The first 200 lines.
تــــک شـــلـــيــــک
تــرجــمــه از حامد و رضا Batlaghi & Reza Soprano
.گه بزنن
.نه
.نه. نه
! نه
... نه
... اوسکلهاي عزيز ... حالا
گمونم فهميديد که من رفتم. ديگه .تحملش رو نداشتم. نه ديگه
... پدر رضاعيام دائم الخمره و اخلاقش سگيه
."بايد وکيل بگيري، "جانو
.چون با بيمحلي تو، رفع و رجوع نميشه
سايمون" ؟"
پسر، خر مخت رو گاز گرفته ؟
پس فکر کردي کدوم پفيوزيه ؟
.فکر ميکردم که رفتي ... رفتي غرب
.ـ همون کار پل ."ـ پل کيري رو ساختن و تموم شد "جانو
.بيکار و بيعار نشستم اينجا
ـ با کي حرف ميزدي ؟ ـ چي ؟
ـ چي باعث شد که فکر کني وکيل لازم دارم ؟ ."ـ "جس
جس ؟
.آره. امروز تو رستوران "پافي" پيشخدمتم بود
گفت که با "نولان" رفته شهر و برگهي .طلاق رو گذاشته تو کاسهات
.و تو هم نميري يه وکيل بگيري
.گه بزنن. اينا قديمي شده. سايمون
.خب. نه براي من. واسه من نشده .رفته بودم براي متهزني فولاد تو مونتانا
اين سه ماه رو اونجا بودم. يادته که ؟
جس گفت که ميخواد برگرده .مدرسه و معلم بشه
ـ معلم ؟ .ـ آره
ميدوني آخر خط کجاست "جانو" ؟
.وقتي که ديگه قلبت نزنه، رفيق
.بقيه چيزها فقط وقفه است
آيرا هولنبک" رو چقدر خوب ميشناختي ؟"
ـ چقدر خوب چي ؟ .ـ وقتي واسش کار ميکردي
،والا، نزديک يه سال براش کار کردم
.قبل از اينکه اون و "مالي" کشته بشن
.ـ رييس بامعرفتي ميدونستمش ـ آره ؟
آره. ولي منو داشته باش. برو يه ."سر، وکيل منو ببين. "دگرد پيت
.طلاق نميخوام سايمون. ميخوام خانوادهام برگردن
باشه. ولي در هر حال، برو .ببينش. هوات رو داره
فکر کردي فلنگ رو بستي ، ها ؟ جان ؟
منو ميشناسي ؟
.اينجا شهر کوچيکيه ، جان .دگرد پيت
... سايمون بريدلاو گفت
که بايد با يه آدم اينکاره مثل .تو درباره اين حرف بزنم
.بفرما تو جان
.بزار ببينيم چي تو چنته داري
اين ابلاغيه رو بيش از 40 روز .پيش بهت تحويل دادن
.قانون فقط 20 روز مهلت ميده تا جوابش رو بدي
.زير چيزي رفته بود و نديدمش
.خدا رو شکر که مساله خطيري نيست
.کمکت رو لازم دارم. تمايلي به طلاق ندارم
.ـ منو و جس تو اين زمينه توافق نظر ندارم .ـ خيلي متاسفم
.ـ يه فکرايي واسه پسره زده تو مَلاجش ـ پسرت ؟
،نولان. بعد از اينکه دنيا اومد
.ـ جس، نگاهش به اوضاع متفاوت شد ـ متفاوت ؟
.آره. يهو بي خبر، توقعاتش رفت بالا
.من هميشه زندگي رو تامين کردم
نميتونه بگه که من تامينشون . نکردم. لَش و تنبل نيستم
اينجا اومده که از اون موقع که پدرت مزرعهاش رو از دست داد، نتونستي يه شغل رو حفظ کني ؟
.نه جناب. کلي شغل داشتم
.کلي شغل. فقط طولاني مدت نبوده ... حتي تو اون لبنياتي هم کار گرفتم
... تا براش چند تا خنزر و پنزر بگيرم
... و وقتي اون کار رو از دست دادم ... اون
نميتونم تمام روز رو تو خونه .مثل مرغ بشينم رو تخم
.تو مزرعه بزرگ شدم. جور ديگهاي تو کتم نميره
