه
راستش، من یکم تو دردسر افتادم
کارل: چه جور دردسری، جری؟
خب، اون... نمیخوام وارد جزئیاتش بشم
ببینید، من فقط به پول نیاز دارم
خب، بابای اون وضعش خیلی خوبه
پس چرا از خودش پول نمیخوای؟
یا از اون زنِ لعنتیت، میفهمی؟
یا از زنِ لعنتیت، جری؟
خب
این همهش بخشی از این نقشهست
اونها نمیدونن من به پول نیاز دارم، متوجهی؟
خب، این یه طرف قضیه. حتی اگه میدونستن هم بهم نمیدادن
این هم یه مشکل دیگه روی قبلیها
ببینید، اینها مسائل شخصیه
مسائل شخصی؟
آره، مسائل شخصی که لازم نیست
باشه، جری
تو داری این مأموریت رو به ما میسپاری ولی نمیخوای
نمیخوای
ولش کن. بیا بریم یه نگاهی به اون «سیرا» بندازیم
عزیزم؟
سلام عزیزم! خوش اومدی
فارگو چطور بود؟
آره، خیلی خوب بود
بابا اینجاست
گوینده تلویزیون: ...با پنج گل زده در سال جاری، بهترین گلزن تیم بجرز هست
چطوری، وید؟
آره، بد نیستم
چی داری میبینی؟
بازی گافرز
با کی بازی دارن؟
اوه
خب، پس برای شام میمونه؟
آره، فکر کنم
بابا؟ وید: چی؟
برای شام میمونی؟
وید: آره
اجازه هست برم؟
تموم کردی؟
آره. دارم میرم بیرون
کجا میری؟ همینطوری بیرون
فقط میرم مکدونالد
۹:۳۰ برگرد. باشه
تازه غذا خورد. همهاش رو نخورد
به جای اینکه غذاش رو تموم کنه، میره مکدونالد
دوستهاش رو اونجا میبینه. اشکالی نداره
مکدونالد اشکالی نداره؟
فکر میکنی اونجا چیکار میکنن؟
مطمئن باش فقط میلکشیک نمیخورن
اشکالی نداره بابا
وید، فرصت کردی فکر کنی دربارهی
اون معاملهای که در موردش حرف میزدم
اون ۴۰ جریب زمین توی ویزاتا؟
بهم گفته بودی
آره، گفتی باید در موردش فکر کنی
درک میکنم. پول زیادیه
خیلی زیاده. گفتی میخوای اونجا چی بسازی؟
خیلی چیزها. اون یه
میدونم زیاده
منظورم یه پارکینگِ بزرگه
خب، ۷۵۰ هزار دلار خیلی پوله
آره، خب، رقم درشتیه، ولی
من اواخر دههی ۵۰ چندتا قطعه زمین داشتم. کلی پول باختم
پولِ خیلی زیادی. آره، ولی فرقش اینه که
فکر کردم قراره زمین رو به استن گراسمن نشون بدی
اون قبل از اینکه چیزی به دست من برسه، ردش میکنه
خب، استن میگه «کنسله». واسه همین هم بهش حقوق میدی
من دارم از تو میپرسم وید
این میتونه برای من و جین و اسکاتی واقعاً خوب بشه
جین و اسکاتی هیچوقت لازم نیست نگران باشن
این «پنکیکخونه» کجاست؟
چی؟
بریم پنکیکخونه
مگه دیوانهای؟ صبحانه پنکیک خوردیم
باید بریم یه جایی که بتونم یه پیک
و یه آبجو و شاید یه استیک بخورم
دیگه پنکیکِ لعنتی نمیخوام. بیخیال
اوه، بیخیال مرد
خیلی خب، یه فکری
میتونیم بیرونِ «برینرد» توقف کنیم
اونجا یه جایی رو میشناسم که میتونیم حال کنیم. نظرت چیه؟
الان بدجوری گشنمه، میفهمی که
آره، آره، ای بابا. میگم اول وایمیستیم پنکیک میخوریم
بعدش میریم سراغ اون یکی کار، باشه؟
زن پشت بلندگو: لو دیاموند، خط یک
مرد: ما دقیقاً همینجا تو همین اتاق نشستیم
و بارها و بارها این موضوع رو چک کردیم
آره، ولی اون «تی-کوت» (پوشش محافظ)
من دقیقاً همینجا نشستم و گفتم که تی-کوت نمیخوام
آره، ولی دارم میگم که اون تی-کوت
اگه نزنی، ماشین دچار زنگزدگی میشه
اون موقع خیلی بیشتر از ۵۰۰ دلار برات آب میخوره
نشستی اونجا
داری حرفهای قلمبه سلمبه میزنی
یه جوری حرف میزنی انگار قبلاً در موردش حرف نزدیم
آره، ولی این تی-کوت
ما روی ۱۹،۵۰۰ دلار توافق کرده بودیم
نشستی اونجا و بهم نگفتی که
این ماشین رو با این امکانات بهم میدی
بدون اون پوشش محافظ، با قیمت ۱۹،۵۰۰ دلار
بسیار خب، نمیگم که نگفتم
دقیقه پیش بهم زنگ زدی و گفتی ۲۰
آمادهست که بیام تحویل بگیرم
گفتی: «پاشو بیا ببرش»
حالا اومدم اینجا و داری وقت من و زنم رو تلف میکنی
و من هم دارم واسه این ماشین ۱۹،۵۰۰ دلار میدم
خیلی خب
با رئیسم صحبت میکنم
ببینید، اونها این تی-کوت رو توی کارخونه نصب میکنن
کاری از دست ما برنمیآد ولی با رئیسم صحبت میکنم
این آدمها رو ببین. اینها
همیشه همینطوره. همیشه یه پولی میکشن روش
یکشنبه میری بازی گافرز؟
اوه، شک نکن
بلیط اضافه نداری؟
شوخی میکنی؟
خب
اون هیچوقت قبلاً این کار رو نکرده
اما چون شرایط خاصی پیش اومده و این حرفها
گفت میتونم ۱۰۰ دلار از قیمت اون تی-کوت کم کنم
دلار؟ ۱۰۰
تو به من دروغ گفتی آقای لاندگارد
تو یه دروغگوی وقیحی
زن: باکی، لطفاً
یه دروغگوی لعنتی
باکی، خواهش میکنم
دسته چکم کدوم گوریه؟
بیا این قضیه رو تمومش کنیم
کجاست؟
اد مکماهون: از هالیوود، برنامه امشب با اجرای
من دارم در مورد استعدادهای تو حرف میزنم
اوهوم
تو دانشآموزِ متوسطی (در حد نمره C) نیستی
آره
ولی داری نمرههای متوسط میگیری
همین تفاوتِ بین استعداد و نمرهت هست که من و بابات رو نگران کرده
اوهوم
میدونی «تفاوت» یعنی چی؟
آره
باشه! خب واسه همینم هست که ما
نمیخوایم بری سراغ هاکی
اوه، بیخیال
بیخیال. مگه چه خبره؟ فقط یک ساعته
یه لحظه صبر کن
اسکاتی: مگه چه خبره؟
الو؟
No comments yet. Be the first to leave one.