چطور ميتونم کمکت کنم جان ؟
.قبلا يه بار به مشاوره اشاره کرده بود
.اگه برش گردونه خونه، ميرم مشاوره
.اينو به وکيلش بگو
.با والدينت آشنا بودم
.من نماينده بانک بودم
... وقتي که مزرعهشون براي بدهي تصرف و
.به "سسيل نوبي" فروخته شد .ناراحت بودم. همهمون بوديم
بانک هر چي در توانش بود، انجام .داد تا بابات رو پاي خودش بمونه
... ولي اوضاع اقتصادي اون زمان
.و بابات هم بيش از توان ماليش خرج کرده بود
.آره
.و البته ... مريض شدنش
جان ؟
... سوالي که بايد از خودت بپرسي اينه که
با من راحت خواهي بود ؟
سايمون گفته که تو از بقيه ... وکيلاي شهر ارزونتري
ـ اين يعني کارت خوب نيست ؟ ... ـ والا
مزد و اجرت، شکلهاي مختلفي .به خودش ميگيره، جان
.شکل اصليش همون پوله
.من نه زن دارم و نه خانواده. فقط موکلام رو دارم
.و اکثرا هم اوضاعشون رقتآور و بيريخته
مثلا رفيقت ، سايمون رو از ميون .خوشي و ناخوشي زندگيش ميشناسم
از چه هچلهايي تا حالا نجاتش دادي و چقدر جدي بوده ؟
.والا، اين بين خودم و خودشه، جان
درست همونطور که هر چيزي رو ... که به عنوان وکيلت به من بگي
.بين من و تو ميمونه
... نکنه که نگران خبرگي من تو وکالت هستي
... به خاطر مشکلاتي که با
جنگلباني داشتي ، هان ؟
... تو
بازداشتهات براي شکار غيرقانوني ... الان سه تا شده ؟
.همش تو پرونده اومده
متاسفانه فکر کنم که يه بازداشت ديگه باعث .بشه که به مشکلات جديتري بربخوري
.به جاي اينکه فقط چند روز بيفتي تو هلفدوني
درگير اموري با اين ماهيت نيستي که، ممکنه ... که مانع بشه که بتوني حضانت بگيري
يا حق ملاقات با فرزندت رو داشته باشي، درسته ؟
.نه جناب .نه جناب
.طلاق نميخوام
ميخوام خانوادهام برگرده. تا جايي که ميتوني، روند کار رو به تعويق بنداز
.ممنون از وقتي که گذاشتي
.ممنون
.خوشگل شدي
ـ از دوستانت ـه؟ ـ فقط يه ياروييـه که .داره دنبال يه باباي ديگه ميگرده
ـ کدوم ياروي ديگهاي ؟ .ـ يه يارويي که ارزش شناختن نداره
،يه يارو به اسم "مرغ". اگه ببينيش .ميفهمي که اسمش بهش ميخوره
ميخواي سفارش بدي ؟
.آره. يه چيزبرگر ميخوام
.يه فنجون قهوه
ـ چه نوع پنيري ؟ .ـ خودت ميدوني چه نوعي، جيگر
سالاد کلم ؟
.ـ نه. سالاد کاهو بيار .ـ تو که سالاد کاهو نميخوري
.والا، با خودم گفتم که يه امتحان ديگهاي کنم
.دکتر گفته برام مفيده
.يه سالاد کاهوي گنده بيار
همونطور که خواسته بودي يه وکيل ... گرفتم. بهش گفتم که به وکيلت بگه
.ـ که من حاضرم که برم پيش مشاور !ـ خب، گمونم که بايد بري
.منظورم با همديگه است
.جان
.فکر ميکردم که پيشنهاد خودت بوده
.ـ مال موقعي بود که از هم جدا نشده بوديم .ـ جدا نشديم. تو ول کردي رفتي
.با پسرمون. يه روز بعد از اينکه بيکار شدم
... ـ ميدونم که زمانش بد بود .ـ يه چيزايي تو خونه براي شما دو تا گرفتم
ـ بعدا برات ميارمشون. نظرت چيه ؟ ـ چه چيزهايي؟
.خوراکي و مايه تيله
.نميشه الان بدي من ؟ تا ساعت 8 کلاس دارم
.ـ پس بعدش ميام ... ـ ترجيح ميدم که امشب نياي
ـ چرا نه ؟ ميخواي بري پيش دوست پسرت ؟ .ـ الان نميتونم حرف بزنم
الان نميتوني دربارهاش حرف .بزني. بعدا هم نميتوني حرف بزني
ـ پس کي ميتوني حرف بزني ؟ .ـ شرمنده
! ـ شرمنده و دسته خر ! يا خداي باري تعالي .ـ پس ميام يه سر نولان رو ببينم
ـ اون موقع خونه است، نه ؟ .ـ وقت خوبي نيست
.بايد ببينمش
.و تو رو
.يه چيز مهمي درباره آيندهمون بايد بهت بگم
... ـ جان. من .ـ ببين چه گندي زدي به شلوار من
ـ شلوار سگ صاحابت چي شده مگه ؟ .ـ انگار شاشيدن روش
... ـ والا ـ مشکلي پيش اومده ؟
مگه نگفتم نيا اينجا و الم شنگه درست نکن ؟
.زياد حرص نخور پافي. اينجا رديفيم با هم
.رديفيم يا نه ؟ شلوارت رو هم تميز کن
.ـ راست و ريستش کرديم .ـ آره والا. راست و ريست کرديم
.ـ پاکت لامصب رو بنداز زمين ـ مگه اينجا خيابون "بلمونت" شماره 1201 نيست ؟
.باهات شوخي ندارم ، داش
.باشه. فکر کنم خونه رو اشتباهي اومدم
. آره. به احتمال کير خر
.نه. اشتباه نيومده
.ـ اين جانه ـ جان ؟
.شوهره
."من دوست جس هستم. "کارلا
از رستوران پافي ؟
.پرستاري بچه رو ميکنم
پرستاري بچه ؟
ـ گه بزنن. جس کجاست ؟ .ـ نپرسيدم
تو اين تلويزيون کيري، فيلم سوپر نگاه ميکنيد ؟
.ـ آره والا.جزئي از حقوق اساسي ماست .ـ واسه من اسلحه کيري کشيدي
.باشه حاجي. ميذارمش کنار
! جلوي بچه من بکن بکن راه انداختين
.والا خوابيده بود
.تا اينکه تو بيدارش کردي جان
وقتي که برگشتم بهتره که يا .لباس تنت باشه يا رفته باشي
نميخوام اين لش زشتت رو تو .خونهي زن و بچهام، لخت ببينم
.هي. هي. بابايي اومده
ميتوني بگي بابا ؟
.گه بزنن
.چيزي نيست .چيزي نيست
.ـ بده من بغلش کنم جان ـ چش شده ؟
.عادت نداره که تو رو ببينه، فقط همين
يعني چي که عادت نداره منو ببينه ؟
.ـ ميدونم جيگر. هيچي نيست ـ چش شده ؟
شماها باهاش چيکار کردين ؟
.فقط يه کم خوف کرده، همين
.آره. جيگر
آره ؟
.هي
.به جس ميگم که اينجا چه بساطي پياده کرده بوديد
! اين خط، اينم نشون
چطوره ؟
! بگو باي باي بابايي
... ميدوني ، با اون نگاه تو صورتت
.فکر کردم که منو يادت مياد
فقط موندم که چرا نميري تو . خونهي خودت بزني توش
.گه بگيرن. خودت که ميدوني چه وضعيه، جان
کيرم آروم و قرار نداره. منم .غلام حلقه به گوششم
! ميزنمش توش که در نره
.هنوز حاليم نشده که چرا اينجا تلپي
... والا
هيچکدوم از ساکنين خونه ازم .نخواستن که از اينجا برم
آره. خب. آدماي بيشعور صبر نميکنن ... تا بيشعوريشون رو
.نشون بدن
... زپلشک. جان. اين که چيزي نبود
. بايد چند دقيقه زودتر ميومدي
!عين پيک پيتزايي، اصل ماجرا رو ميديدي
اينو بذارم يخچال ؟
No comments yet. Be the first to leave one.